در گفتگو با خانواده شهید قانع کرم ویسه؛
شهدا سرو قامتانی هستند که هیچ کس قادر به خم کردن نام و آوازه آنان نخواهد بود
قامت بلند درختان سبز پوش و استواری کوه های همیشه پا بر جای دیرمله خبر از بزرگ مردی می داد که با نام نیک و یادی گرامی شجاعانه جان داد اما خاک نداد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کردتودی، جاده های پر پیچ و خم استان کردستان را به مقصد روستای دیرمله منزل پدری شهید قانع کرم ویسه پشت سر گذاشتیم منزلی که چشمان آن شهید بزرگوار در آن به جهان گشوده شد و کودکی خود را در آن گذراند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کردتودی، ,قامت بلند درختان سبز پوش و استواری کوه های همیشه پا بر جای دیرمله خبر از بزرگ مردی میداد که با نام نیک و یادی گرامی شجاعانه جان داد اما خاک نداد.

بغض در گلو شکسته و اشک حلقه زده در چشمانش پدر شهید از یاد نرفت واقعه تلخ شهادت شیر مرد رشیدش را بازگو می کرد شهادتی که به دست شقی ترین انسانها رقم خورده بود.
شهید قانع کرم ویسه یکی از 11 تن شهید روستای مرزی دری مریوان بود که در درگیری با ضد انقلاب به درجه رفیع شهادت نائل گشت .
پدر این شهید والامقام اظهار داشت:هرگز درد از دست دادن فرزندم را که بی گناه به شهادت رسید را فراموش نخواهم کرد.
وی گفت: من فرزندم را برای سربلندی و سر افرازی این نظام تقدیم کردم فرزندی که با تمام وجود تلاش کردم تا به بار نشستن او را نظاره گر باشم.
پدر این شهید بزرگوار ما را به شنیدن خاطرات کودکی این شهید بزرگوار دعوت کرد او میگفت فرزندش که پسر بزرگ او نیز بود را با رنج و مشقت زیادی بزرگ کرده بود تا در پیری عصای دست او باشد.
مرور خاطرات گاه بغض پدر را به عنوان راوی زندگی فرزنده از دست داده اش می فشرد اما با صدای لرزان به بیان خاطراتی از پسر شهیدش پرداخت ومادر نیز بغض همسرش را با گریه همراهی می کرد.آلبوم ها و وسایل شخصی شهید به همراه وصیت نامه اش تنها یادگار عریر از دست رفته بود شهیدی که با داشتن اخلاق نیکو همه را مجذوب خود کرده بود و حال با نبودش همه بعد از چند سال هنوز داغداربودند.

در ادامه گفتگو مادر شهید قانع دستی به عکس قاب گرفته می کشد و می گوید پسرم قانع بسیار مرد بود و درباره اخلاق او در خانواده افزود: شهید قانع بسیار مهربان بود و بسیار احترام من وپدرش را می گرفت و همیشه بر دستان پدرش بوسه میزد و میگفت این کار آرامش بسیاری را بیاریم میآورد.
مادر شهید قانع عکس های به یادگار مانده پسرش را در فضای خانه جوری چیده بود که انگار میخواست به هر سو که مینگرد به یاد عزیز از دست رفته اش باشد، باشد که هرگز او را فراموش نکند.
مادر شهید می گوید؛ شهید قانع روز های کودکیش را تا پنجم ابتدایی در همین روستا گذراند و بعد از آن برای ادامه تحصیل به شهر سنندج عزیمت کرد تا با ادامه تحصیلش بتواند به آب و خاکش خدمت کرده باشد.
وی میگوید: شهید قانع آرزوی خدمت در نظام جمهوری اسلامی را داشت و تمام تلاش خود را به کار گرفت تا بتواند وارد این عرصه شود و همیشه میگفت مادر جان میخواهم به این طریق به مردم کشورم خدمت کرده باشم.
مادر این شهید بزرگوار میگوید:لبخند همیشه بر لبان پسرم نقش داشت و یکی از اخلاقای نیکوی شهید این بود که همیشه پایین تر از همه می نشست و همیشه به همه نیکی میکرد.
مادر داغدیده شهید قانع در حالی که چشمان اشک آلودش را با گوشه چادر گل گلیش پاک کرد و در ادامه گفت: دشمن باید بداند اگر خون قانع من و سایر همرزمانش توسط ضد انقلاب به زمین ریخته شد میلیونها قانع دیگر برای مقابله با آنان سر از خاک بیرون زده و محکم ایستادهاند و اجازه هیچگونه دستدرازی را به دشمنان را نمیدهند.
در ادامه ژاله خواهر شهید از خواهرانه های خود در فراغ برادرشهیدش برایمان گفت که هرکز یاد و خاطره برادر شهیدم را فراموش نخواهم کرد چرا که برادرم از لحاظ اخلاق و گفتار و کردار برای همه الگو بود و همیشه از ما می خواست که برای رضای خدا و بدون هیچ چشم داشتی به همه نیکی کنیم.

