گفتگوی ویژه با نتیجه ستارخان:

ستارخان تجزیه طلب نبود /خواستار انتقال شرعی مزار ستارخان هستیم

ستارخان تجزیه طلب نبود /خواستار انتقال شرعی مزار ستارخان هستیم
سامی سردار ملی: برخی ادعا دارند که ستارخان چیزی از مشروطیت نمی دانست و فقط برای اینکه انتقام برادرش را بگیرد وارد این معرکه شده است که البته این ادعایی پوچ است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، ستارخان یکی از کسانی است که در برابر استبداد محمدعلی شاه مقاومت کرد و اجازه نداد، نهضت مشروطیت ایران به سادگی و بنا بر ‌مشی دیکتاتورمآبانه محمدعلی شاه قاجار به یکی از صفحات تاریخ معاصر ایران ملحق شود.

ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره‌داغی در ۲۸ مهر ۱۲۴۵ خورشیدی (۲۰ اکتبر ۱۸۶۶ میلادی) در روستای بشیک ورزقان در آذربایجان که امروز سردار کندی خوانده می شود، به دنیا آمد.

وی پیش از مشروطیت از لوطیان تبریز بود و  پس از بی‌‏اعتنایی محمدعلی شاه قاجار به مشروطیت و مخالفت با مشروطه‌‏خواهان و سرکوبی آن ها و همچنین به توپ بستن مجلس شورای ملی، با استفاده از جایگاه مردمی که داشت، مردم را بر ضد اردوی دولتی فراخواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدان از جمله باقرخان به مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت تبریز به دست طرفداران محمدعلی‌شاه بیفتد.

صداقت ستارخان در مشروطه خواهی نام او را زبانزد اهل آذربایجان و اهالی ایران کرد، اما پس از مدتی با دسیسه های متعدد وی را به تهران فراخواندند.

ستارخان پس از مدتی که در تهران ساکن بود در طی یکی از درگیری ها تیری به پای وی اصابت کرد و در نتیجه آن، تا مدتها خانه نشین شد و در همان خانه این دنیا را ترک کرد.

در آستانه سالروز تولد این قهرمان ملی از سامی سردار ملی نتیجه ستارخان دعوت کردیم در دفتر تحریریه آناج حضور یافته و مصاحبه ای ترتیب دهیم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, ، ستارخان یکی از کسانی است که در برابر استبداد محمدعلی شاه مقاومت کرد و اجازه نداد، نهضت مشروطیت ایران به سادگی و بنا بر ‌مشی دیکتاتورمآبانه محمدعلی شاه قاجار به یکی از صفحات تاریخ معاصر ایران ملحق شود,
,
, ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره‌داغی در , ۲۸, مهر , ۱۲۴۵, خورشیدی (, ۲۰, اکتبر , ۱۸۶۶, میلادی) در روستای بشیک ورزقان در آذربایجان که امروز سردار کندی خوانده می شود، به دنیا آمد,
,
, وی پیش از مشروطیت از لوطیان تبریز بود و  پس از بی‌‏اعتنایی محمدعلی شاه قاجار به مشروطیت و مخالفت با مشروطه‌‏خواهان و سرکوبی آن ها و همچنین به توپ بستن مجلس شورای ملی، با استفاده از جایگاه مردمی که داشت، مردم را بر ضد اردوی دولتی فراخواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدان از جمله باقرخان به مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت تبریز به دست طرفداران محمدعلی‌شاه بیفتد,
,
, صداقت ستارخان در مشروطه خواهی نام او را زبانزد اهل آذربایجان و اهالی ایران کرد، اما پس از مدتی با دسیسه های متعدد وی را به تهران فراخواندند,
,
, ستارخان پس از مدتی که در تهران ساکن بود در طی یکی از درگیری ها تیری به پای وی اصابت کرد و در نتیجه آن، تا مدتها خانه نشین شد و در همان خانه این دنیا را ترک کرد,
,
, در آستانه سالروز تولد این قهرمان ملی از سامی سردار ملی نتیجه ستارخان دعوت کردیم در دفتر تحریریه , در آستانه سالروز تولد این قهرمان ملی از سامی سردار ملی, سامی سردار ملی, آناج , آناج, آناج, , حضور یافته و مصاحبه ای ترتیب دهیم.,




 

,
, , , ,
,
,

"سامی سردار ملی" 44 سال دارد و اسم پدرش ستار است. وی بزرگترین نوه ی پسری یدالله خان، پسر بزرگ ستارخان می باشد. سامی در واقع نتیجه ی ستارخان محسوب می شود و به گفته خودش بدان توفیق افتخار می کند. دارای مدرک کارشناسی بوده و در یکی از ادارات دولتی مشغول خدمت است.

برخی با شبهه افکنی در افکار و اقدامات ستارخان مدعی می شوند که ستارخان از روی احساسات وارد مشروطیت شده بود.به نظر شما ریشه این افکار از کجا نشات گرفته است؟

خیلی ها ادعا دارند که ستارخان چیزی از مشروطیت نمی دانست و فقط برای اینکه انتقام برادرش را بگیرد وارد این معرکه شده است که البته این ادعایی پوچ است. همه ی این ها افرادی هستند که حرف های امثال مخبرالسلطنه برایشان دیکته شده است که آن زمان صد در صد مخالف ستارخان و مخالف آزادی خواهی بودند و در نوشته های خود سعی می کردند ستارخان را تخریب کنند و اهداف والایش را در حد حس انتقام جویی پایین بیاورند.

در حالی که آن نوشته ها کاملا با روحیات ستارخان متناقض است و حقیقت ندارد. هرچند ستارخان تحصیل کرده نبود ولی اقدامات در خور تحسینی برای این مملکت انجام داد که هیچ روشنفکری قادر به انجام آن نبود و آن ها فقط به منافع خود فکر می کردند اما ستارخان عیّار و جوانمرد بود و به خاطر خدمت به مردم و مملکتش به میدان آمده بود.

هرچند برادرش را کشته اند و و شاید هم پدرش وصیت به گرفتن انتقام برادرش کرده است اما ستارخان ظلم هایی را که درباریان به مردم عادی می کردند به چشم دیده و درک کرده بود و با شخصیتی که داشت قطعا هدف صرفا گرفتن انتقام برادر نبود بلکه او به معنای واقعی کلام، یک آزادی خواه بود و آن همه جور و ظلم و ناجوانمردی در حق مردم را برنمی تابید.

وقتی ستارخان به تهران می رفت، با چنان زرق و برقی از او استقبال کرده بودند که در برخی تاریخ ها نوشته اند که از هیچ شاهی چنین پیشوازی نشده است.

 وقتی داشت به زنجان نزدیک می شد یک خبرنگار روسی به ستارخان نزدیک شده و با حالت تمسخر به او گفته بود: جناب ستارخان می بینیم که دولت روس با ماندن شما در تبریز موافقت نکرده و شما مجبور شدید که به تهران بروید؛ حال چه احساسی دارید؟ ستارخان بسیار قاطعانه و فی البداهه به او پاسخ داده بود: من هرگز به درخواست روس ها به تهران نمی روم بلکه همان طور که می دانید برای تشکیل دارالشورا(مجلس) در تهران، خون هزاران جوان ریخته است و آنجا برای ما مقدس است و برای هر ایرانی واجب است که برود و آنجا را زیارت کند؛ من و سالار نیز برای زیارت آنجا می رویم وگرنه من به خواست روس ها به آنجا نمی روم.

, "سامی سردار ملی" 44 سال دارد و اسم پدرش ستار است. وی بزرگترین نوه ی پسری یدالله خان، پسر بزرگ ستارخان می باشد. سامی در واقع نتیجه ی ستارخان محسوب می شود و به گفته خودش بدان توفیق افتخار می کند. دارای مدرک کارشناسی بوده و در یکی از ادارات دولتی مشغول خدمت است., "سامی سردار ملی" 44 سال دارد و اسم پدرش ستار است. وی بزرگترین نوه ی پسری یدالله خان، پسر بزرگ ستارخان می باشد. سامی در واقع نتیجه ی ستارخان محسوب می شود و به گفته خودش بدان توفیق افتخار می کند. دارای مدرک کارشناسی بوده و در یکی از ادارات دولتی مشغول خدمت است., سامی سردار ملی" 44 سال دارد و اسم پدرش ستار است. وی بزرگترین نوه ی پسری یدالله خان، پسر بزرگ ستارخان می باشد. سامی در واقع نتیجه ی ستارخان محسوب می شود و به گفته خودش بدان توفیق افتخار می کند. دارای مدرک کارشناسی بوده و در یکی از ادارات دولتی مشغول خدمت است,
,
, برخی با شبهه افکنی در افکار و اقدامات ستارخان مدعی می شوند که ستارخان از روی احساسات وارد مشروطیت شده بود.به نظر شما ریشه این افکار از کجا نشات گرفته است؟, برخی با شبهه افکنی در افکار و اقدامات ستارخان مدعی می شوند که ستارخان از روی احساسات وارد مشروطیت شده بود.به نظر شما ریشه این افکار از کجا نشات گرفته است؟,
,
, خیلی ها ادعا دارند که ستارخان چیزی از مشروطیت نمی دانست و فقط برای اینکه انتقام برادرش را بگیرد وارد این معرکه شده است که البته این ادعایی پوچ است. همه ی این ها افرادی هستند که حرف های امثال مخبرالسلطنه برایشان دیکته شده است که آن زمان صد در صد مخالف ستارخان و مخالف آزادی خواهی بودند و در نوشته های خود سعی می کردند ستارخان را تخریب کنند و اهداف والایش را در حد حس انتقام جویی پایین بیاورند.

در حالی که آن نوشته ها کاملا با روحیات ستارخان متناقض است و حقیقت ندارد. هرچند ستارخان تحصیل کرده نبود ولی اقدامات در خور تحسینی برای این مملکت انجام داد که هیچ روشنفکری قادر به انجام آن نبود و آن ها فقط به منافع خود فکر می کردند اما ستارخان عیّار و جوانمرد بود و به خاطر خدمت به مردم و مملکتش به میدان آمده بود.

هرچند برادرش را کشته اند و و شاید هم پدرش وصیت به گرفتن انتقام برادرش کرده است اما ستارخان ظلم هایی را که درباریان به مردم عادی می کردند به چشم دیده و درک کرده بود و با شخصیتی که داشت قطعا هدف صرفا گرفتن انتقام برادر نبود بلکه او به معنای واقعی کلام، یک آزادی خواه بود و آن همه جور و ظلم و ناجوانمردی در حق مردم را برنمی تابید.

وقتی ستارخان به تهران می رفت، با چنان زرق و برقی از او استقبال کرده بودند که در برخی تاریخ ها نوشته اند که از هیچ شاهی چنین پیشوازی نشده است.

 وقتی داشت به زنجان نزدیک می شد یک خبرنگار روسی به ستارخان نزدیک شده و با حالت تمسخر به او گفته بود: جناب ستارخان می بینیم که دولت روس با ماندن شما در تبریز موافقت نکرده و شما مجبور شدید که به تهران بروید؛ حال چه احساسی دارید؟ ستارخان بسیار قاطعانه و فی البداهه به او پاسخ داده بود: من هرگز به درخواست روس ها به تهران نمی روم بلکه همان طور که می دانید برای تشکیل دارالشورا(مجلس) در تهران، خون هزاران جوان ریخته است و آنجا برای ما مقدس است و برای هر ایرانی واجب است که برود و آنجا را زیارت کند؛ من و سالار نیز برای زیارت آنجا می رویم وگرنه من به خواست روس ها به آنجا نمی روم.
,
,
, هرچند ستارخان تحصیل کرده نبود ولی اقدامات در خور تحسینی برای این مملکت انجام داد که هیچ روشنفکری قادر به انجام آن نبود, عیّار و جوانمرد ,
,
,
,
,
,
,




 

,
, , , ,
,
,

آیا سندی به عنوان وصیت نامه از ستارخان برجای مانده است؟

بیگانگان هرگز اجازه نداده اند که از ستارخان چیزی برجای بماند چه رسد به یک کاغذ وصیت نامه. وقتی ستارخان به تهران رفت، روس ها به تبریز آمده و خیلی از قسمت های خانه اش را با دینامیت منفجر کردند. همان افرادی که زمانی دست به سینه مقابل خانه ی ستارخان می ایستادند، پس از رفتن او به تهران خانه اش را غارت کردند. پس از درگیری پارک اتابک نیز، لوح طلایی را که به ستارخان و باقرخان داده بودند از بین بردند. از ستارخان یک تپانچه به جای مانده بود که نزد مرحوم یدالله خان بود که به موزه تحویل داد. در واقع در مورد وصیت ستارخان سندی بر جای نمانده است و هرچه هست سینه به سینه از طریق شاهدین ماجرا به دخترانش و دیگران منتقل شده است.


در شهر ری به قبر ستارخان خیلی بی اعتنایی می شود و غریب مانده است

آخرین نفری که در مورد وصیت ستارخان برای دفنش در تبریز نقل قول کرده است، چه کسی است؟

من نتوانستم پدربزرگم را ببینم ولی مادربزرگم(عروس ستارخان) به تازگی فوت کرده است و او وصیت ستارخان را نقل می کرد، البته شاید دخترانش نیز در این مورد نقل قول کرده اند اما من با آن ها صحبتی نداشتم و این موضوع را از مادربزرگم شنیده ام.

البته من همیشه وقتی در مورد انتقال قبر ستاخان صحبت کرده ام گفته ام یا منتقل کنید و یا به وضعیت قبر در آنجا رسیدگی نمایید.

در شهر ری به قبر ستارخان خیلی بی اعتنایی می شود و غریب مانده است. البته برخی به من می گویند این چه حرفی است! مگر تهران جزء ایران نیست؟! اما باید بگویم انسان در هر جایی ممکن است احساس غربت بکند، چه در کشور و شهر خودش و چه در کشور غیر. حتی اگر در خانه، خانواده به فرد بی اعتنایی کند، او در خانه خودش هم احساس غربت خواهد کرد.

من خواستار انتقال شرعی مزار ستارخان هستم که امروزه به راحتی می توان این کار را انجام داد.


علاوه بر غربتی که مطرح کردید چه دلایل دیگری برای خواسته ی خود مبنی بر انتقال قبر ستارخان دارید تا مسئولین را برای انجام این خواسته قانع کنید؟

اگر مزار ستارخان به تبریز منتقل شود قطعا از لحاظ تاریخی و فرهنگی موجب ارتقاء شان تبریز می شود و موجب سربلندی بیشتر آن است و مسلما از نظر جذب توریست نیز درصد بالایی را شامل خواهد شد.

البته انجام این مهم صرفا با خواسته ی من امکان پذیر نیست بلکه بقیه نیز آن را مطالبه کنند و زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فراهم باشد مطالبه به صورت مردمی صورت بگیرد. متاسفانه نه مردم و نه ارگان های رسمی هیچ مطالبه و حمایتی از موضوع انتقال قبر نکرده اند. لذا به این نتیجه رسیده ام که فعلا انجام این امر صلاح نیست چون پتانسیل و زمینه لازم هنوز وجود ندارد.


به نظر شما آیا امکان دارد با مطرح شدن این موضوع ، قصد سوءاستفاده از آن را داشته باشند؟

در پاسخ به سوال شما فقط در این حد می توانم بگویم که صدرصد نظام ما به راحتی می تواند با انحرافات برخی افراد سودجو در منطقه مقابله کند. در کل با وضعیت موجود و در نبود ظرفیت ها و زمینه های لازم انتقال قبر، موجب آزار روح آن مرحوم خواهد شد.

برخی از نام ستارخان برای گرایشات قومی افراطی سوءاستفاده می کنند؛ در این مورد توضیح دهید و در مورد نگاه ملی ستارخان بگویید:

البته این طور نیست که ستارخان نسبت به زادگاه خود و آذربایجان و زبان ترکی ارزشی قائل نبوده نباشد. او به قوم خود، زبان مادری و زادگاهش خیلی تعلق و تعهد داشته است.

گاه برخی امور خیلی مهم و لازم الاجرا هستند اما به دلیل مشغله های زیاد مورد غفلت واقع می شوند و برای خارج کردن فرد از غفلت، یک تلنگر و تذکر لازم است. من نیز با مطالبه ی انتقال قبر ستارخان، می خواستم یک تلنگر به جامعه وارد کنم.

البته خواسته ی من صرفا انتقال مزار آن بزرگوار نیست بلکه همان گونه که همیشه گفته ام یا در شهر ری آن را بازسازی و برایش یادمان بسازید و یا آن را به تبریز انتقال دهید. من می خواستم تلنگری را که گفتم به جامعه وارد کنم اما دیدم فعلا زمینه فراهم نیست و بهتر است مدتی دیگر بگذرد.

این را هم بگویم که اگر واقعا ستارخان نیت تجزیه طلبی داشت، قطعا افراد زیادی با او همراه می شدند چون حتی در منطقه قفقاز نیز خیلی ها وجود داشتند که چنین نیاتی داشتند و اگر ستارخان تجزیه طلب بود آن ها نیز به ستارخان می پیوستند و با توانی که ستارخان داشت شاید می توانست بخشی ازخاک ایران را از آن جدا کند اما در واقع ستارخان هرگز چنین انگیزه ای نداشت در حالی که به آذربایجان و زادگاه و زبان مادری اش نیز ارزش زیادی قائل بود.



به نظر شما آیا خوب نیست که ما در مورد اهداف ستاخان و وابستگی وی به مرجعیت برای جوانان توضیح دهیم تا بیشتر خود وی و آرمان هایش را بشناسند و مطالبه ای برای آرمان های ستارخان ایجاد کنیم؟

بله بهتر است این مطالبه ایجاد شود ولی قبل از آن باید آموزش های لازم صورت بگیرد و مردم بدانند که واقعا هدف ستارخان چه بود! متاسفانه اگر شما به دانشگاه بروید و از این قشر نخبه و تحصیل کرده هم در مورد ستارخان بپرسید، می بینید که حتی آن ها هم به خوبی ستارخان و اهدافش را نمی شناسند چه رسد به مردم عادی. زیرا بسیاری از گفتنی ها در مورد ستارخان مسکوت مانده است.

همان طور که می دانید امسال صدمین سالگرد وفات ستارخان است. برای ایجاد همان تلنگری که عرض کردم، یک سال پیش مطلبی منتشر کرده و گفتم انتظار داریم دولت آقای روحانی مراسمی در شأن ستارخان به مناسبت صدمین سالگرد وفاتش برگزار کند.

 اما من فقط به انتشار این مطلب اکتفا نکرده و بدین منظور با مسئولین تبریز نیز دیدار کردم تا مثل ثقه الاسلام نباشد که دو سال پیش صدمین سالگرد شهادتش بود ولی برایش سالگرد برگزار نکردند. من هر چه بیشتر در این موارد تلاش کرده ام کمتر نتیجه گرفته ام. امروز گویا زمینه فراهم نیست شاید در دویستمین سالگرد وفات ستارخان این زمینه فراهم خواهد شد!

امام خمینی در سال 58 در دیدار با آذربایجانی ها فرمودند: "آذربایجانی در صدر مشروطه ستارخان و باقرخانش زحمات زیادی کشیدند". حال سوال من این است که آیا این زحمات پس از صد سال نیاز به قدردانی ندارد؟! البته حضرت آقا هم در سفر استانی خود به ستارخان نیز پرداختند.

ب
رخی در مورد انتقال قبر ستارخان به تبریز می گویند که این انتقال باعث می شود که ستارخان از یک قهرمان ملی به یک قهرمان بومی تبدیل شود نظر شما در این خصوص چیست؟

من با این موضوع که انتقال قبر ستارخان او را به قهرمان بومی تبدیل می کند، مخالفم چون در این صورت باید بگوییم قهرمانان دیگر مثل رئیس علی دلواری از جنوب و میرزاکوچک خان جنگلی از رشت و ... که در شهرهای خودشان به خاک سپرده شده اند، قهرمانان بومی هستند و باید قبرشان را به تهران ببرند که بومی نباشند و ملی باشند! این ادعا منطقی نیست و به نظر من قبر ستارخان هرکجا باشد او نه تنها قهرمان ملی بلکه قهرمان فراملی است اما آنچه مورد تذکر است این است که اگر ستارخان یک قهرمان ملی است ، حتما باید قبر و مزاری در خور شان یک قهرمان داشته باشد.

آیا برای شناخت هرچه بیشتر آرمان های ستارخان ،آثار هنری اعم از فیلم و ... از ستارخان تا به حال ساخته شده است؟

یک فیلم سینمایی به کارگردانی علی حاتمی در سال 1351 در مورد ایشان ساخته شد. در آن زمان رژیم پهلوی از اقتدار برخوردار بود و آقای حاتمی می خواست مهمترین واقعه ی تاریخ معاصر ایران (مشروطیت) را به تصویر بکشد. انجام چنین کاری در چنان دوره ی استبدادی و طاغوتی، کار خیلی بزرگی است. با اکران این فیلم مجلس و دربار بسیار اعتراض کردند تا جایی که فیلم ممنوع الاکران شد. اما در مورد معرفی وقایع تاریخی و رشادت های ستارخان ناموفق بود زیرا اشتباهاتی در آن وجود داشت.

شاید هدف آقای حاتمی از ساخت این فیلم معرفی وقایع تاریخی نبود بلکه شاید می خواست یک اثر مهم و ویژه در کارنامه کاری خود ثبت کند. از آن زمان به بعد در این چهل سال هیچ فیلمی در مورد ستارخان ساخته نشده است.

اخیرا یک کارگردان با نام محمود یار محمدلو به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، یک فیلم گزارشی مستند ساخته است که اسم فیلم "عیار مشروطه" است که ظاهرا مرحله مونتاژ آن به پایان رسیده و آن را به مرکز سینمای مستند تجربی تحویل داده اند و امیدوارم در صدمین سالگرد وفات ستارخان در تلویزیون اکران شود.


حرف آخر...

اگر ما به تاریخ، مشاهیر و قهرمانان خود ارزش قائل شویم، در آینده اثر آن را خواهیم دید و اگر ارزش قائل نشویم و نسبت به آن غفلت کنیم قطعا نتیجه ی منفی خواهیم گرفت. در این زمینه ها باید کارهای بنیادی صورت بگیرد و مثلا در کتابهای درسی، فیلم و سینما و ... به آنها پرداخته شود. چند روز پیش از میراث با من تماس گرفتند و گفتند یک جوان قصد دارد بازی رایانه ای در مورد ستارخان بسازد و بدین منظور می خواهیم فیلم نامه و سناریو را برایت بفرستیم تا در مورد آن نظر بدهی. گفتم با کمال میل همکاری می کنم.

من با آن جوان آشنا شدم و برخی اصلاحات نیزدر کارش نیز انجام دادم. اکنون حدود 5 ماه است که آن جوان پشت درها مانده است. با توجه به رایج بودن برخی امکانات رسانه ای مثل گوشی و تبلت و ... در بین جوانان و کودکان گیم ستارخان قطعا تاثیر گذار خواهد بود و از اهمیت زیادی برخوردار است اما علی رغم اقدام خود وی ، هنوز نتیجه ای نگرفته است.

تبریز شهر ماست ولی ما نمی دانیم نبرد تبریز چه بود که در زمان شاه اسماعیل در مبارزه با عثمانی ها رخ داد! اگر چنین کارهایی صورت گیرد همه علاقه مند شده و قطعا به سراغ آن می روند و می شناسند.
 


 

, آیا سندی به عنوان وصیت نامه از ستارخان برجای مانده است؟ , آیا سندی به عنوان وصیت نامه از ستارخان برجای مانده است؟ ,
,
, بیگانگان هرگز اجازه نداده اند که از ستارخان چیزی برجای بماند چه رسد به یک کاغذ وصیت نامه. وقتی ستارخان به تهران رفت، روس ها به تبریز آمده و خیلی از قسمت های خانه اش را با دینامیت منفجر کردند. همان افرادی که زمانی دست به سینه مقابل خانه ی ستارخان می ایستادند، پس از رفتن او به تهران خانه اش را غارت کردند. پس از درگیری پارک اتابک نیز، لوح طلایی را که به ستارخان و باقرخان داده بودند از بین بردند. از ستارخان یک تپانچه به جای مانده بود که نزد مرحوم یدالله خان بود که به موزه تحویل داد. در واقع در مورد وصیت ستارخان سندی بر جای نمانده است و هرچه هست سینه به سینه از طریق شاهدین ماجرا به دخترانش و دیگران منتقل شده است.,
,
,
, در شهر ری به قبر ستارخان خیلی بی اعتنایی می شود و غریب مانده است, در شهر ری به قبر ستارخان خیلی بی اعتنایی می شود و غریب مانده است,
,
, آخرین نفری که در مورد وصیت ستارخان برای دفنش در تبریز نقل قول کرده است، چه کسی است؟, آخرین نفری که در مورد وصیت ستارخان برای دفنش در تبریز نقل قول کرده است، چه کسی است؟,
,
, من نتوانستم پدربزرگم را ببینم ولی مادربزرگم(عروس ستارخان) به تازگی فوت کرده است و او وصیت ستارخان را نقل می کرد، البته شاید دخترانش نیز در این مورد نقل قول کرده اند اما من با آن ها صحبتی نداشتم و این موضوع را از مادربزرگم شنیده ام.

البته من همیشه وقتی در مورد انتقال قبر ستاخان صحبت کرده ام گفته ام یا منتقل کنید و یا به وضعیت قبر در آنجا رسیدگی نمایید.

در شهر ری به قبر ستارخان خیلی بی اعتنایی می شود و غریب مانده است. البته برخی به من می گویند این چه حرفی است! مگر تهران جزء ایران نیست؟! اما باید بگویم انسان در هر جایی ممکن است احساس غربت بکند، چه در کشور و شهر خودش و چه در کشور غیر. حتی اگر در خانه، خانواده به فرد بی اعتنایی کند، او در خانه خودش هم احساس غربت خواهد کرد.

من خواستار انتقال شرعی مزار ستارخان هستم که امروزه به راحتی می توان این کار را انجام داد.
,
,
,
,
,
,
,
,
, علاوه بر غربتی که مطرح کردید چه دلایل دیگری برای خواسته ی خود مبنی بر انتقال قبر ستارخان دارید تا مسئولین را برای انجام این خواسته قانع کنید؟, علاوه بر غربتی که مطرح کردید چه دلایل دیگری برای خواسته ی خود مبنی بر انتقال قبر ستارخان دارید تا مسئولین را برای انجام این خواسته قانع کنید؟,
,
, اگر مزار ستارخان به تبریز منتقل شود قطعا از لحاظ تاریخی و فرهنگی موجب ارتقاء شان تبریز می شود و موجب سربلندی بیشتر آن است و مسلما از نظر جذب توریست نیز درصد بالایی را شامل خواهد شد.

البته انجام این مهم صرفا با خواسته ی من امکان پذیر نیست بلکه بقیه نیز آن را مطالبه کنند و زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فراهم باشد مطالبه به صورت مردمی صورت بگیرد. متاسفانه نه مردم و نه ارگان های رسمی هیچ مطالبه و حمایتی از موضوع انتقال قبر نکرده اند. لذا به این نتیجه رسیده ام که فعلا انجام این امر صلاح نیست چون پتانسیل و زمینه لازم هنوز وجود ندارد.
,
,
,
,
, به نظر شما آیا امکان دارد با مطرح شدن این موضوع ، قصد سوءاستفاده از آن را داشته باشند؟, به نظر شما آیا امکان دارد با مطرح شدن این موضوع ، قصد سوءاستفاده از آن را داشته باشند؟,
,
, در پاسخ به سوال شما فقط در این حد می توانم بگویم که صدرصد نظام ما به راحتی می تواند با انحرافات برخی افراد سودجو در منطقه مقابله کند. در کل با وضعیت موجود و در نبود ظرفیت ها و زمینه های لازم انتقال قبر، موجب آزار روح آن مرحوم خواهد شد.,
,
, برخی از نام ستارخان برای گرایشات قومی افراطی سوءاستفاده می کنند؛ در این مورد توضیح دهید و در مورد نگاه ملی ستارخان بگویید:, برخی از نام ستارخان برای گرایشات قومی افراطی سوءاستفاده می کنند؛ در این مورد توضیح دهید و در مورد نگاه ملی ستارخان بگویید:,
,
, البته این طور نیست که ستارخان نسبت به زادگاه خود و آذربایجان و زبان ترکی ارزشی قائل نبوده نباشد. او به قوم خود، زبان مادری و زادگاهش خیلی تعلق و تعهد داشته است.

گاه برخی امور خیلی مهم و لازم الاجرا هستند اما به دلیل مشغله های زیاد مورد غفلت واقع می شوند و برای خارج کردن فرد از غفلت، یک تلنگر و تذکر لازم است. من نیز با مطالبه ی انتقال قبر ستارخان، می خواستم یک تلنگر به جامعه وارد کنم.

البته خواسته ی من صرفا انتقال مزار آن بزرگوار نیست بلکه همان گونه که همیشه گفته ام یا در شهر ری آن را بازسازی و برایش یادمان بسازید و یا آن را به تبریز انتقال دهید. من می خواستم تلنگری را که گفتم به جامعه وارد کنم اما دیدم فعلا زمینه فراهم نیست و بهتر است مدتی دیگر بگذرد.

این را هم بگویم که اگر واقعا ستارخان نیت تجزیه طلبی داشت، قطعا افراد زیادی با او همراه می شدند چون حتی در منطقه قفقاز نیز خیلی ها وجود داشتند که چنین نیاتی داشتند و اگر ستارخان تجزیه طلب بود آن ها نیز به ستارخان می پیوستند و با توانی که ستارخان داشت شاید می توانست بخشی ازخاک ایران را از آن جدا کند اما در واقع ستارخان هرگز چنین انگیزه ای نداشت در حالی که به آذربایجان و زادگاه و زبان مادری اش نیز ارزش زیادی قائل بود.
,
,
,
,
,
,
, این را هم بگویم که اگر واقعا ستارخان نیت تجزیه طلبی داشت، قطعا افراد زیادی با او همراه می شدند چون حتی در منطقه قفقاز نیز خیلی ها وجود داشتند که چنین نیاتی داشتند و اگر ستارخان تجزیه طلب بود آن ها نیز به ستارخان می پیوستند و با توانی که ستارخان داشت شاید می توانست بخشی ازخاک ایران را از آن جدا کند,
,
,
, به نظر شما آیا خوب نیست که ما در مورد اهداف ستاخان و وابستگی وی به مرجعیت برای جوانان توضیح دهیم تا بیشتر خود وی و آرمان هایش را بشناسند و مطالبه ای برای آرمان های ستارخان ایجاد کنیم؟, به نظر شما آیا خوب نیست که ما در مورد اهداف ستاخان و وابستگی وی به مرجعیت برای جوانان توضیح دهیم تا بیشتر خود وی و آرمان هایش را بشناسند و مطالبه ای برای آرمان های ستارخان ایجاد کنیم؟,
,
, بله بهتر است این مطالبه ایجاد شود ولی قبل از آن باید آموزش های لازم صورت بگیرد و مردم بدانند که واقعا هدف ستارخان چه بود! متاسفانه اگر شما به دانشگاه بروید و از این قشر نخبه و تحصیل کرده هم در مورد ستارخان بپرسید، می بینید که حتی آن ها هم به خوبی ستارخان و اهدافش را نمی شناسند چه رسد به مردم عادی. زیرا بسیاری از گفتنی ها در مورد ستارخان مسکوت مانده است.

همان طور که می دانید امسال صدمین سالگرد وفات ستارخان است. برای ایجاد همان تلنگری که عرض کردم، یک سال پیش مطلبی منتشر کرده و گفتم انتظار داریم دولت آقای روحانی مراسمی در شأن ستارخان به مناسبت صدمین سالگرد وفاتش برگزار کند.

 اما من فقط به انتشار این مطلب اکتفا نکرده و بدین منظور با مسئولین تبریز نیز دیدار کردم تا مثل ثقه الاسلام نباشد که دو سال پیش صدمین سالگرد شهادتش بود ولی برایش سالگرد برگزار نکردند. من هر چه بیشتر در این موارد تلاش کرده ام کمتر نتیجه گرفته ام. امروز گویا زمینه فراهم نیست شاید در دویستمین سالگرد وفات ستارخان این زمینه فراهم خواهد شد!

امام خمینی در سال 58 در دیدار با آذربایجانی ها فرمودند: "آذربایجانی در صدر مشروطه ستارخان و باقرخانش زحمات زیادی کشیدند". حال سوال من این است که آیا این زحمات پس از صد سال نیاز به قدردانی ندارد؟! البته حضرت آقا هم در سفر استانی خود به ستارخان نیز پرداختند.

ب
,
,
,
,
,
,
,
,
, ب, رخی در مورد انتقال قبر ستارخان به تبریز می گویند که این انتقال باعث می شود که ستارخان از یک قهرمان ملی به یک قهرمان بومی تبدیل شود نظر شما در این خصوص چیست؟, رخی در مورد انتقال قبر ستارخان به تبریز می گویند که این انتقال باعث می شود که ستارخان از یک قهرمان ملی به یک قهرمان بومی تبدیل شود نظر شما در این خصوص چیست؟,
,
, من با این موضوع که انتقال قبر ستارخان او را به قهرمان بومی تبدیل می کند، مخالفم چون در این صورت باید بگوییم قهرمانان دیگر مثل رئیس علی دلواری از جنوب و میرزاکوچک خان جنگلی از رشت و ... که در شهرهای خودشان به خاک سپرده شده اند، قهرمانان بومی هستند و باید قبرشان را به تهران ببرند که بومی نباشند و ملی باشند! این ادعا منطقی نیست و به نظر من قبر ستارخان هرکجا باشد او نه تنها قهرمان ملی بلکه قهرمان فراملی است اما آنچه مورد تذکر است این است که اگر ستارخان یک قهرمان ملی است ، حتما باید قبر و مزاری در خور شان یک قهرمان داشته باشد., به نظر من قبر ستارخان هرکجا باشد او نه تنها قهرمان ملی بلکه قهرمان فراملی است ,
,
, آیا برای شناخت هرچه بیشتر آرمان های ستارخان ،آثار هنری اعم از فیلم و ... از ستارخان تا به حال ساخته شده است؟, آیا برای شناخت هرچه بیشتر آرمان های ستارخان ،آثار هنری اعم از فیلم و ... از ستارخان تا به حال ساخته شده است؟,
,
, یک فیلم سینمایی به کارگردانی علی حاتمی در سال 1351 در مورد ایشان ساخته شد. در آن زمان رژیم پهلوی از اقتدار برخوردار بود و آقای حاتمی می خواست مهمترین واقعه ی تاریخ معاصر ایران (مشروطیت) را به تصویر بکشد. انجام چنین کاری در چنان دوره ی استبدادی و طاغوتی، کار خیلی بزرگی است. با اکران این فیلم مجلس و دربار بسیار اعتراض کردند تا جایی که فیلم ممنوع الاکران شد. اما در مورد معرفی وقایع تاریخی و رشادت های ستارخان ناموفق بود زیرا اشتباهاتی در آن وجود داشت.

شاید هدف آقای حاتمی از ساخت این فیلم معرفی وقایع تاریخی نبود بلکه شاید می خواست یک اثر مهم و ویژه در کارنامه کاری خود ثبت کند. از آن زمان به بعد در این چهل سال هیچ فیلمی در مورد ستارخان ساخته نشده است.

اخیرا یک کارگردان با نام محمود یار محمدلو به سفارش مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، یک فیلم گزارشی مستند ساخته است که اسم فیلم "عیار مشروطه" است که ظاهرا مرحله مونتاژ آن به پایان رسیده و آن را به مرکز سینمای مستند تجربی تحویل داده اند و امیدوارم در صدمین سالگرد وفات ستارخان در تلویزیون اکران شود.
,
,
,
,
,
,
, حرف آخر..., حرف آخر...,
,
, اگر ما به تاریخ، مشاهیر و قهرمانان خود ارزش قائل شویم، در آینده اثر آن را خواهیم دید و اگر ارزش قائل نشویم و نسبت به آن غفلت کنیم قطعا نتیجه ی منفی خواهیم گرفت. در این زمینه ها باید کارهای بنیادی صورت بگیرد و مثلا در کتابهای درسی، فیلم و سینما و ... به آنها پرداخته شود. چند روز پیش از میراث با من تماس گرفتند و گفتند یک جوان قصد دارد بازی رایانه ای در مورد ستارخان بسازد و بدین منظور می خواهیم فیلم نامه و سناریو را برایت بفرستیم تا در مورد آن نظر بدهی. گفتم با کمال میل همکاری می کنم.

من با آن جوان آشنا شدم و برخی اصلاحات نیزدر کارش نیز انجام دادم. اکنون حدود 5 ماه است که آن جوان پشت درها مانده است. با توجه به رایج بودن برخی امکانات رسانه ای مثل گوشی و تبلت و ... در بین جوانان و کودکان گیم ستارخان قطعا تاثیر گذار خواهد بود و از اهمیت زیادی برخوردار است اما علی رغم اقدام خود وی ، هنوز نتیجه ای نگرفته است.

تبریز شهر ماست ولی ما نمی دانیم نبرد تبریز چه بود که در زمان شاه اسماعیل در مبارزه با عثمانی ها رخ داد! اگر چنین کارهایی صورت گیرد همه علاقه مند شده و قطعا به سراغ آن می روند و می شناسند.
 
,
,
,
,
,
,
,
,
خبر مرتبط:
,

ستارخان با فتوای مراجع وارد میدان شده بود/ مسلم است که برخی مشروطه خواهان ستارخان را دور زدند

, ستارخان با فتوای مراجع وارد میدان شده بود/ مسلم است که برخی مشروطه خواهان ستارخان را دور زدند,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه