معرفی مفاخر فرهنگی شهرستان بن/

حسینقلی خان امان بنی شاعر عارف + شعر

حسینقلی خان امان بنی شاعر عارف + شعر
مرحوم حسینقلی خان امان از عرفا و شعرای زبر دست دوران قاجاریه می باشد و اشعار نغز و غنی او همواره بر سر زبان اهالی مردم شهر بن است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از  زنگ خبر، مرحوم حسینقلی خان امان از عرفا و شعرای زبر دست دوران قاجاریه می باشد و اشعار نغز و غنی او همواره بر سر زبان اهالی مردم شهر بن است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, زنگ خبر,

وی که در نجف و در جوار آستان ملکوتی امام اول شیعیان آرمیده و سال های پایانی عمر خود را در نجف اشرف سپری کرده است.

سروده های وی از نظر ادبیات فولکلور برای شهر بن از اهمیت به سزایی برخوردار است.

از شاعر و عارف گرانقدر حسینقلی خان امان بنی اشعار متنوع به زبان ترکی و فارسی باقی مانده است ولی به طور یک جا و مرتب و منظم جمع آوری نشده و تاکنون نیز به چاپ نرسیده است.

عده ای از کهنسالان شهر بن آن ها را از حفظ می خوانند و کسانی نیز شاید برخی از اشعار این شاعر را مکتوب کرده باشند.

از شرح وحال این شاعر گرانقدر شهر بن اطلاعات دقیقی در دسترس نیست ولی به طوری که از اشعار او می توان فهمید، روحی آزاد داشته و از بی وفایی دنیا حکایت می کند و توجه به مرگ و آخرت را همواره توصیه می نماید که با این دنیای فانی نباید پابست بود و اغنیا را درکمک به زیردستان و بیچارگان تشویق و ترغیب می نمود.

اگرکسی به زبان ترکی آشنا باشد. اشعار این شاعر و عارف خیلی دلنشین و شیرین بوده و دارای نکات اخلاقی فراوان است. از اشعار او نیز می توان به روحیه و طرز زندگی این شاعر پی برد.

حسینقلی خان امان به زیارت اماکن متبرکه و مقدسه علاقه زیادی داشته و دراین زمینه اشعار مناسبی از خود به یادگار گذاشته است. در آباد کردن باغ ها و خصوصا کشت درخت گردو عقیده ثابتی داشته، چنان چه هرسال بر ذمه خود می دانست که ده ها درخت گردو و درخت های بی شمار غرس نماید و ازآن ها مراقبت نموده تا بارور شوند.

این شاعر گرانقدر با مشکلات آن زمان سفری به کربلای معلی می رود و در همان جا با دار فانی وداع می‌کند.

ایشان شعری در مورد این سفرش سروده بوده است که گویی می دانسته دیگر بازنخواهد گشت و برای همیشه مجاور کربلای معلی خواهد بود.

یک نمونه ای از اشعار این شاعر که برخی وصیت نامه این شاعر می دانند که هنگام سفر به کربلای معلی سروده است:

درمورد سفرکربلا

کاغوذوم ایسلاندی یازدوم یاشودان ، بیلین آقام حیدر ایستیوب منی

قارداشلارگدیرم جان و باشودان ، او آقای قنبر ایسیوب منی

ذوقیدن وطندن اولموشام عازم ، شاه نجفدن سیزه بیر نامه یازوم

منی طلب ایلییوب موسی کاظم،نور چشم جعفر ایستیوب منی

ذویقودن وطندن اولدم آواره، گدیرم دردیمه ایلییم چاره

من سیزه دو وشدوم پروردگاره، کننده خیبر ایستیوپ منی

اورگیم ده چوخ وارومدورآرزو ، او قیزیل گمبزه اولام روبرو

حسین چاکرم سیزه دعاگو ،او شاه بی یاور ایستیوپ منی

قوم و قارداش،خویش و تباه واراولسون، مبادا بیر نفر انتظار اولسون

امیرالمؤمنین سیزه یاراولسون،او شاه هفت کشور ایستیوب منی

دووشدوم آلّلها اوغلان و قیزی، دعادان فراموش ایلمین بیزی

حضرت عباسه دووشدوم سیزی، علمدار لشکر ایستیوب منی

هچ کیم محزون دگیل منه آغلاسون،گوز یاشیدان جیگریمی داغلاسون

قارداشلارگیدیرم آلله ساخلاسون،کننده خیبر ایستیوپ منی

«حسینقلی» گیدیر مجاور اولسون ،گوزلرین یاشه یرینه قان دولسون

علی اصغر قنداقونا آند اولسون ،او شهید خنجر ایستیوب منی

انتهای پیام/ص
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه