ضرورت توجه به ریشهها و مختصات فرهنگی «دارالعباده»
جای شگفتی است در حالی که دلسوزان نظام بارها بر مظلومیت فرهنگ تصریح کرده اند، برخی بدون توجه به ویژگیهای مثالزدنی مردم استان میکوشند تا با گرته برداری از مراسمی همچون کنسرتهای موسیقی در شهرهای دیگر، ذائقه مردمان پاکسیرت «دارالعباده» را نیز به تدریج تغییر دهند و شاید به زعم خویش، دریچههایی از دنیای متمدن را به رویشان بگشایند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نقل از یزد رسا؛ لغو کنسرت یکی از خوانندگان پاپ در شهر میبد، نشان داد که با هوشیاری مردم و نیروهای متعهد میتوان گامهای بلندی در پاسداری از فرهنگ اصیل خود برداشت و درچارچوب موازین، مانع شکسته شدن قبح برخی نابهنجاریهای نوظهور در سطح استان بخصوص برخی شهرستانهای به نسبت اصیل ماندهتر همچون میبد و اردکان شد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, یزد رسا, لغو کنسرت یکی از خوانندگان پاپ در شهر میبد، نشان داد که با هوشیاری مردم و نیروهای متعهد میتوان گامهای بلندی در پاسداری از فرهنگ اصیل خود برداشت و درچارچوب موازین، مانع شکسته شدن قبح برخی نابهنجاریهای نوظهور در سطح استان بخصوص برخی شهرستانهای به نسبت اصیل ماندهتر همچون میبد و اردکان شد.,
درست است که برگزاری کنسرت در چارچوب مقررات مانعی ندارد اما نگاهی به ماهیت کنسرتهایی از نوع موسیقی پاپ، اشعار بعضا سخیف و نابهنجاریهایی که در حین برگزاری و پس از آن رخ می دهد، حقانیت این دیدگاه را تقویت میکند که برگزاری چنین برنامههایی بهویژه با سردمداری برخی افراد و خوانندگان نهچندان خوشسابقه، نهتنها سنخیتی با شخصیت و فرهنگ اصیل مردمان دارالعباده ندارد، بلکه گامی- هرچند ناخواسته- در مسیر کمرنگ شدن مرز بین هنجارها و نابهنجاریها به شمار میرود.
مردم استان یزد و از جمله آنها میبد، همواره به داشتن ریشههای عمیق دینی و پایبندی به اصالتهای بومی شهره بودهاند و تلاش برای برگزاری کنسرتهایی از نوع موسیقی پاپ با اختلاط و هنجارشکنیهای آن چنانی، با هر نگاه و استدلالی، اقدامی خیرخواهانه و همسو با هنجارهای اخلاقی و عرفی مردم این سامان قلمداد نمی شود.
جای شگفتی است در حالی که دلسوزان نظام بارها بر مظلومیت فرهنگ تصریح کرده اند، برخی بدون توجه به ویژگیهای مثالزدنی مردم استان میکوشند تا با گرته برداری از مراسمی همچون کنسرتهای موسیقی در شهرهای دیگر، ذائقه مردمان پاکسیرت دارالعباده را نیز به تدریج تغییر دهند و شاید به زعم خویش، دریچههایی از دنیای متمدن را به رویشان بگشایند!
این در حالی است که پیشینه و مختصات فرهنگی استان یزد در مقایسه با بسیاری از شهرهای دیگر، در سطح بالاتری قرار دارد و تلاش برای عادی سازی برنامههایی همچون کنسرت های موسیقی با برخی حواشی تأملبرانگیز پیرامونی آن، اقدامی نه در جهت خدمت به فرهنگ بومی استان، بلکه حرکتی قهقرایی ارزیابی می شود.
شایسته است متصدیان مربوط، به جای تلاش برای برگزاری مراسمی ناسازگار با عقبههای فرهنگی و اخلاقی مردمان متعهد دارالعباده، همت و توان را در راه شکوفاساختن ظرفیتهای معطلمانده فرهنگی و متناسب با وجهه بومی استان متمرکز کنند و صد البته در این مسیر از پشتیبانی همه عناصر دلسوز و مردم استان بهرهمند خواهند شد.
درست است که برگزاری کنسرت در چارچوب مقررات مانعی ندارد اما نگاهی به ماهیت کنسرتهایی از نوع موسیقی پاپ، اشعار بعضا سخیف و نابهنجاریهایی که در حین برگزاری و پس از آن رخ می دهد، حقانیت این دیدگاه را تقویت میکند که برگزاری چنین برنامههایی بهویژه با سردمداری برخی افراد و خوانندگان نهچندان خوشسابقه، نهتنها سنخیتی با شخصیت و فرهنگ اصیل مردمان دارالعباده ندارد، بلکه گامی- هرچند ناخواسته- در مسیر کمرنگ شدن مرز بین هنجارها و نابهنجاریها به شمار میرود.
مردم استان یزد و از جمله آنها میبد، همواره به داشتن ریشههای عمیق دینی و پایبندی به اصالتهای بومی شهره بودهاند و تلاش برای برگزاری کنسرتهایی از نوع موسیقی پاپ با اختلاط و هنجارشکنیهای آن چنانی، با هر نگاه و استدلالی، اقدامی خیرخواهانه و همسو با هنجارهای اخلاقی و عرفی مردم این سامان قلمداد نمی شود.
جای شگفتی است در حالی که دلسوزان نظام بارها بر مظلومیت فرهنگ تصریح کرده اند، برخی بدون توجه به ویژگیهای مثالزدنی مردم استان میکوشند تا با گرته برداری از مراسمی همچون کنسرتهای موسیقی در شهرهای دیگر، ذائقه مردمان پاکسیرت دارالعباده را نیز به تدریج تغییر دهند و شاید به زعم خویش، دریچههایی از دنیای متمدن را به رویشان بگشایند!
این در حالی است که پیشینه و مختصات فرهنگی استان یزد در مقایسه با بسیاری از شهرهای دیگر، در سطح بالاتری قرار دارد و تلاش برای عادی سازی برنامههایی همچون کنسرت های موسیقی با برخی حواشی تأملبرانگیز پیرامونی آن، اقدامی نه در جهت خدمت به فرهنگ بومی استان، بلکه حرکتی قهقرایی ارزیابی می شود.
شایسته است متصدیان مربوط، به جای تلاش برای برگزاری مراسمی ناسازگار با عقبههای فرهنگی و اخلاقی مردمان متعهد دارالعباده، همت و توان را در راه شکوفاساختن ظرفیتهای معطلمانده فرهنگی و متناسب با وجهه بومی استان متمرکز کنند و صد البته در این مسیر از پشتیبانی همه عناصر دلسوز و مردم استان بهرهمند خواهند شد.
,
درست است که برگزاری کنسرت در چارچوب مقررات مانعی ندارد اما نگاهی به ماهیت کنسرتهایی از نوع موسیقی پاپ، اشعار بعضا سخیف و نابهنجاریهایی که در حین برگزاری و پس از آن رخ می دهد، حقانیت این دیدگاه را تقویت میکند که برگزاری چنین برنامههایی بهویژه با سردمداری برخی افراد و خوانندگان نهچندان خوشسابقه، نهتنها سنخیتی با شخصیت و فرهنگ اصیل مردمان دارالعباده ندارد، بلکه گامی- هرچند ناخواسته- در مسیر کمرنگ شدن مرز بین هنجارها و نابهنجاریها به شمار میرود.
,,
مردم استان یزد و از جمله آنها میبد، همواره به داشتن ریشههای عمیق دینی و پایبندی به اصالتهای بومی شهره بودهاند و تلاش برای برگزاری کنسرتهایی از نوع موسیقی پاپ با اختلاط و هنجارشکنیهای آن چنانی، با هر نگاه و استدلالی، اقدامی خیرخواهانه و همسو با هنجارهای اخلاقی و عرفی مردم این سامان قلمداد نمی شود.
,,
جای شگفتی است در حالی که دلسوزان نظام بارها بر مظلومیت فرهنگ تصریح کرده اند، برخی بدون توجه به ویژگیهای مثالزدنی مردم استان میکوشند تا با گرته برداری از مراسمی همچون کنسرتهای موسیقی در شهرهای دیگر، ذائقه مردمان پاکسیرت دارالعباده را نیز به تدریج تغییر دهند و شاید به زعم خویش، دریچههایی از دنیای متمدن را به رویشان بگشایند!
,,
این در حالی است که پیشینه و مختصات فرهنگی استان یزد در مقایسه با بسیاری از شهرهای دیگر، در سطح بالاتری قرار دارد و تلاش برای عادی سازی برنامههایی همچون کنسرت های موسیقی با برخی حواشی تأملبرانگیز پیرامونی آن، اقدامی نه در جهت خدمت به فرهنگ بومی استان، بلکه حرکتی قهقرایی ارزیابی می شود.
,,
شایسته است متصدیان مربوط، به جای تلاش برای برگزاری مراسمی ناسازگار با عقبههای فرهنگی و اخلاقی مردمان متعهد دارالعباده، همت و توان را در راه شکوفاساختن ظرفیتهای معطلمانده فرهنگی و متناسب با وجهه بومی استان متمرکز کنند و صد البته در این مسیر از پشتیبانی همه عناصر دلسوز و مردم استان بهرهمند خواهند شد.
,, , , , ,
انتهای پیام/ش
]
ارسال دیدگاه