دست خالی، دل پُر / کارگرانی که به گفته ی خودشان پاتوق آبرومندانه ای ندارند

دست خالی، دل پُر / کارگرانی که به گفته ی خودشان پاتوق آبرومندانه ای ندارند
روزگاری جوان بودم و قوت بازو داشتم و در کارهای سخت ساختمانی و غیره کار می‌کردم اما از آنجا که کارفرمای ثابتی نداشتم کسی به فکر بیمه کردنم نبود بنابراین امروز که سن و سالی از من گذشته است مجبورم در فصل سرما و گرما برای یک لقمه نان سر گذر میدان منتظر باشم...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  کُردتودی،  ساعت 7 صبح است و طبق معمول هر روز باید مسیرهای دور میدان انقلاب را طی کنیم تا به محل کار برسیم، چند وقتی است که از این مکان که رد می شوم نگاهم به دست های پینه بسته کارگرانی است که با ساک هایی که در دست دارند هر روز را به خیابان چشم می دوزند تا بلکم خداوند روزی امروزشان را فراهم کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُردتودی،,

 

,

دیگر طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم که جلو بروم و سر صحبت را برای گفتگو با درد و دل هایشان باز کنم.

,

 

,

 بیشتر روزها کار نیست

,


مرد میان‌سالی جلو می‌آید و دستان کپره بسته‌اش را نشانم می‌دهد: «30 سال است کارگرم. پدرم هم کارگر سرگذر بود. از همان نوجوانی با او به سرگذر می‌آمدم. هر کاری که فکر کنید انجام داده‌ام از باربری تا بنایی و برف‌روبی و ... اما دیگر خسته شده‌ام، از اینکه روزها باید اینجا بایستم و شب‌ها با دست خالی به خانه برگردم. 5 بچه قد و نیم قد دارم که در مخارج آن‌ها مانده‌ام.» تن صدایش کمی بالا می‌رود: «برای هر روز کار بین 50 تا 60 هزار تومان دستمزد می‌گیرم اما با این گرانی بازار و کاری که نیست چگونه مخارج زن و بچه‌هایم را دربیاورم!»

,
,

 

,


رنگ خون به صورتش دویده است اما سعی می‌کند آرامشش را حفظ کند تا حرفش را بزند: «چند باری دنبال کار رفتم تا دیگر سرگذر نایستم اما کو کار؟ کو درآمد؟ هیچ‌جا قبولم نمی‌کردند و همه حرفشان این بود که خودمان هم زیادی هستیم چه برسد به اینکه کارگر بخواهیم. حتی همین سرگذر هم شده تا 10 روز سرکار نرفته‌ام و مجبور شده‌ام نان خالی بخورم.»

,
,

 

,


مردی که کنارش ایستاده است حرفش را قطع می‌کند و رو به او می‌گوید: «این حرف‌ها را هم زدی و چاپ شد آیا حال و روز من و تو فرقی هم می‌کند؟! من در خانه‌ای 50 متری با 3 بچه در آخر شهر زندگی می‌کنم برای همین خانه10 میلیون پول پیش و 350 هزار تومان اجاره می‌دهم، چه کسی از درد من و زن و بچه‌ام خبر دارد؟»
وی می گوید: بعضی روزها مردم با نگاه های عجیب و غریبی به کارگران نگاه می کنند در حالی که اینجا می گویم که ما کارگران پاتوق آبرومندانه ای نداریم و از سر ناچاری مجبور به کارگری هستیم.

,
,
,

 

,


روزگار 40 سال کارگری

,
,


او که 59 سال سن دارد 40 سالی هست که کارگری می‌کند. می‌گوید:« روزگاری جوان بودم و قوت بازو داشتم و در کارهای سخت ساختمانی و غیره کار می‌کردم اما از آنجا که کارفرمای ثابتی نداشتم کسی به فکر بیمه کردنم نبود بنابراین امروز که سن و سالی از من گذشته است مجبورم در فصل سرما و گرما برای یک لقمه نان سر گذر منتظر باشم تا کسی برای کار کردن صدایم  بزند. پا به سن که می‌گذاری توانایی و قدرت گذشته را نداری برای همین هم بازنشست می‌شوی اما من که هیچ نوع بیمه‌ای ندارم باید هنوز کار کنم تا خرج خودم و همسرم را دربیاورم.»

,
,


عمرم در این گذر رفت

,
,


او، پیرمرد دیگری را که کلاهش را تا روی گوش‌هایش کشیده است و به سختی صدای ما را می‌شنود، صدا می‌کند و رو به او می‌گوید: برا! بیا و حرفی بزن، از مشکلاتت بگو! پیرمرد با آن محاسن سفید بلندش با صدایی که به سختی به گوش می‌رسد می‌گوید: «عمرم در این گذر رفت چه بگویم.»

,
,

 

,


رو به ما می‌کند و پی حرفش را این‌گونه می‌گیرد:« برای من که یک ماه بیشتر است سرکار نرفته‌ام حرف زدن فایده ندارد، حاضرید به جای این حرف‌ها دست در جیبتان کنید و مبلغی بدهید تا امشب را دست خالی به خانه برنگردم!»

,
,

 

,


نفس عمیقی می‌کشد: «برخی افرادی که از این محل عبور می‌کنند ما را به چشم یک مزاحم نگاه می‌کنند که گویا وصله ناجوری برای شهر و جامعه هستیم، شاید از این موضوع خبر ندارند که بیکاری باعث شده ما هر روز برای یافتن کار به اینجا بیاییم وگرنه من با این مو و ریش سفید دیگر وقت استراحت کردنم است نه کارگری.»

,
,

 

,

 

,

فتر بسیاری ازنماینده های مردم کردستان در مجلس شاید  مملو از تقاضاهای کار و وام است و روزانه خیل افرادی که تحصیلات دارند و کار ندارند، مهارت دارند و سرمایه ندارند به این دفتر سر می‌زنند. البته کردستان  نه تنها با مشکل اشتغال مواجه است که علت آن نبود صنایع و کارخانجات است، بلکه، مکان تفریحی و خیلی چیزهای دیگر هم ندارند.

,



پدیده بیکاری امروز مانند غول خفته بهترین جوانان را یکی یکی شکار کرده و با توجه به اینکه در کردستان زمینه‌های پرکردن اوقات فراغت نیز فراهم نیست، امکان دارد‌آنها را به کام خود فرو ببرد، پس باید قبل از ‌آنکه دیر شود، مسئولان پای در رکاب حل مشکلات بیکاری در کل کشور از جمله این استان بگذارند.

,
,
,



انتظار داریم که دولت و مسئولین برای حل مشکلات کارگران راهکاری بیاندیشند ، زیرا وجود این همه کارگر و بیکاری جوانان در استان باعث بروز معضلاتی می شود که هم برای فرد و خانواده و هم برای جامعه می تواند مضر باشد .

,
,
,


 

,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه