نویسنده کرمانی کتاب برگزیده سال:
انتشار آثار، بدون ارزیابی کیفی و عیار ادبی مهمترین معضل ادبیات کشور است
نویسنده و شاعر کرمانی گفت: یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود و این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از راه آرمان، شعر از همان گذشتههای بسیار دور نقش و جایگاه خاصی در زندگی بشر داشته است و چه بسیار اتفاقات و رویدادهایی که با همین اشعار دگرگون شده و سرنوشت آن ها تغییر پیدا کرده است و البته می توان گفت شعر در ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است به نحوی که ایران و ادب فارسی با شعر در جهان شناخته شده است.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
راه آرمان,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛

اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به جایگاه ویژه ای که امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری برای شعر قائل شدند امروز شاهد شکوفایی شاعران برجسته و اثر گذار در کشور هستیم که با اشعار متعهدانه و آرمان خواه خود فرهنگ و ادب ایرانی را بیش از پیش در جهان پر آوازه می کنند.
استان کرمان نیز از جمله سرزمین های کهن شعر و ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان بزرگی را در دل خود پرورش داده است از هوشنگ مرادی کرمانی که داستان های شیرین او امروز نقل هر محفل ادبی است گرفته تا خواجوی کرمانی که اشعار او طرفداران زیادی در ایران و جهان دارد.
سید علی میرافضلی از شاعران و نویسندگان کرمانی قرن حاضر است که موفق شد در بهمن ماه امسال عنوان برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی و رتبه برگزیده بخش «درباره شعر» جشنواره فجر را با "کتاب چهارخطی" به خود اختصاص دهد.
,
,
,
,
,

میرافضلی در سال ۱۳۴۸ درشهر رفسنجان دیده به جهان گشود، از همان دوران نوجوانی علاقه زیادی به شعر و شاعری داشت؛ و همین علاقه موجب شد که علیرغم مخالفت خانواده و اطرافیان، سال سوم دبیرستان از ریاضی و فیزیک تغییر رشته داده و در رشته ادبیات ادامه تحصیل دهد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی در دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۳ به پایان رساند و امروز او از شاعران برجسته شعر کوتاه در ایران به شمار میرود.
این شاعر برجسته پدیدآورنده ۲۲ عنوان کتاب و بیش از یکصد مقاله ادبی است که بیشترین پژوهشهای او در زمینه شعر کوتاه و رباعی است و البته در تصحیح دیوان شاعران قدیم نیز آثاری پدید آورده است، برای آشنایی بیشتر با این نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی داشته ایم که در ادامه به آن اشاره می شود؛
,

,
,
,
,
,

,

,
اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟
از نوجوانی یا بهتر است بگویم از ۱۳ سالگی اشتیاق شعر گفتن در من پدید آمد؛ سال ۶۱ بود که در شهر سرچشمه درس می خواندم و شعر گفتن را از همان زمان و با اشعار سنتی، غزل و دوبیتی و رباعی آغاز کردم. آقای حمید نیک نفس که درآن زمان در مس سرچشمه فعالیت می کرد، وقتی دفتر اشعار مرا دید،بسیار تشویقم کرد و مرا انجمن ادبی رفسنجان و جلسات شعر کرمان بُرد و این کار، دغدغه جدی من شد. اولین اشعارم در سال های ۶۴ و ۶۵ در مجلات کشوری چاپ شد و این مسیر را ادامه دادم تا اینکه در سال ۷۳ اولین اولین کتاب شعرم با عنوان «تقویم برگهای خزان» به همت قیصر امینپور منتشر شد.
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟
درحال حاضر حضور ذهن ندارم که اولین شعری که سرودم چه بود، ولی بیشتر در قالب رباعی شعر میگفتم. اولین رباعی که از من بر سر زبانها افتاد رباعی بود که در مورد حضرت علی(ع) سرودم و مورد توجه بسیاری از شاعران قرار گرفته بود که مربوط به سال ۶۲ یعنی اوایل شعر گفتن من بود که آن را به خوبی در ذهن دارم:
نامش به لب اهل نیاز است علی
برخلوتیان محرم راز است علی
در مسجد کوفه چون شهیدش کردند
گفتند: مگر اهل نماز است علی؟
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟
بیشترین کمکی که در دوران نوجوانی و در آغاز کار به من شد، از سوی آقای نیک نفس بود که مشوق من در این عرصه بودند و بعدها که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم مرحوم قیصر امین پور از کسانی بود که هم شناخت مرا نسبت به شعر امروز بیشتر کرد و در جهتدهی شعر من خیلی تاثیر داشت.
,
اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟ ,
اولین جرقه ی علاقه به شعر و ادبیات چگونه و در چه زمانی به وجود آمد؟ ,
,
,
,
,
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟ ,
اولین شعری را که گفتید به یاد دارید و در چه قالبی سروده شده است؟ ,
,
,
,
,
,
,
,
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟ ,
در دوران تحصیلتان آیا کسانی بودند که روی شما تاثیر مثبت بگذارند و شما را در عرصه شعر و ادبیات تشویق کنند؟ ,
,
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟
من از دوران دبیرستان علاقه داشتم که در رشتهی ادبیات درس بخوانم، ولی سر از رشته ریاضی در آوردم. سال سوم دبیرستان، از رشته ریاضی به رشته علوم انسانی تغییر رشته دادم که با مخالفت زیادی از سوی اطرافیانم مواجه شدم.اما از آنجا که به این راه و چشم اندازی که برای خودم ترسیم کرده بودم ایمان داشتم، پافشاری کرده و در کنکور با رتبهی خوبی در دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
حضور در دانشگاه بیشتر از جنبهی پژوهشی در کار من تاثیر داشت و در کار شاعری کمک چندانی به من نکرد؛ ولی ارتباطاتی که در جلسات ادبی حاصل شد و افرادی که در این مراودات با انها آشنا شدم در شعر و شناخت من از شعر اثر گذار بودند و میتوان گفت که دانشگاه در بخش پژوهشی که از علایق من بود به من کمک کرد. بنابراین، تحصیل در دانشگاه و ارتباط با نشریات و محافل ادبی به من کمک کرد که در مسیر زندگیام ادبیات را به عنوان یکی از دغدههای اصلی در نظر بگیرم.
,
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟ ,
چرا علیرغم مخالفت خانواده، رشته ادبیات را برای تحصیل انتحاب کردید و این تحصیلات تا چه حد در پیشرفت شما در شعر و پژوهش به شما کمک کرد؟ ,
,
,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟

مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟
,
,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟ ,
آثاری که از شما چه در حوزه شعر و چه در حوزه پژوهش منتشر شده است نام ببرید؟ ,

تا امروز حدود ۹ دفتر شعر که چهارتای آن ها شعر کوتاه و پنج دفتر شعر بلند است، ۱۳ اثر پژوهشی و بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی و ادبی در مجلات کشوری از من منتشر شده است. درحوزه ی پژوهش بیشتر در خصوص رباعی و شعر کوتاه فعالیت میکنم و در حوزه شعر هم با شعرهای کوتاه بیشتر شناخته شدهام.
گزیده اشعار من با نام "تمام ناتمامیها" در سه نوبت چاپ شده و ۵۰ شعر کوتاه من به زبان کردی و برخی دیگر ازاشعارم به زبان عربی ترجمه شده است. «کتاب چهارخطی» که در سال ۹۷ منتشر شد، امسال به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی در حوزه ی نقد و پژوهش شعر معرفی شده و البته یکی دیگر از کتابهایم نیز با عنوان «جُنگ رباعی» در سال ۹۶ شایسته تقدیر شناخته شد و بعضی از کتابهای من در زمینه رباعیات خیام به عنوان مرجع این موضوع شناخته میشود.
آخرین مجموعهی شعر من با عنوان «روزهایی که جز شب» امسال منتشر شد که شامل ۴۶ شعر نیمایی است.
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟
,

,
,
,
,
,
,
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟ ,
شعرهایتان را بیشتر در چه سبکی میسرایید؟ ,
شروع کار من با قالبهای کهنی مثل غزل و رباعی بود و بیشتر اشعار شاعران غزلسرای قدیم و جدید مثل حافظ، سعدی، مولانا، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج را مطالعه میکردم. به رباعی هم از همان سالهای اول دبیرستان چه برای مطالعه و چه برای شعر گفتن علاقه داشتم و همیشه قالب شعر کوتاه را در سروده های خود حفظ کردم.
حافظ، شاعر مورد علاقه من است چرا که لفظ و معنا در شعرش به حد عُلوّ و اعتدال رسیده است. مولانا و بیدل دهلوی را به خاطر جنون کلماتشان دوست دارم. از شاعران امروز شعر نیما و پیروان او از قبیل اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد هر کدام به نحوی در اشعار من تاثیر گذار بودهاند. ولی اخوان ثالث شاید بیشتر موثر بوده است.
,
,
,
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟
کارکرد اصلی نمایشگاهها این است که آخرین دستاوردهای حوزه کتاب را در زمینه های مختلف به نمایش بگذارند و جلسات و نشستهایی که در کنار این نمایشگاهها برگزار میشود میتواند در نقد و روشنگری آثار ارائه شده در نمایشگاه موثر باشد و به نگاه مخاطبان جهت دهد.
این هدف وقتی محقق میشود که نمایشگاههای کتاب چه در سطح ملی و و چه در سطح استانی، از جامعیت لازم برخوردار باشد و همه ناشران مهم و اثر گذار را پوشش دهد. ضعفی که بیشتر در نمایشگاههای استانی مشهود است این است که برخی از ناشرانی که آثار فاخر و ارزشمندی تولید میکنند در این نمایشگاهها غایب هستند. هم چنین نشستهای نقد و بررسی کتاب چه در حاشیه نمایشگاه و چه در طول سال، به یک جریان اثرگذار و مستمر تبدیل نشده است. معرفی آثار برتری که در طول سال منتتشر میشود، به مخاطب کمک میکند که از بین آثار بیشماری که چاپ میشود، انتخاب بهتری داشته باشد.
,
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟ ,
نمایشگاههای کتاب چه کارکردی باید داشته باشند تا بتوانند جریان ادبی را بیشتر نشر و گسترش بدهند؟ ,
,
,
,
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟
,
,
,
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟,
برای تقویت حوزه ادبیات و شناخت بیش از پیش شاعران چه کارهایی باید انجام شود؟,

,

,
مسئولان فرهنگی باید آثاری را که ارزش ادبی بالایی دارند، به مردم معرفی کنند و متاسفانه ما در معرفی ادبیات کرمان به خارج از استان خیلی موفق نبودهایم. داستان کرمان توانسته است به واسطه افرادی همچون هوشنگ مرادی کرمانی، بلقیس سلیمانی، محمد شریفی، رضا زنگی آبادی، مهدی بهرامی و منصور علیمرادی خودش را در کشور مطرح کند. ولی در بحث شعر در دو دهه گذشته، با همه بضاعتی که شعر کرمان داشته است در جامعه ادبی کشور توفیق چندانی نداشته و شناخت کمتری نسبت به شاعران کرمانی وجود دارد. این نقص را باید با چاپ آثار ارزشمند، گزیدههای شعر و برگزاری نشستهای ادبی برطرف کرد.
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟
,
,
,
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟ ,
مهم ترین معضل ما در حوزه ادبیات چیست؟ ,
ادبیات یک سلوک فردی است و گام اصلی را برای اعتلای ادبیات باید خود شاعر و نویسنده بردارد. ولی یکی از معضلات ادبیات امروز ما این است که امکان نشر آثار چه در فضای مجازی و چه به صورت مکتوب بیش از حد آسان شده است و بسیاری از آثار بدون ارزیابی اهل فن و بدون نظارت فنی بر کیفیت ادبی آثار منتشر میشود. این امر، باعث شده که عیار ادبی آثار پایین بیاید و آثار بدون کیفیت منتشر شود.
در گذشته این طور نبود که هر کسی بتواند به این راحتی آثار خود را چاپ کند و باید به تایید اساتید و محافل ادبی می رسید، ولی امروز یک نوجوان ۱۴ ساله هم به راحتی میتواند کتاب خود را با هزینه شخصی چاپ کند و مجوزهای چاپ فقط ناظر به محتوای آثار است که مغایر با ضوابط نشر نباشد و هیچ ارزیابی ادبی روی آثار صورت نمیگیرد. ناشران هم متاسفانه پول از نویسنده و شاعر میگیرند و آثارشان را چاپ میکنند؛ بدون اینکه بررسی کارشناسانه کنند که آیا این آثار ارزش و عیار ادبی دارند یا خیر.
این آثار فاقد کیفیت، وجهه شعر کرمان را خراب میکند و برداشت نادرستی از ظرفیت شعر کرمان را به دنبال دارد و باعث میشود دیگران فکر کنند سطح شعر کرمان این قدر پایین است. ضمن اینکه الگوی نامناسبی هم برای نوآمدگان عرصه شعر است و باعث آسان پسندی آنها هم میشود. باید برای این مسئله فکری کرد و سختگیری بیشتری در انتشار آثار شود. البته ناشران استانی هم نباید به خاطر پول، به چاپ هر اثری تن بدهند. چرا که این مسئله چهره مخدوشی از شعر استان کرمان در جامعه ادبی کشور ترسیم میکند.
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
,
,
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه