فرقه رجوی؛ ایدئولوژی ای که نه فروغ یافت و نه جاویدان شد
منافقین ایدئولوژی ای را یدک می کشند که نه از آزادی و نه از دموکراسی هیچ ندارد. باید گفت که این ایدئولوژی نه فروغ یافت و نه جاودان شد بلکه فقط گوشه نشینی را برای همراهانش در پی داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ مسعود هم مرد. مسعود که خود را یک ضدآمریکایی بزرگ میدانست دست در دست ایادی آمریکا مرد. برخی کارشناسان میگویند که مسعود در اسارت نگاه مشمئزکنندهاش به زنان بود که مرد! بروز و ظهور نگاه مسعود رجوی به زن را شاید بشود از ازدواجش با مریم متوجه شد. ازدواجی که حتی اعضای سازمان را نیز به خود درگیر ساخت. ابریشمچی مریم را طلاق داد و مسعود بدون گذشت مدت موردنیاز با مریم ازدواج کرد و تمام. اسمش را هم گذاشتند انقلاب ایدئولوژیک. این به قول خودشان انقلاب ایدئولوژیک از پوچی ایدئولوژی خودساخته سازمان پرده برمیداشت. پردهای که شاید مسعود سالها قبل از بین خود و زنان سازمان برداشته بود اما در این اتفاق ظهور و بروز داشت. کار مسعود و ایدئولوژیاش یا که همان فرقه رجوی به جایی رسید که مریم خود به حلقه اتصال بین زنان و مسعود تبدیل شده بود. مریم رجوی در سخنرانی هایش در جمع زنان سازمان اعلام می کرد که همه یک شوهر داریم و آن هم مسعود است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,

, بتول سلطانی کسی است که از مقر منافقین فرار کرده است و اظهارات جالبی در این خصوص دارد: «بعد از اینکه زمستان ۱۳۷۶ در جمع بزرگ شورای رهبری توسط مسعود و مریم رجوی در قرارگاه بدیع زادگان به من رده شورای رهبری ابلاغ شد یک سلسله نشستها برای این گروه که تازه شورای رهبری شده بودند شروع شد.
,برای اینکه مسعود رجوی به امیال خود برسد ما به سالنی موسوم به سالن X وارد شدیم؛ کف این سالن ملافههای سفید پهن و به قالی تثبیت کرده بودند. همه سالن به رنگ سفید بود. دو مبل سفید هم وسط آن قرار داده بودند. جلوی این دو مبل یک میز که در آن قرآن و آئینه و شمعهایی که روشن بود به همراه یک جعبه که بعداً متوجه شدم «گردنبندهای طلا» در آن است و یک کیک بزرگ چند طبقه قرار داشت که پس از خواندن صیغه میان همه زنان شورای رهبری و مسعود رجوی، او از زنان شورای رهبری سازمان خواست مقابل او آزادانه رفتار کنند و پس از آن تا مدّتها از زنان شورای رهبری سوء استفاده می کرد.
, X,مسعود رجوی بسیاری از زنان مطلقه فرقه را که مجبور به جدایی از شوهرانشان کرده بود مورد کامجویی قرار می داد.
,مسئله ارتباط با مسعود رجوی را به گونهای ترسیم کرده بودند که گویی قرار بود مقدسترین اقدام را انجام بدهیم و مسعود رجوی هم برای توجیه رفتار خود از آیات قرآن استفاده می کرد.»
,فریادهای این روزهای منافقین در راستای حمایت از حقوق زنان در ایران و برابری حقوق زن و مرد را میشود در این خاطرات افراد فراری از سازمان دید و میتوان شناخت که این ایدئولوژی شهوت محور، از ذهن آلوده چه کسانی بیرون زده است.
,

, «نسرین ابراهیمی»، از فرماندهان نظامی سازمان که چند سال پیش با مشقت بسیار از پایگاه اشرف گریخت و به افشاگری علیه آن پرداخت، میگوید:
," خیانت بعدی رجوی به این زنان این بود که برای اینکه زنها را به زندگی در آینده کاملاً ناامید کند؛ تمامی زنان بهطور خاص زنان جوان باید جلوی آفتاب کارهای سخت و طاقتفرسا انجام میدادند، مریم رجوی بارها گفته بود که صورت زنان را وقتی دوست دارد که آفتابسوخته باشند. به این وسیله صورت زنان به شدت آفتابسوخته و پر از لکههای آفتاب میشد و بر اثر کار زیاد و فشار صورتها شکسته میشد. در حقیقت میخواستند که صورتها کاملاً زشت بشود که هرکسی با خودش فکر کند که من که سنم کم نیست و قیافهام هم سوخته و زشت شده، پس دیگر همان بهتر که در این خرابشده یعنی اشرف بمانم تا بپوسم، چون جامعه مرا نخواهد پذیرفت.
,در بین زنان، دستهای پر از پینه و زخم و صورتهایی سوخته ارزش بود و اگر کسی غیرازاین بود گفته میشد که تن به کار نمیدهد و خیلی اوقات در نشستهای تحقیر کردن آدمها، این افراد باید جواب این سؤال را میدادند که چرا صورتشان سوخته نیست و دستهایشان پینهبسته نیست."
,اینجا همانجایی است که باید بدون هیچ توضیحی به گوشهای از طرح ده مادهای مریم رجوی با عنوان «ایران فردا» بپردازیم چرا که تناقض رفتار و گفتار منافقین در آن مشهود است:
,«ما به برابری کامل زنان و مردان در کلیه حقوق سیاسی و اجتماعی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی معتقدیم. هرگونه اشکال تبعیض علیه زنان ملغی خواهد شد، و آنان از حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، و تحصیل و اشتغال برخوردار خواهند بود.»
,ضد امپریالیستی که به امپریالیسم پناه برد!
, ضد امپریالیستی که به امپریالیسم پناه برد!, ضد امپریالیستی که به امپریالیسم پناه برد!,

,
,
, آن روزی که مسعود در فرودگاه نظامی فرانسوی ها پشت سر بنی صدر ایستاده بود و آرام آرام خبر فرار این دو، دنیا را فرا می گرفت روزی بود که باید گفت مسعودی که سالیان سال از مبارزه با امپریالیست می گفت حالا خود را به آغوش تفکر امپریالیستی رسانده بود. آن روز آغازی بود بر پایان ایدئولوژی مبارزه با امپریالیست و دست یابی نفاق و کفر به یکدیگر. مسعود از آنجا به بعد دیگر از عقلش خط نمی گرفت بلکه اوهام و آرزوهایش او را مدیریت می کردند. اصلا شاید همین بود که خود را به صدام رساند و دوست داشت که در کنار توهم زده ای دیگر توهماتش را به منصه ظهور بگذارد. مسعود هوایی رفت و دوست داشت زمینی به ایران بازگردد. فرار کرد و دوست داشت به زور بیاید. آفتاب، چهلچراغ و فروغ جاویدان را به میدان جنگ آورد تا که شاید راهی برای بازگشت خود باز کند. مسعود نه تنها دیگر به تهران نرسید بلکه در رویای بزرگ ارتش آزدی بخش خود غرق شد و مرد.
,مسعود در اقدامات وحشیانه اش تنها به ایران بسنده نکرد و برای خوش رقصی تمام و کمال مقابل صدام در عملیات انفال کرد ها علیه مردم کردستان عراق دست به کار شد و با همراهی صدام داغی بر دل مردم کرد گذاشت که سال های سال فراموش نمی شود. در این عملیات بیش از سه هزار روستا نابود و بیش از ۱۸۲ هزار جمعیت بی دفاع از سوی ارتش و ماموران امنیتی عراق به قتل رسیدند و شهرهای حلبچه، طویلا، خورمال، سید صادق، پینجوین، قلعه دیزه، سنگ سر، جوارتا، قلاچولان و ماوه ت به تمامی ویران و از سکنه خالی شدند.
, .,

, علی مردان، رئیس اتحاد کارگران در استان کرکوک می گوید: « من و خانواده ام از قربانیان فعالیت های تروریستی مجاهدین هستم. » او که با دیگر قربانیان مجاهدین ابراز همدردی می کند، انزجار خود نسبت به این تروریست ها و صدام حسین اعلام می دارد و می گوید: « آنها جنایات بی شماری علیـه عراقی ها مرتکب شده اند، بسیاری از مردم در شمال و جنوب عراق توسط این گروه کشته یا مجروح شدند.»
, .,شیوخ قبایل عراقی نیز که از بغداد، میسان و اربیل در نشستی در ایران شرکت کرده بودند، اظهار کردند، که « تبلیغات مجاهدین مبنی بر اینکه شیوخ قبایل عـراقی از آنها حمایت می کنند، سراسر کذب است » شیخ ابوحسین غدبان گفت: « صدام حسین عمداً از این گروه برای سرکوب ملت عراق استفاده کرد. »
, » , . ,فرقه ای که دست به اسلحه برد
, فرقه ای که دست به اسلحه برد, فرقه ای که دست به اسلحه برد,

, فرقه مسعود از آن روزی که در کشور فرمان مبارزه مسلحانه را داد منفورتر شد. هیچ کس، حتی مردم عادی نیز از دست یاران مسعود آرامش نداشتند. هر لحظه امکان داشت که شما سوژه ترور باشید حالادر هر مسلک و شغلی که قراردارید. شکنجه محور اصلی کار آنها بود. می گفتند که امروز شکنجه می کنیم اما فردا که به قدرت برسیم شکنجه نخواهیم کرد. میدان رزمی در شهر به راه انداخته بودند تا که اندیشه های متوهمانه خود را بر مردم غالب سازند. آنها خلقی بودند علیه خلق. با نام خلق، اسلحه روی خلق می کشیدند و خون می ریختند. ترورها از همان سی خرداد آغاز شد. سی خرداد را در خیابان های تهران آشوب کردند. اوایل تیر را در راه آهن قم، سوم تیر را کنار یک مدرسه دخترانه بمب گذاری کردند تا جایی که بنی صدر نیز از آنها حمایت کرد. ششم تیر به سراغ مسجد ابوذر و مرد در آن رفتند و هفتم تیر و همینطور ادامه دادند و مردم و بزرگان نهضت را به شهادت رساندند. امام فرمودند که «ما را بکشید ملت ما بیدار تر می شود». آنها که خیالشان این بود در نقش جلاد می توانند مردم را بترسانند و انقلابیون را متوقف سازند به کشتار های خود ادامه دادند اما نشد آنچه آنها می خواستند. ایدئولوژی و رفتارشان در بین مردم آنچنان فروغی نداشت که بخواهد جاودانه شود!
,اسلحه به دستانی که هشتگ می زنند!
, اسلحه به دستانی که هشتگ می زنند!, اسلحه به دستانی که هشتگ می زنند!,حالا جوانان فرقه رجوی که روزی اسلحه به دست در میدان فروغ جاویدان بودند و با مرصاد صیاد مواجه شدند پیرمردان و پیرزنانی شده اند که هشتگ می زنند. به قولی باید به آنها گفت جلادهای هشتگ ساز. امروز سازمان منافقین در اوج گوشه نشینی در گوشه ای از آلبانی در همان اتاق های بسته سعی دارد که کار در فضای مجازی را با نیروهای خسته، افسرده، تنها و فرتوت خود پیش ببرد.
,

, جنس مخالف و بهرهبرداری از مؤلفههای جنسی، تحریک احساسات و ایجاد خشم و نارضایتی، سپردن مسئولیتهای ساختگی، تحریف تاریخ از طریق اطلاعات غلط سیاسی و تاریخی، تب شهرت رسانهای، وعدههای مالی و ... مجموعه ای از حرکت هایی است که پیرمردها و پیر زن های به اصطلاح مجاهد پیشه گرفته اند و سعی دارند که نقش جلاد را در این فضا این گونه ایفا کنند.
,سازمانی گوشه نشین در انتهای خیابانی در آلبانی
, سازمانی گوشه نشین در انتهای خیابانی در آلبانی, سازمانی گوشه نشین در انتهای خیابانی در آلبانی,نگاه گره خورده مریم در چشمان بولتون و یا سعود الفیصل و لبخند های ادامه دار آنها خود نشان می دهد که این سازمان پایان یافته از کجا تغذیه می شود. اما همه چیز نشان از آن دارد که این پول ها نمی تواند منافقین را از گوشه نشینی بیرون بیاورد. نمی تواند در نفرت مردم ایران نسبت به منافقین تغییری ایجاد کند. پشت سر نفرت مردم ایران نسبت به منافقین خون ۱۷ هزار ایرانی است که هیچ گاه از یاد و خاطره مردم ایران بیرون نمی رود. این روزها منافقین گوشه نشین خیابانی در آلبانی شده اند و خودشان را برای توهماتشان آماده می کنند.
,

, اشپیگل در یادداشتی می نویسد: «در انتهای خیابانی طولانی در شمال غربی آلبانی زنان و مردانی عجیب خود را برای سرنگونی حکومت ایران آماده میکنند. یکی از افرادی که از این سازمان جدا شده میگوید که آنها سه بار در طول هفته بریدن گلو با چاقو، شکستن دست، درآوردن چشم با انگشت و پاره کردن دهان را تمرین میکنند.
, .,این کمپ مساحتی به اندازه ۵۰ زمین فوتبال دارد که به وسیله حصارهای بلند احاطه شده است. جدا شدگان میگویند که بیشتر دو هزار نفری که در کمپ به سر میبرند، اجازه ندارند تلفن همراه داشته باشند. برخی از آنها حتی مجاز به داشتن ساعت و تقویم هم نیستد.»
, .,این ها همه نشان از دروغ بودن شعار های آزادی و دموکراسی این فرقه التقاطی دارد. نشان از دروغ بزرگ آزادی که حتی برای نیروهای خود نیز برقرار نیست. منافقین ایدئولوژی ای را یدک می کشند که نه از آزادی و نه از دموکراسی هیچ ندارد. باید گفت که این ایدئولوژی نه فروغ یافت و نه جاودان شد بلکه فقط گوشه نشینی را برای همراهانش در پی داشت.
,چه بسیار انسانهایی که خواستند در طول تاریخ جای جلاد و شهید را عوض کنند و چهره منفور منافقین را تطهیر کنند یا که آنچنان چهره مظلومی از آنها ارائه دهند که در نبردهای سیاسی شان به کار آید اما هیچ گاه جای جلاد و شهید تغییر نخواهد کرد تاریخ به نمایش گذاشته است که جلادان گوشه نشین و شهیدان بالا نشین شده اند!
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه