سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
همه مخالفان همکاری ایران و چین/اقتصادهای بزرگ دنیا چگونه در برابر کرونا زانو زدند!
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

, اقتصادهای بزرگ دنیا چگونه در برابر کرونا زانو زدند!
, اقتصادهای بزرگ دنیا چگونه در برابر کرونا زانو زدند!, اقتصادهای بزرگ دنیا چگونه در برابر کرونا زانو زدند!,جعفر بلوری در کیهان نوشت:
, جعفر بلوری در کیهان نوشت:, جعفر بلوری در کیهان نوشت:,
کووید-19، هفت ماهی میشود که میهمان انسان است و در این مدت، خسارتهای سنگین و بعضا جبرانناپذیری بر کشورهای دنیا وارد کرده است. اکنون که در حال مطالعه این یادداشتید، چیزی بالغ بر 14 میلیون نفر در سراسر جهان به این ویروس مبتلا و نزدیک به 606 هزار نفر نیز جان خود را از دست دادهاند. در ماههای نخست شیوع، ناشناخته بودن ویروس در کنار تازگی آن برای مردم، موجب بروز نوعی «وحشت همگانی» و حتی شکلی از «هیستری جمعی» و در نتیجه هجوم به فروشگاهها برای خرید ماسک، مواد شوینده و بهداشتی، مواد غذایی و حتی سلاح شد. همین ترس باعث نسخهپیچیهای بعضا عجیب و غریبی هم شد که امروز با گذشت هفت ماه و آگاهتر شدن پزشکان و مردم، بعضی از آنها، مضحک به نظر میرسند. «قرنطینه» کردن اما یکی از راهکارهای پیشنهادی و پرچالش بود که موافقان و مخالفان زیادی هم دارد. شاید باورکردنش سخت باشد اما نیمی از مردم کره زمین، در ماههای نخست همگانی شدن شیوع، به قرنطینه رفتند.
,
تغییر پیدرپی دستورالعملها، خسته شدن مردم در کنار وجود آدمهای بیملاحظه که در همه جوامع تعدادی از آنها یافت میشود، و از همه مهمتر، «آجر شدن نان مردم»، دست به دست هم دادند و بسیاری از کشورها را به برداشتن محدودیتها «مجبور» کردند. همین «شُل» کردن از روی اجبارِ سختگیریها کافی بود تا موجهای بعدی کرونا هر آنچه این کشورها با سختگیری و قرنطینه «رشته» بودند، «پنبه» کند. سازمان بهداشت جهانی اکنون میگوید، کشورهایی موفق به مدیریت و کنترل نسبی این ویروس شدهاند که، دست از این سختگیریها و قرنطینه کردنها برنداشتهاند. اما همه کشورها دارای تواناییهای یکسان نیستند و همین تفاوت در داشتهها، در این میدان سخت، تعیینکنندهاند.
,کشورهای دنیا بسته به داشتههای اقتصادی، علمی و فرهنگی خود، به جنگ این ویروس میروند و گاهی هر یک به شکلی متفاوت با دیگری، سعی در مهار این ویروس دارند اما در این بین، مشکلات مشترکی هم برای تمام کشورها به وجود آمده که شاید مهمترین آن، انتخاب بین یکی از این دو گزینه یعنی «نان» یا «جان» است. بازگشت محدودیتها و قرنطینه یعنی، انبوهی از مشکلات اقتصادی، برداشته شدن این محدودیتها هم یعنی، به خطر افتادن جان مردم! انتخاب بین این دو حقیقتا سخت است. اما به نظر میرسد برخی کشورها، راهحل سومی یافتهاند و آن ترکیبی از این دو است که تلاش میکند، هم اقتصاد را در حد ممکن سر پا نگه دارد و هم محدودیتها را تا حد ممکن حفظ کند. اما به نظر میرسد نتیجه این روش نیز «خیلی مطلوب» نبوده و خسارتهایی که کشورها در سراسر دنیا در دو حوزه جانی و اقتصادی دیدهاند، «بزرگ» است و این وضع در کشورهای بزرگ صنعتی نیز صدق میکند اما طبیعی است در این بین، خسارت کشورهایی که فقیرند و از امکانات کمتری برخوردارند بزرگتر باشد!
,طبق آخرین گزارشهای رسمی، کروناویروس، تولید ناخالص داخلی آمریکا را 37 درصد کاهش داده (صندوق بینالمللی پول) و شمار بیکاران در این کشور را به رقم باورنکردنی 52 میلیون نفر رسانده است. این ویروس باعث رکود سنگین اقتصادی در این کشور شده که به گفته مقامات آن، «از سال 1929 تاکنون بیسابقه است». آمریکا جزو معدود کشورهای غربی است که در هر دو جنبه «جانی» و «اقتصادی» خسارتهای بسیار سنگینی متحمل شده. این کشور تا لحظه تنظیم این یادداشت، نزدیک به 3 میلیون و 840 هزار مبتلا و 143 هزار تلفات داشته که بدترین وضعیت در میان تمام کشورهایی است که آمار خود را اعلام میکنند. وزارت بهداشت آمریکا اخیرا گفته بود، «هر کاری از دستمان برمیآمد برای مهار کرونا کردیم اما، کووید-19 آمریکا را به زانو در آورد».
,اوضاع در سایر کشورهای صنعتی نیز تعریفی ندارد و بسیاری از آنها به زانو در آمدهاند. چندی پیش ژاپنیها اعلام کردند، 780 شرکتشان، اعلام ورشکستگی کردهاند. کرونا رشد اقتصادی این سومین اقتصاد دنیا را هم «منفی» و این کشور را بعد از سالها وارد رکود کرده است. رویترز پیشبینی کرده «کرونا اقتصاد ژاپن را با بیشترین سرعت کوچک خواهد کرد». آلمان یکی دیگر از کشورهای صنعتی است که، به رغم داشتن کارنامه قابل قبول در کاستن از میزان تلفات کرونایی، در حوزه اقتصاد، ضربات سنگینی خورده است. «آنگلا مرکل»، صدراعظم آلمان میگوید کشورش تحت تاثیر این ویروس «با عمیقترین بحران اقتصادی» خود «طی چند دهه گذشته مواجه شده است» و رسانههای این کشور نیز میگویند، از هر چهار شرکت آلمانی، فعالیت سه شرکت تحت تاثیر این ویروس مختل شده و 50 درصد از شرکتهای آلمانی نیز تمام یا بخش زیادی از فعالیت خود را تعطیل کردهاند.
,اوضاع در انگلیس، ایتالیا، سرزمینهای اشغالی، اسپانیا، صربستان، پرتغال، یونان و... نیز بهتر از این کشورها نیست. در برخی سرزمینها مثل سرزمین اشغالی، ژاپن و آمریکا، این ویروس و تبعات اقتصادی و جانی آن، تبعات سیاسی و اجتماعی به دنبال داشته و به عنوان مثال بیش از 21 روز است که سرزمینهای اشغالی فلسطین، شاهد تجمعات و شورشهای ضددولتی است. برخی در «اسرائیل» با شعار «ما گرسنهایم» علیه محدودیتهای کرونایی، سوءمدیریت دولتی و فساد اقتصادی به خیابانها میآیند.
,
اگر مبنای قضاوت درباره عملکرد کشورها را آمارهای رسمی آنها بگیریم، در میان کشورهای دنیا، چین، منطقه هنگکنگ و نیوزیلند، عملکرد نسبتا بهتری در هر دو حوزه اقتصادی و جانی داشتهاند که این آمار نیز اصلا قابل تکیه و اعتنا نیست چرا که بارها در همین مناطق، پس از انتشار گزارشهای موفقیت در مدیریت کرونا، موجی تازه از راه رسیده و همه گزارشهای مثبت را باطل کرده است!
آخرین موضعگیریهای بالاترین مقامات رسمی در دنیا نشان میدهد، کرونا، ویروسی نیست که به این زودیها بتوان از شرش خلاص شد. بعضی نیز میگویند انسان قرن 21 باید خود را مهیای زندگی با این ویروس کند. برخی حتی از لزوم تغییر سبک زندگی میگویند.
,
وقوع «دعواهای سیاسی» و «دزدی» بین نزدیکترین متحدان نیز تحت تاثیر این ویروس شروع شده و برخی معتقدند، دستاوردهای بینظیری مثل «اتحادیه اروپا» را به فروپاشی نزدیک کرده است. با توجه به آنچهاشاره شد و واقعیتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگیِ آنچه در این هفت ماه گذشت، اینطور به نظر میرسد که، رعایت جدی پروتکلهای بهداشتی و از همه مهمتر، زدن ماسک، تنها کاری است که از دست بشر بر میآید و خسارتهای مادی و جانی آن نیز، ادامه خواهد داشت و کشورها بسته به ظرفیتها و تواناییهایی که دارند با انتخاب سیاستهایی، صرفا میتوانند آن را کنترل کنند، آن هم تا حدودی! قصه کرونا شبیه قصه «پشه و نمرود» است. یک ویروس که با چشم غیرمسلح دیده نمیشود، روی انسان مغرور قرن 21 را کم کرد. تصورش را بکنید، به انسانی که تا همین هفت ماه پیش دغدغهاش، چگونگی زندگی کردن روی ماه و مریخ، زیر یا روی دریا بود امروز باید، نحوه درست شستن دست و زدن ماسک را آموخت!
,
بخش پایانی این یادداشت شاید با روند کلی این نوشتار، همخوانی زیادی نداشته باشد اما بیارتباط با آن هم نیست و حیف دیدیم، به آن اشاره نکنیم. بخوانید:
وقتی کشورها درگیر بحرانی بزرگ میشوند (اینجا بحران اقتصادی)، «طبیعی» است، اگر هنر کنند بتوانند، گلیم خود را از آب بیرون بکشند. در فضایی که از اوضاع اقتصادی برخی کشورهای دنیا ترسیم شد، اینکه منتظر بنشینیم تا کشوری از راه برسد و با مذاکره یا بیمذاکره به بهبود شرایط اقتصادی کشور کمک کند، مضحک نیست؟! مخاطب این جمله، کسانی هستند که هر اتفاقی-تاکید میشود- هر اتفاقی در کشور رخ میدهد، میگویند «برویم و مذاکره کنیم». باور بفرمایید وقتی ویروس کرونا از راه رسید، عدهای از همین عوامل وضع موجود در کشور گفتند، فرصت خوبی است، برویم و مذاکره کنیم!
,

, آن سوی نگاه جدید دولت غنی به ایران
, آن سوی نگاه جدید دولت غنی به ایران, آن سوی نگاه جدید دولت غنی به ایران,سید احمد موسوی مبلغ در خراسان نوشت:
, سید احمد موسوی مبلغ در خراسان نوشت:, سید احمد موسوی مبلغ در خراسان نوشت:,ترافیک سفرهای میان کابل و تهران، در یک ماه گذشته، نسبتا شلوغ بوده است.پس از سفر حنیف اتمر، سرپرست وزارت خارجه افغانستان به تهران، هفته گذشته، عباس عراقچی معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران به کابل سفر کرد.هرچند که رسانه ها، سفر عراقچی به کابل را در راستای اجرایی کردن سند جامع همکاریهای راهبردی دو کشور و نیز توسعه همکاریهای اقتصادی و امنیتی اعلام کردند اما به نظر میرسد که این موارد، فقط بخشهای رسمی سفر را تشکیل میدهد.تقریبا همزمان با سفر عراقچی به کابل (طی هفته گذشته) دو کنفرانس بینالمللی صلح برای افغانستان برگزار شد و زلمی خلیل زاد به عنوان نماینده ویژه آمریکا در مذاکرات صلح نیز با سفر به کشورهای آسیای میانه و پاکستان، پیگیر مذاکرات صلح بین الافغانی بود.
,شتاب تند تحولاتی که درخصوص مسئله صلح در افغانستان در جریان است این گمانه را به شدت تقویت کرده که به زودی، مذاکرات مستقیم طالبان و شخصیتهای سیاسی افغانستانی آغاز میشود. با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، انتظار میرود طرف آمریکایی با هدف استفاده از مسئله افغانستان به عنوان یک برگ برنده برای ترامپ در انتخابات، تلاشهای خود برای نهایی شدن صلح با طالبان را افزایش دهد.با این که هفته گذشته، سهیل شاهین سخنگوی دفتر طالبان در قطر، آمریکا را به نقض مفاد توافق نامه صلح میان دوطرف و حمله مستقیم نیروهای آمریکایی به مواضع طالبان در چند ولایت متهم کرد اما ظاهرا طالبان همچنان از وضعیت موجود راضی هستند.طرف آمریکایی نیز با چشم پوشی از توسعه فعالیتهای نظامی طالبان ـ از جمله حمله سنگین نیروهای طالبان به مرکز استان سمنگان در هفته گذشته ـ نشان داده که از شرایط کنونی و قدرت یافتن طالبان، نگران نیست بلکه با آن، هم آواست.
,طالبان تا این لحظه، از هیچ یک از خواستههای اولیه خود در مذاکرات صلح با آمریکا کوتاه نیامدهاند. به صورت مشخص، طالبان تا کنون، نپذیرفتهاند که وارد ساختار حکومت فعلی شوند بلکه همچنان بر ایده امارت اسلامی به عنوان شکل حکومت آینده افغانستان تاکید دارند. آنها همچنین تا این لحظه، نپذیرفتهاند که با مقامات دولت افغانستان، به عنوان مقام رسمی دولتی پشت میز مذاکره بنشینند بلکه تصریح کردهاند که با مقامات رسمی حکومت، فقط در قالب شخصیتهای ملی و سیاسی گفتوگو خواهند کرد.به نظر میرسد آمریکا نیز اصراری بر حفظ نظام حکومتی مستقر در کابل و نیز آن چه دستاوردهای دموکراتیک 20سال گذشته نامیده میشود ندارد و طالبان نیز رفته رفته، با تحکیم موقعیت خود و سکوت آمریکا، با اعتماد به نفس بیشتری، در صدد تحمیل خواستههای خود هستند.تغییر ساختار حکومت از جمهوری به امارت که طالبان به دنبال آن هستند، فقط از سوی طالبان و آمریکا مورد تایید و حمایت است و در این بین، دولت افغانستان و کشورهای منطقه، به شدت با ایجاد دگرگونی اساسی در ساختار حکومت افغانستان مخالف هستندو به رغم علاقه مند بودن آنها به ایجاد صلح در افغانستان خواهان حفظ وضعیت سیاسی موجود و ملحق شدن طالبان به همین نظام هستند.
,اکنون به نظر میرسد موضوع جدی اختلاف دولت افغانستان با آمریکا و حتی قطر به عنوان میزبان مذاکرات پیشین در مذاکرات صلح، عمدتا متمرکز بر همین مسئله مهم است.اختلافات عمیق میان کابل و واشنگتن، کابل را مجبور کرده تا جذب همکاریهای منطقهای برای حل بحران افغانستان را در دستور کار خود قرار دهد.حنیف اتمر سرپرست وزارت خارجه افغانستان اظهار کرد 12 کشور، آمادگی خود را برای میزبانی مذاکرات صلح بین الافغانی اعلام کردهاند.تلاش دستگاه دیپلماتیک افغانستان برای کشاندن پای دیگر کشورها به مذاکرات صلح احتمالا تنها به منظور خارج کردن انحصار مدیریت مذاکرات از دست آمریکا و قطر ( به عنوان متحد غیر رسمی آمریکا در مسائل افغانستان) است.
,محمد اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان، تنها راه بقاء حکومت خود در قالب جمهوری اسلامی افغانستان را اکنون در گرو خروج از سایه آمریکا و جلب حمایت کشورهای منطقه و از جمله جمهوری اسلامی ایران جست و جو میکند و شاید به همین دلیل مهم، با این که در سالهای گذشته، شخص غنی و نیز اتمر به عنوان یکی از مدیران ارشد حکومت افغانستان روابط صمیمانهای با جمهوری اسلامی ایران نداشتهاند اما اکنون در یک چرخش استراتژیک، به موقعیت موثر همسایه غربی در معادلات داخلی کشور توجه نشان میدهند.با این حساب، میتوان این گونه استنباط کرد که در ترافیک سفرهای مقامهای دیپلماتیک دو کشور، آینده سیاسی افغانستان، بیش از سند جامع راهبردی اهمیت دارد و باید دید آیا کشورهای منطقه و نیز جمهوری اسلامی ایران، اکنون که در یک همسویی کامل با کابل قرار گرفتهاند، میتوانند از فرصت به دست آمده برای پیشگیری از آسیبهای طراحیهای آمریکایی ـ قطری برای افغانستان، حسن استفاده را بکنند یا خیر؟
,

, ,
همه مخالفان همکاری ایران و چین
, همه مخالفان همکاری ایران و چین, همه مخالفان همکاری ایران و چین,محمدجواد اخوان در جوان نوشت:
, محمدجواد اخوان در جوان نوشت:, محمدجواد اخوان در جوان نوشت:,۱- پررنگترین و برجستهترین مخالفان جدی و تمام عیار برنامه سران کاخ سفید و پادوهای رسانهای آنها در شبکههای فارسی زبان و ... هستند که میترسند وجود چنین برنامهای تمام تلاشهای چندین ساله برای معماری سلسله تحریمهای پیچیده و هوشمند را علیه کشورهای مستقل همچون ایران و چین بر باد دهد. طبیعی است که در صورت موفقیت این الگو برای شکست یکجانبه گرایی امریکایی، میتوان انتظار داشت که بلوکی از کشورهای مستقل و مخالف امریکا در کنار یکدیگر شکل گرفته و به اصطلاح «عنان کار از کف کدخدا خارج شود.»
,
عصبانیت واشنگتن از چنین امری کاملاً طبیعی است و البته عجیب نیست جیغ پادوهای رسانهای -که نان برهم زدن آرامش ایرانیان را میخورند- در آید.
,
اما به جز مخالفانی که منافعشان به سلطه امریکا گره خورده است، دو گروه دیگر نیز هستند که احتمالاً در شمار منتقدان برنامه اعلامی قرار گیرند:
,
۲- طیفی از منتقدان داخلی برنامه همکاری اعلام شده و به طور کلی توسعه روابط با قدرتهای غیر غربی، شامل نخبگان و برخی شبه روشنفکرانی هستند که به لحاظ بنیادین به غرب گرایش دارند و به طور کلی باور آنها بر این است که نظامی سلسله مراتبی بر جهان حکمفرماست و «توسعه» بدون حمایت «کدخدا» امکان پذیر نیست. در باور اینان «وابستگی» یک الزام نهادی در جهان سوم است و افراد چارهای جز وابستگی به شرق و غرب ندارند و بر اساس پارادایم ذهنی خود هرگونه توسعه روابط با کشورهای شرقی، چون روسیه و چین را در مسیر وابستگی تحلیل میکنند. با توجه به پارادایم نقش بسته بر اذهان اینان، توسعه بدون وابستگی به غرب و یا شرق امکان پذیر نیست و از آنجایی که غرب چه به لحاظ فناوری و چه به لحاظ قدرت علمی و سیاسی فعلاً بر شرق تفوق دارد، بر شرق مرجح است. بر این اساس است که طیفی از اینان در طی سالهای گذشته به هر بهانهای تلاش کردهاند جمهوری اسلامی ایران را متهم به وابسته شدن به شرق و روسیه کنند و با شعارهای مضحکی، چون «مرگ بر روسیه» و «مرگ بر چین»، سعی نمودهاند شعار «مرگ بر امریکا» را به حاشیه ببرند.
,
مشکل طیف وسیعی از این گروه از نخبگان -که متاسفانه در برخی مسئولیتهای حساس اجرایی نیز رشحاتی از گرایش به چنین دیدگاهی وجود دارد- همان است که ۴۰ سال پیش امام راحل عظیمالشأن آن را پیشبینی نمود: «ما از شرّ رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، لکن از شر تربیت یافتگان غرب و شرق به این زودیها نجات نخواهیم یافت. اینان برپادارندگان سلطه ابرقدرتها هستند و سر سپردگانی میباشند که با هیچ منطقی خلع سلاح نمیشوند.»
,
۳-، اما آخرین دسته از کسانی که در فضای رسانهای و تحلیل پرسشها و ابهاماتی درباره «برنامه همکاری ایران و چین» مطرح کردند، افراد دلسوزی هستند که سودمند بودن توسعه روابط اقتصادی و راهبردی با کشورهای دوست و غیرمتخاصم را درک کرده و ترجیح شرق بر غرب را با وابستگی اشتباه نمیگیرند. اما به دلایلی، چون نوبودن موضوع و عدم اطلاع رسانی شفاف نسبت به ابعاد این برنامه، وجود ابهامات در خور اصلاح در مفاد برنامه و برخی انتقادات به پیشینه عملکرد برخی شرکتهای چینی در کشور و... انتقادات و پرسشهایی را مطرح کردهاند که بعضا شایسته بررسی و مداقه است. طبیعی است که بررسی فنی و دقیق این برنامه و توافقات دوجانبه پیرامون آن نیازمند فضایی کارشناسی و به دور از هیاهوی رسانهای است و با توجه به بلندمدت و راهبردی بودن این برنامه، ضروری است که در فضای نخبگانی و افکار عمومی کشور، شفافسازیهای لازم صورت گرفته و به ابهامات پاسخ منطقی و متقن داده شود.
,
روشن است که تجربه تلخ فضاسازی کاذب برای تحمیل برجام که به تصویب ۲۰ دقیقهای آن در صحن علنی مجلس انجامید و اکنون تبعات این «خسارت محض» گریبانگیر کشور شده است، در هیچ توافق خارجیای با هیچ جای دنیا نباید تکرار شود. اما فضای نقد و تحلیل برنامه باید در بستری قانونی و به دور از فشار سیاسی کاخ سفید و پادوهای رسانهایشان و یا جنجال آفرینی دگماندیشانی که تنها راه نجات کشور را تسلیم محض به نظام سلطه میدانند، این مهم صورت پذیرد. انتظار میرود که هم نهادهای مسئول در مورد مفاد و ابعاد پیوستار این برنامه شفافسازی بیشتری نمایند و مسیر پیش روی بررسی و تصویب آن را روشن سازند. در مقابل نخبگان دلسوز نیز با درک اهمیت این برنامه در آتیه کشور و بلکه جهان، پیشنهادهایی در تقویت و انطباق هرچه بیشتر آن با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران ارائه دهند.
,

, 
,
ارسال دیدگاه