وقتی باز هم همه بهت زده می شوند؛
وقتی شایعات نفرت عمومی را جهت دار هدایت می کنند/ رسانه هایی با یک بام و دو هوا
جریانهای سیاسی معاند یا دگراندیش نظام همواره برای یارگیری از طیف خاکستری، نیاز دارند که با چنین پروژه هایی خود را مظلوم و حامی مردم نشان دهند تا بتوانند در انتخابات های آتی با فشار آوردن به نهاد های حاکمیتی از طریق رسانه های زنجیره ای داخلی و خارجی زمینه ی ورود خود را به حاکمیت فراهم کنند و از آن پس با دو قطبی کردن جامعه زمینه رای آوری خود را در انتخابات فراهم سازند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از ائل پرس، بازهم ماجرایی کلید می خورد تا شکاف های اجتماعی عمیق تر شوند و جامعه دوقطبی. مهم نیست ماجرا چگونه حادث شود، روزی قتل های زنجیره ای از آن پس قانون مطبوعات، سعید امامی و کوی دانشگاه، روز دیگر تقلب و اردو کشی خیابانی و هتک حرمت عاشورا از آن پس اسید پاشی و ... حال نمی توان حدس زد پروژه روز دیگر و سال دیگر چیست؟!
, شبکه اطلاع رسانی دانا, ائل پرس,با اینکه بارها این پروژه ها اجرا شده اند، اما زمانی که حادث می شوند همگان بهت می کنندکه جریان جدیدی براه افتاده است. شایعات می پیچند و عده ای با باز نشر شایعات و دامن زدن به آن آتش اختلاف و تفرقه را شعله ورتر می کنند. حوادث پشت سرهم اتفاق می افتد یکی اسید می پاشد و دیگری خبر می سازد، آن دیگری در شبکه های اجتماعی فراخوان می دهد و این سیر ادامه می یابد. جریان در نظر اولیه آنچنان پیچیده بنظر نمی رسد، جنایتی اتفاق افتاده و احساسات همگان جریحه دار و در این میان جریانی بدنبال هدایت احساسات به سمت دوقطبی کردن جامعه و ایجاد نفرت میان طیف های ملت از یک دیگر. حادثه به طیفی منتسب می شود که دغدغه دین دارد و جنایت مصداق واجبی می شود که بزرگان دین خون خود را به پای آن ریخته اند.
,چه هوشمندانه و چه احمقانه؛ اسید پاشی برای امر به معروف، آن هم دقیقا در زمانی که طرحی برای حمایت از آمرین به معروف در برابر آنچه در این سالها ظلم بر آمرین به معروف رفته است، در حال تصویب است. رسانه های فارسی زبان ماهواره ای نیز آتش تنور احساسات ضد دین را پربارتر می کنند و تمامی سعی خود را بکار می برند تا به هر نحوی جنایت اسید پاشی را به جریان مومن منتسب کنند و از آن پس طرح حمایت از آمرین به معروف را زیر سوال برند.
,با نگاهی عمیق تر هماهنگی این جریانات را می توان به سادگی دریافت، پیش از این اخباری مبنی بر تشکیل گروهی رسانه ای از فعالین فتنه منتشر شده بود. کار ویژه اصلی این گروه بررسی و شناسایی سوژه های به اصلاح حقوق بشری در داخل و انتقال آن به خارج از کشور جهت پرداخت و بزرگنمایی در رسانه های خارجی بود که در ادامه موج رسانه ای رسانه های زنجیره ای داخلی نیز به موج می پیوستند و موجی از اتهامات را علیه نظام و قشر ارزشی پیگیری می کردند. نمونه ای از این موج رسانه ای در جریان حکم اعدام ریحانه جباری به چشم می خورد، اما جریان اسید پاشی موجی است که این روزها تمامی رسانه ها را در هم می نوردد و سعی می کنند اذهان و افکار عمومی را در جهتی خود می خواهد هدایت کند.
,جریانهای سیاسی معاند یا دگراندیش نظام همواره برای یارگیری از طیف خاکستری، نیاز دارند که با چنین پروژه هایی خود را مظلوم و حامی مردم نشان دهند تا بتوانند در انتخابات های آتی با فشار آوردن به نهاد های حاکمیتی از طریق رسانه های زنجیره ای داخلی و خارجی زمینه ی ورود خود را به حاکمیت فراهم کنند و از آن پس با دو قطبی کردن جامعه زمینه رای آوری خود را در انتخابات فراهم سازند.
,دوقطبی شدن جامعه و بوجود آمدن نفرت واهی در بین طیف هایی از ملت که همواره بر اساس حادث شدن جنایتی منفور و منتسب کردن آن به طیفی از جامعه صورت پذیرفته است، اینبار به گونه ای دیگر رخ نشان می دهد و آنچه در این میان مهم است خویشتن داری و صبر ملی است که تا روشن شدن ابعاد ماجرا و برخورد قاطعانه مسئولین امر با جنایت کار و افراد پشت پرده جریانات باید حفظ شود. همگان جنایت شنیع اسید پاشی را در طول این سالها محکوم کرده اند و نظام نیز مجازاتهای سنگینی برای این جرم به اجرا درآورده است، اما در این میان چه می شود که این نوع از جنایت این بار رنگ وبوی سیاسی به خود می گیرد و با پخش سازماندهی شده شایعات جهت دهی می شود برای اهل دقت و تحلیل نکات مهمی به همراه دارد.
,رسانه ها همواره در مقابله و یا نشر این چنین ماجراهایی نقشی اساسی داشته اند و اینکه برخی رسانه های داخلی در مسیری همگام با رسانه های معاند احساسات عمومی را نسبت به طیف ارزشی بدبین کردند، محلی از تامل است و همه اینها در حالی است که سالها قبل همین رسانه ها تلاش های فراوانی را برای مورد عفو قرار گرفتن عامل جنایت اسید پاشی بودند که جنایتی از همین جنس را برای دختر دیگر مرتکب شده بود، حال اینکه این نوع برخورد این رسانه ها چگون تفسیر می شود و چگونه باید با این رفتار دوگانه برخورد کرد جای خود دارد، اما تنها می توان گفت که همواره نان عده ای در راستای اختلاف افکنی، حمله به طیف ارزشی و مدعی موهوم حقوق بشر بودن تعریف می شود ولا غیر.
,نکته آخری که می توان بدان اشاره داشت عملکرد دیرهنگام و منفعلانه رسانه ملی، سایر رسانه های روشنگر و خواص دلسوز جامعه که باز هم دیر هنگام به روشن گری در این زمینه پرداختند. عملکرد منفعلانه در فضای رسانه ای یعنی اینکه ما همواره یک قدم از هجمه رسانه ای عقب هستیم و تنها باید پاسخگوی حمله های رسانه ای و افکار عمومی طرف مقابل باشیم. فضای سیاسی آینده و برخی حرکات سیاسیون دگراندیش نشان می دهد پروژه های دیگری نیز در آینده دو ساله تا انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری اجرا خواهد شد تا از هر فرصتی برای عمیق تر شدن فضای سیاسی و اجتماعی در جهت جذب آرای خاکستری نسبت خود و تکرار تجربه مجلس ششم استفاده کنند، پس باید هشیار بود تا دچار عملکرد منفعلانه و دیرهنگام در برابر هجمه رسانه ای و افکار عمومی طیف دگر اندیش نشد.
,,
انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه