ریشه استکبارستیزی در ایران؛
جنبش تنباکو تا پیروزی انقلاب اسلامی/ منفعتطلبی، پاشنه آشیل تجدید نظرطلبان
استکبارستیزی در گفتمان انقلاب اسلامی به یک مولفه و عنصر مستقل تبدیل شده و همه تحولات پس از انقلاب اسلامی در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی را تحت تأثیرقرار داده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سبلانما، موضوعات فراوانی در دایره مباحث استکبارستیزی مطرح است که میتوان به عنوان طلیعه این پرونده به آنها اشاره کرد اما به نظر می رسد بدون هرگونه مقدمه چینی و حاشیه رفتن، پاسخ به چند پرسش کلیدی در این زمینه آن هم از میان بیانات رهبر معظم انقلاب بیش از هر تحلیل و تفسیر دیگری میتواند راهگشا شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانما,اولین سوالی که به ذهن می رسد این نکته است که اساسا مبارزه با استکبار به چه معنا است؟
, اولین سوالی که به ذهن می رسد این نکته است که اساسا مبارزه با استکبار به چه معنا است؟, اولین سوالی که به ذهن می رسد این نکته است که اساسا مبارزه با استکبار به چه معنا است؟,در واقع معنای استکبار ستیزی فعل پیچیده ای نیست، استکبارستیزی یعنی یک ملتی زیر بار مداخله جویی و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود، این معنای استکبارستیزی است.
,دستگاه استکبار فقط ایالات متحده آمریکا نیست
, دستگاه استکبار فقط ایالات متحده آمریکا نیست, دستگاه استکبار فقط ایالات متحده آمریکا نیست,

,
,
, حجت الاسلام حمید واحدیزاده کارشناس مسائل سیاسی اردبیل در این خصوص معتقد است که دستگاه استکبار فقط ایالات متحده آمریکا یا فلان رئیس جمهور یا فلان دولت یا کشور اروپایی نیست، بلکه دستگاه استکبار یک شبکه عظیم تری است که شامل این ها است، شبکه صهیونیستی، شبکه تجار اساسی بین المللی، مراکز پولی عظیم دنیا جزو این شبکه مخوف است که مسائل سیاسی جهان را نیز طراحی کرده و به جابجایی دولت های دست نشانده در جهان مبادرت می کنند.
,وی معتقد است؛ امروز مهمترین دغدغه و فعالیت نظام استکبار این است که تحریم ها علیه ملت مقاوم ایران کهنه نشده و تاثیر خود را از دست ندهد به همین دلیل همه وسایل ارتباطی را در این راستا به کار گرفتند تا با طراحی مسایل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی تحریم های اعمال شده، وسط کار ازمسیر خارج نشود.
,واحدیزاده در ادامه سخنان خود به بررسی شواهد و قرائن موجود در این زمینه پرداخته و می گوید: بر اساس شواهد و قرائن موجود امروز دولت آمریکا مأموران عالی رتبه اقتصادی و پولی خود را به این طرف و آن طرف دنیا می فرستد تا با وابستگان آن کشورها تماس گرفته و دائما آنها را علیه ایران تحریک کند.
,وی معتقد است: در حال حاضر اوضاع نظام استکباری به گونه ای در حال رقم خوردن است که تمام تیرهای دشمنان به سنگ خورده و استکبار جهانی هر آنچه در توان داشته و به عقلشان رسیده انجام داده و حتی به مرز جنون نیز رسیده اند اما به فضل الهی، اراده و عزم ملت مقاوم ایران اسلامی بر توانایی استکبار غالب شده است.
,ریشه استکبارستیزی در ایران؛ جنبش تنباکو تا پیروزی انقلاب اسلامی
, ریشه استکبارستیزی در ایران؛ جنبش تنباکو تا پیروزی انقلاب اسلامی, ریشه استکبارستیزی در ایران؛ جنبش تنباکو تا پیروزی انقلاب اسلامی,

, غلامرضا زارع جعفری حقوقدان اردبیلی با نگاهی به جنبش ها، خیزش ها و انقلابهای ملت ایران در ۱۵۰ سال گذشته معتقد است: به آسانی میتوان فهمید که یک سر پیکان اعتراضهای ایرانیان در گذشته علیه استعمار خارجی و استکبار جهانی بوده است.
,وی می گوید: جنبش تنباکو، جنبش ملی شدن صنعت نفت، قیام ۱۵ خرداد و در نهایت انقلاب اسلامی ایران یا به تنهایی علیه منافع استعمار و نفوذ بیگانگان مانند جنبش تنباکو و نهضت ملی شدن نفت رخ داده است یا همانند انقلاب اسلامی در کنار مبارزه با استبداد داخلی، نفوذ بیگانگان و استکبار خارجی را هدف گرفته است به همین دلیل استکبارستیزی در گفتمان انقلاب اسلامی یک مولفه و عنصر مستقل شده و همه تحولات پس از انقلاب اسلامی در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی را متاثر کرده است.
,زارع جعفری معتقد است: استکبار ستیزی مولفه ای مهم در کلیت و روح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران استکه در سیاست ها و خط مشیهای نظام ظاهر شده است.
,وی می گوید: با حذف استکبارستیزی از گفتمان اسلام گرایی و بیداری اسلامی معاصر، این گفتمان مرکزیت خود را از دست خواهد داد.
,اکنون این پرسش مطرح است که اگر استکبار ستیزی چنین جایگاهی در انقلاب اسلامی دارد ، جایگاه مذاکره و تعامل با دنیا در کجای این مقوله می گنجد؟
,زارع جعفری در پاسخ به این پرسش می گوید؛ ابتدا باید مفهوم استکبار و استکبار ستیزی روشن شود تا بتوان پاسخ مناسبی برای این سوال مهم داد.
,وی می افزاید: استکبار؛ قدرت و برتری جویی و به عبارت دقیق تر، آن قدرتی است که اظهار بزرگی کند و آنچه را که از آن او نیست ابراز دارد. قدرتی که از موضع برتر با دیگر ملتها و دولتهای تعامل کند و در پی هماهنگ سازی سیاست های دیگر دولت ها با منافع خود است در واقع منظور از استکبارستیزی، مقاومت در برابر چنین قدرتی است که هدف آنها سلطه بر دیگران و در یک کلام تحقیر ملتها با ادبیات ارباب و رعیتی و کد خدا محوری است.
,در قرن 19 قدرتهای استعماری مانند بریتانیای کبیر، روس تزار و اتریش مصداق استکبار جهانی بودند و در نیمه دوم قرن بیستم نیز آمریکا به عنوان نظام سرمایه داری و اتحاد جماهیر شوروی به نمایندگی از جهان کمونیست و مارکسیست دو ابر قدرت استکباری بودند. در دنیای امروز نیز با تجذیه و تضعیف قدرت های استعماری اروپا ، ایالات متحده آمریکا مصداق کامل قدرت استکباری است.
,در عرف دیپلماسی و روابط بین الملل مذاکره به معنای گفتگو میان دو یا چند نفر برای رسیدن به هدف مشترک، رفع اختلاف و رسیدن به درک مشترک است. در واقع مذاکره ابزاری برای حل اختلاف دولت های قانونی و عضو جامعه بین الملل است و یکی از شروط مذاکرات هم این است که دو طرف با اختیار وارد فرایند مذاکره شوند.
,در رابطه میان یک دولت معقول با یک قدرت استکباری باید توجه کرد در حالی که قدرت استکباری اساساَ برای طرف مقابل حقوقی متصور نیست از موضع برتر وارد مذاکره ،گفتگو و تعامل خواهد شد و این با مفهوم مذاکره در تضاد است وقتی که یکی از طرفهای مذاکره قدرت مستکبر است که از موضع برتر وارد مذاکره میشود طرف دوم را با اجبار وارد فرآیند مذاکره خواهد کرد که این امر نیز با روح مذاکره در تضاد است.
,واحدیزاده در این رابطه می گوید: در تعامل ایران و آمریکا باید تکلیف تعاریف استکبار و استکبارستیزی و مذاکره مشخص شود، اگر استکبارستیزی از مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است که هست ، آمریکا نیز نمود عینی قدرت استکباری در جهان تلقی می شود بنابر این اگر معنای مذاکره چانه زنی و رد و بدل کردن امتیاز بیان شود پس از مذاکره مستقیم و غیر مستقیم چه در موضوع هسته ای و چه در غیر هسته ای با این کشور معنای مذاکره نمی دهد چرا که اولا آمریکا از موضع برتر و یا ابزار فشار و تهدید و تحریم ایران را به اجبار به پای مذاکره می خواند دوم اینکه به عنوان پیششرط مذاکره حقوق اولیه طرف مقابل را به رسمیت نمی شناسد بنابر این مذاکرات در چنین بستری از هیچ منطقی پیروی نمیکند مگر اینکه مذاکره پوشش و ابزار فریب باشد که این فریب هم میتواند از سوی قدرت استکباری صورت گیرد و هم رویکرد طرف دوم باشد.
,وی معتقد است در نگاه آمریکایی ها هدف از مذاکره و طرح آن تنها فشار به ایران برای تضعیف گفتمان جهانی انقلاب اسلامی و راهبرد منطقه ای و سیاست خارجی جمهوری اسلامی است که اختلاف افکنی داخلی و فریب افکار عمومی و بهطورکلی ضربه زدن به منافع ایران را دنبال می کند بنابراین مذاکره در نگاه طرف آمریکایی نه تنها هدف یا وسیله برای اختلاف دو طرف نیست بلکه در راهبرد آمریکاییها به ویژه دولت ترامپ آن گونه که بارها به زبان آورده است هدف تغییر رفتار جمهوری اسلامی به طور کلی است و مذاکره تنها ابزار فشار و تهدید است بنابراین مذاکره یکی از ابزارهای تقابل با ایران محسوب می شود.
,وی می افزاید: در طرف جمهوری اسلامی نیز سخن از مذاکره نقض غرض است نمیتوان هم استکبارستیزی را در مبانی رفتار جمهوری اسلامی درج کرد و هم از مذاکره با قدرت استکباری سخن گفت؛ اگر در میان مقامات مسئول آیا سیاستمداران ایرانی کسی با وجود تصریح به التزام عملی به مبانی جمهوری اسلامی از مذاکره با آمریکا سخن بگوید باید به هدف و نیت آن مشکوک بود این موضعگیری نیز میتواند ابزار فریب باشد که این بار این فریب به سمت افکار عمومی داخلی است و مذاکره می تواند پوششی برای امتیازدهی و وادادگی باشد. مذاکره از این منظر برنامه اقدام کسانی است که با مقوله ای استکبار ستیزی از مبنا مسئله دارند اگر چنین است این حق مردم است که با اغراض و نیات واقعی مدافعان مذاکره و تعامل با آمریکا آشنا شوند و پرده از چهره دروغین و ادعای متناقض استکبارستیزی و طرفداری از مذاکره برداشته شود..
,دنیا گرایی و منفعتطلبی، پاشنه آشیل تجدید نظرطلبان
, دنیا گرایی و منفعتطلبی، پاشنه آشیل تجدید نظرطلبان, دنیا گرایی و منفعتطلبی، پاشنه آشیل تجدید نظرطلبان,

, مهرداد جلیلی کیا استاد تاریخ دانشگاه های اردبیل نیز به جریان شناسی مخالفان استکبار ستیزی در برهه فعلی پرداخته و می گوید: دکترین استکبارستیزی حضرت امام در طول چهار دهه اخیر با مخالفانی همراه بوده است که هر یک به نوعی تلاش داشتند از گسترش و نفوذ اندیشه حضرت امام جلوگیری کنند .
,وی در ادامه سخنان خود به تبیین وضعیت مدعیان دروغین مبارزه با استکبار در طول تاریخ انقلاب اسلامی پرداخته و می گوید: در بین نیروهای سیاسی دهه های اخیر جریان هایی بودند که با وجود مخالفت با جریان خط امام خود از پیش قراول و سردمدار مبارزه با استکبار جهانی و امپریالیسم بینالمللی معرفی میکردند این جریان تا آنجا پیش رفت که نهضت اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) را حرکتی ارتجاعی معرفی میکردند که تنها به ظاهر مدعی مبارزه با استکبار است. خیلی زود مشخص شد مبارزه با امپریالیسم جهانی نیز تنها وسیلهای برای رسیدن به اهداف بزرگ منفعت طلبی و قدرت طلب این جریان بوده که متناسب با شرایط آن مقطع زمانی انتخاب شده بود و با تغییر شرایط مبتنی بر اصل فرصت طلبانه هدف وسیله را توجیه میکند این شیوه و ابزار کنار گذاشته شد و این بار منفعت در ان بود که به آغوش امپریالیسم بین المللی رفته و از قلب تمدن غرب و با حمایت همه جانبه سران استکبار جهانی به مبارزه علیه انقلاب اسلامی ادامه دهند.
,این استاد دانشگاه به تبیین وضعیت دانش آموختگان غرب بودند که دوران تحصیل خود را در فرنگ گذرانده و دلبسته حکومت لیبرالیستی غرب شده بودند پرداخته و می گوید: این افراد که خود را در پس عنوان فریب دهنده ای چون ملی گرایی پنهان کرده بودند به واقع لیبرالهای داخلی بودند که چهارچوب و مبانی تمدن غرب را قبول داشته و امال و ارزوهای خود را در حرکت کشور به سوی نظام لیبرال سرمایه داری غرب می دیدند این جریان نظام نابرابر بین المللی را نادیده گرفته و نگاهی مثبت به سیاستهای تجاوز طلبان او استیلا طلبانه غرب داشتند از این رو از استعمال واژه استکبار جهانی برای خطاب قرار دادن غرب و در راس آن آمریکای جنایتکار پرهیز داشتند این جریان که در ابتدای انقلاب فرصت های مناسبی برای کسب قدرت سیاسی داشتن به علت همراهی نکردن با ملت خیلی زود از سوی ملت کنار گذاشته شده شدند.
,وی می افزاید: سیاست گرایش به غرب را می توان در عملکرد دولت موقت و با محوریت گروه نهضت آزادی به خوبی مشاهده کرد بطوریکه چهره های این جریان نتوانست اقدام دلیرانه دانشجویان خط امام در تسخیر سفارت آمریکا در تهران را که به لانه جاسوسی استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی تبدیل شده بود تاب اورده از همین رو پس از انتشار خبر تسخیر لانه بلافاصله با عصبانیت تمام استعفا دادند.
,جلیلی کیا در پایان سخنان خود به تبین وضعیت قشر خاکستری مخالفان مبارزه با استکبار جهانی پرداخته و می گوید: دست سوم از طرفداران غرب و مخالفان دکترین استکبارستیزی کسانی بودند که از ابتدا جزو مخالفان نبودند و از حامیان و موافقان استکبارستیزی به شمار میآمدند برخی از این ها جزو کسانی بودند که روزگاری نه چندان دور از دیوارهای سفارت آمریکا بالا رفته و خود را صاحب آن حماسه انقلاب دوم می دانستند اما سیر تغییرات و تحولات این جریان به نحوی شکل گرفت که این جریان به تدریج دچار استحاله شده و به صف مخالفان دکترین استکبار ستیزی پیوستند و امروز از ضرورت مذاکره و برقراری رابطه سخن می گویند.
,محور اصلی جریان تجدید نظر طلبی را باید از میان آن بخش از جریانهای سیاسی جستجو که در دهه هفتاد به تدریج در مسیر و آشنایی با تفکرات معرفتی سیاسی غرب دچار وادادگی و استحاله شده و جذب ان شدند این تمایل و تعلق بیش از هر چیز خود را در حوزه نگرش ها نشان داد و به تدریج اظهار نظرها و دست نوشته هایی از این جریان صادر شد که از تجدید نظر طلبی در آرمانهای حضرت امام حکایت داشت.
,عامل دیگری که سبب شد تا بخشی از افراد و جریانهای سیاسی کشور به تدریج از گفتمان استکبارستیزی فاصله گرفته و درباره ایجاد رابطه و فتح بابی برای مذاکره سخن برانند آلودگی به زخارف دنیا، دنیا گرایی و منفعتطلبی بود.
,این فرآیند که به تدریج با پایان یافتن جنگ تحمیلی و با اولویت یافتن مسئله سازندگی و ابادانی کشور در دهه 70 اغاز شد برخی از انقلابیون دیروز را انچنان به مسائل اقتصادی و دنیوی الوده کرد که ترجیح دادند برای حفظ منافع حاصله باورها و ارمان های خود را نیز به فراموشی سپرده و در ان تجدید نظر کنند که استکبارستیزی در راس باورها بود.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه