یادداشت؛
استدلالهای شکستناپذیر و شکستهای استدلالپذیر!
قدیمترها که خانهها کمی بزرگتر بود، وقتی میهمانِ سرزده میآمد، همه خرت و پرتها را در اتاقی «پنهان» میکردیم. جمع کردن همه نابسامانیها در یک نقطه! حفظ ظاهر![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، «در مریخ نوعی از انسانهای چهارچشم و چهاردست وجود دارند! وجود دارند اما به محض این که یک انسان زمینی بخواهد به آنها نگاه کند، ناپدید میشوند!» صدق این گزاره را چگونه بفهمیم؟ لاجرم گام نخست این است که به مریخ سفر کنیم! اما مشکل اینجاست که حتی اگر به مریخ برویم، نمیتوانیم این موجودات را ببینیم؛ چون آنها نسبت به چشم ما انسانهای زمینی حساساند و ناپدید میشوند! به تعبیر ساده: هیچ راهی برای اثبات صدق این گزاره وجود ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,شاید به نظر شما این نوع استدلال مضحک باشد اما جنس برخی از گزارههای سیاسی دقیقا از همین سنخ است و طبعا به همین میزان مضحک! گزارههایی مبتنی بر استدلالهای شکستناپذیر! در سالهای اخیر این جنس از استدلالها را زیاد شنیدهایم.
,-«نمیگذارند کار کنیم!»
,-«چه کسانی؟»
,-«معلوم است دیگر! دولت پنهان!»
,-«خب درباره دولت پنهان و کسانی که نمیگذارند کار کنید حرف بزنید.»
,-«صبر کن! چند روز دیگر خواهی دید که در مجلس چه ناگفتههایی را برملا خواهیم کرد!»
,چند روز بعد...
,-«پس چرا در مجلس چیزی نگفتید؟»
,-«به صلاح نیست! ولی همه میدانند که خیلی حرفها برای گفتن داریم!»
,-«پس چرا به مردم وعده دادید که در مجلس ناگفتهها را میگویید؟»
,-«به صلاح بود که اینطور بگوییم!»
,-«واقعا ممنونیم!»
,-«خواهش میکنم. منتظر افشاگریهای بعدی ما درباره افرادی که نمیگذارند کار کنیم باشید.»
,به این میگویند استدلال شکستناپذیر! چیزهایی هست که اگر بدانید چنین و چنان میشود اما خب آنها را نمیگوییم! انتخابات 1400 را رها کنید! فرض کنید سال 2411 است و دولتی با رأی مردم بر سر کار آمده است. نرخ تورم به 1200 درصد رسیده(اما همچنان کاهشی است!) و نرخ دلار به 1800000 تومان!(اما خیالمان راحت است!) رئیس دولت میگوید نمیگذارند اوضاع را درست کنیم؛ میپرسند چه کسانی؟ میگوید میدانم اما نمیگویم! خب الان دقیقا چه کنیم؟! هیچ! هیچکاری نمیتوان کرد!
,قدیمترها که خانهها کمی بزرگتر بود، وقتی میهمانِ سرزده میآمد، همه خرت و پرتها را در اتاقی «پنهان» میکردیم. جمع کردن همه نابسامانیها در یک نقطه! حفظ ظاهر! اکنون هم برخی، همه ناکارآمدیها را به جای اتاقی پنهانی، در دولتِ پنهان، پنهان میکنند! کاش کسی آن بالاها از آن بالانشینها میپرسید: اگر جناح مقابل شما بر سرِ کار بود و از این قسم استدلالهای شکستناپذیر بهره میبرد، تخطئهاش نمیکردید و به فرافکنی و مسئولیتناپذیری متهمش نمیکردید؟ میکردید! خودتان هم خوب میدانید!
,میگوید:«همهچیز دست کسِ دیگری است؛ دولت کارهای نیست!»
,میپرسم:«برای این کارهای نبودن دهها میلیارد تومان خرج میکنند تا به قدرت برسند؟»
,قافیه تنگ میآید:«اصلا همهشان با هماند! حتی خود آمریکا با آنهاست؛ آیتالله کاشانی هم با آمریکا بود؛ خودم شنیدم، بیبیسی گفت!»
,به کجا میرویم؟ من پاسخ را میدانم! به هرآنکجا که مسئولیتگریزی باشد! همه مقصرند الا من؛ همه خطا کردهاند الا من! دلار 4200 تومانی هم کار دشمنان بود! حتی همین گوشت، مبادا فکر کنی که مشکل در توزیع است؛ دستهای پشت پرده تلاش میکنند تا دولت را زمین بزنند و الا ما که بلدیم چه کنیم؛ ما دکتریم، دکترا داریم، بعضیهایمان دانشجوی دکترا هستیم؛ بعضیهایمان هم چوپان بودهایم؛ خلاصه هم باسوادیم و هم از گوسفندجات سردرمیآوریم! بیسوادِ بیشناسنامه که نیستیم؛ هستیم؟
,ماجرای برجام و ظریف هم از همین سنخ است. میگویند همین شماها بودید که نگذاشتید برجام به نتیجه برسد! آقا! الآقا! یاحبیبی! اخوی! هذا فی مکان ماذا ما؟ حواستان هست که آژانس بینالمللی انرژی اتمی(طَوّلالله دخالاته!) 13 بار پایبندی ایران به برجام را تأیید کرده است؟ از آن طرف هرچه میگندید، نمکش میزدند و «نقض فاحش» برجام رخ نمیداد، از این طرف اگر برجام را نقد کنند، کِشَش پاره میشود؟ شگفتا! این همه تعارض و تناقض، اذیتتان نمیکند؟ راحتید اساسا؟
,گفتهاند که یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بیپایان است؛ اما توتالیتر داریم چه توتالیتری! چرا تلخی؟ همه شیرینیها باید برای ما باشد! سیاستهایمان شکست خورد؟ فدای سرت! سرِ بزنگاه را پیدا کن، استعفا بده، بگو کاسه صبرم لبریز شده و مثل یک اپوزیسیون اتوکشیده برو کنار! بگذار مردم قَدرت را بدانند مرد قُدرت!
,-«اخوی! مگر شما به گفتگو معتقد نبودید؟ خب قبل از استعفا مذاکرهای چیزی میکردی!»
,-«نه! گفتگو فقط با دشمنان! با دوستان که گفتگو نمیکنند؛ استعفا میکنند؛ هنوز الفبای سیاست را نمیدانی بیسواد؟»
,-«در الفبای سیاست نوشته شبی که همه رسانههای جهان بر دیدار خاص اسد با مقامات ایران متمرکز شدهاند، سمت و سوی تمرکزشان را بهم بزنید؟»
,-«من میخواستم شأن وزارت خارجه حفظ شود!»
,-«به قیمت لکهدار شدن شأن حاکمیت؟»
,-«قیمتش مهم نیست. همه باید بدانند که من وزیر خارجهام. حاکمیت کیلویی چند؟»
,-«من قانع شدم!»
,خب این هم یک شیوه است! اما بر خلاف آن استدلالهای شکستناپذیر اتفاقا این شکستها استدلالپذیرند. شکست حتمی است وقتی هیچ سازوکار هزینهسازی برای خروج طرف مقابل از برجام تعبیه نمیکنی و جلوی چشم دوربینها میگویی آمریکا نمیتواند زیر این توافق بزند؛ تازه اروپا هم زیر بار نمیرود! حبذا به این همه کیاست و سیاست!
,شکست حتمی است وقتی که از خطوط قرمز سیاستهای کلی کشورت پا را فراتر میگذاری. شکست حتمی است وقتی از یک مذاکره بینالمللی که با منافع ملی کشورت سر و کار دارد، منافع حزبی و جناحی را میجویی و مینشینی با بیگانه و میگویی اگر چنین و چنان نشود، موضع ما در برابر تندروهای داخلی تضعیف میشود! شکایت دوست را که به دشمن ببری، شکستت حتمی است!
,شکست حتمی است وقتی طرف مقابل به هیچیک از تعهداتش عمل نمیکند اما تو میگویی حالا او عمل نمیکند، من هم عمل نکنم؟ گور پدر اجرای گام به گام برجام! شکست حتمی است وقتی چنان درباره پاآوردهای برجام اغراق میکنی که دشمن میفهمد اگر با یک چرخش خودکار توافق را زیر پا بگذارد میتواند به تو و سیاستهای تو و کشور تو آسیب بزند.
,شکست حتمی است وقتی بگویی برجام سایه جنگ را از سر کشور دور کرد؛ یعنی که من خطرناکم، آی دنیا! بیایید و مرا مهار کنید! شکست حتمی است وقتی شروط چندگانه عالیترین مقام کشور را نادیده بگیری و از گلابی سخن بگویی و بعد که ببینی گلابیها پلاستیکی بوده، بگویی همهمان با هم تصمیم گرفتیم و یادت برود که همین چند وقت قبل گفته بودی من مسئول مذاکراتم!
,سیاست که آلوده سیاستبازی بشود، اوضاع همین است و جز این نیست.
,یک راه هم بیشتر نداریم؛ آدم شویم! همین! از اتاق فرمان اشاره میکنند که آدم شدن محال است اما فقط محال است که محال است.(اگر این جمله مال دکتر شریعتی نباشد، حتما مال شکسپیر است؛ فوقِ فوقش چهگوارا) آقایان! خانمها! مردم از سیاسیبازیهایتان خسته شدهاند؛ لطفا دست از دامانشان بازکشید؛ اگر دنبال ثروتید، دکل که هست؛ اگر دنبال قدرتید؛ که به اندازه کافی، پیش و پس از ریاست جمهوری دارید؛ این سمتها را بگذارید برای مردم بماند! خدا خیرت بدهد حاجی! حرّک!
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه