ویژه عید بزرگ غدیر خم
علی و تکه ای نان و عدالت
معصومه سراجی یکی از شاعرانی است که به مناسبت عید غدیرخم شعری برای آقا امیر المومنین(ع) گفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا: به نقل از اوشیدا، این قطعه شعر تحت عنوان «شه دین» به شرح زیر است:
, شبکه اطلاع رسانی دانا, اوشیدا, «شه دین»,
صدایی آمد آیا این علی است؟
همان مرد خدا بعد نبی است ؟
چرا اینگونه نالانی و رنجور ؟
زدخت آن نبی گویی شدی دور؟
علی جان ماجرا بخت است ما را
نبرد با خودی سخت است ما را
علی و تکه ای نان و عدالت
به گوشم صوت قرآن و عدالت
شنیدم نام شیرین تو،مولا
عدالت بوده آیین تو،مولا
دل من پر زدرد و اشک و آه است
جهان بی نام مولایم سیاه است
دو چشمم خسته، بیمار تو مولا
عطشناکم به دیدار تومولا
شنیدم کودکی یک پا ندارد
درون سفره اش خرما ندارد
علی جان پشت در یک سفره خالیست
علی جان خانه اش در این حوالیست
همین حالا مگر ملجم نداریم
فراوان گشته و ما کم نداریم
در این دارالولایه جان گرفتم
من از دست علی یک نان گرفتم
زمان کشتنت، ملجم علی گفت
صدا زد: یاعلی، محکم علی گفت
صدایی آمد آیا این علی است؟
همان مرد خدا بعد نبی است ؟
چرا اینگونه نالانی و رنجور ؟
زدخت آن نبی گویی شدی دور؟
علی جان ماجرا بخت است ما را
نبرد با خودی سخت است ما را
علی و تکه ای نان و عدالت
به گوشم صوت قرآن و عدالت
شنیدم نام شیرین تو،مولا
عدالت بوده آیین تو،مولا
دل من پر زدرد و اشک و آه است
جهان بی نام مولایم سیاه است
دو چشمم خسته، بیمار تو مولا
عطشناکم به دیدار تومولا
شنیدم کودکی یک پا ندارد
درون سفره اش خرما ندارد
علی جان پشت در یک سفره خالیست
علی جان خانه اش در این حوالیست
همین حالا مگر ملجم نداریم
فراوان گشته و ما کم نداریم
در این دارالولایه جان گرفتم
من از دست علی یک نان گرفتم
زمان کشتنت، ملجم علی گفت
صدا زد: یاعلی، محکم علی گفت
,
, همان مرد خدا بعد نبی است ؟ ,
,
,
,
,
,
, نبرد با خودی سخت است ما را,
,
,
,
,
,
,
,
,
, جهان بی نام مولایم سیاه است,
,
,
, عطشناکم به دیدار تومولا,
,
,
,
,
,
,
,
, همین حالا مگر ملجم نداریم
فراوان گشته و ما کم نداریم,
,
,
,
,
,
, زمان کشتنت، ملجم علی گفت
صدا زد: یاعلی، محکم علی گفت,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه