مادر شهید منوچهر ذوالفقاری:

فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام / از مسئولان می خواهم خانواده شهدا را فراموش نکنند

فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام / از مسئولان می خواهم خانواده شهدا را فراموش نکنند
مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از 450 شهید والامقام شهرستان بیجار با بیان اینکه فرزندم را برای دفاع از انقلاب و اسلام داده ام ، گفت: از مسئولان می خواهم بیشتر به مادران شهید سر بزنند و آنها را تنها نگذارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُردتودی، شهادت مرگی است، انتخاب شده، مرگی که انسان به سوی آن می‌رود نه آنکه به سوی انسان بیاید و اهمیت و ارزش شهید و شهادت نیز از همین جا سرچشمه می‌گیرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُردتودی،, کُردتودی,

 

,

در دنیای پرفتنه امروز که عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه‌ای که مرزهای جغرافیایی، معنا و مفهوم پیشین خود را در ساختار جدیدی از معرفت و تحول مبنایی در حیات بشری، رفته رفته از دست می‌دهند و اقتدار ملی هر کشور در بعد فرهنگی آن جلوه و ظهور می‌یابد، پاسداری از ارزش‌های فرهنگی، رویکردی واقع‌بینانه و استراتژیک خواهد بود.

,

 

,

شهید، زیباترین زخم بر پیکر هستی و «شهادت» زیباترین غزلی است که از لبهای سرخ حقیقت می‌تراود. شهادت بیداری را معنا می‌کند و بینایی را شفاف می‌سازد ، در آستانه بزرگترین رویداد فرهنگی استان کردستان یعنی کنگره ملی 5400 شهید والامقام استان کردستان ، کوچه پس کوچه های محله فرحی را برای دیدن مادر شهید منوچهر ذوالفقاری طی کردم ، آونگ دروازه قدیمی منزل شهید را زدم، عروس خانه با روی گشاده درب خانه را به رویمان باز کرد ، بعد از معرفی خودم وارد خانه شدم ، خانه ای قدیمی که در دیوار رنگ روی رفته آن حکایت های زیادی از غم غربت در این خانه داشت.

,

 

,

, ,

 

,

در بدو ورود به اتاق پیرزنی را دیدم که مشغول خوردن داروهایش بود ،  چین و چروک صورتش حکایت از طی کردن زندگی طاقت فرسا را داشت که برای گذر از آن جوانیش را فدا کرده بود.

,

 

,

ماهوزر احمدی ، مادر شهید منوچهر ذوالفقاری یکی از 450 شهید والامقام شهرستان بیجار است که 86 بهار از زندگی خود را طی کرده و همچنان نام فرزند دلبندش اول و آخر کلامش است.

,

 

,

شهید منوچهر ذوالفقاری در بهار سال 1339 در فصل رویش گل های بهاری در روستای قشلاق نوروز از توابع دهستان خسروآباد بیجار گروس دیده به جهان گشود و در تاریخ 23 تیرماه سا 1361 بعد از ماه ها پاسداری از اسلام و انقلاب به همراه همرزمش اکبر خدایی در روستای ظفرآباد دیواندره در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید .

,

 

,

, ,

 

,

مادر شهید در گفتگو با خبرنگار ما ، اظهار داشت: منوچهر شش ماه بیشتر نداشت پدرش دار فانی را وداع گفت و خدا خواست تا او را با یتیمی بزرگ کنم ، به دلیل محرومیت و فقر مالی منوچهر نتوانست برای یادگیری علم و دانش به مدرسه برود و خیلی زود تن به کار کردن برای تامین مخارج خانه داد.

,

 

,

وی بیان داشت: منوچهر 18 سال سن داشت که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید و در همان روزها برای دفاع از انقلاب نوپای به رهبری امام خمینی (ره) به پا خواست و همراه برخی افراد روستا برای شرکت در محافل دینی به شهر می رفت.

,

 

,

مادر شهید ذوالفقاری از خصوصیات اخلاقی فرزندش برایمان تعریف میکند و می گویید : منوچهر خیلی مهربان بود و با همه با اخلاق نیکو سخن می گفت و دوست نداشت کسی از دستش برنجد

,

 

,

این مادر 86 ساله با اشک هائی که در چشمانش حلقه بسته بود ، ادامه داد: منوچهر هنگامی که شنید گروهک های ضد انقلاب در استان کردستان مردم را اذیت می کنند به عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و راهی بیجار شد.

,

 

,

, ,

 

,

وی بیان داشت: وقتی گروهک های ضد انقلاب جنگ داخلی به راه انداختن و از سویی جنگ تحمیلی هم آغاز شده بود ، منوچهر می گفت امروز مرزهای کشور مورد تجاوز دشمن قرار گفته و دشمنان داخلی همراه آنها به مردم خیانت می کنند .آیا می شود در خانه ماند در حالی که اسلام در خطر است و همیشه می گفت چه جوان باشی چه پیری روزی مرگ به سراغت می آید و چه بهتر که انسان با عزت در راه خدا به شهادت برسد .

,

 

,

مادر شهید با اشک هائی که مانند مروارید غلتان بر صورت چروکیده اش جاری بود ، بیان داشت:منوچهر عاشق شهادت در راه خدا بود و بالاخره پس از ماه ها پاسداری از انقلاب و اسلام در 23 تیرماه سال 1363 به همراه همرزمش شهید اکبر خدایی در روستای ظفرآباد دیواندره در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید و پیکرش را پس از تشییع در روستای محل تولدش به خاک سپردیم.

,

 

,

در حالیکه نگاشتن بر صفحه سفید کاغذ با دیدن اشک های مادر شهید برایم سخت شده بود از او پرسیدم چه انتظاری از مسئولان دارید ، مادر شهید ذوالفقاری پاسخ داد من فرزندم را برای امام حسین(ع) و این آب و خاک تقدیم خدا کرده ام و تنها خواسته ام این است که تنهایم نگذارند و به من سر بزنند.

,

 

,

وی گفت: با دیدن بچه های سپاه و بنیاد شهید که گاهی به من سر می زنند خیلی خوشحال می شوم و انگار منوچهر خودم را می بینیم و از مسئولان می خواهم بیشتر به فکر خانواده شهدا باشند.

,

 

,

با دعای خیر مادر شهید، منزل وی را ترک کردم و برای چندمین بار در عرصه خبرنگاری قلمم را با نوشتن سخنان مادر شهید بیمه کردم و خداوند سبحان را شکر گزار این نعمت هستم.

,

 

,

, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه