کارشناس مسائل سیاسی:

فقر و تنگدستی کمترین خیانت نظام شاهنشاهی به مردم تنگستان است

فقر و تنگدستی کمترین خیانت نظام شاهنشاهی به مردم تنگستان است
یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: تنگستانیها نیز همچون دیگر نقاط ایران اسلامی خاطرات تلخ و وحشتناک دوران پهلوی را از یاد نخواهند برد، دورانی که فقر و تنگدستی کمترین جنایت و خیانت نظام شاهنشاهی به مردم این دیار بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس، حامد جعفری کارشناس مسایل سیاسی به بهانه جشن چهل سالگی انقلاب در گفتگو با سپاس گفت: دویست سال جنایات پهلوی و قاجار بلایی بر سر اقتصاد ، پیشرفت و آبادانی استان بوشهر آورد که اگر بخواهیم از گوشه گوشه آن صحبت کنیم ساعتها و روزها باید نوشت و مطلب ارائه کرد تا شاید اندکی از خیانتهای این صفاکان تاریخ ایران اسلامی بیان شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سپاس,

وی ابراز داشت: بوشهر در حالی درابتدای دوره پهلوی اول به عنوان مهمترین بندر تجاری محسوب می شد که رفته رفته با گذر زمان و خیانتهای دولت مرکزی سهم خود از سیاست های اقتصادی این دولت را بطور کلی از دست داد و تنها رشد قاچاق، ناامنی و نابسامانی بود که عاید مردمان این دیار شد.

,

جعفری تصریح کرد: مجلس شورای ملی که پر از خایینین به ملت بودند در آن دوران سیاه ایران در تصویبات متعدد به دولت و وزارت فواید عامه اجازه داد تا مهندسین و متخصصینی از کشورهای آمریکا، آلمان، سوئیس، بلژیک و هلند برای اجرای طرح های اقتصادی استخدام کند و این چیزی جز خیانت نظام شاهنشاهی در راستای عدم اجازه به فرزندان ایران برای رشد علم و پیشرفت نبود.

,

, ,

وی اظهار کرد: تنگستان در دوران 53ساله پهلوی و به طور اخص پهلوی دوم شاید از نثار شهید سهمی نداشته باشد ولی می شود هنوز هم آثار خیانتها و سیاستهای کثیف حکومت منحوس پهلوی و ظلم و استبدادی که بر مردم بیچاره این دیار روا داشتند را بر پیکر تنگستان و تنگستانی دید.

,

این کارشناس سایل سیاسی گفت: در حالی که فقر و تنگدستی ، ظلم و زور گویی و خیانت بر سر مردم تنگستان سایه افکنده بود انقلاب اسلامی با ظهور و بروز خود دنیایی دیگر را برای مرد دلیرتنگستان به ارمغان آورد.

,

وی گفت: قانون نانوشته ای است که میگویند زور و استکبار پابرجا نمی ماند و سرانجام شوم شامل حالش میشود.

,

جعفری اضافه کرد: ابتدای دوران پهلوی با روی کار آمدن رضاخان قلدر بود که به زور به روی کار آمد و نمایندگان مجلس را وادار کرد که او را به عنوان جانشین خاندان قاجار معرفی کنند سرانجامش در جزیره موریس رقم خورد.
وی بیان داشت: فرزندش محمد رضا شاه با حمایت آمریکایی ها تبدیل به ژاندارمری منطقه شده بود توسط خود آنها مورد بی‌مهری قرار گرفت و در سرزمین بیگانه دفن شد.

,
,

جعفری افزود: این خاندان باعث رکود و وابستگی و بی اعتباری در منطقه با توجه به دوستی که با قوم یهود که اعراب منطقه ایران را اخ الیهود می نامیدند واین خود زمینه سرکوب اسلام و تشیع را به دنبال دات و در جای دیگر با رشد فرقه های ضاله همچون گنابادی ها و بهائیت می خواست نقطه مقابل الام شیعی را بعنوان یک جریان علیه مذهب تشییع گسترش دهند.

وی گفت: مردم ایران نیز با توجه به دوران خفقان و تاریکی که توسط این خاندان ایجاد شد نای نفس کشیدن و اعتراض را نداشتند و اگر هم می بود در سریع ترین زمان ممکن شناسایی و به سیاه چال های مخوف خود می انداختند و سرانجامی جز مرگ آنها را بدرقه نمی کرد.

جعفری تصریح کرد: شهرستان دار الحماسه تنگستان نیز مثل دیگر شهرها و روستاهای سراسر کشور از ظلم و بی عدالتی و و عقب‌ماندگی چیزی کم نداشت.در دوران منحوس پهلوی زندگی مردم این منطقه در بخش مرکزی بر پایه کشاورزی و دامپروری می‌چرخید و بخش ساحلی ماهیگیری و بعضاً تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس راهی برای گذران زندگی مردم بود.

وی ابراز داشت: به گواه گذشتگان دوران پهلوی پ است از خاطرات تخلخ بیچارگی و بدبختی مردم که اگر بخواهیم برای مثال به یکی از این بدبختیها اشاره کنیم باید دوران قحطی که بر زندگی مردم گسترانیده شده بود را مثال بزنیم که کمبود مواد غذایی در روستاهای تنگستان به اوج خود رسیده بود و مردم برای فرار از گرسنگی مجبور بودند به سمت بخش مرکزی که دارای نخلستان های فراوان بود دستبرد بزنند و از فرط گرسنگی روزها نخلستان کمین گاه زورگو ها بود تا از باغداران آن روز ها اخاذی کنند.

این کارشناس امور سیاسی متذکر شد: در این دوران مردم از نظر بهداشت آب و برق در محرومیت مطلق بودند و اگر هم آب و برقی بود با بدترین کیفیت فقط در مرکز شهر راه اندازی شده بود و روستاها تا اوایل دهه ۶۰ هجری شمسی هنوز از نعمت برق بی بهره بودند در بحث سواد آموزی و تحصیل تعداد اندکی در مقاطع علمی بالا و دانشگاهی در این شهرستان به مراکز آموزش عالی راه پیدا کردند و سرانجام دختران به لحاظ تحصیل چیزی جز کم سوادی و بی سوادی نبود.

جعفری خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم اقتصاد مردم را در دوران منحوس پهلوی بازگو کنیم باید گفت که از نظر اقتصادی مردم تنگستان چون شغلی یکسان داشتند در یک سطح اقتصادی زندگی می‌کردند و اندک کسانی بودند که درآمدی بالاتر نسبت به دیگران داشته اند به خاطر سفر به کشورهای همجوار و پرداختن به شغل جاشویی و ملوانی و بعضا تجارت و آشنایی با برخی مشاغل کسب و کار را برای عده‌ای فراهم کرده بود.

وی افزود: نگاه کلی این بود که مردم تنگستان فقر را به تمام و کمال در پوست و گوشت و جان خود احساس می کردند.

جعفری بیان داشت: از نظر بهداشت و درمان تا اوایل انقلاب اسلامی ایران تنها دارو های محلی درمان درد مردم بود و افراد به هیچ گونه دارویی دسترسی نداشتند و این خود نشانه ظلمی بود که دولت مرکزی به مردم روا می داشت که به مردم می شد وجود نداشت بسیاری از بیماری‌های مردم ناشناخته مانده بود و مرگ و میر های فراوانی که نوزادان تازه به دنیا رسیده و حتی دیگر مردمان این دیار را به کام مرگ می کشاند.

وی خاطر نشان کرد: این شهرستان نیز همانند دیگر نقاط ایران از نیروی پزشک بی بهره بود و در اواخر دولت و حکومت پهلوی این پزشکان بیگانه و به طور اخص پاکستانی بود که به ویزیت مردم مشغول بودند و دکتر ایرانی واژه ای گم در مدیریت بهداشت آن دوران در تنگستان ما بود.

جعفری افزود: در زمینه ورزشی تیم های ورزشی که فقط فوتبال و بعضاً در اندک جاهایی والیبال را انتخاب کرده بودند راه گذران اوقات فراغت جوانان این دیار را به خود اختصاص داده بود آن هم بصورت کامل ابتدایی و محله ای تیم های ورزشی با اندک امکانات اداره می شدند و مسابقات هم خیلی ساده و با کمترین درجه اهمیت در این منطقه برگزار می شد و هیچ توجهی به ورزش و تربیت بدنی در دوران منحوس پهلوی در این دیار وجود نداشت.

,

جعفری افزود: این خاندان باعث رکود و وابستگی و بی اعتباری در منطقه با توجه به دوستی که با قوم یهود که اعراب منطقه ایران را اخ الیهود می نامیدند واین خود زمینه سرکوب اسلام و تشیع را به دنبال دات و در جای دیگر با رشد فرقه های ضاله همچون گنابادی ها و بهائیت می خواست نقطه مقابل الام شیعی را بعنوان یک جریان علیه مذهب تشییع گسترش دهند.

وی گفت: مردم ایران نیز با توجه به دوران خفقان و تاریکی که توسط این خاندان ایجاد شد نای نفس کشیدن و اعتراض را نداشتند و اگر هم می بود در سریع ترین زمان ممکن شناسایی و به سیاه چال های مخوف خود می انداختند و سرانجامی جز مرگ آنها را بدرقه نمی کرد.

جعفری تصریح کرد: شهرستان دار الحماسه تنگستان نیز مثل دیگر شهرها و روستاهای سراسر کشور از ظلم و بی عدالتی و و عقب‌ماندگی چیزی کم نداشت.در دوران منحوس پهلوی زندگی مردم این منطقه در بخش مرکزی بر پایه کشاورزی و دامپروری می‌چرخید و بخش ساحلی ماهیگیری و بعضاً تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس راهی برای گذران زندگی مردم بود.

وی ابراز داشت: به گواه گذشتگان دوران پهلوی پ است از خاطرات تخلخ بیچارگی و بدبختی مردم که اگر بخواهیم برای مثال به یکی از این بدبختیها اشاره کنیم باید دوران قحطی که بر زندگی مردم گسترانیده شده بود را مثال بزنیم که کمبود مواد غذایی در روستاهای تنگستان به اوج خود رسیده بود و مردم برای فرار از گرسنگی مجبور بودند به سمت بخش مرکزی که دارای نخلستان های فراوان بود دستبرد بزنند و از فرط گرسنگی روزها نخلستان کمین گاه زورگو ها بود تا از باغداران آن روز ها اخاذی کنند.

این کارشناس امور سیاسی متذکر شد: در این دوران مردم از نظر بهداشت آب و برق در محرومیت مطلق بودند و اگر هم آب و برقی بود با بدترین کیفیت فقط در مرکز شهر راه اندازی شده بود و روستاها تا اوایل دهه ۶۰ هجری شمسی هنوز از نعمت برق بی بهره بودند در بحث سواد آموزی و تحصیل تعداد اندکی در مقاطع علمی بالا و دانشگاهی در این شهرستان به مراکز آموزش عالی راه پیدا کردند و سرانجام دختران به لحاظ تحصیل چیزی جز کم سوادی و بی سوادی نبود.

جعفری خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم اقتصاد مردم را در دوران منحوس پهلوی بازگو کنیم باید گفت که از نظر اقتصادی مردم تنگستان چون شغلی یکسان داشتند در یک سطح اقتصادی زندگی می‌کردند و اندک کسانی بودند که درآمدی بالاتر نسبت به دیگران داشته اند به خاطر سفر به کشورهای همجوار و پرداختن به شغل جاشویی و ملوانی و بعضا تجارت و آشنایی با برخی مشاغل کسب و کار را برای عده‌ای فراهم کرده بود.

وی افزود: نگاه کلی این بود که مردم تنگستان فقر را به تمام و کمال در پوست و گوشت و جان خود احساس می کردند.

جعفری بیان داشت: از نظر بهداشت و درمان تا اوایل انقلاب اسلامی ایران تنها دارو های محلی درمان درد مردم بود و افراد به هیچ گونه دارویی دسترسی نداشتند و این خود نشانه ظلمی بود که دولت مرکزی به مردم روا می داشت که به مردم می شد وجود نداشت بسیاری از بیماری‌های مردم ناشناخته مانده بود و مرگ و میر های فراوانی که نوزادان تازه به دنیا رسیده و حتی دیگر مردمان این دیار را به کام مرگ می کشاند.

وی خاطر نشان کرد: این شهرستان نیز همانند دیگر نقاط ایران از نیروی پزشک بی بهره بود و در اواخر دولت و حکومت پهلوی این پزشکان بیگانه و به طور اخص پاکستانی بود که به ویزیت مردم مشغول بودند و دکتر ایرانی واژه ای گم در مدیریت بهداشت آن دوران در تنگستان ما بود.

جعفری افزود: در زمینه ورزشی تیم های ورزشی که فقط فوتبال و بعضاً در اندک جاهایی والیبال را انتخاب کرده بودند راه گذران اوقات فراغت جوانان این دیار را به خود اختصاص داده بود آن هم بصورت کامل ابتدایی و محله ای تیم های ورزشی با اندک امکانات اداره می شدند و مسابقات هم خیلی ساده و با کمترین درجه اهمیت در این منطقه برگزار می شد و هیچ توجهی به ورزش و تربیت بدنی در دوران منحوس پهلوی در این دیار وجود نداشت.

,

جعفری افزود: این خاندان باعث رکود و وابستگی و بی اعتباری در منطقه با توجه به دوستی که با قوم یهود که اعراب منطقه ایران را اخ الیهود می نامیدند واین خود زمینه سرکوب اسلام و تشیع را به دنبال دات و در جای دیگر با رشد فرقه های ضاله همچون گنابادی ها و بهائیت می خواست نقطه مقابل الام شیعی را بعنوان یک جریان علیه مذهب تشییع گسترش دهند.

وی گفت: مردم ایران نیز با توجه به دوران خفقان و تاریکی که توسط این خاندان ایجاد شد نای نفس کشیدن و اعتراض را نداشتند و اگر هم می بود در سریع ترین زمان ممکن شناسایی و به سیاه چال های مخوف خود می انداختند و سرانجامی جز مرگ آنها را بدرقه نمی کرد.

جعفری تصریح کرد: شهرستان دار الحماسه تنگستان نیز مثل دیگر شهرها و روستاهای سراسر کشور از ظلم و بی عدالتی و و عقب‌ماندگی چیزی کم نداشت.در دوران منحوس پهلوی زندگی مردم این منطقه در بخش مرکزی بر پایه کشاورزی و دامپروری می‌چرخید و بخش ساحلی ماهیگیری و بعضاً تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس راهی برای گذران زندگی مردم بود.

وی ابراز داشت: به گواه گذشتگان دوران پهلوی پ است از خاطرات تخلخ بیچارگی و بدبختی مردم که اگر بخواهیم برای مثال به یکی از این بدبختیها اشاره کنیم باید دوران قحطی که بر زندگی مردم گسترانیده شده بود را مثال بزنیم که کمبود مواد غذایی در روستاهای تنگستان به اوج خود رسیده بود و مردم برای فرار از گرسنگی مجبور بودند به سمت بخش مرکزی که دارای نخلستان های فراوان بود دستبرد بزنند و از فرط گرسنگی روزها نخلستان کمین گاه زورگو ها بود تا از باغداران آن روز ها اخاذی کنند.

این کارشناس امور سیاسی متذکر شد: در این دوران مردم از نظر بهداشت آب و برق در محرومیت مطلق بودند و اگر هم آب و برقی بود با بدترین کیفیت فقط در مرکز شهر راه اندازی شده بود و روستاها تا اوایل دهه ۶۰ هجری شمسی هنوز از نعمت برق بی بهره بودند در بحث سواد آموزی و تحصیل تعداد اندکی در مقاطع علمی بالا و دانشگاهی در این شهرستان به مراکز آموزش عالی راه پیدا کردند و سرانجام دختران به لحاظ تحصیل چیزی جز کم سوادی و بی سوادی نبود.

جعفری خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم اقتصاد مردم را در دوران منحوس پهلوی بازگو کنیم باید گفت که از نظر اقتصادی مردم تنگستان چون شغلی یکسان داشتند در یک سطح اقتصادی زندگی می‌کردند و اندک کسانی بودند که درآمدی بالاتر نسبت به دیگران داشته اند به خاطر سفر به کشورهای همجوار و پرداختن به شغل جاشویی و ملوانی و بعضا تجارت و آشنایی با برخی مشاغل کسب و کار را برای عده‌ای فراهم کرده بود.

وی افزود: نگاه کلی این بود که مردم تنگستان فقر را به تمام و کمال در پوست و گوشت و جان خود احساس می کردند.

جعفری بیان داشت: از نظر بهداشت و درمان تا اوایل انقلاب اسلامی ایران تنها دارو های محلی درمان درد مردم بود و افراد به هیچ گونه دارویی دسترسی نداشتند و این خود نشانه ظلمی بود که دولت مرکزی به مردم روا می داشت که به مردم می شد وجود نداشت بسیاری از بیماری‌های مردم ناشناخته مانده بود و مرگ و میر های فراوانی که نوزادان تازه به دنیا رسیده و حتی دیگر مردمان این دیار را به کام مرگ می کشاند.

وی خاطر نشان کرد: این شهرستان نیز همانند دیگر نقاط ایران از نیروی پزشک بی بهره بود و در اواخر دولت و حکومت پهلوی این پزشکان بیگانه و به طور اخص پاکستانی بود که به ویزیت مردم مشغول بودند و دکتر ایرانی واژه ای گم در مدیریت بهداشت آن دوران در تنگستان ما بود.

جعفری افزود: در زمینه ورزشی تیم های ورزشی که فقط فوتبال و بعضاً در اندک جاهایی والیبال را انتخاب کرده بودند راه گذران اوقات فراغت جوانان این دیار را به خود اختصاص داده بود آن هم بصورت کامل ابتدایی و محله ای تیم های ورزشی با اندک امکانات اداره می شدند و مسابقات هم خیلی ساده و با کمترین درجه اهمیت در این منطقه برگزار می شد و هیچ توجهی به ورزش و تربیت بدنی در دوران منحوس پهلوی در این دیار وجود نداشت.

,

جعفری افزود: این خاندان باعث رکود و وابستگی و بی اعتباری در منطقه با توجه به دوستی که با قوم یهود که اعراب منطقه ایران را اخ الیهود می نامیدند واین خود زمینه سرکوب اسلام و تشیع را به دنبال دات و در جای دیگر با رشد فرقه های ضاله همچون گنابادی ها و بهائیت می خواست نقطه مقابل الام شیعی را بعنوان یک جریان علیه مذهب تشییع گسترش دهند.

,

وی گفت: مردم ایران نیز با توجه به دوران خفقان و تاریکی که توسط این خاندان ایجاد شد نای نفس کشیدن و اعتراض را نداشتند و اگر هم می بود در سریع ترین زمان ممکن شناسایی و به سیاه چال های مخوف خود می انداختند و سرانجامی جز مرگ آنها را بدرقه نمی کرد.

,

, ,

جعفری تصریح کرد: شهرستان دار الحماسه تنگستان نیز مثل دیگر شهرها و روستاهای سراسر کشور از ظلم و بی عدالتی و و عقب‌ماندگی چیزی کم نداشت.در دوران منحوس پهلوی زندگی مردم این منطقه در بخش مرکزی بر پایه کشاورزی و دامپروری می‌چرخید و بخش ساحلی ماهیگیری و بعضاً تجارت با کشورهای حاشیه خلیج فارس راهی برای گذران زندگی مردم بود.

,

وی ابراز داشت: به گواه گذشتگان دوران پهلوی پ است از خاطرات تخلخ بیچارگی و بدبختی مردم که اگر بخواهیم برای مثال به یکی از این بدبختیها اشاره کنیم باید دوران قحطی که بر زندگی مردم گسترانیده شده بود را مثال بزنیم که کمبود مواد غذایی در روستاهای تنگستان به اوج خود رسیده بود و مردم برای فرار از گرسنگی مجبور بودند به سمت بخش مرکزی که دارای نخلستان های فراوان بود دستبرد بزنند و از فرط گرسنگی روزها نخلستان کمین گاه زورگو ها بود تا از باغداران آن روز ها اخاذی کنند.

,

این کارشناس امور سیاسی متذکر شد: در این دوران مردم از نظر بهداشت آب و برق در محرومیت مطلق بودند و اگر هم آب و برقی بود با بدترین کیفیت فقط در مرکز شهر راه اندازی شده بود و روستاها تا اوایل دهه ۶۰ هجری شمسی هنوز از نعمت برق بی بهره بودند در بحث سواد آموزی و تحصیل تعداد اندکی در مقاطع علمی بالا و دانشگاهی در این شهرستان به مراکز آموزش عالی راه پیدا کردند و سرانجام دختران به لحاظ تحصیل چیزی جز کم سوادی و بی سوادی نبود.

,

جعفری خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم اقتصاد مردم را در دوران منحوس پهلوی بازگو کنیم باید گفت که از نظر اقتصادی مردم تنگستان چون شغلی یکسان داشتند در یک سطح اقتصادی زندگی می‌کردند و اندک کسانی بودند که درآمدی بالاتر نسبت به دیگران داشته اند به خاطر سفر به کشورهای همجوار و پرداختن به شغل جاشویی و ملوانی و بعضا تجارت و آشنایی با برخی مشاغل کسب و کار را برای عده‌ای فراهم کرده بود.

,

وی افزود: نگاه کلی این بود که مردم تنگستان فقر را به تمام و کمال در پوست و گوشت و جان خود احساس می کردند.

,

جعفری بیان داشت: از نظر بهداشت و درمان تا اوایل انقلاب اسلامی ایران تنها دارو های محلی درمان درد مردم بود و افراد به هیچ گونه دارویی دسترسی نداشتند و این خود نشانه ظلمی بود که دولت مرکزی به مردم روا می داشت که به مردم می شد وجود نداشت بسیاری از بیماری‌های مردم ناشناخته مانده بود و مرگ و میر های فراوانی که نوزادان تازه به دنیا رسیده و حتی دیگر مردمان این دیار را به کام مرگ می کشاند.

,

وی خاطر نشان کرد: این شهرستان نیز همانند دیگر نقاط ایران از نیروی پزشک بی بهره بود و در اواخر دولت و حکومت پهلوی این پزشکان بیگانه و به طور اخص پاکستانی بود که به ویزیت مردم مشغول بودند و دکتر ایرانی واژه ای گم در مدیریت بهداشت آن دوران در تنگستان ما بود.

,

جعفری افزود: در زمینه ورزشی تیم های ورزشی که فقط فوتبال و بعضاً در اندک جاهایی والیبال را انتخاب کرده بودند راه گذران اوقات فراغت جوانان این دیار را به خود اختصاص داده بود آن هم بصورت کامل ابتدایی و محله ای تیم های ورزشی با اندک امکانات اداره می شدند و مسابقات هم خیلی ساده و با کمترین درجه اهمیت در این منطقه برگزار می شد و هیچ توجهی به ورزش و تربیت بدنی در دوران منحوس پهلوی در این دیار وجود نداشت.

,
گفتگو از: عابدتمدنی
, گفتگو از: عابدتمدنی ,
 
,
 
,
انتهای پیام/
,
 
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه