تقابل سنت و مدرنیته عامل افزایش طلاق و کاهش ازدواج
معیارهای والدین ما که جوانان دیروز بوده اند در عصر حاضر نمی تواند پاسخگوی جوانان در زمینه ازدواج باشد و با قالب شدن فرهنگ غرب آمار طلاق ها افزایش یافته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از اترک نیوز، اسدالله رضایی مدرس رشته جامعه شناسی دانشگاه های پیام نور، اشراق و فرهنگیان بجنورد در آستانه روز ازدواج با حضور در دفتر اترک نیوز به سئوالاتی در زمینه فلسفه ازدواج در فرهنگ های مختلف پاسخ داد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, اترک نیوز, اترک نیوز,
در طول تاریخ سرزمین ایران، ازدواج در دو فرهنگ ایرانی و اسلامی آیا معناهای متفاوتی داشته است و این دو فرهنگ در درون خود نسبت به ازدواج چه باوری و سبکی را داشته اند؟
فرهنگ ایرانی در این سرزمین قدمتش بیشتر از اسلام است، در این رابطه، ازدواج مفهوم خاص خودش را داشته است، که البته یک سوء تعبیرهایی نیز از فرهنگ ایرانی شده است ،من فکر می کنم که باید به آن پاسخ دهم و آن در خصوص ازدواج با محارم است که همیشه مطرح بوده که در فرهنگ ایران باستان سابقه داشته است که چنین تجربه ای در عصر ایران باستان در بین اشراف و نجبای ایرانی وجود داشته و آنان چون تصور می کردند که خون آنها از بقیه پاک تر است و نباید با خون آنها با خون عوام آمیخته شود، ازدواج با محارم را داشتند ولی اسلام که به سرزمین ایران وارد می شود یک تحولی بنیادین در این نوع نگاه ایجاد می کند و ازدواج با محارم شدیدا تحریم می شود و از بین می رود.
با آمدن اسلام به ایران، در زمینه ازدواج چه فلسفه ای و چه بینشی به باور این مردم وارد می شود؟
ازدواج یک امر طبیعی در میان تمامی اقوام، ملل و فرهنگ ها است.وقتی امر ازدواج در قالب خانواده مطرح می شود، شکل آن نیز متفاوت می شود که در همین خصوص باید اشاره کنم به موضوع شکل ازدواج در ایران باستان در زمینه ازدواج با محارم در طبقه نجبا که با ورود اسلام به ایران این نوع نگاه به ازدواج نیز تغییر کرد.
وقتی به گذشته نگاه می کنیم، می بینیم که در عرف جامعه ایران، ازدواج یک امر اجباری بوده است که اگر دختر یا پسری ازدواج نمی کردند، این موضوع برای آنها یک شرمساری محسوب می شد، آیا این نوع سبک ازدواج برگرفته از فرهنگ ایرانی و اسلامی بوده است؟
باید بگویم که این باور از فرهنگ اسلامی نشات نگرفته است و ما در فرهنگ اسلامی می بینیم که وقتی حضرت علی (ع) به خواستگاری حضرت فاطمه (س) آمدند، حضرت محمد (ص) به حضرت فاطمه هیچ اجباری را تحمیل نکردند و حق انتخاب را به خود حضرت فاطمه (س) دادند و ما در اسلام اجبار در ازدواج نداریم و اگر اجبار در ازدواج را در گذشته فرهنگی این سرزمین می بینیم و یا الان در برخی از نقاط هنوز شاهد هستیم متاثر از باورهایی بوده اند و هست که به یک عرف فرهنگی تبدیل شده بودند.
فلسفه ازدواج در اسلام چیست؟
در اسلام تاکید بر فطرت انسان و خواسته های فطری انسان ها شده است و می بینیم که نهادهای اجتماعی نیز مسائل اسلامی را مطرح می کنند و آن را پشتیبانی می کنند و بر تحکیم خانواده و امر ازدواج نیز پافشاری می کنند. اما در فرهنگ غرب، گسیختگی نهاد خانواده وجود دارد.
البته در مطالعه فرآیند ازدواج از گذشته تا حال، شکل قالب ازدواج در گذشته در سرزمین ایران بر مبنای اجبار بوده ولی در حال حاضر با ورود فرهنگ غرب، حالت اجبار از موضوع ازدواج برداشته شد و در نهایت به جایی می رسد که به گسیختگی های بنیان خانواده منجر می شود.
طی سه دهه گذشته چه اتفاقی افتاد که جوانان ما خودشان، سرنوشت خود را برای انتخاب در ازدواج به دست گرفتند و اجبار و تحمیل را حذف کردند؟
من فکر می کنم که باید به اثر رسانه ها اشاره کنم ،از طریق این رسانه ها اشاعه فرهنگ غرب را ترویج دادند و ماهواره این اشاعه فرهنگی را شدیدتر کرده است و با اشاعه فرهنگ غرب، این سنت ایرانی یعنی اجبار در ازدواج برداشته شد و افراد حق انتخاب را خود در دست گرفتند و حتی تصمیم می گیرند که ازدواج بکنند یا خیر.
آیا رسانه ها، تنها انتقال دهنده فرهنگ غرب بوده اند و یا اینکه به تحلیل و نقد گذشته نیز پرداختند؟
رسانه محصول غرب است و وقتی رسانه به این سرزمین ورود پیدا کرد با خودش فرهنگ غرب را وارد کرد و توسعه داد و در فرهنگ غرب برای امر ازدواج اجباری وجود ندارد که مبتنی بر تفکر لیبراسیم و آزاد خواهی است و در بعد خانواده نیز این قضیه نمود پیدا می کند که ازدواج آزاد باشد و این فرهنگ طی سه دهه اخیر توسط رسانه های مختلف به این سرزمین ورود پیدا کرد و الان نیز کمتر می بینیم که ازدواج های این سرزمین بر اساس اجبار باشند و اگر هم باشند جواب نمی دهد و به طلاق کشیده می شود.
آیا در زمینه اینکه معیارهای هر جوان برای ازدواج چه چیزی باشد نیز بازنگری صورت گرفت؟
قطعا بازنگری در زمینه ازدواج در بعد از انقلاب اسلامی را داشتیم که شاهد بودیم در زمان پهلوی ایران تماما تحت شعاع غرب قرار گرفته بود اما بعد از انقلاب اسلامی، یک بازنگری عملی در همه عرصه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داشتیم از جمله این بازنگری ها، باید اختصاص بودجه به ازدواج، تحکیم بنیان خانواده اشاره کنم و فرهنگ سازی برای ترویج ازدواج های موفق را شاهد بوده ایم.
والدین ما، جوانان دهه های قبل از سال 60 هستند و البته ما جوانان سه دهه اخیر نیز که با ابزارهای مختلف رسانه ای بزرگ شده ایم، آیا باور قالب فکری والدین ما به نیازهای امروز بخصوص در زمینه راهنمایی برای ازدواج جوانان می تواند، پاسخگو باشد؟
ظرفیت زمانی آنها با حال حاضر خیلی متفاوت بوده و آن چیزی که ما با فرهنگ حاکم روبرو هستیم هرگز معیارهای والدین ما نمی تواند پاسخگوی نیازهای امروز جوانان باشد و به همین دلیل نیز آن حالت گسیختگی فرهنگ غرب در زمینه ازدواج در کشور ما قالب شده که طلاق ها زیاد شده است و آن نوع ازدواج ها به سبک قدیم اصلا مورد پذیرش جوانان امروز نیست.
و باید خاطر نشان کنم که اثرات رسانه و فرهنگ باز غربی حاکم شده است درحالیکه فرهنگ سازی جدیدی نیز صورت نگرفته است.
با رسانه و انتقال فرهنگ غرب کدام معیارها و شاخص های جوانان برای تصمیم به ازدواج تغییر کرد؟
ما جنگ بین سنت و مدرنیته را شاهد هستیم، یکی از جنبه های این تغیر حذف اجبار در ازدواج برای جوانان بوده است که جوان ما دیگر ازدواج در اجبار را نمی پذیرد یعنی رسانه ها به ویژه ماهواره این طرز تفکرها را تغییر داده است.
آیا همه گذشته ما و شاخص های فرهنگی گذشته ما اشتباه بود و مدرنیته به طور کامل دارای مزایا است، ارزبابی شما چیست؟
هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند به طور مثال محدویت در حق انتخاب برای ازدواج از معایب فرهنگ سنتی ایرانی بوده در حالیکه در مقابل با مدرنیته روبرو هستیم که دارای گسیختگی در ارتباطات و طلاق را در درون خود دارد، با این وجود، در فرهنگ سنتی باید به تعهد در پذیرش مسئولیت های جدید در نقش های پدری و مادری تاکید کرد که یک مزیت بوده است ، ولی من بر حد وسط تاکید دارم یعنی یک چیزی بین سنت و مدرنیته.
آیا مبنای ازدواج در غرب مبتنی بر بلوغ جنسی است؟
یکی از موارد همین موضوع است، ولی آنها معمولا بر اساس خردگرایی ازدواج می کنند وقتی آنها به ازدواج با یک بینش باز نگاه می کنند و برای آنها به یک فرهنگ تبدیل شده است خیانت به آن معنای که برای ما تعبیر می شود برای آنها اصلا آن معنا را ندارد.نگاه اسلام به ازدواج، متفاوت با نگاه غرب به ازدواج است.
حد وسط چیست؟
حد وسطی بین سنت و مدرنیته این است که محدودیت ها در فرهنگ سنتی و افسار گسیختگی ها در فرهنگ غرب بازنگری شود که به دست گرفتن این حد وسط کمی دشوار است.
افزایش آمار طلاق و کاهش نرخ ازدواج چه معنایی را انتقال می دهد آیا این رویداد طبیعی است و یا باید یک هشدار تعبیر کرد؟
این موضوع یک پدیده طبیعی نیست.بخاطر دعوای دو فرهنگ یاد شده که کدام قالب شوند این رویداد رخ داده است و این رویداد در برخورد دو فرهنگ سنتی ایرانی و غربی باز ایجاد شده است.
جوانان ما قالب فرهنگ سنتی و گذشته ایران را قبول ندارند و در پیش رو نیز فقط با فرهنگ غرب روبرو هستند که تنها انتخاب است که دارای نقد است و با فرهنگ نهادینه شده ما همخوانی ندارد، پس جوانان چه باید بکنند؟
این تضاد و تعارض که نتیجه برخورد دو فرهنگ است که برای جوانان ما مسئله ایجاد کرده است از افراط و تفریط ها باید حذر کنیم و اندیشمندان و جامعه شناسانی برای این معقوله باید نسخه بپیچند و راه حل پیدا کنند و این موضوع به این سادگی های قابل حل نیست و به فرهنگسازی برای یک دوره طولانی و سرمایه گذاری در این زمینه نیاز داریم تا تنش بین دو فرهنگ از میان برداشته شوند تا یک رویه معتدل حاکم شود که در همین راستا صدا و سیما می تواند نقش مهمی داشته باشد که البته این امر نیز در حال انجام است اما در حد انتظار نیست.
انتهای پیام/ش
در طول تاریخ سرزمین ایران، ازدواج در دو فرهنگ ایرانی و اسلامی آیا معناهای متفاوتی داشته است و این دو فرهنگ در درون خود نسبت به ازدواج چه باوری و سبکی را داشته اند؟
,
فرهنگ ایرانی در این سرزمین قدمتش بیشتر از اسلام است، در این رابطه، ازدواج مفهوم خاص خودش را داشته است، که البته یک سوء تعبیرهایی نیز از فرهنگ ایرانی شده است ،من فکر می کنم که باید به آن پاسخ دهم و آن در خصوص ازدواج با محارم است که همیشه مطرح بوده که در فرهنگ ایران باستان سابقه داشته است که چنین تجربه ای در عصر ایران باستان در بین اشراف و نجبای ایرانی وجود داشته و آنان چون تصور می کردند که خون آنها از بقیه پاک تر است و نباید با خون آنها با خون عوام آمیخته شود، ازدواج با محارم را داشتند ولی اسلام که به سرزمین ایران وارد می شود یک تحولی بنیادین در این نوع نگاه ایجاد می کند و ازدواج با محارم شدیدا تحریم می شود و از بین می رود.
,
با آمدن اسلام به ایران، در زمینه ازدواج چه فلسفه ای و چه بینشی به باور این مردم وارد می شود؟
,
ازدواج یک امر طبیعی در میان تمامی اقوام، ملل و فرهنگ ها است.وقتی امر ازدواج در قالب خانواده مطرح می شود، شکل آن نیز متفاوت می شود که در همین خصوص باید اشاره کنم به موضوع شکل ازدواج در ایران باستان در زمینه ازدواج با محارم در طبقه نجبا که با ورود اسلام به ایران این نوع نگاه به ازدواج نیز تغییر کرد.
,
وقتی به گذشته نگاه می کنیم، می بینیم که در عرف جامعه ایران، ازدواج یک امر اجباری بوده است که اگر دختر یا پسری ازدواج نمی کردند، این موضوع برای آنها یک شرمساری محسوب می شد، آیا این نوع سبک ازدواج برگرفته از فرهنگ ایرانی و اسلامی بوده است؟
,
باید بگویم که این باور از فرهنگ اسلامی نشات نگرفته است و ما در فرهنگ اسلامی می بینیم که وقتی حضرت علی (ع) به خواستگاری حضرت فاطمه (س) آمدند، حضرت محمد (ص) به حضرت فاطمه هیچ اجباری را تحمیل نکردند و حق انتخاب را به خود حضرت فاطمه (س) دادند و ما در اسلام اجبار در ازدواج نداریم و اگر اجبار در ازدواج را در گذشته فرهنگی این سرزمین می بینیم و یا الان در برخی از نقاط هنوز شاهد هستیم متاثر از باورهایی بوده اند و هست که به یک عرف فرهنگی تبدیل شده بودند.
,
فلسفه ازدواج در اسلام چیست؟
,
در اسلام تاکید بر فطرت انسان و خواسته های فطری انسان ها شده است و می بینیم که نهادهای اجتماعی نیز مسائل اسلامی را مطرح می کنند و آن را پشتیبانی می کنند و بر تحکیم خانواده و امر ازدواج نیز پافشاری می کنند. اما در فرهنگ غرب، گسیختگی نهاد خانواده وجود دارد.
,
البته در مطالعه فرآیند ازدواج از گذشته تا حال، شکل قالب ازدواج در گذشته در سرزمین ایران بر مبنای اجبار بوده ولی در حال حاضر با ورود فرهنگ غرب، حالت اجبار از موضوع ازدواج برداشته شد و در نهایت به جایی می رسد که به گسیختگی های بنیان خانواده منجر می شود.
,
طی سه دهه گذشته چه اتفاقی افتاد که جوانان ما خودشان، سرنوشت خود را برای انتخاب در ازدواج به دست گرفتند و اجبار و تحمیل را حذف کردند؟
,
من فکر می کنم که باید به اثر رسانه ها اشاره کنم ،از طریق این رسانه ها اشاعه فرهنگ غرب را ترویج دادند و ماهواره این اشاعه فرهنگی را شدیدتر کرده است و با اشاعه فرهنگ غرب، این سنت ایرانی یعنی اجبار در ازدواج برداشته شد و افراد حق انتخاب را خود در دست گرفتند و حتی تصمیم می گیرند که ازدواج بکنند یا خیر.
,
آیا رسانه ها، تنها انتقال دهنده فرهنگ غرب بوده اند و یا اینکه به تحلیل و نقد گذشته نیز پرداختند؟
,
رسانه محصول غرب است و وقتی رسانه به این سرزمین ورود پیدا کرد با خودش فرهنگ غرب را وارد کرد و توسعه داد و در فرهنگ غرب برای امر ازدواج اجباری وجود ندارد که مبتنی بر تفکر لیبراسیم و آزاد خواهی است و در بعد خانواده نیز این قضیه نمود پیدا می کند که ازدواج آزاد باشد و این فرهنگ طی سه دهه اخیر توسط رسانه های مختلف به این سرزمین ورود پیدا کرد و الان نیز کمتر می بینیم که ازدواج های این سرزمین بر اساس اجبار باشند و اگر هم باشند جواب نمی دهد و به طلاق کشیده می شود.
,
آیا در زمینه اینکه معیارهای هر جوان برای ازدواج چه چیزی باشد نیز بازنگری صورت گرفت؟
,
قطعا بازنگری در زمینه ازدواج در بعد از انقلاب اسلامی را داشتیم که شاهد بودیم در زمان پهلوی ایران تماما تحت شعاع غرب قرار گرفته بود اما بعد از انقلاب اسلامی، یک بازنگری عملی در همه عرصه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داشتیم از جمله این بازنگری ها، باید اختصاص بودجه به ازدواج، تحکیم بنیان خانواده اشاره کنم و فرهنگ سازی برای ترویج ازدواج های موفق را شاهد بوده ایم.
,
والدین ما، جوانان دهه های قبل از سال 60 هستند و البته ما جوانان سه دهه اخیر نیز که با ابزارهای مختلف رسانه ای بزرگ شده ایم، آیا باور قالب فکری والدین ما به نیازهای امروز بخصوص در زمینه راهنمایی برای ازدواج جوانان می تواند، پاسخگو باشد؟
,
ظرفیت زمانی آنها با حال حاضر خیلی متفاوت بوده و آن چیزی که ما با فرهنگ حاکم روبرو هستیم هرگز معیارهای والدین ما نمی تواند پاسخگوی نیازهای امروز جوانان باشد و به همین دلیل نیز آن حالت گسیختگی فرهنگ غرب در زمینه ازدواج در کشور ما قالب شده که طلاق ها زیاد شده است و آن نوع ازدواج ها به سبک قدیم اصلا مورد پذیرش جوانان امروز نیست.
,
و باید خاطر نشان کنم که اثرات رسانه و فرهنگ باز غربی حاکم شده است درحالیکه فرهنگ سازی جدیدی نیز صورت نگرفته است.
,
با رسانه و انتقال فرهنگ غرب کدام معیارها و شاخص های جوانان برای تصمیم به ازدواج تغییر کرد؟
,
ما جنگ بین سنت و مدرنیته را شاهد هستیم، یکی از جنبه های این تغیر حذف اجبار در ازدواج برای جوانان بوده است که جوان ما دیگر ازدواج در اجبار را نمی پذیرد یعنی رسانه ها به ویژه ماهواره این طرز تفکرها را تغییر داده است.
,
آیا همه گذشته ما و شاخص های فرهنگی گذشته ما اشتباه بود و مدرنیته به طور کامل دارای مزایا است، ارزبابی شما چیست؟
,
هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند به طور مثال محدویت در حق انتخاب برای ازدواج از معایب فرهنگ سنتی ایرانی بوده در حالیکه در مقابل با مدرنیته روبرو هستیم که دارای گسیختگی در ارتباطات و طلاق را در درون خود دارد، با این وجود، در فرهنگ سنتی باید به تعهد در پذیرش مسئولیت های جدید در نقش های پدری و مادری تاکید کرد که یک مزیت بوده است ، ولی من بر حد وسط تاکید دارم یعنی یک چیزی بین سنت و مدرنیته.
,
آیا مبنای ازدواج در غرب مبتنی بر بلوغ جنسی است؟
,
یکی از موارد همین موضوع است، ولی آنها معمولا بر اساس خردگرایی ازدواج می کنند وقتی آنها به ازدواج با یک بینش باز نگاه می کنند و برای آنها به یک فرهنگ تبدیل شده است خیانت به آن معنای که برای ما تعبیر می شود برای آنها اصلا آن معنا را ندارد.نگاه اسلام به ازدواج، متفاوت با نگاه غرب به ازدواج است.
,
حد وسط چیست؟
,
حد وسطی بین سنت و مدرنیته این است که محدودیت ها در فرهنگ سنتی و افسار گسیختگی ها در فرهنگ غرب بازنگری شود که به دست گرفتن این حد وسط کمی دشوار است.
,
افزایش آمار طلاق و کاهش نرخ ازدواج چه معنایی را انتقال می دهد آیا این رویداد طبیعی است و یا باید یک هشدار تعبیر کرد؟
,
این موضوع یک پدیده طبیعی نیست.بخاطر دعوای دو فرهنگ یاد شده که کدام قالب شوند این رویداد رخ داده است و این رویداد در برخورد دو فرهنگ سنتی ایرانی و غربی باز ایجاد شده است.
,
جوانان ما قالب فرهنگ سنتی و گذشته ایران را قبول ندارند و در پیش رو نیز فقط با فرهنگ غرب روبرو هستند که تنها انتخاب است که دارای نقد است و با فرهنگ نهادینه شده ما همخوانی ندارد، پس جوانان چه باید بکنند؟
,
این تضاد و تعارض که نتیجه برخورد دو فرهنگ است که برای جوانان ما مسئله ایجاد کرده است از افراط و تفریط ها باید حذر کنیم و اندیشمندان و جامعه شناسانی برای این معقوله باید نسخه بپیچند و راه حل پیدا کنند و این موضوع به این سادگی های قابل حل نیست و به فرهنگسازی برای یک دوره طولانی و سرمایه گذاری در این زمینه نیاز داریم تا تنش بین دو فرهنگ از میان برداشته شوند تا یک رویه معتدل حاکم شود که در همین راستا صدا و سیما می تواند نقش مهمی داشته باشد که البته این امر نیز در حال انجام است اما در حد انتظار نیست.
,
انتهای پیام/ش
, ]
ارسال دیدگاه