وی میگوید برادر من همیشه آرزوی شهادت داشت و من خوشحالم از اینکه برادر عزیزم به آرزویش رسید.
پدران و مادران دلسوخته در این دیار کم نیستند که در داغ فرزند جوانشان تا ابد آرام نمیگیرند و دل سوختهشان مرهمی نمیپذیرد مگر با دیدن امنیتی که حاصل خون پاک فرزندان آنها است.
شهادت هنر مردان خداست و بندگان مخلص و الهی، همیشه و در همه حال در آرزوی شهادت هستند و خوشا به حال کسانی که در راه جهاد و مقابله با شیاطین، عاشقانه به دیدار معبود خود شتافتند.
حادثه تروریستی 30 تیرماه سال 1397مریوان هرگز از ذهن مردم کردستان پاک نمیشود؛ حادثهای وحشیانه، جنایتآمیز و غیرانسانی که در آن 11 نفر از فرزندان این سرزمین به دست گروهکهای معاند نظام جمهوری اسلامی به درجه والای شهادت نائل آمدند.
حمله در شب، کار شیران قوی نیست و رسم ناجوانمردانه خفاشان است؛ خفاشان ضعیف که چون نمیتوانند بر ریسمان اتحاد و همبستگی کُردهای ایرانزمین خدشهای وارد کرده و آن را پاره کنند دستهای کثیفشان را به خون پروانههای معصوم آغشته میکنند.
انتهای پیام/
قامت بلند درختان سبز پوش و استواری کوه های همیشه پا بر جای دیرمله خبر از بزرگ مردی میداد که با نام نیک و یادی گرامی شجاعانه جان داد اما خاک نداد.
,

, بغض در گلو شکسته و اشک حلقه زده در چشمانش پدر شهید از یاد نرفت واقعه تلخ شهادت شیر مرد رشیدش را بازگو می کرد شهادتی که به دست شقی ترین انسانها رقم خورده بود.
,شهید قانع کرم ویسه یکی از 11 تن شهید روستای مرزی دری مریوان بود که در درگیری با ضد انقلاب به درجه رفیع شهادت نائل گشت .
,پدر این شهید والامقام اظهار داشت:هرگز درد از دست دادن فرزندم را که بی گناه به شهادت رسید را فراموش نخواهم کرد.
,وی گفت: من فرزندم را برای سربلندی و سر افرازی این نظام تقدیم کردم فرزندی که با تمام وجود تلاش کردم تا به بار نشستن او را نظاره گر باشم.
,پدر این شهید بزرگوار ما را به شنیدن خاطرات کودکی این شهید بزرگوار دعوت کرد او میگفت فرزندش که پسر بزرگ او نیز بود را با رنج و مشقت زیادی بزرگ کرده بود تا در پیری عصای دست او باشد.
,مرور خاطرات گاه بغض پدر را به عنوان راوی زندگی فرزنده از دست داده اش می فشرد اما با صدای لرزان به بیان خاطراتی از پسر شهیدش پرداخت ومادر نیز بغض همسرش را با گریه همراهی می کرد.آلبوم ها و وسایل شخصی شهید به همراه وصیت نامه اش تنها یادگار عریر از دست رفته بود شهیدی که با داشتن اخلاق نیکو همه را مجذوب خود کرده بود و حال با نبودش همه بعد از چند سال هنوز داغداربودند.
,

, در ادامه گفتگو مادر شهید قانع دستی به عکس قاب گرفته می کشد و می گوید پسرم قانع بسیار مرد بود و درباره اخلاق او در خانواده افزود: شهید قانع بسیار مهربان بود و بسیار احترام من وپدرش را می گرفت و همیشه بر دستان پدرش بوسه میزد و میگفت این کار آرامش بسیاری را بیاریم میآورد.
,مادر شهید قانع عکس های به یادگار مانده پسرش را در فضای خانه جوری چیده بود که انگار میخواست به هر سو که مینگرد به یاد عزیز از دست رفته اش باشد، باشد که هرگز او را فراموش نکند.
,مادر شهید می گوید؛ شهید قانع روز های کودکیش را تا پنجم ابتدایی در همین روستا گذراند و بعد از آن برای ادامه تحصیل به شهر سنندج عزیمت کرد تا با ادامه تحصیلش بتواند به آب و خاکش خدمت کرده باشد.
,وی میگوید: شهید قانع آرزوی خدمت در نظام جمهوری اسلامی را داشت و تمام تلاش خود را به کار گرفت تا بتواند وارد این عرصه شود و همیشه میگفت مادر جان میخواهم به این طریق به مردم کشورم خدمت کرده باشم.
,مادر این شهید بزرگوار میگوید:لبخند همیشه بر لبان پسرم نقش داشت و یکی از اخلاقای نیکوی شهید این بود که همیشه پایین تر از همه می نشست و همیشه به همه نیکی میکرد.
,مادر داغدیده شهید قانع در حالی که چشمان اشک آلودش را با گوشه چادر گل گلیش پاک کرد و در ادامه گفت: دشمن باید بداند اگر خون قانع من و سایر همرزمانش توسط ضد انقلاب به زمین ریخته شد میلیونها قانع دیگر برای مقابله با آنان سر از خاک بیرون زده و محکم ایستادهاند و اجازه هیچگونه دستدرازی را به دشمنان را نمیدهند.
,در ادامه ژاله خواهر شهید از خواهرانه های خود در فراغ برادرشهیدش برایمان گفت که هرکز یاد و خاطره برادر شهیدم را فراموش نخواهم کرد چرا که برادرم از لحاظ اخلاق و گفتار و کردار برای همه الگو بود و همیشه از ما می خواست که برای رضای خدا و بدون هیچ چشم داشتی به همه نیکی کنیم.
,

, وی میگوید برادر من همیشه آرزوی شهادت داشت و من خوشحالم از اینکه برادر عزیزم به آرزویش رسید.
,پدران و مادران دلسوخته در این دیار کم نیستند که در داغ فرزند جوانشان تا ابد آرام نمیگیرند و دل سوختهشان مرهمی نمیپذیرد مگر با دیدن امنیتی که حاصل خون پاک فرزندان آنها است.
,شهادت هنر مردان خداست و بندگان مخلص و الهی، همیشه و در همه حال در آرزوی شهادت هستند و خوشا به حال کسانی که در راه جهاد و مقابله با شیاطین، عاشقانه به دیدار معبود خود شتافتند.
,حادثه تروریستی 30 تیرماه سال 1397مریوان هرگز از ذهن مردم کردستان پاک نمیشود؛ حادثهای وحشیانه، جنایتآمیز و غیرانسانی که در آن 11 نفر از فرزندان این سرزمین به دست گروهکهای معاند نظام جمهوری اسلامی به درجه والای شهادت نائل آمدند.
,حمله در شب، کار شیران قوی نیست و رسم ناجوانمردانه خفاشان است؛ خفاشان ضعیف که چون نمیتوانند بر ریسمان اتحاد و همبستگی کُردهای ایرانزمین خدشهای وارد کرده و آن را پاره کنند دستهای کثیفشان را به خون پروانههای معصوم آغشته میکنند.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه