یادداشت

نگاهی ساده به چند کلید واژه برای حال و آینده انقلاب

نگاهی ساده به چند کلید واژه برای حال و آینده انقلاب
جامعه ای که دارای آرمان های بلند است و هجمه های فراوانی را متحمل می شود و کشور های بیگانه به وضوح از او می خواهند که شبیه یک کشور عادی رفتار کند، می خواهد که خود را از بند این موارد برهاند، فقط یک راه دارد و آن هم روشنگری دقیق و از طرفی یافتن راهی نوین در عرصه مطالبه گری از مسئولین جامعه است. البته با این نگاه که همه در جامعه اسلامی مسئولند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ طی روزهای اخیر در پی گرانی و سهمیه بندی بنزین فعل و انفعالات جدیدی در بدنه مردمی و حاکمیتی کشور اتفاق افتاد که نقاط ضعف و قوتی را به نمایش گذاشت. نقاط ضعف و قوتی که نیاز است برای آینده به خوبی به آن توجه شود تا مسیر انقلاب اسلامی آن طور که باید به سمت اهداف و آرمان های مد نظر طی شود. البته به تمام موارد ذکر شده در زیر جدای از تهاجمات خارجی و آشوب اشرار پرداخته شده است و به نوعی شاید نقدی درون گفتمانی باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب,

اعتماد و امید

در حکومتی که با تکیه بر توده های مردم و حمایت آن ها برقرار شده است، اعتماد متقابل بین مردم و بدنه حاکمیت یکی از اصلی ترین نیاز های آن برای تحقق آرمان هایش خواهد بود. اعتمادی که در سخت ترین پیچ های تاریخی راه گشاترین نیازها است و نقشی تعیین کننده را ایفا خواهد کرد.

اگر خودمان را اندکی از دایره اغتشاشات اخیر دور کنیم و به معترضین واقعی برسانیم، با مسئله ی بی اعتمادی به برخی از مسئولین که متاسفانه آرام آرام در جامعه در حال گستردگی است رو به رو می شویم. بی اعتمادی ای که نمی گذارد، مردم آن طور که باید و شاید بر مسئولین خود تکیه کنند و همین مسئله در مقابل به صورت ناخودآگاه برای مسئولین نیز اتفاق می افتد. به نوعی، مردم دیگر نمی توانند آنچنان که باید زندگی خود را طبق خواسته و چارچوب های تعریف شده مسئولین پیش ببرند، چارچوب هایی که قاعدتا از مردم یک زندگی تکلیف محور را توقع دارند؛  این روزها مردم خود را صاحب حق تعریف می کنند، به عبارتی حق محوری بر تکلیف محوری اولویت می یابد و واضح است که در نگاه حق محور نمی توان دم از آرمان های بلند و مسیر سختی که باید برای آن طی کرد، سخن گفت. نگاهی به روزها و سال های گذشته نشانی از این مدعاست که لحظه به لحظه  مردم بیش تر به دنبال حق خود هستند تا تکلیف خود و این مسئله برآمده از این است که مسئولینِ خود را تکلیف محور نیافته اند و در آن حوزه تمام اعتماد تکلیفی ابتدای انقلاب نسبت به مسئولین را از دست داده اند.

از طرفی باید گفت در جامعه ای آرمانی که صف آرایی فکری و تمدنی بزرگی در مقابل قدرتمندان عالم دارد شناخت تکالیف و عمل به آنها از مهم ترین دغدغه هاست. به نوعی این تکلیف محوری خود به تنهایی امید زاست چرا که انسان را به آینده ای روشن و الهی نوید می دهد. همچنین امید به آینده برآمده از اعتماد  دو سویه بین مردم ومسئولین است. مسئولینی که آینده را ترسیم می کنند و به عبارتی برنامه ریزی های لازم را انجام می دهند اگر نتوانند اعتماد مردم را به سمت خود جلب کنند به نتیجه ای نخواهند رسید.

امید یکی از اصلی ترین کلید واژه هایی است که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانیه گام دوم به آن تاکید بسیاری داشتند و این مهم یکی از کارسازترین موارد برای آینده خواهد بود. از سویی دیگر اعتماد به بدنه حاکمیت نیز یکی از اصلی ترین لازمه های مقوله امید است که اگر مورد بی توجهی قرار گیرد آن نیز از دست رفته خواهد بود. همچنین حفظ تفکر تکلیف محور مقوله ای است که جامعه انقلابی امروز به آن نیاز مبرم دارد.

به عنوان نمونه در رابطه اعتمادی بین مردم و مسئولین دروغ دولت در گرانی بنزین و اجرای ناگهانی آن و حتی سبک زندگی برخی از مسئولین طی سال های گذشته یکی از عواملی است که ضربه بزرگی به مسئله اعتماد و امید مردم وارد می سازد. امروز شاید مردم گرانی قیمت بنزین و حتی کالاهای دیگر را بپذیرند اما مطمئنا این بی اعتمادی در آینده برای کشور دردسر ساز خواهد شد. از طرفی همین بی اعتمادی است که ناخودآگاه جو روانی منفی ای را ایجاد می کند و جامعه، گرانی دیگر کالا ها در کنار بنزین را به خودش تلقین خواهد کرد.

گفتگو

طی سالیان اخیر مسئله گفتگو بیشتر به عنوان یک مسئله سیاسی شناخته شده است و رنگ و بویی حزبی و جریانی به خود گرفته اما نکته قابل توجه تعریف کلان گفتگو ست. تعریفی که بسیاری از روابط اجتماعی از روابط خانواده تا زندگی اجتماعی و روابط سیاسی و فرهنگی افراد را تحت پوشش قرار می دهد.

 اتفاقات روزهای گذشته نشان داد که مسئله گفتگو علی رغم اینکه در انتهای دهه هشتاد در خصوص گرانی بنزین به تجربه تبدیل شده بود اما مورد بی توجهی قرار گرفت. یکی از عوامل اصلی به هم ریختگی های کشور و صدمات و خسارات بسیاری که به کشور وارد شد عدم گفتگو بود. البته نمی توان گفت که گفتگو کنش های اجتماعی را خاموش می کند اما مطمئنا در مدیریت کنش های اجتماعی و اقتصادی به شدت تاثیر گذار خواهد بود.

متاسفانه مسئله گفتگو به گفتگوی بین احزاب تقلیل یافته است در صورتی که در بالاترین سطح از آن گفتگوی مسئولین و مردم، آن هم به زبان مردم، مسئله ای قابل تامل است. گفتگویی که گویا مسئولین اجرایی از آن فراری هستند و یا که سعی دارند جلسات نمادین خود را به گفتگوی با مردم تعبیر کنند.

گفتگوی با مردم نه تنها در مسئولین بلکه در قشر انقلابی نیز مورد بی توجهی و یا کم توجهی قرار گرفته است. همین خود باعث شده است که ما بین مردم نیز تیپ سازی ها و گروه سازی های خاص اتفاق بیفتد. همین مسئله آرام آرام فاصله ها و شکاف های بزرگی را در روابط اجتماعی ایجاد می کند که مطمئنا در مواقع خاص تاثیرات منفی خود را خواهد داشت.

به عنوان نمونه اگر بخواهیم هجمه های بیگانگان در راستای تخریب جریان انقلابی و مذهبی را کنار بگذاریم و جامعه خود را بدون روتوش به نظاره بنشینیم، فاصله مردم با روحانیت و حتی روحانیت با مردم برآمده از همین مسئله گفتگوست. به نوعی باید گفت که مسئولین و قشر انقلابی هنوز گوش دادن را خوب نیاموخته اند و همیشه خود را در مقام سخنران و سخندان معرفی کرده اند و همین خود برای مردم عذاب دهنده بوده و هست و خواهد بود. نگاهی به جامعه روحانیت نیز این مسئله را گویا خواهد ساخت. جامعه ی روحانیتی که خود بیشترین فشار اقتصادی را تحمل می کند ولی نمی تواند این را برای مردم بشکافد و ارائه دهد و به نوعی خود را از جنس مردم معرفی کند.

تردید

یکی از آسیب زننده ترین موارد در شرایط خاص هر کشور مسئله تردید مسئولین در تصمیمات کلی است. در تصمیماتی که هر چند معقول و منطقی باشند اما تحمل آن برای مردم سخت باشد و در برهه ای از زمان فشار بسیاری بر زندگی آنها وارد کند، یکپارچگی مسئولین در حمایت از موضوع مورد تصویب قابل توجه خواهد بود. مسئله تصمیم روزهای گذشته مبنی بر سهمیه بندی و افزایش قمیت بنزین ابتدا و قبل از موضع صریح رهبری در حمایت از تصمیم سران قوا مورد تردید بسیاری از مسئولین کشور قرار گرفت و به نوعی چند گانه های متعددی بین مسئولین ایجاد کرد که مجموعه ای از طرح های دو و سه فوریتی و توییت های مختلف نمونه ای از آن بود.

این تردید نه تنها در سطح مسئولیتی بلکه در سطح نیروهای انقلابی نیز شکل گرفت و حتی عده ای آن را بهترین فرصت برای انتقاد تند از دولت یافتند اما بی خبر از اینکه این مسئله می تواند بنزینی روی آتش گران شدن بنزین باشد. شاید بتوان گفت حتی بعد از مواضع رهبری نیز عده ای به سادگی نتواستند خود را از این تردید نجات دهند.

لازمه طی یک مسیر آن هم به دور از هر گونه تنش زایی های سیاسی و اجتماعی، یک پارچگی در کلام و عمل مسئولین است. تردید مسئولین و قشر انقلابی در تصمیمات و یا پذیرش آن، ترمزی است که هر جریان پر قدرتی را نیز از حرکت باز می دارد. در حوادث اخیر این جا بود که نقش ولایت فقیه به خوبی به نمایش گذاشته شد و با جلوگیری از  دامن زدن به حواشی و بحران ها از تردیدی بزرگ جلوگیری کرد. اما این بار نیز مسئله به پشت تریبون ها کشیده شد و  نشان داد هنوز هم خیلی ها از تردید دور نشده اند. چه قبل از موضع رهبری و حتی بعد از آن، و دقیقا ماجرای امام و بازرگان، امام و بنی صدر، امام و منتظری، امام و قطعنامه و بسیار موارد دیگر که این انقلاب از این دست تردید ها کم به خود ندیده است دوباره تکرار شد.

روشنگری

شاید جریان انقلابی طی چهل سال گذشته آن چنان باید نقش خود را در حوزه روشن گری به خوبی ایفا نکرده است. همانطور که بیان شد این جریان نیز خود از عدم گفتگو با مردم رنج می برد. عدم گفتگویی که آرام آرام این جریان را به تیپی خاص و متفاوت از جامعه تبدیل کرده است. این جریان وقتی در مواقع خاص، تصمیم ورود به میدان می گیرد، مطمئنا این فاصله ایجاد شده مانع خروجی مورد نظر می شود.

فریاد این عمار در سال ۸۸ را هنوز هیچ یک از نیروهای جریان انقلاب فراموش نکرده اند، آن جا و در آن شرایط این سوال کلیدی تلنگری بود در راستای عدم روشنگری در جامعه. باید گفت در پاره ای از اوقات در مواقع خاص حتی جریان انقلابی نیز درگیر تردیدها و حواشی می شود و از روشنگری دقیق و مستدل جا می ماند.

در شرایطی که رسانه ها و دستگاه های امنیتی بیگانه از هر سو سعی بر ضربه زدن به مسیر انقلاب اسلامی را دارند، مطمئنا روشنگری یکی از اصلی ترین کارکردهایش را در این جا به نمایش خواهد گذاشت؛ آن هم نه روشنگری ای که در اسارت عده ای خاص و فقط در رسانه های مکتوب باشد. نه روشنگری ای که در اسارت فضای مجازی باشد و در بین حجم عظیمی از اطلاعات گم شود. گاهی اوقات نیاز است که جهاد فکری و کلامی در میدان اتفاق بیفتد و گفتگو با مردم محور امور جریان انقلابی قرار گیرد. باید گفت که در این شرایط این موضوع را کم داریم؛ نه تنها در بین مسئولین حتی در بین قشر انقلابی؛ حتی در بسیاری از مواقع زمان را از دست می رود و به نوعی با مسائل به صورت زمان شناسانه برخورد نمی شود و بند به موقع و به جا را که یکی از مولفه های اصلی انقلابی گری است، در تصمیمات در نظر گرفته نمی شود. در مسیر انقلاب بسیاری از عدم روشنگری ها ضربه خورده ایم و باید برای ادامه مسیر به آن توجه ویژه داشته باشیم.

مطالبه گری

علی رغم اینکه مطالبه گری سال های سال است که یکی از محوری ترین مطالبی است که حتی رهبری معظم نیز برآن تاکید دارند اما متاسفانه هنوز هم به یک ساختار دقیق در راستای مطالبه گری دست پیدا نکردیم. هنوز هم نمی دانیم که دقیقا چه طور باید چرایی دروغ گفتن دولت را مطالبه کنیم؟ چرایی لغو کارت سوخت و وارد ساختن ضرر به کشور و دوباره برقراری آن را از کجا و به چه شکل باید مطالبه کنیم؟ فریاد های مردم معترض واقعی چگونه باید مطرح شود؟ جامعه روحانیت و قشر انقلابی چه باید کنند که فریاد های مردم از حنجره آشوبگران و اشرار خارج نشود؟

جریان انقلابی نیاز به این دارد که قبل از هر چیز در راستای پیگیری مطالبات مردمی از مسئولین و همچنین ایفای نقش رابط بین مسئولین و مردم برای خود چارچوب مطالبه گرانه تعریف کند که در آن هم اقناع مردمی صورت گیرد و هم نتیجه بخش باشد.

مطالبه گری در جریان دانشجویی و حتی دانش آموزی سال به سال رنگ خود را می بازد و حرارت این موضوع کاسته می شود و در مسیر چند ساله اخیر نمی توان موضوع و یا مشکلی را یافت که با مطالبه دقیق و صریح قشر انقلابی به نتیجه ای در خور رسیده باشد. همه چیز در هیاهو های رسانه ای گم شده است و با ایجاد و یا شکل گیری موضوعات جدید موضوع قبلی به حاشیه رفته و موضوع جدید جای آن را گرفته است و این سیکل همیشه تکرار شده است.

در جریان مطالبه گری، محدود و محصورِ در رسانه های مکتوب و در عصر حاضر فضای مجازی بوده ایم و آن طور که باید نتوانستیم از رسانه هایی چون هیئات و مساجد و پایگاه ها و حتی سمن های مردمی استفاده لازم را ببریم و به پشتوانه مردمی در این مسیر قدم بگذاریم.

باید گفت ادامه پر قدرت مسیر انقلاب نیازمند رعایت هر یک از موارد ذکر شده در بالاست. جامعه ای که از اعتماد و امید تهی باشد در میانه های راه با مشکل روبه رو خواهد شد. از سویی دیگر تردید، بی اعتمادی و ناامیدی نتیجه عدم گفتگو درجامعه است. اگر جامعه ای که دارای آرمان های بلند است و هجمه های فراوانی را متحمل می شود و کشور های بیگانه به وضوح از او می خواهند که شبیه یک کشور عادی رفتار کند، می خواهد که خود را از بند این موارد برهاند، فقط یک راه دارد و آن هم روشنگری دقیق و از طرفی یافتن راهی نوین در عرصه مطالبه گری از مسئولین جامعه است. البته با این نگاه که همه در جامعه اسلامی مسئولند...

انتهای پیام/

,

اعتماد و امید

, اعتماد و امید, اعتماد و امید,

در حکومتی که با تکیه بر توده های مردم و حمایت آن ها برقرار شده است، اعتماد متقابل بین مردم و بدنه حاکمیت یکی از اصلی ترین نیاز های آن برای تحقق آرمان هایش خواهد بود. اعتمادی که در سخت ترین پیچ های تاریخی راه گشاترین نیازها است و نقشی تعیین کننده را ایفا خواهد کرد.

,

اگر خودمان را اندکی از دایره اغتشاشات اخیر دور کنیم و به معترضین واقعی برسانیم، با مسئله ی بی اعتمادی به برخی از مسئولین که متاسفانه آرام آرام در جامعه در حال گستردگی است رو به رو می شویم. بی اعتمادی ای که نمی گذارد، مردم آن طور که باید و شاید بر مسئولین خود تکیه کنند و همین مسئله در مقابل به صورت ناخودآگاه برای مسئولین نیز اتفاق می افتد. به نوعی، مردم دیگر نمی توانند آنچنان که باید زندگی خود را طبق خواسته و چارچوب های تعریف شده مسئولین پیش ببرند، چارچوب هایی که قاعدتا از مردم یک زندگی تکلیف محور را توقع دارند؛  این روزها مردم خود را صاحب حق تعریف می کنند، به عبارتی حق محوری بر تکلیف محوری اولویت می یابد و واضح است که در نگاه حق محور نمی توان دم از آرمان های بلند و مسیر سختی که باید برای آن طی کرد، سخن گفت. نگاهی به روزها و سال های گذشته نشانی از این مدعاست که لحظه به لحظه  مردم بیش تر به دنبال حق خود هستند تا تکلیف خود و این مسئله برآمده از این است که مسئولینِ خود را تکلیف محور نیافته اند و در آن حوزه تمام اعتماد تکلیفی ابتدای انقلاب نسبت به مسئولین را از دست داده اند.

,

از طرفی باید گفت در جامعه ای آرمانی که صف آرایی فکری و تمدنی بزرگی در مقابل قدرتمندان عالم دارد شناخت تکالیف و عمل به آنها از مهم ترین دغدغه هاست. به نوعی این تکلیف محوری خود به تنهایی امید زاست چرا که انسان را به آینده ای روشن و الهی نوید می دهد. همچنین امید به آینده برآمده از اعتماد  دو سویه بین مردم ومسئولین است. مسئولینی که آینده را ترسیم می کنند و به عبارتی برنامه ریزی های لازم را انجام می دهند اگر نتوانند اعتماد مردم را به سمت خود جلب کنند به نتیجه ای نخواهند رسید.

,

امید یکی از اصلی ترین کلید واژه هایی است که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانیه گام دوم به آن تاکید بسیاری داشتند و این مهم یکی از کارسازترین موارد برای آینده خواهد بود. از سویی دیگر اعتماد به بدنه حاکمیت نیز یکی از اصلی ترین لازمه های مقوله امید است که اگر مورد بی توجهی قرار گیرد آن نیز از دست رفته خواهد بود. همچنین حفظ تفکر تکلیف محور مقوله ای است که جامعه انقلابی امروز به آن نیاز مبرم دارد.

,

به عنوان نمونه در رابطه اعتمادی بین مردم و مسئولین دروغ دولت در گرانی بنزین و اجرای ناگهانی آن و حتی سبک زندگی برخی از مسئولین طی سال های گذشته یکی از عواملی است که ضربه بزرگی به مسئله اعتماد و امید مردم وارد می سازد. امروز شاید مردم گرانی قیمت بنزین و حتی کالاهای دیگر را بپذیرند اما مطمئنا این بی اعتمادی در آینده برای کشور دردسر ساز خواهد شد. از طرفی همین بی اعتمادی است که ناخودآگاه جو روانی منفی ای را ایجاد می کند و جامعه، گرانی دیگر کالا ها در کنار بنزین را به خودش تلقین خواهد کرد.

,

گفتگو

, گفتگو, گفتگو,

طی سالیان اخیر مسئله گفتگو بیشتر به عنوان یک مسئله سیاسی شناخته شده است و رنگ و بویی حزبی و جریانی به خود گرفته اما نکته قابل توجه تعریف کلان گفتگو ست. تعریفی که بسیاری از روابط اجتماعی از روابط خانواده تا زندگی اجتماعی و روابط سیاسی و فرهنگی افراد را تحت پوشش قرار می دهد.

,

 اتفاقات روزهای گذشته نشان داد که مسئله گفتگو علی رغم اینکه در انتهای دهه هشتاد در خصوص گرانی بنزین به تجربه تبدیل شده بود اما مورد بی توجهی قرار گرفت. یکی از عوامل اصلی به هم ریختگی های کشور و صدمات و خسارات بسیاری که به کشور وارد شد عدم گفتگو بود. البته نمی توان گفت که گفتگو کنش های اجتماعی را خاموش می کند اما مطمئنا در مدیریت کنش های اجتماعی و اقتصادی به شدت تاثیر گذار خواهد بود.

,

متاسفانه مسئله گفتگو به گفتگوی بین احزاب تقلیل یافته است در صورتی که در بالاترین سطح از آن گفتگوی مسئولین و مردم، آن هم به زبان مردم، مسئله ای قابل تامل است. گفتگویی که گویا مسئولین اجرایی از آن فراری هستند و یا که سعی دارند جلسات نمادین خود را به گفتگوی با مردم تعبیر کنند.

,

گفتگوی با مردم نه تنها در مسئولین بلکه در قشر انقلابی نیز مورد بی توجهی و یا کم توجهی قرار گرفته است. همین خود باعث شده است که ما بین مردم نیز تیپ سازی ها و گروه سازی های خاص اتفاق بیفتد. همین مسئله آرام آرام فاصله ها و شکاف های بزرگی را در روابط اجتماعی ایجاد می کند که مطمئنا در مواقع خاص تاثیرات منفی خود را خواهد داشت.

,

به عنوان نمونه اگر بخواهیم هجمه های بیگانگان در راستای تخریب جریان انقلابی و مذهبی را کنار بگذاریم و جامعه خود را بدون روتوش به نظاره بنشینیم، فاصله مردم با روحانیت و حتی روحانیت با مردم برآمده از همین مسئله گفتگوست. به نوعی باید گفت که مسئولین و قشر انقلابی هنوز گوش دادن را خوب نیاموخته اند و همیشه خود را در مقام سخنران و سخندان معرفی کرده اند و همین خود برای مردم عذاب دهنده بوده و هست و خواهد بود. نگاهی به جامعه روحانیت نیز این مسئله را گویا خواهد ساخت. جامعه ی روحانیتی که خود بیشترین فشار اقتصادی را تحمل می کند ولی نمی تواند این را برای مردم بشکافد و ارائه دهد و به نوعی خود را از جنس مردم معرفی کند.

,

تردید

, تردید, تردید,

یکی از آسیب زننده ترین موارد در شرایط خاص هر کشور مسئله تردید مسئولین در تصمیمات کلی است. در تصمیماتی که هر چند معقول و منطقی باشند اما تحمل آن برای مردم سخت باشد و در برهه ای از زمان فشار بسیاری بر زندگی آنها وارد کند، یکپارچگی مسئولین در حمایت از موضوع مورد تصویب قابل توجه خواهد بود. مسئله تصمیم روزهای گذشته مبنی بر سهمیه بندی و افزایش قمیت بنزین ابتدا و قبل از موضع صریح رهبری در حمایت از تصمیم سران قوا مورد تردید بسیاری از مسئولین کشور قرار گرفت و به نوعی چند گانه های متعددی بین مسئولین ایجاد کرد که مجموعه ای از طرح های دو و سه فوریتی و توییت های مختلف نمونه ای از آن بود.

,

این تردید نه تنها در سطح مسئولیتی بلکه در سطح نیروهای انقلابی نیز شکل گرفت و حتی عده ای آن را بهترین فرصت برای انتقاد تند از دولت یافتند اما بی خبر از اینکه این مسئله می تواند بنزینی روی آتش گران شدن بنزین باشد. شاید بتوان گفت حتی بعد از مواضع رهبری نیز عده ای به سادگی نتواستند خود را از این تردید نجات دهند.

,

لازمه طی یک مسیر آن هم به دور از هر گونه تنش زایی های سیاسی و اجتماعی، یک پارچگی در کلام و عمل مسئولین است. تردید مسئولین و قشر انقلابی در تصمیمات و یا پذیرش آن، ترمزی است که هر جریان پر قدرتی را نیز از حرکت باز می دارد. در حوادث اخیر این جا بود که نقش ولایت فقیه به خوبی به نمایش گذاشته شد و با جلوگیری از  دامن زدن به حواشی و بحران ها از تردیدی بزرگ جلوگیری کرد. اما این بار نیز مسئله به پشت تریبون ها کشیده شد و  نشان داد هنوز هم خیلی ها از تردید دور نشده اند. چه قبل از موضع رهبری و حتی بعد از آن، و دقیقا ماجرای امام و بازرگان، امام و بنی صدر، امام و منتظری، امام و قطعنامه و بسیار موارد دیگر که این انقلاب از این دست تردید ها کم به خود ندیده است دوباره تکرار شد.

,

روشنگری

, روشنگری, روشنگری,

شاید جریان انقلابی طی چهل سال گذشته آن چنان باید نقش خود را در حوزه روشن گری به خوبی ایفا نکرده است. همانطور که بیان شد این جریان نیز خود از عدم گفتگو با مردم رنج می برد. عدم گفتگویی که آرام آرام این جریان را به تیپی خاص و متفاوت از جامعه تبدیل کرده است. این جریان وقتی در مواقع خاص، تصمیم ورود به میدان می گیرد، مطمئنا این فاصله ایجاد شده مانع خروجی مورد نظر می شود.

,

فریاد این عمار در سال ۸۸ را هنوز هیچ یک از نیروهای جریان انقلاب فراموش نکرده اند، آن جا و در آن شرایط این سوال کلیدی تلنگری بود در راستای عدم روشنگری در جامعه. باید گفت در پاره ای از اوقات در مواقع خاص حتی جریان انقلابی نیز درگیر تردیدها و حواشی می شود و از روشنگری دقیق و مستدل جا می ماند.

,

در شرایطی که رسانه ها و دستگاه های امنیتی بیگانه از هر سو سعی بر ضربه زدن به مسیر انقلاب اسلامی را دارند، مطمئنا روشنگری یکی از اصلی ترین کارکردهایش را در این جا به نمایش خواهد گذاشت؛ آن هم نه روشنگری ای که در اسارت عده ای خاص و فقط در رسانه های مکتوب باشد. نه روشنگری ای که در اسارت فضای مجازی باشد و در بین حجم عظیمی از اطلاعات گم شود. گاهی اوقات نیاز است که جهاد فکری و کلامی در میدان اتفاق بیفتد و گفتگو با مردم محور امور جریان انقلابی قرار گیرد. باید گفت که در این شرایط این موضوع را کم داریم؛ نه تنها در بین مسئولین حتی در بین قشر انقلابی؛ حتی در بسیاری از مواقع زمان را از دست می رود و به نوعی با مسائل به صورت زمان شناسانه برخورد نمی شود و بند به موقع و به جا را که یکی از مولفه های اصلی انقلابی گری است، در تصمیمات در نظر گرفته نمی شود. در مسیر انقلاب بسیاری از عدم روشنگری ها ضربه خورده ایم و باید برای ادامه مسیر به آن توجه ویژه داشته باشیم.

,

مطالبه گری

, مطالبه گری, مطالبه گری,

علی رغم اینکه مطالبه گری سال های سال است که یکی از محوری ترین مطالبی است که حتی رهبری معظم نیز برآن تاکید دارند اما متاسفانه هنوز هم به یک ساختار دقیق در راستای مطالبه گری دست پیدا نکردیم. هنوز هم نمی دانیم که دقیقا چه طور باید چرایی دروغ گفتن دولت را مطالبه کنیم؟ چرایی لغو کارت سوخت و وارد ساختن ضرر به کشور و دوباره برقراری آن را از کجا و به چه شکل باید مطالبه کنیم؟ فریاد های مردم معترض واقعی چگونه باید مطرح شود؟ جامعه روحانیت و قشر انقلابی چه باید کنند که فریاد های مردم از حنجره آشوبگران و اشرار خارج نشود؟

,

جریان انقلابی نیاز به این دارد که قبل از هر چیز در راستای پیگیری مطالبات مردمی از مسئولین و همچنین ایفای نقش رابط بین مسئولین و مردم برای خود چارچوب مطالبه گرانه تعریف کند که در آن هم اقناع مردمی صورت گیرد و هم نتیجه بخش باشد.

,

مطالبه گری در جریان دانشجویی و حتی دانش آموزی سال به سال رنگ خود را می بازد و حرارت این موضوع کاسته می شود و در مسیر چند ساله اخیر نمی توان موضوع و یا مشکلی را یافت که با مطالبه دقیق و صریح قشر انقلابی به نتیجه ای در خور رسیده باشد. همه چیز در هیاهو های رسانه ای گم شده است و با ایجاد و یا شکل گیری موضوعات جدید موضوع قبلی به حاشیه رفته و موضوع جدید جای آن را گرفته است و این سیکل همیشه تکرار شده است.

,

در جریان مطالبه گری، محدود و محصورِ در رسانه های مکتوب و در عصر حاضر فضای مجازی بوده ایم و آن طور که باید نتوانستیم از رسانه هایی چون هیئات و مساجد و پایگاه ها و حتی سمن های مردمی استفاده لازم را ببریم و به پشتوانه مردمی در این مسیر قدم بگذاریم.

,

باید گفت ادامه پر قدرت مسیر انقلاب نیازمند رعایت هر یک از موارد ذکر شده در بالاست. جامعه ای که از اعتماد و امید تهی باشد در میانه های راه با مشکل روبه رو خواهد شد. از سویی دیگر تردید، بی اعتمادی و ناامیدی نتیجه عدم گفتگو درجامعه است. اگر جامعه ای که دارای آرمان های بلند است و هجمه های فراوانی را متحمل می شود و کشور های بیگانه به وضوح از او می خواهند که شبیه یک کشور عادی رفتار کند، می خواهد که خود را از بند این موارد برهاند، فقط یک راه دارد و آن هم روشنگری دقیق و از طرفی یافتن راهی نوین در عرصه مطالبه گری از مسئولین جامعه است. البته با این نگاه که همه در جامعه اسلامی مسئولند...

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه