بررسی ابعادی از شیوه مبارزه معنوى امام رضا(ع)
سیره مبارزه فرهنگى سیاسى امام رضا(ع)؛ درسى براى امروز جامعه اسلامى
دوران امامت امامرضا(ع) تأثیرى در واقعیت دنیاى اسلام گذاشت و به گسترش و عمقى که بهمعناى حقیقىِ اسلام و پیوستن به اهلبیت(ع) و آشنا شدن با مکتب ایشان بخشیدند، قابلتأمل و درسآموز براى دوران کنونى ما از جهت نوع شیوه مبارزاتى که مبتنى بر اقدام فرهنگى و معنوى و نیز مداومت بر آن در طى مدت طولانى است، مىباشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بلاغ، در حالى که شهر مدینه داغدار شهادت امام و رهبرى چون حضرت صادق آل محمد(ع) بود و غم و اندوه قلب شیعیان و امامشان حضرت موسى ابن جعفر(ع) را فرا گرفته بود، در یازدهمین روز ذى القعده سال 148 ه.ق، خورشید فروزان دیگرى از تبار آل محمد(ص) در شهر رسول خدا(ص) و در بیت نور و هدایت حضرت کاظم(ع) طلوع کرد که گرماى وجودش نهتنها قلب آن شیعیان مدینه بلکه تمامى شیعیان را براى ابد گرما بخشید. آنگونه که حتى نام او که «على» نهاده شد نیز یادآور وجود جد بزرگوارش امیرالمؤمنین على (ع ) براى شیعیان بود و هست.
مولودى که ولادت بابرکتش را اجداد بزرگوارش همچون حضرت امام صادق(ع) بشارت داده بودند. آن حضرت در بشارت خود به مردى از اهالى طوس فرمودند: «بهزودى از صلب فرزندم موسى، مردى به دنیا مىآید که مورد خشنودى خداوند سبحان در آسمان و خرسندى بندگانش در زمین خواهد بود. در سرزمین شما از روى ستم و دشمنى مسموم و کشته مىگردد و در همانجا غریبانه به خاک سپرده مىشود. آگاه باش! هرکسى وى را در غربتش زیارت کند و بداند که او امام و پیشواى شیعیان پس از پدرش بوده و از جانب خداوند متعال مفترض الطاعه مىباشد، همانند کسى است که رسول خدا(ص) را زیارت کرده باشد.» (اثبات الهداة، ج 3، ص 233)
ولادت در بیت نور و عصمت و دامان نجابت و طهارت
امام رضا(ع) همچون بقیه امامان و اجداد طاهرین و معصوم(ع) خویش، از عالىترین تبار و نسب برخوردار هستند. پدر آن حضرت امام موسى کاظم(ع) و مادر ایشان «نجمه» بود که بافضیلتترین بانوان زمان خویش بود که شایستگى همسرى و مادرى امام عصر خود را یافت. (زندگى چهارده معصوم، ص927)
آن بانوى بزرگوار کنیزى بود که حمیده مادر حضرت موسى بن جعفر(ع) او را خرید، حمیده مىگوید: «حضرت رسولالله(ص) را در خواب دیدم که به من فرمود:اى حمیده، این نجمه براى فرزند تو موسى است، که بهزودى بهترین اهل زمین از او به دنیا خواهد آمد، پس من نجمه را به موسى بن جعفر(ع) بخشیدم، وقتى که رضا به دنیا آمد نجمه را طاهره نام نهاد.» (بحارالانوار، ج49، ص7) نجمه خاتون شرح احوال خود در زمان باردارى حضرت رضا(ع) را اینگونه نقل مىکند: «وقتى به فرزندم على باردار شدم سنگینى حمل را احساس نمىکردم، و وقتى در خواب بودم از داخل شکم خود صداى تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند را مىشنیدم، و این باعث خوف و هراس من شده بود، وقتى که بیدارشدم صدایى نمىشنیدم، زمانى که رضا به دنیا آمد دست خود را بر زمین گذاشت و سر به آسمان بلند کرد، و لبهاى مبارک خود را حرکت مىداد، گویا حرف مىزد، در این هنگام پدر او موسى بن جعفر(ع) بر من وارد شد و فرمود: مبارک باد بر تواى نجمه لطف و کرامت پروردگارت، و سپس فرزندم على را در پارچهاى سفید پوشاند و در گوش راست او اذان، و در گوش چپ او اقامه گفت، پسازآن آب فرات خواست و کام او را با آب فرات باز کرد و بعد او را به من برگرداند و فرمود: او را بگیر که او بقّیة الله در زمین خدا است.» (بحار، ص 7)
القاب نورانى امام هشتم(ع)
امام هشتم حضرت على ابن موسى(ع) به القاب شریفى همچون «سراج الله، نور الهدى، قرّة عین المؤمنین، رضا، رضىّ، فاضل، صابر، وفىّ، صدیق و عالم آل محمد(ص)» ملقب هستند که هریک گویاى وجود صفت و خصیصهاى خاص در آن حضرت بود. از میان این القاب، لقب «رضا» شهرت بیشترى دارد. آن حضرت را ازاینجهت «رضا» نامیدند که پسندیده خدا در آسمان و مورد خرسندى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) در زمین بود و دوستان و دشمنان بهاتفاق از وى خشنود و راضى بودند. (علامه مجلسى، زندگى چهارده معصوم، صص 929 - 928)
سیره عملى و سلوک عالمانه و اخلاقى امام رضا(ع)؛ شیوهاى از مبارزه فرهنگى و معنوى براى گسترش معارف اسلام
طبق نقل مورخان، حضرت امام رضا(ع) در سن 35 سالگى به امامت رسیدند و به مدت بیست سال تا زمان شهادتشان، عهدهدار این منصب بودند. این مدت امامت، معاصر با خلافت سه خلیفه عباسى بود؛ ده سال آن معاصر با خلافتهارونالرشید، پنج سال معاصر با خلافت محمدامین و پنج سال آخر نیز همعصر با خلافت عبدالله المأمون بود. امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود در شهر مقدس مدینه اقامت داشت ولى مأمون پس از رسیدن به حکومت، حضرت را به خراسان فراخواند و آن حضرت سالهاى پایان عمر خویش را در خراسان سپرى کردند. (مهدى پیشوایى. سیره پیشوایان، ص468)
امام رضا(ع) در این مدت هرچند کوتاه امامت در هر یک از این سه دوره، بهمقتضاى مسؤولیت خطیر امامت، با اوضاعواحوال پیچیده خلافت آن روز که خلفاى عباسى باسیاست و تزویر خاصى که داشتند به نام اسلام بر مردم حکومت مىکردند و باوجود نابسامانىهاى زیادى که از جهات مختلف در زندگى اجتماعى مردم وجود داشت، وظایف امامت خود را در جهت ابلاغ شریعت و احکام اسلام انجام مىدادند. بههمیندلیل دوران امامت امام رضا(ع) و سیره خاص مبارزاتى ایشان، همانطور که مقام معظم رهبرى مىفرمایند ازلحاظ «تأثیرى که در واقعیت دنیاى اسلام گذاشت و به گسترش و عمقى که بهمعناى حقیقىِ اسلام و پیوستن به اهلبیت(ع) و آشنا شدن با مکتب ایشان بخشیدند»، قابلتأمل و درسآموز براى دوران کنونى ما از جهت نوع شیوه مبارزاتى که مبتنى بر اقدام فرهنگى و معنوى و نیز مداومت بر آن در طى مدت طولانى است، مىباشد.
آن حضرت در طول امامت خود شیوه خاص مبارزاتىاى که مبتنى بر آموزش و تعلیم مبانى اسلامى با حسن رفتار اخلاقى و بیان و گفتار علمى و معنوى بود را در دستور کار خود قراردادند تا از این طریق بتوانند جامعه اسلامى را باوجود امام معصوم و برکات فیض وجودى او و تعالیم ناب اسلامى که تنها از سرچشمه امامت قابل جوشش بود، مأنوس و آشنا نمایند و از این طریق بتوانند اسلام راستین و آموزههاى آنرا ترویج دهند و زمینه مناسبى براى پذیرش معارف حقه اسلامى فراهم گردد و ادعاهاى باطلى که به اسم دین از سوى دستگاه حکومت و فرقههاى انحرافى در حال گسترش بود، محو شود.
با نگاهى به شرایط اجتماعى و فرهنگى این زمان مىتوان فهمید که در این دوران در اثر این شیوه مبارزاتى آن حضرت و حرکت عظیمى که ایشان در جامعه پهناور اسلامى آن دوران ایجاد نمودند تفکّر ولایت اهلبیت و پیوستگى به خاندان پیغمبر آنچنان گسترشى در دنیاى اسلام پیدا کرد که دستگاه ظالم و دیکتاتور بنى عباس از مواجههى با آن عاجز شد. به تعبیر مقام معظم رهبرى، در اثر این شیوه رفتارى و مبارزاتى حضرت در دوران امامت، شاهد آن هستیم که محبت اهلبیت(ع) «همهگیر شده است؛ حضور آنها و وجود آنها در جامعهى اسلامى به اعماق دلهاى مردم نفوذ پیدا کرده است. اینکه شما مىبینید امامزادههاى بزرگوار بلند شدند، راه افتادند، آمدند اینجا، غیر از جنبهى عزا و غمناک قضیّه که شهادت اینها در بین راه است، یک جنبهى مثبت و پرمعنا دارد؛ معناى این، درخواست مردم، تقاضاى مردم، زمینهى پذیرش و قبول مردم نسبت به اهلبیت است. این یعنى یک کار عمیقاً فرهنگى و معنوى و یک کار بزرگ اعتقادى.» (بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 26/6/92)
ابعادى از شیوه مبارزه فرهنگى و معنوى امام رضا(ع)
1. سیر و سلوک اخلاقى متمایز و ممتاز امام رضا(ع)
آن حضرت در دوران امامت با عمل به آموزههاى اخلاقى دین اسلام و رفتار و سلوک معنوى خود که شایسته مقام امامت بود و مردم آن زمان تنها آنرا از سیره نبوى و امامان معصوم شنیده و خلاف آنرا در رفتار حاکمان و اربابان قدرت دیده بودند، ابعاد معنوى و اخلاقى دین اسلام که در مقام امامت متجلى مىشد را بار دیگر زنده کردند و در تقابل با رفتار غیردینى حاکمان قراردادند. نقلهاى مختلفى که از این رفتار اخلاقى و معنوى امام رضا(ع) نقل شده است، گویاى این موضوع است. بهعنوان نمونه از ابراهیم ابن عباس نقل است که: «هرگز ندیدم حضرت رضا(ع) کسى را با سخن خویش بیازارد و ندیدم هرگز سخن کسى را قطع کند و مىگذاشت تا حرف او تمام شود، هرگز حاجت کسى را درصورتى که قدرت برآوردن آنرا داشت رد نمىکرد، هرگز نزد کسى پاى خود را دراز نمىکرد، و تکیه هم نمىزد، و هرگز ندیدم سخن درشتى به خادمان خود بگوید، هرگز ندیدم که آب دهان بر زمینبىاندازد و همینطور ندیدم که با صداى قهقهه بخندد بلکه تبسم مىکرد. زمانى که به اندرون خانه مىرفت و سفره مىانداختند تمام خدمتگزاران حتى دربان را بر آن مى نشانید. آن حضرت شبها را بیشتر بیدار بود و کمتر مىخوابید. بیشتر شبها را تا صبح بیدار بود، روزه بسیار مىگرفت، هرگز سه روز روزه در ماه از آن حضرت ترک نمىشد، آن حضرت در پنهانى نیکى و تصدق بر فقرا بسیار داشت، و بیشتر آن در شبهاى تاریک بود، بنابراین هر کس ادّعا کند که مانند او را در فضل دیده است او را راستگو مپندارید.»
همچنین شخصى از اهل بلخ که در سفر حضرت رضا(ع) از مدینه به خراسان همراه آن بزرگوار بوده مىگوید: «روزى در بین راه سفره غذا گستردند، آن بزرگوار تمام خادمان و غلامان از سفید و سیاه را بر سر سفره جمع کرد، من گفتم: فداى شما شوم، بهتر بود که براى اینان سفرهاى جداگانه مىانداختند! آن حضرت فرمود: تند مرو، همانا خداى ما یکى است، مادر و پدر همه یکى است، و پاداش به اعمال است.» (کافى، ج4،ص23)
در خصوص تواضعبىاندازه آن حضرت نیز نقل است که شخصى بهقصد دیدار امام رضا(ع) مسیر طولانىاى را طى کرد. صبح زود به مقصد رسید. با خود گفت: به حمام بروم و غبار سفر از تن بشویم و پاک و مطهر به زیارت امام بروم. لحظاتى در آنجا درنگ کرد. شخصى آنجا بود. از او خواست که در شستن بدن به او کمک کند. بعضى از مردم که وارد حمام مىشدند احترام عجیبى به او مىنهادند و اظهار ارادت و ادب مىنمودند. مرد مسافر اندکاندک امام را شناخت بهسرعت کنار کشید و بهشدت شرمنده شد و عذرخواهى کرد. اما امام رضا به او دلدارى دادند و همچنان مشغول کار خود شدند و فرمودند: «شما اینهمه راه را با پاى پیاده براى زیارت ما آمدى من هم اینجا منتظرت بودم!» (در رواق نور، ص27)
آن امام بزرگوار با این شیوه و سلوک اخلاقى و دینى خود، حقیقتاً مصداق عینى توصیفى بودند که خود از برکات وجود امام در میان مردم بیان داشتهاند که مىفرمایند: «امام مهربان دوست، امین و دل سوز امت است و همانند مادرى است که عاشقانه به خردسال خود عشق مىورزد.» (حسینى قزوینى،در حریم طوس، ص247)
این شیوه رفتارى آن امام بزرگوار بود که باعث شد محبت و عشق مردم بهوجود ایشان بیشتر و بیشتر شود. چنانکه نمونه بارز این ارادت و عشق و علاقه در مسیر سفر ایشان در شهر نیشابور تجلّى کرد که مورّخان نوشتهاند عدّهبىشمارى براى نوشتن حدیث از آن حضرت خواستند که حدیثى بفرمایند، و آن بزرگوار حدیث «سلسله الذهب» را که مضمون آن توحید یعنى دعوت تمامى انبیاء از آدم تا خاتم است فرمودند، و سپس با عبارت «وأنا من شروطها» آنرا ختم به ولایت و امامت کردند.
2. معرفى سبک زندگى اسلامى به مردم جامعه
آن حضرت با تعالیم مختلفى که از آموزهها و تعالیم اصیل اسلامى و حقوق و وظایف مسلمانان در دین بیان مىنمودند، سبک زندگى اسلامى و دینى را معرفى نمودند. سبکى از زندگى که انسان مؤمن با عمل به آن به سعادت دنیوى و اخروى مىرسد و اثرات آنرا در زندگى فردى و اجتماعى خود احساس مى کند.
در این زمینه حضرت امام رضا(ع) تعالیمى را در خصوص حفظ حقوق برادران دینى و تکریم شخصیت و مقام آنان سفارش نمودهاند. بهعنوان نمونه آن حضرت دراینباره میفرمایند: «از حقوقى که هر مؤمن نسبت به برادر دینى خود دارد این است که از صمیم قلب او را دوست بدارد و ازنظر مالى به او کمک و مواسات نماید و اگر کسى به او ظلم کرد او را یارى کند... شخص باایمان هرگز به برادر دینى خود ستم نمىکند، او را فریب نمىدهد، به او خیانت نمىکند، غیبت او را روا نمىدارد، به او دروغ نمىگوید. کسىکه به برادر دینى خود لباسى هدیه دهد خداوند از لباسهاى بهشتى به او خواهد داد و کسىکه براى رضاى خدا به آنها قرض بدهد در پیشگاه خدا ثواب صدقه خواهد داشت. هرکسى اندوه برادر دینى خود را برطرف سازد خداوند غمى از غمهاى آخرتش را خواهد زدود.» (بحارالانوار، ج74، ص333)این حقوق باعث شکلگیرى روابط اجتماعى عمیقتر و مؤمنانهتر در جامعه مىشود و جامعه را تعالى مىبخشد.
3. معرفى و شناساندن جایگاه ارزشمند و متعالى علمى و اجتماعى امام به جامعه اسلامى
ازجمله اقدامات مؤثر حضرت رضا(ع) شناساندن حقیقت امامت و تبیین نیازمندى جامعه بهوجود مقدس علمى و معنوى او براى جامعه مسلمین است. ایشان در برهههاى مختلف امامت خود با اقدامات مختلفى همچون مناظره و نیز در توصیهها و بیانات خود همواره ابعاد مختلفى از امامت خویش و ثمرات وجودى آن براى جامعه اسلامى را نمایان مى نمودند.
آن حضرت در توصیف جایگاه امام معصوم و مقام والا و ملکوتى او به شیعیان خود درس معرفت و امامشناسى را آموختند. چنانکه دراینباره مىفرمایند: «امامت منزلتش والاتر، شأنش بزرگتر، مقامش عالى تر، مرتبهاش بلندتر و ژرفایش عمیقتر از آن است که عقلها به آن برسد و اندیشهها آنرا دریابند. امام همانند خورشید فروزانى است که خود در کرانه افق و دور از دسترس و چشمانداز است. و نورش سراسر هستى را فراگرفته است. امام همان ماه تابان چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره رهنما در ظلمت شبها براى رهگذر شهرها و کویرها و گرداب بر تلاطم دریاهاست.» (درحریم طوس، ص234)
علاوه بر این در عرصه مبارزه با دستگاه تبلیغاتى مأمون که سعى داشت مقام علمى و معنوى امامت را با ترتیب دادن جلسات مناظره دچار خدشه کند، امام رضا(ع) از این فرصت براى شناساندن جایگاه علمى خود به همگان بهترین بهره را بردند. امام(ع) در این جلسات با هر یک از دانشمندان، با زبان خود و از کتاب خود آنان، بر بطلان نظریه آنها و حقانیت اسلام و صداقت حضرت رسول اکرم(ص) استدلال نمود. تا آنجا که همگان در برابر حضرت سر تعظیم فروآورده، بر بطلان نظریه خویش و صحت سخنان امام رضا(ع) اعتراف نمودند و بعضى همانند عمران صائبى که مشرک و در علم کلام و فن خطابه متبحّر و متخصّص بود به حقانیت اسلام اعتراف مىکردند و در همان مجلس اسلام مىآوردند. (در حریم طوس، ص206)
همچنین درزمینه پاسخ به شبهات در مسأله امامت، آن حضرت اقدامات اساسى انجام دادند که گویاى علم نامحدود ایشان بود. در این زمینه محمد بن عیسى یقطینى اظهار داشته است: «وقتى مردم، در مسأله امامت امام رضا(ع) اختلاف پیدا کردند من که مسؤول جمعآورى پرسشهاى مردم و پاسخهاى آن حضرت بودم، پانزده هزار مسأله گردآوردم که از حضرت سؤال شده بود و وى به تکتک آنها پاسخ فرموده بودند.» (سرچشمههاى نور امام رضا(ع)، ص92)
این مرتبه علمى بهاندازهاى شهرت یافت که لقب «عالم آل محمد(ص)» را بر ایشان نهادند. چنانکه ابراهیم بن عباس در رابطه با گستردگى علم امام رضا(ع) نقل مىکند که: «هرگز ندیدم از امام رضا(ع) چیزى را بپرسند که آن حضرت نداند، و عالمتر از او نسبت به زمان خودش ندیدم، و مأمون همواره آن حضرت را با سؤالهاى مختلف امتحان مىکرد و آن بزرگوار جواب مىفرمود، در عین اینکه جوابهاى آن حضرت برگرفته از قرآن بود، قرآنرا در هر سه روز یکبار ختم مىکرد، و مىفرمود: اگر بخواهم کمتر از سه روز یک ختم قرآن بخوانم مىتوانم. لکن به هیچ آیهاى مرور نمىکنم مگر آنکه در آن فکر مىکنم و اینکه چه وقت و درباره چه چیز نازلشده است. لذا قرآنرا در سه روز ختم مىکنم.» (بحارالانوار، ج 49، ص90)
انتهای پیام/
,
,
,
, ولادت در بیت نور و عصمت و دامان نجابت و طهارت,
,
,
,
,
, القاب نورانى امام هشتم(ع),
,
,
, سیره عملى و سلوک عالمانه و اخلاقى امام رضا(ع)؛ شیوهاى از مبارزه فرهنگى و معنوى براى گسترش معارف اسلام,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ابعادى از شیوه مبارزه فرهنگى و معنوى امام رضا(ع), ابعادى از شیوه مبارزه فرهنگى و معنوى امام رضا(ع),
, 1. سیر و سلوک اخلاقى متمایز و ممتاز امام رضا(ع),
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, 2. معرفى سبک زندگى اسلامى به مردم جامعه,
,
,
,
,
, 3. معرفى و شناساندن جایگاه ارزشمند و متعالى علمى و اجتماعى امام به جامعه اسلامى,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه