ناگفته های دفاع مقدس/11

وکیل زاده :اطاعت از پدر و مادر در خانواده، ولایت پذیری در جامعه را بدنبال دارد

وکیل زاده :اطاعت از پدر و مادر در خانواده، ولایت پذیری در جامعه را بدنبال دارد
راوی دوران دفاع مقدس گفت: وقتی داخل خانواده اطاعت از پدر و مادر را داشته باشد، بیرون از خانواده هم از ولایت فقیه دفاع خواهد کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ محمدرضا وکیل زاده متولد1350 با سابقه 4 ماه حضور در جبهه در گفتگو با  خاورستان اظهار داشت: در روستای رقه از توابع شهرستان بشرویه متولد شدم و سطح تحصیلاتم لیسانس آموزش ابتدایی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, محمدرضا وکیل زاده متولد1350 با سابقه 4 م, خاورستان, ت: در روستای رقه از توابع شهرستان بشرویه متولد شدم و سطح تحصیلاتم لیسانس آموزش ابتدایی است.,

وی ادامه داد: به فرموده امام"جنگ برای ما نعمت بود"  تا جزء خانواده شهدا باشیم، برادر شهیدم سید محمدحسین وکیل زاده به همراه پسر عمویم در سال 64 به جبهه اعزام و هر دو نفرشان در عملیات قادر 2 جاویدالاثر شدند و بازنگشتند.

,

راوی دفاع مقدس افزود: جاویدالاثر شدن برادرم و شهادت 6 نفر از اقوام، موجب شد بهانه گیری و سخت گیر خانواده ام برای اعزام به جبهه بیشتر شود اما از آنجایی که در سال 65 در دانش سرای تربیت معلم درس می خواندم با دانش آموزان دیگر هماهنگ کردیم و دانش سرا تعطیل شد تا همه با هم به جنگ برویم.

,

وکیل زاده با بیان اینکه موقع اعزام به جبهه 15 سال بیشتر سن نداشتم اما قد و قامتم بیشتر نشان می داد، تصریح کرد: این امر برایم مزیتی بود تا مسئولان با اعزامم مخالفت  نکنند، زمانی که برای خداحافظی به روستایمان رفتم "پدرم گفت:هنوز از مفقود الاثری برادرت چیزی نگذشته و تو باید کمک کار ما باشی هنوز جنگ ادامه دارد داغمان تازه است" اما به پدرم گفتم : آیا ضمانت می کنید جنگ ادامه پیدا کند که من هم در این فیض شرکت کنم یا عمر من پایدار خواهد بود که بعدها در جنگ شرکت کنم؟ و خلاصه این صحبت ها که بین من و پدرم رد و بدل شد زبان پدرم بسته شد و گفت: برو بسلامت.

,

وی در رابطه با هدف از رفتن به جنگ اظهار داشت :زمانی که قیام امام را شنیدیم تکلیمان می دانستیم که باید جبهه های جنگ را پر کنیم و برادر شهیدم در وصیت اش از من خواسته بود اگر شهید شدم نگذاری پرچمم بر زمین بماند، او خواسته بود راهش را ادامه دهم اما با اعتقاد قلبی و با وجود مخالفت های شدید به جبهه رفتم.

,

راوی دفاع مقدس با بیان اینکه من با سایر همکلاسی هایم در استان ایلام لشکر21 امام رضا گردان الحدید خدمتمان را آغاز کردیم، ادامه داد: در منطقه ماموت عراق در دی ماه سال 1365 در عملیات بیت المقدس شرکت کردم.

,

وی از خاطرات اش گفت و تصریح کرد: در یکی از عملیات ها نیمه شب بود که نیروهای بعثی عراق به ما پاتک زدند و جلوی ما و نیرو های عراق یک گودال بزرگ با عمق زیاد بود که رفتن ما را دچار مشکل می کرد نیروهای عراق از این کانال رد شده و پشت خاکریز ما بودند تا اینکه ناگهان از طرف خود دشمن منوری زده شد و فضای منطقه روشن شد و دیدیم که عراقی ها در بین ما هستند و آنجا در آن هوای سرد با دست های یخ زده یک قوت دیگر به دست و پای ما آمد و نزدیک یک گردان شان را به رگبار بستیم و تعداد6 نفر از افسرانشان را به اسارت گرفتیم در آن موقع در بالای قله های اولاقلو یاد حرف امام افتادم که می فرمودند: "دشمن ما احمق است". چراکه اگر منور زده نمی شد برگ برنده با آنها بود اما با منور خودشان که فضا را روشن کرد باعث شکست خودشان شدند.

,

وکیل زاده از مظلومیت شهدای غرب گفت و متذکر شد: در غرب به سختی می جنگیدیم و در منطقه یکی از بچه ها از ناحیه دست مجروح شده بود بدلیل صعب العبور بودن و پاتک های زیاد نتوانستیم این مجروح را به عقب برسانیم و بر اثر خونریزی زیاد شهید شد.

,

راوی دفاع مقدس در مورد راهیان نور اذعان داشت: توفیق 5 سال همراهی با کاروان های راهیان نور به عنوان راوی را دارم و در این بین جوان های زیادی را دیدم که با آمدن به این منطقه متحول شدند مثلا در یکی از کاروانها پسری بود که به کرات با تلفن تماس می گرفت و خلاصه با گوشی اش درگیر بود اما زمانی که منطقه را معرفی کردیم و از خاطرات و پرپر شدن بچه ها گفتیم این پسر طوری شده بود که از منطقه جدا نمی شد و تحول عظیمی در این فرد پدید آمد و حتی خانوم هایی را دیدم که با پوشش بد می آمدند اما با حجاب کامل برمی گشتند.

,

وی با بیان اینکه اگر بعضی رزمنده های ما به شهادت رسیدند بدلیل ولایت پذیریشان بوده است خاطرنشان کرد: ابتدایی ترین چیز، ولایت پذیری پدر و مادر است "در زندگی نامه یکی از شهدا آمده که این شهید پدر و مادر پیری داشت که نیمه شب پدر بزرگوارش تشنه می شود از پسرش تقاضای آب می کند و این پسر با آن عزتی که برای پدر و مادرش داشت ظرفی پر از آب می کند وقتی بر بالین پدر می رسد پدر خوابش می برد دلش نمی آید که پدرش را بیدار کند و تا زمانی که پدر بیدار شود بالای سر پدر می ماند صبح که پدر بیدار می شود می گوید چرا پسرم بیدارم نکردی و پسر می گوید حیفم آمد به میزان همین آب خوردن هم شما را بیدار کنم و مزاحم شما شوم برای همین بالای سرتان نشستم تا خودتان بیدار شوید "

,

وکیل زاده متذکر شد: این عزت مداری و ولایت مداری به پدر و مادر باعث می شود شما جوانان به جاهای باشکوه و باعظمت برسید وقتی جوان ما در خانواده از پدر و مادر اطاعت کند مطمئنا بیرون از خانواده هم از ولایت فقیه دفاع خواهد کرد.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه