حکایت موش ها وآدم ها؛
رابطه ادبیات سمبلیک و شهر موش ها/موش ها ؛آدم های عصر ماست
موشها؛ آدمهای عصر ماست. آدمهایی که روزمرگی آنها را از خیلی ارزشها به دور کرده است. آدمهایی که نه صلح را به قطع میخواهند و نه مبارزه را. میان جنگ و صلح در خوابند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا وبه نقل از سفیرافلاک؛ شب گذشته؛ با یکی از دوستان سینما دوست راهی سینما استقلال خرم آباد شدیم تا یکی از محبوبترین فیلمهای آن سالها و این روزهای سینمای ایران را تماشا کنیم.
فیلمی که سر از فروش میلیاردی درآورده است و به نظر من محبوبیت آن نه تنها به دلیل زنده کردن حس نوستالوژی مردم بلکه تبحر کارگردان آن در استفاده از ترکیب زیبای رنگ، موسیقی و زمینه سمبلیک آن است.
ادبیات سمبلیک محصول سالهایی است که نویسندگان، فیلم سازان و شاعران آن گونه که میخواستند نمیتوانستند جامعهشان را نقد، بررسی و تحلیل کنند و این روش کنایه آمیز قالبی شد برای بیان آرای آنها. صحبت از ادبیات سمبلیک در این نوشته مد نظر ما نیست چرا که بیشک متخصص خاص خود را میخواهد اما تماشای «شهر موشها» هر بینندهای را متوجه سمبلیک بودن این فیلم میکند.
موشها؛ آدمهای عصر ماست. آدمهایی که روزمرگی آ نها را از خیلی ارزشها به دور کرده است. آدمهایی که نه صلح را به قطع میخواهند و نه مبارزه را. میان جنگ و صلح در خوابند. شهر موشها در بدو آغاز فیلم، در سکوتی خاص فرورفته است. با شروع فیلم هیجان آرام آرام به دل مخاطب راه مییابد واو را با ساختار کلی فیلم آشنا میکند.
«اسمش را نبر» شخصیت سیاه فیلم است. شخصیتی که حضور و غایب بودنش برای شهر یکی است. دشمن در این فیلم کاملا سمبلیک به کار رفته و نمادی بارز از دشمنان بشریت عصر ماست. این سمبل سازی زمانی بهتر بروز میکند که در واکنش به محافظت کردن موشها از بچه گربه سفید، «اسمش را نبر» اعلام میکند که دیگر کاری به موشها ندارد و گروگان خود را میخواهد.
هر چند مشخص نشد چرا بچه گربه سفید که خود هم جنس «اسمش را نبر» است در گروگان اوست، اما ظلم به هم نوعِ خود در این فیلم کاملا بارز است.
گفتیم موشها در این فیلم نمونه بارز آدمهای عصر ماست.در جریان فیلم مخاطب درمی یابد که موشهای زبر و زرنگ آن سالها به والدین بیتفاوت این روزها تبدیل شدهاند. والدینی که بیتفاوت به دنیای اطرافشان مشغول زندگی روزمرهاند. بچه موشهای امروزی شخصیتهای قهرمان فیلماند. اصولا کودک در فیلم مرضیه برومند همیشه ابر قهرمان است حال این کودک میخواهد موش باشد یا هر موجود دیگر.
دشمنی که برای والدین حتی نام بردنش هم خطرناک و ترس آور است برای کودکان قهرمان فیلم به مشکلی تبدیل شده که شهر را به مخاطره میاندازد و باید از سرراه آرامش شهر برداشته شود. در جریان فیلم، آنچه بیش از همه مشهود است کمک به بچه گربهای است که در واقع کودکِ دشمنِ شهر است.
نسبت داشتن این بچه گربه با دشمنِ جامعه موشها و حس نوع دوستی کودکانه در فیلم، نقطه اوج فیلم است. خط فکری «برومند» حول محور صلح و نوع دوستی است و او این حس را با نشان دادن صلح دوستی و نوع خواهی بچه موشها به نمایش گذاشته است.
ادبیات کودک همیشه مدلی برای نشان دادن زندگی بزرگسالان بوده و هست و «برومند» خوب توانسته از این ظرفیت برای نشان دادن برخی مسائل و مشکلات جامعه بهره ببرد.
حواشی:
۱-برخلاف استقبال میلیاردی از فیلم در کشور، شب گذشته سینما استقلال خرم آباد برای تعداد انگشت شماری از شهروندان خرم آبادی این فیلم را به نمایش گذاشت. به نظر میرسد نمایش پایان هفته آن بیش از دیگر ساعات مورد استقبال قرارگیرد و یا عدم استقبال خرم آبادیها از سینما باعث خالی بودن سالن سینمای شهرما باشد.
۲-حضور اندک والدین خرم آبادی با فرزندانشان در سالن سینما، نشان از اهمیت دادن برخی والدین خرم آبادی به مقوله سینما و ارزش فرهنگی فیلم ایرانی است.
۳-کاش آموزش و پرورش و مدارس به خاطر رشد و رونق سینمای شهرمان استقبال خوبی از این فیلم زیبا میکردند و دانش آموزان را با سینما آشتی میدادند.
۴-مسئولان فرهنگی استان توجه ویژهای به سینما ندارند وتبلیغات تلویزیونی ومحیطی هنوز آن گونه که باید درلرستان جانیفتاده است کاش به جای برخی تبلیغات جانبی وبی محتوا، سینما و فیلم مورد توجه قرارگیرد تا شاهد رشد این صنعت دراستان باشیم.
ارسال دیدگاه