مصاحبه خواندنی با بانوی قزوینی حاضر در جبهههای جنگ:
مردم قزوین در جنگ تحمیلی با جان و مال به میدان آمدند/ توسل به شهیدان بابایی و شالی همیشه برایم گرهگشاست
بانوی فعال دوران دفاع مقدس گفت: در پنجم مرداد سال 1360 همراه با شش خواهر دیگر به منطقه سرپل ذهاب اعزام شدیم که من به همراه خواهر عذرا زهدی به بیمارستان اباذر منتقل شدیم و مابقی خواهران هم در کارهای خیاطی و آشپزی به خدمات رسانی پرداختند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاخص، ۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاخص،,همان طور که میدانیم حضور گسترده مردم در صحنه موجب پیروزی در انقلاب اسلامی و همچنین پیروزی در جنگ تحمیلی شد، بدون شک سهم بانوان در این دو واقعه مهم تاریخی ایران بسیار مهم و اثرگذار بوده است.
,اگر زنان داوطلب برای مدد و مساعدت رزمندگان به جبهه و جنگ نمیرفتند آمار شهدای جنگ افزایش مییافت و اگر مجروحان به موقع مداوا نمیشدند، درمان بعدی آنها، هزینه سنگینی را بر بیتالمال تحمیل میکرد.
,نمونهها و جلوههای زیبای ایثارگری زنان پرستار، بهیار و امدادگر در جبهه جنگ حس غرور و افتخار را برای ما پدیدی میآورد که نشان دهنده غیرت و شجاعت بانوان ایرانی در همه عرصهها است.
,به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغ یکی از بانوان قزوینی رفتیم که در دوران انقلاب و دفاع مقدس فعالیت داشته است؛
,

, ,
زهرا همافر متولد سال ۱۳۴۲ است که به مدت ۸ ماه در بیمارستان ابوذر منطقه سر پل ذهاب به عنوان بهیار به مجروحین جنگ خدمت رسانی کرده است.
,همچنین در سال ۱۳۹۴ کتابی به نام “پروانه” از خاطرات این زن فعال در دوران دفاع مقدس به چاپ رسیده است.
,در ۱۸سالگی جبهه جنگ را تجربه کردم
, در ۱۸سالگی جبهه جنگ را تجربه کردم,همافر در گفتوگو با خبرنگار دفاع مقدس شاخص، اظهار کرد: در تیرماه سال ۱۳۶۰ دیپلم گرفتم و دوماه در بیمارستان شهید رجایی قزوین آموزش کمکهای اولیه را فرا گرفتم؛ از آنجایی که پدرم در ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ بود به منطقه اعزام شدم.
, شاخص،,وی افزود: در پنجم مرداد سال ۱۳۶۰ همراه با شش خواهر دیگر به منطقه سرپل ذهاب اعزام شدیم که من به همراه خواهر عذرا زهدی به بیمارستان اباذر منتقل شدیم و مابقی خواهران هم در کارهای خیاطی و آشپزی به خدمات رسانی پرداختند.
,این بانوی انقلابی درباره وضعیت بیمارستان اباذر عنوان کرد: بعد از پایان عملیات بازیدراز مجروحان زیادی به بیمارستان آوردند به طوری که مابین تختها هم بیمار پانسمان میشد.
,بانوی فعال دفاع مقدس بیان کرد: به مدت هشت ماه در بیمارستان سر پل ذهاب فعالیت کردم که به خاطر تک تک روزهایی که در آنجا حضور داشتم و شاهد صحنهها و ارزشهای والای دفاع مقدس بودم، خداوند را شکر میکنم.
,وی ادامه داد: بعد از شش ماه که به قزوین بازگشتم همسرم به خواستگاری آمد و نامزد کردیم و مجدد به بیمارستان سر پل ذهاب بازگشتم و به مدت دو ماه فعالیت کردم.
,همافر اضافه کرد: طبیعتا زمانی که اصول بین زوجها مشترک باشد زندگی زناشویی به طور صحیح شکل میگیرد بنابراین همسرم با حضور من در جبهه مخالفتی نداشت و در تاریخ ۲۵اسفند سال ۱۳۶۰ به قزوین بازگشتم و ازدواج کردیم.
,وی خاطرنشان کرد: در دبیرستان توحید درس میخواندم و با یک مانتوی سورمهای مدرسه که برای سال تحصیلی قبل بود کمکهای اولیه را فرا گرفتم و به جبهه رفتم.
,بانوی فعال دوران دفاع مقدس بیان کرد: ما هشت دختر بودیم که با مانتوهای سورمهای مدرسه و مقنعه چانهدار بین سه هزار رزمنده ۱۷تا ۳۵ سال که در بیمارستان رفت و آمد داشتند به مجروحین خدمت میکردیم.
,همافر ابراز کرد: به خاطر دارم که شلوار جین به تن داشتم که احساس کردم جلب توجه میکند به همین خاطر با ماشینی که به مقصد کرمانشاه میرفت، راهی شهر شدم و شلوار کردی مشکی خریدم و پوشیدم.
,

, ,
وی افزود: مانتوهایی که به تن میکردیم جیبدار اما مانتوی من جیبی نداشت و دسترسی به خیاط هم در آن شرایط مشکل بود، برای همین به اتاق عمل رفتم و با تکهای پارچه سبز برای مانتوی سرمهایام جیب دوختم.
,بانوی فعال دوران دفاع مقدس تاکید کرد: در آن سن نوجوانی میدانستم این لباسها که به تن دارم زیبا و به اصطلاح بهروز نیست اما زمانی که صحنههای با ارزش الهی را درک میکردیم، دیگر این مسائل برایم مهم نبود.
,همافر تصریح کرد: امروزه جوانان برای اینکه از قافله مد و لباس عقب نمانند به هر کاری دست میزنند اما باز هم میبینیم که از خودشان راضی نیستند چراکه حقیقت و نور را پیدا نکردهاند.
,وی گفت: پدرم در پشتیبانی جبهه فعالیت میکرد و مادرم با فرزند کوچک نیاز به کمک داشت اما بزرگوارانه تحمل و ما را حمایت و هدایت میکرد.
,همافر ادامه داد: مادرم نگران وضعیت من و پدرم بود و بیتابی میکرد که نامهای نوشتم و پیشنهاد دادم که برای آرام شدن دلش به دیدن ما بیاید، در یکی از روزها دیدم که مادر و خواهرم به دیدن ما آمدند و چند روزی در کنار من و پدرم ماندند.
,این بانوی قزوینی با اشاره به کمک های مردم استان قزوین در دوران دفاع مقدس افزود: مردم قزوین در زمان انقلاب چون حقیقتها را به خوبی درک کرده بودند بنابراین با مال و جان خود به صحنه آمدند.
,وی عنوان کرد: زنان نرم افزار و مردان سخت افزار جامعه هستند؛ وسعت برنامهریزی با نرم افزار است یعنی اگر مادر درست نقش زنانگی خود را چه در خانواده و چه در جامعه ایفا کند و مهم بودن نقش خود را درک کند، میتواند خانواده و جامعه را به خوبی مدیریت کند.
,همافر خاطرنشان کرد: در پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اگر خانمها پشتیبانی نمیکردند قطعا انقلاب شکل نمیگرفت و جنگ به پیروزی نمیرسید.
,وی ابراز کرد: اگر تقوا را در زندگی رواج دهیم، امر به معروف را در جامعه رعایت کنیم و مسئولین کارگشا و انتقادپذیر باشند آینده خوبی را در پیش خواهیم داشت.
,درادامه این گفتوگو از بانوی فعال دوران دفاع مقدس خواستیم تا از خاطرات تلخ و شیرین آن دوران برایمان بگوید؛
,همافر ادامه داد: یک هفته بود به منطقه رفته بودم که عملیات بازیدراز شروع شد، به قدری مجروحین زیاد بودند که تمام راهروها پر شده بود؛ دو تشک ابری هم روی زمین کنار هم گذاشته بودیم و یک پیرمرد ۷۵ ساله و پسری ۱۵ ساله که مجروح بودند روی این تشکها بستری شدند.
,

, ,
مسئولین رسالت سنگینی در نمایش زیباییهای انقلاب دارند
, مسئولین رسالت سنگینی در نمایش زیباییهای انقلاب دارند,وی افزود: پایه برای اتصال سرم نداشتیم و من بین این دو مجروح پایه سرم شده بودم و سرمها را در دستم نگه داشتم که یک دفعه دیدم پیرمردی که در سمت راست من قرار داشت سرفه میکند و دکترها به سمتش آمدند و گفتند که این پیرمرد شهید شده و ملحفه سفید را روی او کشیدند و سرم را قطع کردند.
,این بانوی انقلابی ادامه داد: بعد از چند دقیقه پسر نوجوان هم شروع به ناله کرد و شهید شد و من دختری ۱۸ ساله بودم و دیدن چنین صحنهای در عرض ۲ساعت و شهید شدن دو نفر در مقابل چشمانم بسیار ناراحت کننده و سخت بود.
,بانوی فعال دفاع مقدس تصریح کرد: زمانی که رزمندهها به عیادت دوستانشان میآمدند و بیمارستان شلوغ میشد به قدری حیا داشتند که هیچ وقت به خانمهای پرستار و بهیارها نگاه نمیکردند و محیط امنی فراهم بود و هر کسی گوشهای از کار را گرفته بود.
,همافر با اشاره به حال و هوای دوران دفاع مقدس گفت: رزمندگان دفاع مقدس در اوج مجروحیت و درد باهم شوخی میکردند و میخندیدند و این صحنهها نشانه امیدواری و انگیزه جوانان در آن زمان بود.
,وی یادآور شد: هنوز هم وقتی به گلزار شهدا میروم تمام خاطرات و حال و هوای آن دوران برایم زنده میشود و به همه شهدا ارادت دارم اما به طور ویژه با شهیدان عباس بابایی و علی شالی ارتباط خاصی میگیرم و بارها هم اتفاق افتاده که به خاطر مشکلی به این دو شهید بزرگوار متوسل و حاجت روا شدم.
,این بانوی انقلابی تصریح کرد: اگر جوی که اکنون حاکم شده و همه به دنبال ثروت اندوزی هستند، در زمان انقلاب بود بدون شک هیچ وقت انقلاب به پیروزی نمیرسید اما تغییرات فرهنگی که در زمان انقلاب اتفاق افتاد خودجوش بود و مردم خودشان همت و پشتکار داشتند.
,وی عنوان کرد: جوانان امروز باید با ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس آشنا شوند اما متاسفانه در این زمینه کوتاهی شده و باعث شده تا جوانانمان از این ارزشها دور شوند.
,بانوی فعال دوران دفاع مقدس ادامه داد: مسئولین در جمهوری اسلامی نباید درگیر اشرافیگری شوند و این مسئله باعث شده که شاهد فاصله طبقاتی بین مردم باشیم.
,همافر گفت: مسئولین وظیفه سنگینی در قبال محروم نماندن نسل سوم و چهارم از زیباییهای انقلاب دارند و باید با برقراری عدالت اجتماعی و انجام وظیفه درست نیز این زیبایی را به نمایش بگذارند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه