مروری بر تجربههای سخت زنان جنگزده/6
بازگشت به زندگی روزمره، ایستگاه آخر برای زن جنگزده
زنان در طول جنگ تحمیلی تجربیاتی را کسب کردهاند. تجربیاتی که تلخ و شیرین آنها را برای مدتی زندگی سبک زندگی روزمره جدا کرد اما بالاخره جنگ تمام میشود یا با طولانی شدن آن بار دیگر باید زندگی را از سر گرفت. این حرکت بازگشت به زندگی" تجربه باز جای گیری در زندگی روزمره" نامیده میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا؛ اغلب زنان پس از گذشت مدتی از جنگ به نحوی مجددا جریان زندگی روزمره را باز می یابند. بد یهی است که این زندگی دوباره به دلیل وجود واقعیتی اجتماعی به نام جنگ دارای تفاوت های اساسی با زندگی روزمره این زنان در دوران پیش از جنگ است. اما به هر حال زنان این قدرت را پیدا می کنند که فرایندهای روزمره خود را از سرگرفته و به نحوی شرایط زندگی خود مدیریت کنند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,,
از جمله اتفاق هایی که در اثر این باز جای گیری مجدد در متن زندگی روزمره روی می دهد، ازدواج کردن تعدادی از دختران حاضر در صحنه جنگ است. تجربه زندگی در محیط جنگی این زنان را بیش از هر کسی به رزمندگان علاقهمند و با آنان همدرد می کند. نتیجه این حس مشترک، ازدواج اغلب آنان با رزمندگان است. آنان اغلب پس از ازدواج نیز در صحنه جنگ باقی مانده و به وظایف خود ادامه می دهند. در اغلب موارد تنها تجربه بارداری و مادر شدن است که آنان را روانه شهرهای امن تر کرده و از حضور در صحنه نبرد باز می دارد. برای تعدادی از زنان نیز حاصل این فرایند باز جای گیری در میان نیروهای تدارکاتی و به اصطلاح خدمت در پشت جبهه است. تعداد زنانی که با نقش نیروهای پشتیبانی یا ارائه دهنده کمک های پشت جبهه به یاری رزمندگان شتافته و گاهی در مناطق جنگی حضور می یافتند؛ به مراتب بیش از زنانی است که در قالب نقش های دیگر در نبرد حاضر شده اند، گاهی زنان فرزند یا شوهر از دست داده، مادران شهدا یا مفقودین جنگی برای دل داری دادن به هم و نیز روحیه گرفتن از یکدیگر مبادرت به تشکیل گروه های همیاری زنان می کنند.
آنان در قالب گروهی مثلا مادران شهدا یا همسران شهدا محل به دلجویی و تسلی دادن به سایر زنانی می پردازند که ناگزیر از مواجه شدن با خبرهایی مانند شهادت، اسارت و مفقود یا مجروح شدن رزمندگان خود هستند. همین گروه ها باعث می شوند که التیام و بازگشت به زندگی طبیعی ساده تر ممکن شود.
این گروه ها مانند همه گروه های دیگر زنانه از خاصیت هم زبانی زنانه برخوردارند و لذا توانسته اند در طی دوران جنگ سهم بزرگی در خارج شدن زنان خانواده رزمندگان از حالت تعلیق بازی کرده و بسیاری از آنان را به سمت جا افتادن دوباره در بسته زندگی روزمره هدایت کنند.
منابع:
سرهنگ مرتضی (1384) بانوی ماه/6/ خانه کوچک، زندگی بزرگ( گفت و گو با پروین داعی پور، همسر سردار شهید حسن باقری) تهران؛ میلاد نور
رئیسی رضا(1384) ستاره های بی نشان؛ مادر بزرگ (مجموعه خاطرات زنان در دفاع مقدس) تهران، موسسه فرهنگی سماء
سلمانی، ناهید (1381) گل سیمین؛ خاطرات سهام طاقتی، سوره مهر
عباس ولدی، محمدحسین(1384) افلاکیان زمین، شهناز حاجی شاه، تهران، نشر شاهد
فرجام فر، سهیلا(1386) کفش های سرگردان، خاطرات سهیلا فرجام فر، تهران؛ سوره مهر
کاظمی، محسن(1386) خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)، تهران؛ سوره مهر
انتهای پیام/خ
از جمله اتفاق هایی که در اثر این باز جای گیری مجدد در متن زندگی روزمره روی می دهد، ازدواج کردن تعدادی از دختران حاضر در صحنه جنگ است. تجربه زندگی در محیط جنگی این زنان را بیش از هر کسی به رزمندگان علاقهمند و با آنان همدرد می کند. نتیجه این حس مشترک، ازدواج اغلب آنان با رزمندگان است. آنان اغلب پس از ازدواج نیز در صحنه جنگ باقی مانده و به وظایف خود ادامه می دهند. در اغلب موارد تنها تجربه بارداری و مادر شدن است که آنان را روانه شهرهای امن تر کرده و از حضور در صحنه نبرد باز می دارد. برای تعدادی از زنان نیز حاصل این فرایند باز جای گیری در میان نیروهای تدارکاتی و به اصطلاح خدمت در پشت جبهه است. تعداد زنانی که با نقش نیروهای پشتیبانی یا ارائه دهنده کمک های پشت جبهه به یاری رزمندگان شتافته و گاهی در مناطق جنگی حضور می یافتند؛ به مراتب بیش از زنانی است که در قالب نقش های دیگر در نبرد حاضر شده اند، گاهی زنان فرزند یا شوهر از دست داده، مادران شهدا یا مفقودین جنگی برای دل داری دادن به هم و نیز روحیه گرفتن از یکدیگر مبادرت به تشکیل گروه های همیاری زنان می کنند.
آنان در قالب گروهی مثلا مادران شهدا یا همسران شهدا محل به دلجویی و تسلی دادن به سایر زنانی می پردازند که ناگزیر از مواجه شدن با خبرهایی مانند شهادت، اسارت و مفقود یا مجروح شدن رزمندگان خود هستند. همین گروه ها باعث می شوند که التیام و بازگشت به زندگی طبیعی ساده تر ممکن شود.
این گروه ها مانند همه گروه های دیگر زنانه از خاصیت هم زبانی زنانه برخوردارند و لذا توانسته اند در طی دوران جنگ سهم بزرگی در خارج شدن زنان خانواده رزمندگان از حالت تعلیق بازی کرده و بسیاری از آنان را به سمت جا افتادن دوباره در بسته زندگی روزمره هدایت کنند.
منابع:
سرهنگ مرتضی (1384) بانوی ماه/6/ خانه کوچک، زندگی بزرگ( گفت و گو با پروین داعی پور، همسر سردار شهید حسن باقری) تهران؛ میلاد نور
رئیسی رضا(1384) ستاره های بی نشان؛ مادر بزرگ (مجموعه خاطرات زنان در دفاع مقدس) تهران، موسسه فرهنگی سماء
سلمانی، ناهید (1381) گل سیمین؛ خاطرات سهام طاقتی، سوره مهر
عباس ولدی، محمدحسین(1384) افلاکیان زمین، شهناز حاجی شاه، تهران، نشر شاهد
فرجام فر، سهیلا(1386) کفش های سرگردان، خاطرات سهیلا فرجام فر، تهران؛ سوره مهر
کاظمی، محسن(1386) خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)، تهران؛ سوره مهر
انتهای پیام/خ
از جمله اتفاق هایی که در اثر این باز جای گیری مجدد در متن زندگی روزمره روی می دهد، ازدواج کردن تعدادی از دختران حاضر در صحنه جنگ است. تجربه زندگی در محیط جنگی این زنان را بیش از هر کسی به رزمندگان علاقهمند و با آنان همدرد می کند. نتیجه این حس مشترک، ازدواج اغلب آنان با رزمندگان است. آنان اغلب پس از ازدواج نیز در صحنه جنگ باقی مانده و به وظایف خود ادامه می دهند. در اغلب موارد تنها تجربه بارداری و مادر شدن است که آنان را روانه شهرهای امن تر کرده و از حضور در صحنه نبرد باز می دارد. برای تعدادی از زنان نیز حاصل این فرایند باز جای گیری در میان نیروهای تدارکاتی و به اصطلاح خدمت در پشت جبهه است. تعداد زنانی که با نقش نیروهای پشتیبانی یا ارائه دهنده کمک های پشت جبهه به یاری رزمندگان شتافته و گاهی در مناطق جنگی حضور می یافتند؛ به مراتب بیش از زنانی است که در قالب نقش های دیگر در نبرد حاضر شده اند، گاهی زنان فرزند یا شوهر از دست داده، مادران شهدا یا مفقودین جنگی برای دل داری دادن به هم و نیز روحیه گرفتن از یکدیگر مبادرت به تشکیل گروه های همیاری زنان می کنند.
آنان در قالب گروهی مثلا مادران شهدا یا همسران شهدا محل به دلجویی و تسلی دادن به سایر زنانی می پردازند که ناگزیر از مواجه شدن با خبرهایی مانند شهادت، اسارت و مفقود یا مجروح شدن رزمندگان خود هستند. همین گروه ها باعث می شوند که التیام و بازگشت به زندگی طبیعی ساده تر ممکن شود.
این گروه ها مانند همه گروه های دیگر زنانه از خاصیت هم زبانی زنانه برخوردارند و لذا توانسته اند در طی دوران جنگ سهم بزرگی در خارج شدن زنان خانواده رزمندگان از حالت تعلیق بازی کرده و بسیاری از آنان را به سمت جا افتادن دوباره در بسته زندگی روزمره هدایت کنند.
منابع:
سرهنگ مرتضی (1384) بانوی ماه/6/ خانه کوچک، زندگی بزرگ( گفت و گو با پروین داعی پور، همسر سردار شهید حسن باقری) تهران؛ میلاد نور
رئیسی رضا(1384) ستاره های بی نشان؛ مادر بزرگ (مجموعه خاطرات زنان در دفاع مقدس) تهران، موسسه فرهنگی سماء
سلمانی، ناهید (1381) گل سیمین؛ خاطرات سهام طاقتی، سوره مهر
عباس ولدی، محمدحسین(1384) افلاکیان زمین، شهناز حاجی شاه، تهران، نشر شاهد
فرجام فر، سهیلا(1386) کفش های سرگردان، خاطرات سهیلا فرجام فر، تهران؛ سوره مهر
کاظمی، محسن(1386) خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)، تهران؛ سوره مهر
انتهای پیام/خ
از جمله اتفاق هایی که در اثر این باز جای گیری مجدد در متن زندگی روزمره روی می دهد، ازدواج کردن تعدادی از دختران حاضر در صحنه جنگ است. تجربه زندگی در محیط جنگی این زنان را بیش از هر کسی به رزمندگان علاقهمند و با آنان همدرد می کند. نتیجه این حس مشترک، ازدواج اغلب آنان با رزمندگان است. آنان اغلب پس از ازدواج نیز در صحنه جنگ باقی مانده و به وظایف خود ادامه می دهند. در اغلب موارد تنها تجربه بارداری و مادر شدن است که آنان را روانه شهرهای امن تر کرده و از حضور در صحنه نبرد باز می دارد. برای تعدادی از زنان نیز حاصل این فرایند باز جای گیری در میان نیروهای تدارکاتی و به اصطلاح خدمت در پشت جبهه است. تعداد زنانی که با نقش نیروهای پشتیبانی یا ارائه دهنده کمک های پشت جبهه به یاری رزمندگان شتافته و گاهی در مناطق جنگی حضور می یافتند؛ به مراتب بیش از زنانی است که در قالب نقش های دیگر در نبرد حاضر شده اند، گاهی زنان فرزند یا شوهر از دست داده، مادران شهدا یا مفقودین جنگی برای دل داری دادن به هم و نیز روحیه گرفتن از یکدیگر مبادرت به تشکیل گروه های همیاری زنان می کنند.
آنان در قالب گروهی مثلا مادران شهدا یا همسران شهدا محل به دلجویی و تسلی دادن به سایر زنانی می پردازند که ناگزیر از مواجه شدن با خبرهایی مانند شهادت، اسارت و مفقود یا مجروح شدن رزمندگان خود هستند. همین گروه ها باعث می شوند که التیام و بازگشت به زندگی طبیعی ساده تر ممکن شود.
این گروه ها مانند همه گروه های دیگر زنانه از خاصیت هم زبانی زنانه برخوردارند و لذا توانسته اند در طی دوران جنگ سهم بزرگی در خارج شدن زنان خانواده رزمندگان از حالت تعلیق بازی کرده و بسیاری از آنان را به سمت جا افتادن دوباره در بسته زندگی روزمره هدایت کنند.
منابع:
سرهنگ مرتضی (1384) بانوی ماه/6/ خانه کوچک، زندگی بزرگ( گفت و گو با پروین داعی پور، همسر سردار شهید حسن باقری) تهران؛ میلاد نور
رئیسی رضا(1384) ستاره های بی نشان؛ مادر بزرگ (مجموعه خاطرات زنان در دفاع مقدس) تهران، موسسه فرهنگی سماء
سلمانی، ناهید (1381) گل سیمین؛ خاطرات سهام طاقتی، سوره مهر
عباس ولدی، محمدحسین(1384) افلاکیان زمین، شهناز حاجی شاه، تهران، نشر شاهد
فرجام فر، سهیلا(1386) کفش های سرگردان، خاطرات سهیلا فرجام فر، تهران؛ سوره مهر
کاظمی، محسن(1386) خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)، تهران؛ سوره مهر
انتهای پیام/خ
از جمله اتفاق هایی که در اثر این باز جای گیری مجدد در متن زندگی روزمره روی می دهد، ازدواج کردن تعدادی از دختران حاضر در صحنه جنگ است. تجربه زندگی در محیط جنگی این زنان را بیش از هر کسی به رزمندگان علاقهمند و با آنان همدرد می کند. نتیجه این حس مشترک، ازدواج اغلب آنان با رزمندگان است. آنان اغلب پس از ازدواج نیز در صحنه جنگ باقی مانده و به وظایف خود ادامه می دهند. در اغلب موارد تنها تجربه بارداری و مادر شدن است که آنان را روانه شهرهای امن تر کرده و از حضور در صحنه نبرد باز می دارد. برای تعدادی از زنان نیز حاصل این فرایند باز جای گیری در میان نیروهای تدارکاتی و به اصطلاح خدمت در پشت جبهه است. تعداد زنانی که با نقش نیروهای پشتیبانی یا ارائه دهنده کمک های پشت جبهه به یاری رزمندگان شتافته و گاهی در مناطق جنگی حضور می یافتند؛ به مراتب بیش از زنانی است که در قالب نقش های دیگر در نبرد حاضر شده اند، گاهی زنان فرزند یا شوهر از دست داده، مادران شهدا یا مفقودین جنگی برای دل داری دادن به هم و نیز روحیه گرفتن از یکدیگر مبادرت به تشکیل گروه های همیاری زنان می کنند.
,,
آنان در قالب گروهی مثلا مادران شهدا یا همسران شهدا محل به دلجویی و تسلی دادن به سایر زنانی می پردازند که ناگزیر از مواجه شدن با خبرهایی مانند شهادت، اسارت و مفقود یا مجروح شدن رزمندگان خود هستند. همین گروه ها باعث می شوند که التیام و بازگشت به زندگی طبیعی ساده تر ممکن شود.
,,
این گروه ها مانند همه گروه های دیگر زنانه از خاصیت هم زبانی زنانه برخوردارند و لذا توانسته اند در طی دوران جنگ سهم بزرگی در خارج شدن زنان خانواده رزمندگان از حالت تعلیق بازی کرده و بسیاری از آنان را به سمت جا افتادن دوباره در بسته زندگی روزمره هدایت کنند.
,,
منابع:
,سرهنگ مرتضی (1384) بانوی ماه/6/ خانه کوچک، زندگی بزرگ( گفت و گو با پروین داعی پور، همسر سردار شهید حسن باقری) تهران؛ میلاد نور
,رئیسی رضا(1384) ستاره های بی نشان؛ مادر بزرگ (مجموعه خاطرات زنان در دفاع مقدس) تهران، موسسه فرهنگی سماء
,سلمانی، ناهید (1381) گل سیمین؛ خاطرات سهام طاقتی، سوره مهر
,عباس ولدی، محمدحسین(1384) افلاکیان زمین، شهناز حاجی شاه، تهران، نشر شاهد
,فرجام فر، سهیلا(1386) کفش های سرگردان، خاطرات سهیلا فرجام فر، تهران؛ سوره مهر
,کاظمی، محسن(1386) خاطرات مرضیه حدیدچی(دباغ)، تهران؛ سوره مهر
,,
انتهای پیام/خ
,]
ارسال دیدگاه