هپکو در چالشی چند وجهی؛

وقتی سیاست در هپکو از اقتصادش پیشی می‎گیرد/ کارِ کارگران با فریاد راه می‎افتد اما کارِ هپکو نه!

وقتی سیاست در هپکو از اقتصادش پیشی می‎گیرد/ کارِ کارگران با فریاد راه می‎افتد اما کارِ هپکو نه!
این روزها فارغ از نگاه اقتصادی به مسئله هپکو شاید بتوان به این مهم به صورت کاملاً چند وجهی نگریست و هپکو را در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و یا حتی امنیتی نیز بررسی کرد. بنظر می رسد امروز و فردای هپکو قبل از اینکه تحت تأثیر مسائل اقتصادی باشد، سعی دارد تا از مسائل سیاسی و اجتماعی وام گیری کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ این روزها مسائل پیرامون شرکت هپکو برای چندمین بار متوالی به تیتر اصلی اخبار استان و حتی کشور رسیده است. شاید پس از بازداشت چند روز قبل رئیس سازمان خصوصی سازی امید ها، برای رسیدگی به واگذاری ها در کشور و برخورد با عوامل تأثیرگذار در واگذاری های اشتباه، افزایش یافت اما اقدام چند باره کارگران هپکو در راه اندازی یک تجمع و راه پیمایی خیابانی، فضای غبار آلود پیرامون مسائل شرکت هپکو را غبار آلودتر کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,

این روزها فارغ از نگاه اقتصادی به مسئله هپکو شاید بتوان به این مهم به صورت کاملاً چند وجهی نگریست و هپکو را در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و یا حتی امنیتی نیز بررسی کرد. بنظر می رسد امروز و فردای هپکو قبل از اینکه تحت تأثیر مسائل اقتصادی باشد، سعی دارد تا از مسائل سیاسی و اجتماعی وام گیری کند و متاسفانه این مسئله نه تنها در سطح کارگری بلکه در بین مسئولین درگیر با مسئله هپکو نیز قابل رویت است.

,

البته نمی خواهیم به هم ریختگی اقتصاد کلان و تاثیر آن بر مسائلی این چنینی را نادیده بگیریم اما مسئله مهم در پدیده های اجتماعی مطمئنا برخورد حساب شده و هدفمند با آنهاست. برخورد های هدفمندی که باید بر اساس یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده رقم بخورد. در کل باید گفت که هپکو نیازمند یک مدیریت اقتصادی صرف نیست بلکه نیازمند مدیریتی چند وجهی در حوزه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.

,

نگاهی به فعل و انفعالات شرکت هپکو چند مسئله را در دو حوزه کارگری و مسئولیتی نمایان می کند. نکته مهم و اساسی در نگاه به مسئله تولید شاید نگاه عاطفی صرف نسبت به شرایط کارگر است که این نگاه احساسی را حتی می توان تا جایی به عنوان یک نگاه منطقی شناخت. اما مسئله مهم در بعد کارگری هپکو، روز مرگی جریان کارگری و دوری از تولید و در شرایط مونتاژ قرار گرفتن است. کارگری که تا زمانی که حقوق خود را دریافت می کند به کار مونتاژ ادامه می دهد و در صورت تنش در فضای اقتصادی سعی می کند که این تنش را به یک تنش گسترده اجتماعی تبدیل کند. البته قرار نیست که با تلاش عده ای برای احقاق حقوق خود مخالفت یا ضدیت صورت گیرد اما هدف، رسیدن به یک چارچوب مشخص برای بیان اعتراضات است.

,

 از طرفی باید گفت که این دست اعتراضات نشان از یک جامعه پویا و امیدوار دارد، چرا که کنش ها و یا واکنش های اجتماعی مردم نسبت به مسائل رخ داده در جامعه، نشان از آن دارد که مردم هنوز هم امیدوار به اصلاح هستند و تغییرات مثبت در محیط زندگی و کار خود را در چارچوب همین جامعه دنبال می کنند اما این نوع حرکت ها نیازمند کنش های هدفمند و با برنامه هست. اینکه در ماجرایی مانند هپکو خروج بدون برنامه، بدون حرف مشترک و  بدون یک سخنگوی مسلط به مسائل روز اقتصادی اتفاق بیفتد و تهدید امنیت اجتماعی و اختلال در نظم عمومی با بستن خیابان و بستن ریل راه آهن صورت گیرد، مطمئنا منجر به حاشیه رفتن درخواست اصلی کارگران می شود و مسئولین را مجاب می کند که مشکلات هپکو را سطحی بنگرند و با ساکت کردن کارگر به هر طریقی از نگاه عمقی به مسئله و رفع مشکل اصلی باز بمانند.

,

مطمئنا اگر کارگران هپکو دغدغه نجات شرکتی که سال ها در آن تلاش کرده اند را دارند نیازمند یک حرکت هدفمند هستند. حرکتی که مبنای آن راهکارهای تخصصی چه در بعد اقتصادی، چه در بعد تجاری و چه در بعد تخصصی است. این روزها کارگرانی که بر اساس احساسات فقط در خیابان ها و یا هر جای دیگر حاضر می شوند نه تنها کمکی به نجات هپکو نمی کنند بلکه هپکو را به حاشیه ای بزرگ سوق می دهند. حاشیه ای که فقط در اذهان از هپکو نامی سیاسی و امنیتی به جا می گذارد و برای مردم و جامعه تبدیل به یک پدیده تکراری می شود که همه این موارد در کنار یکدیگر ضربات اساسی ای به هپکو وارد می سازد.

,

همانطور که مطرح شد کنش ها و واکنش های هدفمند است که می تواند هپکو را نجات دهد نه بستن ریل راه آهن و یا خیابان های شهر. این دست مسائل همانطور که در دیگر جاهای کشور مشاهده شده است که نمونه بارز آن در نیشکر هفت تپه اتفاق افتاد و ورود دشمنان و استفاده های ابزاری و امنیتی و سیاسی از این اعتراضات به حق اما بدون قاعده را در پی داشت. حالا کارگران هر چه قدر هم که به پشتوانه ی اعتراضات خود بیانیه های صنفی بنویسند و از مشکلات صنفی بگویند و فریاد بزنند که حرف ما سیاسی نیست، خواه نا خواه برداشت های سیاسی از اقدامات آنها صورت می گیرد و مسائل اقتصادی هپکو را تبدیل به مسائل دست چندم می کند.

,

امروز نیاز است که کارگران هپکو به عنوان صاحبان اصلی آن کارخانه خود برای راهکارهایشان بجنگند، آن ها که قدرت این را دارند که خود را به اصلی ترین خطوط ریلی کشور و اصلی ترین خیابان های شهر برسانند، باید این قدرت را برای ارائه راهکارهای سازنده و نبرد رسانه ای به کار بگیرند. چرا که این دست اقدامات مانند اعتراضات بی برنامه اخیر اثرات سوئی دارد که یک نمونه اش شاید به حاشیه رفتن خبر مهم دستگیری رئیس سازمان خصوصی سازی باشد.

,

از کارگران که بگذریم به مرحله مسئولین در هپکو می رسیم. هپکو برای مسئولین تبدیل به یک بازار داغ سیاسی شده است. البته نمی خواهیم به کسی توهین کنیم و یا اینکه کسی را مورد خطاب و عتاب های بی مورد قرار دهیم. حضور کارگران هپکو جلوی دفتر نمایندگان مردم اراک در مجلس و موضع گیر ی برخی از رسانه ها و ورود نمایندگان به این حوزه نشان می دهد که مسئله هپکو طی روزهای اخیر شاید ظاهری اقتصادی داشته باشد ولی رسما باطنی سیاسی به خود گرفته است.

,

این روزها با توجه به فاصله زمانی شش ماهه تا انتخابات مجلس شورای اسلامی نا خود آگاه هر گونه اقدامی از سوی هر فردی در خصوص نمایندگان به منزله یک فعالیت سیاسی شناخته خواهد شد که نمونه های آن در اتفاقات اخیر هپکو کاملا مشهود است. به عنوان نمونه در برخی از کانال های خبری استان که شاید پرداخت به خط سیاسی آنها مصلحت نباشد، نشان می دهد که در روز تجمع کارگران هپکو در مقابل دفتر نمایندگان شهر اراک در مجلس شورای اسلامی ( با توجه به اینکه دفتر این دو بزرگوار در یک مکان قرار دارد) رسانه ای تیتر خود را طوری انتخاب می کند که نشان دهد این تجمع در مقابل دفتر نماینده اصول گرا و دیگری تیتر خود را به شکلی که تجمع را در مقابل دفتر نماینده لیست امید نشان دهد، انتخاب می کند.  نگاهی ساده به همین ضدیت رسانه ای نشان می دهد که هپکو نه یک مسئله اقتصادی بلکه تبدیل به یک مسئله سیاسی شده است. در حالی که در منطق کلی، هر دو نماینده شهر باید پاسخ گوی مسائل مرتبط با هپکو باشند و هیچ گاه نمی توان تنها یک نفر از آنها و یا جریان سیاسی خاصی را به عنوان پاسخ گوی اصلی معرفی کرد.

,

شاید این مسئله را هر دو نماینده شهر متوجه شدند و در اقدامی نامه هایی خطاب به آقای رئیس جمهور نوشته شد. نامه هایی که باید گفت از همان ابتدا سوال در موردشان این بود که چرا این نامه ها در حال حاضر و بعد از تجمع و اعتراض و زمانی که شش ماه تا انتخابات مجلس باقی مانده است نوشته می شود! آیا نمی شد چنین اقدامی را زودتر از این انجام داد؟ از طرفی باید پرسید که چرا دو نامه و به صورت جداگانه؟ همین که این نامه ها نتوانست کارگران را آرام کند و آنها را نه تنها به خیابان بلکه دوباره به ریل را ه آهن کشاند خود نشان از این دارد که باور واقعی نسبت به نامه های نوشته شده وجود ندارد و این نامه ها آنچنان نافذ نبوده که بتواند تحولی در شرایط موجود ایجاد کند و در نظر همگان نه یک اقدام مثمر ثمر بلکه یک اقدام کوچک سیاسی برای فرار رو به جلو و خریدن برگه انتخابات آینده بوده است.

,

اما دولت. بنظر می رسد هپکو به همان میزانی که نابودیش زمان برده است به همان اندازه ساخته شدنش نیز زمان بر باشد و یا حتی بیشتر. اما این نیازمند یک همت بلند و برنامه ریزی دقیق است که متاسفانه چنین همت بلندی در دولتی ها وجود ندارد چرا که مسئله هپکو بیشتر مسئله ای ملی است تا استانی. دولتی که اقداماتش محدود به حضور وزرا شده و فقط تا مرحله وعده پیش رفته است. حتی رئیس جمهور مسئله هپکو را به سه وزیر می سپرد اما فرجی حاصل نمی شود یا که وعده های سازمان برنامه و بودجه نیز مسکوت باقی می ماند.

,

نکته اینجاست که بعد از هر بار اعتراض کارگران هپکو مسئولین استانی دولت از گرفتن تسهیلات و پرداخت حقوق ها می گویند تا شاید شرایط را به شرایط قبلی برگردانند و این جا همانجایی است که اعتراضات بدون قاعده پاسخ های بدون قاعده خواهد داشت و فقط مسکن هایی تزریق می شود تا آمار استانی در کاهش اعتراضات کارگری پایین باشد و کنترل امنیتی شهر از دست خارج نگردد. اما بعد از مدتی همان آش و همان کاسه.

,

در مسئله هپکو طرفین باید مطالبه گر باشند. هم کارگران و هم مسئولین. این جا مسئله ی مشخص این است که باید پایان سهامدار هپکو هر چه سریعتر اعلام شود و هپکو دوباره توسط کارگران و همت و اراده ای قوی ساخته شود. امروز با ارزش ترین ایده ها از دل با سابقه ترین صاحبان هپکو که کارگرانش باشند بیرون می آید و این نیازمند توجه مسئولین وقت دولتی و مجلسی است.

,

نکته حائز اهمیت این است که نباید اجازه داد که این نوع برخورد با اتفاقات فراگیر شود. باید این نکته را فریاد زد که نمی توان به نام دفاع از بیت المال نظام اسلامی دست به هر کاری چون بستن مسیر اصلی ریلی کشور زد و گفت که این کار صنفی است، در حالی که امروز نیازمند هم دلی و مشارکت بین کارگران و مسئولین هستیم تا بتوانند مشکلات موجود را آنطور که باید پیش ببرند و  همانطور که مطرح شد هپکو نیازمند یک مدیریت چند وجهی است و شاید کار کارگران هپکو با فریاد راه بیفتد اما کار هپکو نه!

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه