روایت خواندنی از یک روز برفی با راهداران محور سوادکوه؛

راهداران پیروز نبرد با لشکر برف/ دوربینی برای ثبت کارهایمان نیست

راهداران پیروز نبرد با لشکر برف/ دوربینی برای ثبت کارهایمان نیست
راهداران بدون لحظه‌ای چشم برهم گذاشتن در طی روزها و شب‌های بحرانی و بورانی محورسوادکوه، پیوسته تلاش کردند تا این محور همیشه باز بماند و کسی سراغ ندارد که راهداران از لشکر برف شکست خورده باشند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بلاغ،بارش برف برای بسیاری از افراد یادآور خاطره‌های خوش پر از خنده و شادی برف‌بازی و درست کردن آدم برفی است اما بارش برف در گردنه‌های پر پیچ‌و خم و برف‌گیر شکل دیگری دارد؛ زمانی که یک زنجیرچرخ نبستن می‌تواند ترافیکی چند کیلومتری ایجاد کند، یا زمانی که با خبر ریزش بهمن، حس ترس و سرما تا مغز استخوان آدمی رسوخ می‌کند و یا کمی دردآورتر، یک بی‌دقتی و سر خوردن در لبه پرتگاه، راه بی‌بازگشت مرگ را نشانه می‌رود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نقل از بلاغ, بلاغ,
, ,
,

هوا برفی و اینجا راهدار خانه گدوک است؛ از سوادکوه به تهران، پایین دست سمت چپ جاده، راهدارخانه گدوک است. از کنار جاده که می‌خواهیم به سمت راهدارخانه بپیچیم، یک ماشین پراید توقف کرده و چند نفر در اطراف چرخ جلوی ماشین زانو زده‌اند و مشغول هستند؛ همه چیز گویای آن است که آنها مشغول بستن زنجیرچرخ هستند اما انگار نمی‌دانند چگونه باید این کار را انجام دهند. از ماشین که پیاده می‌شویم شک به یقین تبدیل می‌شود، همه سرنشینان سن کمی دارند و تا به حال هیچ کدام زنجیرچرخ نبسته‌اند و اگر کمک راهدار همراه ما نبود، مشخص نبود که سرانجام قصه چه می‌شد.

,
, ,

پیاده مسافت جاده تا راهدارخانه را طی می‌کنیم. برف هنگامه کرده و تندباد می‌وزد و آسمان شب، سرخ است. شدت بوران به قدری است که چشم‌ها به زحمت باز می‌شود. کمی دورتر در محل دپو نمک راهدارخانه، راننده بیل مکانیکی مشغول کار است و با بیل، نمک‌ها را یک جا جمع می‌کند تا به محض ورود ماشین نمک‌پاش، نمک را داخل مخزن بریزد و ماشین نمک‌پاش را به سرعت راهی محور کند.

حمید محمودیان، مسئول بی‌سیم و تلفن راهدارخانه در راهداری است و مابقی افراد برای گشت و نمک‌پاشی و نمک‌روبی در محور هستند. محمودیان می‌گوید: مواردی که برف و بوران است و موقعیت اضطراری؛ همه افراد اعم از آنها که شیف هستند یا استراحت، به کار مشغول می‌شوند و حتی لحظه‌ای نمی‌خوابند تا بحران بگذرد و گاهی شاید این آماده باش، تا ده روز هم طول بکشد.

مهدی بزار، راننده لودر است و می‌گوید: برایم پیش آمده که در مواقع بحرانی، طی سه شبانه روز، تنها دو سه ساعت خوابیده باشم و مابقی مشغول کار باشم و اکنون هم در این سرما مشغول کار هستیم اما کسی نیست که کار و زحمات ما را ببیند و کمتر کسی شغل راهداری را می‌شناسد؛ از نمک‌پاشی و برف‌روبی تا هل دادن‌ ماشین‌ها، زنجیر چرخ بستن‌ها و حتی جمع کردن لاشه حیوانات از وسط جاده. جایی که ما هستیم دوربینی برای ثبت کارهایمان نیست و ما خود نیز وقت چنین کاری را نداریم.

,
,
,
,
,
, ,

انگار میان اولویت مسئولیت کار و رسیدگی به خانواده، کفه مسئولیت کار بیشتر سنگینی می‌کند و او در این رابطه می‌گوید: عروسی دعوت بوده‌ام اما بخاطر بحران و آماده باش نمی‌توانم بروم، چون اینجا مهم‌تر است و تازه این عیبی ندارد چرا که روی خوش ماجرا است و اما در روزهایی که خانواده به ما نیاز دارند هم اگر برف و بوران باشد، نمی‌توانیم همراهشان باشیم. دخترم از نه ماهگی سنگ کلیه گرفته و مواقعی شده که من بخاطر بحران اینجا بوده‌ام و همسرم به تنهایی دخترم را به دکتر برده است.

از رفتار مردم جاده با راهداران که می‌پرسم سری به تأسف تکان می‌دهد و همین خود گویای همه چیز است و می‌گوید: مردم زیاد همکاری نمی‌کنند و گاهی حتی رفتار تندی دارند، درحالی که آنها مانند خواهر و بردار خودمان هستند و ما هر کار می‌کنیم برای امنیت جان خودشان و عبور آنها به سلامت از این جاده‌ها و گردنه‌ها است.

حرف‌هایش را این گونه ادامه می‌دهد: با وجود اخطارها اما بسیاری از رانندگان در هنگام برف و عبور از گردنه‌ها زنجیر چرخ به همراه ندارند و اگر دارند، بسیاری از آنها نمی‌دانند که چطور باید زنجیر چرخ ببنند و آنهایی که ما برایشان زنجیر چرخ می‌بنیدم بعد بازکردن آن را هم بلد نیستند.

همراه گشت راهداری دوباره به مسیر باز می‌گردیم. مسیر همچنان برف و بوران است و راه به راه ماشین‌های گشت راهداری، برف‌روب‌ها و نمک‌پاش‌ها هستند و حضورشان موجب دلگرمی در راه ماندگان می‌شود. افرادی که به‌واسطه حضور راهداران می‌توانند از این گردنه‌ها عبور کنند و به مقصد برسند.

کمی جلوتر، اتومبیل در کنار جاده در میان برف و گل گیر کرده است و کودک درون ماشین از ترس گریه می‌کند و راننده هرچه تلاش می‌کند، نمی‌تواند وارد جاده شود و دو راهدار همراه ما به کمک می‌شتابند و ماشین با تقلا به جاده باز می‌گردد و پشت سر ماشین راهداری آرام به راه می‌افتد.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,

حسین امیری، یکی دیگر از راهداران منطقه است که اکنون در میانه برف، نزدیک به راهدارخانه اوریم در حال تلاش و تکاپو است و می‌گوید: از دیشب تا الان نخوابیدیم و تمام همکاران در حال کار هستند و هنوز غذا هم نخوردند تا مبادا در راه خدمت‌رسانی به مردم مشکلی پیش آید. علاوه بر بی‌خوابی‌ها، سرما آسیب‌رسان است و کار ما که راننده‌ایم راحت‌تر است اما کار کارگر نمک‌پاش بسیار سخت است.

در رابطه با وسایل و امکانات می‌گوید: امسال امکانات ما بهتر از سال‌های دیگر شده است اما با این حال، فرسودگی دستگاه‌ها و کمبود نیروی انسانی وجود دارد و در حال حاضر، من خودم به تنهایی با این دستگاه کار می‌کنم و راهداری همراه من نیست.

امیری در رابطه با همکاری رانندگان می‌گوید: جاده دست‌انداز دارد و گاهی نمک‌پاشی و برف‌روبی سخت می‌شود و مردم با ما همکاری نمی‌کنند و بدون زنجیرچرخ بستن وارد جاده شده و سر می‌خورند و ترافیک می‌شود و مسیر ما را هم برای امن کردن و برف‌روبی جاده می‌بندند.

هوا هنوز برفی است اما حرکت اتومبیل‌ها در مسیر جریان دارد. هیچ‌کس به یاد ندارد که در طی این سال‌ها که راهداران مشغول خدمت در این مسیر هستند، محور سوادکوه به دلیل بارش برف بسته شده باشد و از راهداران قدیمی‌تر که 28 سال هم سابقه خدمت دارند و در مسیر هستند، می‌پرسم این امر را تأیید می‌کنند و این، نتیجه تلاش همه راهدارانی است که بدون لحظه‌ای چشم برهم گذاشتن در طی روزها و شب‌های بحرانی و بورانی این محور، پیوسته تلاش کردند تا این محور همیشه باز بماند و کسی سراغ ندارد که راهداران سوادکوه از لشگر برف شکست خورده باشند.

,
,
,
,
,
,
,
, ,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه