مدرس حوزه علمیه قم در گفت و گوی تفصیلی مطرح کرد؛
مطمئن باشیم نمی توان در کف خیابان به شعور حسینی دست یافت/ به عزاداری اباعبدالله الحسین به دید ختم نگاه نکنیم!
باید بدانیم که شعور و معرفت در کف خیابان ها حاصل نمی شود بلکه موقعیت مخصوص کسب معرفت پای منبر، جلسات گفتگو و حلقه های معرفت و ... است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از آناج، در ایام ماه محرم سال 93 و در آستانه فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی گفت و گویی تفصیلی با حجت الاسلام والمسلمین عینلو ترتیب دادیم.
وی یکی از مدرسین حوزه علمیه قم و یکی از اساتید سابق دانشگاه تبریز می باشد و زنجانی الاصل. حاج آقا عینلو برای حضور در یکی از هیئات مذهبی تبریز و برای سخرانی در این شهر حضور پیدا کرده و به واسطه حضور وی در تبریز از وی خواستیم تا پاسخگوی سوالات ما باشد.
در ادامه مشروح گفت و گوی صمیمی ما با وی تقدیم مخاطبان قرار می گیرد.
اهداف قیام اماممان را بدانیم تا بیشتر از ماه محرم بهره مند شویم
بهره بردن از ماه محرم وقتی میسر می شود که بتوانیم از آموزه هایی که در این ماه خود را نشان می دهد، درست استفاده کنیم اگر ما اهداف قیام و مکتب امام حسین(ع) را بفهمیم و آگاهی خود را در مراسمهای حسینی بالا ببریم.
,
,
,
, در ادامه مشروح گفت و گوی صمیمی ما با وی تقدیم مخاطبان قرار می گیرد.,
,
, اهداف قیام اماممان را بدانیم تا بیشتر از ماه محرم بهره مند شویم, اهداف قیام اماممان را بدانیم تا بیشتر از ماه محرم بهره مند شویم,
,
,
, ,
,
, ,
هرچه معرفت انسان نسبت به آموزه های دینی ماه محرم و وقایع آن بیشتر شود، بهره مندی اش نیز بیشتر می شود. هرکس در مورد زندگی اهل بیت علیهم السلام مطالعه و تحقیق کند آگاهی و بصیرتش به قدری بیشتر می شود که می تواند از لحظه به لحظه عمرش به نحو احسن استفاده کند. پس بهتر است در حسینیه ها، تکیه ها و خیمه ها و ... حضور پیدا کنیم چرا که این مجالس زمینه ای برای بهره وری ما از دریای اصلی معارف اسلامی می شود.
وارد ماه محرم که شدیم باید احرام ببندیم تا مَحرمِ مُحرّم شویم
در هرمکان و زمانی و در هر حزب و گروهی برخی علایم و نشانه ها وجود دارد؛ مثلا حجاج وقتی به بیت الله الحرام مشرف می شوند همه لباس سفید می پوشند و از این طریق احرام بستن خود را نشان می دهند، همه به دور کعبه طواف می کنند و همه یک ذکر را به صورت یک دست بیان می کنند. این ها همه نشانه هایی است که مُحرِم بودن ما را نشان می دهند.
لباس سیاه نیز نشانه ی احرام بستن عاشقان امام حسین(ع) است و همه باهم لباس سیاه به تن می کنند و نشان می دهند ما عاشق امام حسین(ع) هستیم و در این ماه بدین منظور احرام بسته ایم.
سیاه علامت عزا و دل بریدن از زرق و برق و تجملات است. همان طور که در روایات نیز آمده است پیامبر(ص) در عزای عزیزانشان( مثل حضرت حمزه و حضرت خدیجه و ...) لباس سیاه به تن می کردند و یا حضرت زهرا(س) در سوگ پدر و دیگر عزیزان و نزدیکانش لباس سیاه می پوشید. درواقعه ی کربلا نیز اسرا پس از اینکه فرصتی برای عزاداری پیدا کردند برای خود پارچه و لباس سیاه به نشانه ی عزا فراهم کردند.
لباس سیاه در عبادت کراهت دارد ولی در مورد برخی موقعیت ها استثنائاتی وجود دارد که از آن جمله چادر سیاهی است که خانم ها بر سر می کنند. در مورد عزای امام حسین(ع) نیز نه تنها سیاه پوشیدن کراهت ندارد بلکه مستحب نیز هست. لباس مشکی ما در عزای امام حسین(ع) نشان احرام ماست.
به عزاداری اباعبدالله الحسین به دید ختم نگاه نکنیم!
امروز عزاداری برای اباعبدالله(ع) در اقصی نقاط جهان برپا می شود و نباید آن را منحصر به مناطق شیعه نشین بدانیم بلکه هیچ نقطه ای از جهان وجود ندارد که در آن برای امام حسین(ع) عزاداری نکنند. لذا مهم است که بدانیم چطور باید عزاداری کنیم.
ما نباید به عزاداری امام حسین(ع) با دید ختم نگاه کنیم و چنین نپنداریم که داریم برای امام(ع) مراسم ختم برپا می کنیم چرا که این نگاه نوعی توهین است زیرا هدف ما از این کارها فقط گریه نیست. اگر گریه می کنیم این گریه باید هدفمند باشد. مهم این است که اهداف قیام و مکتب امام حسین(ع) زنده بماند.
امام صادق(ع) می فرماید خدا رحمت کند کسی را که امر ما را احیاء کند... یعنی در این مجالس باید در راه احیای اخلاق، تفسیر، قرآن، سیره ی اهل بیت علیهم السلام و ... تلاش کنیم. اگر عزاداری های ما این ویژگی ها را داشته باشد مورد عنایت و مقبول خداوند و ائمه ی معصومین علیهم السلام نیز خواهد بود.
مراسم های ما علاوه بر شور باید همراه با شعور نیز باشد و معرفت ما را افزایش بدهد.
شعور و معرفت حسینی در کف خیابان ها حاصل نمی شود
معتقدم اگر شعوری حسینی در بین هیئتی ها وجود نداشت نمی توانستند چنین شوری را بر پا کنند. درواقع اگر کسی معرفت و شعور نداشته باشد نمی تواند شور ایجاد کند. لذا من معتقدم شعور وجود دارد اما نمی توانیم بگوییم به آن درجه از شعوری که لازم است، رسیده ایم.
,
, وارد ماه محرم که شدیم باید احرام ببندیم تا مَحرمِ مُحرّم شویم, وارد ماه محرم که شدیم باید احرام ببندیم تا مَحرمِ مُحرّم شویم,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, به عزاداری اباعبدالله الحسین به دید ختم نگاه نکنیم!, به عزاداری اباعبدالله الحسین به دید ختم نگاه نکنیم!,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, شعور و معرفت حسینی در کف خیابان ها حاصل نمی شود, شعور و معرفت حسینی در کف خیابان ها حاصل نمی شود,
,
,
, ,
,
, ,
باید بدانیم که شعور و معرفت در کف خیابان ها حاصل نمی شود بلکه موقعیت مخصوص کسب معرفت پای منبر، جلسات گفتگو و حلقه های معرفت و ... است وگرنه فلسفه ی حجاب و فلسفه ی قیام امام(ع) و ... در دسته های شاخسی(شاه حسین گویان) واخسی(وای حسین گویان) گفته نمی شود. وقتی عده ای تا 2 نصف شب در خیابان ها طبل و زنجیر می زنند و با ایجاد سرو صدا مزاحم خلق خدا نیز می شوند، معرفت به دست نخواهند آورد. برای کسب معرفت باید به جلسات برویم و پای منبرها بنشینیم.
با عزاداری های خیابانی مخالف نیستیم
البته دسته و مراسم های نوحه و عزاداری خیابانی نیز لازم است و منافاتی با کسب معرفت ندارد بلکه منظور من این است که معرفت و شعور باید مقدمه برگزاری دسته های عزاداری باشد.
جوانی که ادعا می کند من هیئتی هستم، آیا به آن درجه از معرفت رسیده است که بتواند به شبهه های وهابیون در مورد عاشورا و امام حسین(ع) پاسخ بدهد؟ آیا به حدی شعور دارد که وقتی می گویند یا حسین گفتن نشان از شرک شماست، منطق رو کند و جواب بدهد؟ آیا به حدی رسیده است که بگوید چرا به تربت امام حسین(ع) سجده می کند؟ آیا به چنان معرفتی رسیده است که به این شبهه پاسخ بدهد که چرا در عزای پیامبرانی که به شهادت رسیدند اینگونه سر و صدا و عزداری راه نمی اندازید؟ مگر امام حسین(ع) بالاتر از پیامبران است؟ پس چرا های و هوی عزاداری پیامبران کمتر است؟ یک جوان هیئتی باید به این پرسش ها و شبهات جواب بدهد و برای پاسخ به این ها لازم است که پای منبر بنشیند. وقتی می گویند گریه بر امام حسین(ع) ولو یک قطره، موجب بخشیده شدن گناهان می شود؛ منظور گریه ای است که همراه با معرفت باشد نه هر گریه ای.
سه یار استثنایی سیدالشهدا (ع) در کربلا
از بین یاران امام حسین(ع) در کربلا، سه فرد استثنایی وجود دارد؛ یکی عبدالله بن وهب است تا لحظه ای قبل از ملاقات با امام(ع) مسیحی بود اما وقتی با امام(ع) ملاقات کرد عوض شد تا حدی که در رکابش به شهادت رسید.
دیگری ظهربن قین است که تا قبل از دیدار با امام(ع) اندیشه های عثمانی داشت و اتفاقا در مسیر بازگشت از مکه به عراق با امام حسین(ع) هم مسیر شده بود و به کاروانش دستور می داد موقعی که امام(ع) حرکت می کند استراحت کنند و سعی می کرد از امام دور باشد. ولی وقتی با امام دیدار کرد دگرگون شد و به جایی رسید که در حمایت امام(ع) به ایشان گفت اگر هفتاد بار کشته شوم و بدنم را بسوزانند و خاکسترم را بر باد دهند و بار دیگر زنده شومف به خدا سوگند که دست از یاری شما برنخواهم داشت.
سومین فرد حُر بن یزید ریاحی فرمانده لشگر عبیدالله بن زیاد بود که همراه با لشکریانش راه بر امام بست. ولی پس از ملاقات با امام(ع) او هم عوض شد و در رکاب امام(ع) به شهادت رسید.
بنابراین باید یکی از ویژگی های مجالسی که برای امام حسین(ع) برپا می شود به گونه ای باشد که جوانان ما را دگرگون کند که اگر چنین نکند باید بدانیم که جایی از کار ما حتما اشکال دارد.
,
, با عزاداری های خیابانی مخالف نیستیم, با عزاداری های خیابانی مخالف نیستیم,
,
,
,
,
,
, سه یار استثنایی سیدالشهدا (ع) در کربلا, سه یار استثنایی سیدالشهدا (ع) در کربلا,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
*چرا امام(ع) به میدان رفت درحالی که می دانست کشته می شود مخصوصا اینکه یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ایمن بودن جان از خطر است؟
امر به معروف امام حسین (ع) جهاد فی سبیل الله بود
هرچند اگر امربه معروف موجب به خطر افتادن جان فرد شود، واجب نمی شود اما باید بدانیم که معروفات و منکرات درجه های مختلفی دارند. از طرفی امربه معروف امام حسین(ع) جهاد فی سبیل الله بود و در جهاد فی سبیل الله حفظ جان شرط نیست.
وقتی واجبی ترک می شود باید امر به معروف کنیم و اگر منکری انجام بگیرد باید نهی از منکر بکنیم اما واجبات و منکرات از درجه ی اهمیت یکسانی برخوردار نیستند.
گاه درجه واجب در حد پایینی قرار دارد و اگر در این امر جانمان در خطر باشد دیگر امر به معروف بر ما واجب نیست اما گاه واجب به قدری مهم است که ترک آن ریشه و اساس دین را به خطر می اندازد. امر به معروف و نهی از منکر امام حسین(ع) در واقعه ی کربلا نیز در زمینه واجبی بود که اساس قرآن و اسلام را به خطر می انداخت. همان طور که امام(ع) فرمودند اگر چون یزیدی حاکم شود، فاتحه ی اسلام خوانده می شود.
توجه داشته باشید که امام(ع) نفرمودند اگر یزید حاکم شود بلکه فرمودند اگر یزید و مثل یزید حاکم شود فاتحه ی اسلام خوانده است و فرمودند چون منی هرگز با چون یزیدی بیعت نمی کند. این بیان امام(ع) نشان می دهد که این قانون در همه ی روزگاران حاکم است و اگر دیدیم اساس دین بر خطر افتاده است و پای واجب خیلی مهمی در میان است باید جان را هم در این راه فدا کرد تا دین زنده بماند. لذا امام(ع) خود نیز جان و مال و فرزندان و همه ی خانواده اش را در این راه فدا کرد تا اسلام زنده بماند.
*چرا امام حسین(ع) یمن را که سابقه ای شیعی داشت برای قیام انتخاب نکرد و به سوی کوفه و در میان این مردم رفت که تاریخ بی وفائی اش را ثابت کرده بود؟ در حالی که امکان موفقیت قیام در یمن بیشتر بود؟
البته امام حسین(ع) قصد سیر و سیاحت نداشت که بگوید به کوفه نمی روم و به یمن می روم. بلکه حرکتشان بسیار حساب شده بود. هرچند کوفه در زمان امام حسن(ع) و ... تحت تاثیر جو حاکم جفاهایی را رواداشت اما شیعیان ارزشمند زیادی نیز داشت.
امام(ع) پس از اینکه فرمود چون منی هرگز دست بیعت به چون یزیدی نمی دهد، مدینه را به قصد مکه جهت مخالفت با یزید ترک کرد و هنگامی که خبر ورود امام(ع) به مکه به گوش مردم عراق رسید 18 هزار نفر به ایشان نامه ی دعوت نوشتند. زیرا مردم کوفه سال ها زیر ستم معاویه و یزید و عمالشان بودند انتظار داشتند در یک شهر و دیار آرام و تحت رهبری شایسته قرار بگیرند.
علاوه بر این اگر امام(ع) 18 هزار نامه دعوت را وا می نهاد و با این دلیل که کوفه و کوفی سابقه ی بدی در تاریخ دارد، دعوتشان را نمی پذیرفت، تاریخ و حتی خود ما امام(ع) را محکوم می کردیم که چرا کوفه از امام دعوت کرد ولی ایشان نپذیرفت. مردم کوفه اما(ع) را دعوت کردند و حتی با ایشان بیعت هم کردند اما مردم یمن که ایشان را دعوت نکرده بودند.
18 هزار نامه حجت را بر امام جهت رفتن به کوفه تمام کرده بود اما امام(ع) به این اکتفا نکرد و پسر عموی خود حضرت مسلم بن عقیل را برای اطمینان به کوفه فرستاد و پس از تایید مسلم به سمت کوفه راه افتاد.
هرچند امام(ع) علم امامت و علم لدنی داشت اما باید به شیوه ی عادی با مردم برخورد می کرد. لذا اگر به کوفه نمی رفت امروز خود ما امام حسین(ع) را محکوم می کردیم.
*حاج آقا چکار کنیم تا سبک زندگی حسینی در تمام متون زندگی ما تجلی یابد؟
اعمال ما در ماه محرم وقتی ارزش دارد که آن را به صورت مستمر ادامه بدهیم. ما باید به گونه ای عمل کنیم که از این یک ماه توشه ی سالانه برگیریم و در تمام سال از آن استفاده کنیم.
,
, امر به معروف امام حسین (ع) جهاد فی سبیل الله بود, امر به معروف امام حسین (ع) جهاد فی سبیل الله بود,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, *چرا امام حسین(ع) یمن را که سابقه ای شیعی داشت برای قیام انتخاب نکرد و به سوی کوفه و در میان این مردم رفت که تاریخ بی وفائی اش را ثابت کرده بود؟ در حالی که امکان موفقیت قیام در یمن بیشتر بود؟, *چرا امام حسین(ع) یمن را که سابقه ای شیعی داشت برای قیام انتخاب نکرد و به سوی کوفه و در میان این مردم رفت که تاریخ بی وفائی اش را ثابت کرده بود؟ در حالی که امکان موفقیت قیام در یمن بیشتر بود؟,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, *حاج آقا چکار کنیم تا سبک زندگی حسینی در تمام متون زندگی ما تجلی یابد؟,
,
,
,
, ,
,
, ,
در کربلا و در واقعه ی عاشورا الگویی ناب از سیره ی زندگی برای مردم ساخته شده است. به طوری که در رابطه پدر با فرزند، فرزند با پدی، مادر با فرزند، خواهر با برادر، برادر با برادر، روابط اجتماعی، حجاب، رشادت، ازخود گذشتگی، عبادت و ... الگو وجود دارد تمام صفاتی را که یک مومن باید داشته باشد در کربلا وجود داشت و الگوسازی شد و کافی است که ما با جان و دل گوش کنیم و با جان و دل عمل کنیم.
یک روحانی که قصد سفر تبلیغی را داشت تعریف می کرد که به محضر آیت الله بهجت رسیدم و گفتم برای من یک توصیه بکنید؛ ایشان گفتند: فقط به آنچه می دانی عمل کن!
اگر الگوی جوانان ما حضرت علی اکبر و قاسم (علیه السلام) باشد، دیگر شبیخون فرهنگی نخواهیم داشت
اگر الگوی جوان ما حضرت علی اکبر(ع) و حضرت قاسم (ع) باشد دیگر شبیخون فرهنگی تاثیر نخواهد داشت. دشمن قوی است و خیلی خوب و برنامه ریزی و حساب شده دارد عمل می کند و سعی دارد جوانان ما را منحرف کند. اگر روزی خط مقدم جنگ ما با دشمن در مرزهای جغرافیایی بود امروز خط مقدم جنگ در خانه ها و در پشت بام های مردم است. اگر بخواهیم با اینها مقابله کنیم باید سبک زندگی حسینی داشته باشیم. نباید بگوییم این ها متعلق به 14 قرن پیش است چرا که این مکتب برای آینده و حتی برای خود روز قیامت نیز حرف برای گفتن دارد.
,
,
, اگر الگوی جوانان ما حضرت علی اکبر و قاسم (علیه السلام) باشد، دیگر شبیخون فرهنگی نخواهیم داشت, اگر الگوی جوانان ما حضرت علی اکبر و قاسم (علیه السلام) باشد، دیگر شبیخون فرهنگی نخواهیم داشت,
,
,
,
ارسال دیدگاه