وقتی کورهراه اصل میشود و راه های اصلی متروکه و فرع!
تاملاتی در طرح تهرانی شفافیت آراء نمایندگان
بستن راه فساد و رانت خواری در دوره نمایندگی و پسا نمایندگی از اوجب واجبات است اما این طرح نیم بند شفافیت آراء نمایندگان، بواقع به این هم داد و بیداد و کف و سوت و هورا نمی ارزد آن هم وقتی که راه ها و امور مهمتری هست که رها شده اند.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شبکه اطلاع رسانی مرصاد , محمد امین بهرامی در یادداشتی نوشت: مدتهاست طرح شفافیت آراء نمایندگان و ضرورت آن، فراوان تکرار و تقریبا هرکس برخلاف آن بگوید با هجمه مواجه می شود. نگارنده نیز زمانی به دلایلی که بعضا درست بود مدافع این طرح بود اما امروز دیگر ان نظر سابق را ندارد.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
شبکه اطلاع رسانی مرصاد ,
محمد امین بهرامی,
,
شفافیت آراء در کشورهای مختلفی اجرا می شود و البته محاسنی دارد. اما باید در واقعیت و روی زمین سخن بگوییم.
این طرح صرفا یک طرح تهرانی است و نه بیشتر. زیرا نمایندگان تهران دغدغه چندانی در خصوص رفع مشکلات حوزه انتخابیه ندارند. حوزه انتخابیه صد صاحب قلدرتر دارد و اینها صرفا انتقاد کنند به مقصد رسیده اند. آنچه مایه رای آنهاست حضور در فلان لیست و بهمان لیست است و نه سر کشی به شهرکها و روستاها و خانه های مردم.
مواجهه خاصی با مردم عادی ندارند. آسانسور صعود یا سقوطشان همان لیست است و رای ها در مواقع حساس هم ایلی است و لیستی. هیچ ترسی از اینکه رایشان روشن شود ندارند به دلایلی که گفته شد.
اما نماینده شهرستان چگونه است؟ یک ماراتن کشنده را در زمان انتخابات دارد. باید ده ها روستا و بخش و صدها خانه سر بزند و در ایام نمایندگی هم اگر نماینده خوبی باشد و بعدا هم رای بیاورد باید جوابگوی مسئولان و اصناف و رای دهندگان باشد.
برای آنکه بتواند کاری بکند باید با دولت تعامل داشته باشد و پشت درب اتاق های وزرا و معاونان بنشیند تا کی راه بدهند و اعتباری بگیرد و ... حال این نماینده خوب برای حوزه انتخابیه، چگونه می تواند در رای ها نظر وزرا و دولت را جلب نکند و در عمل کارهای حوزه انتخابیه اش پیش برود؟ این نماینده که تقریبا هیچ حامی جریان سازی هم ندارد چگونه هم بر وجدانش در آراء پا نگذارد و هم خود را با دولت درگیر نسازد؟ آن هم وقتی تمامی آرائش مشخص است؟
از سوی دیگر و به دلیل بالا بعضا رای های ملی برای نمایندگان چالش ایجاد می کند. رای ملی ممکن است در تعارض با منافع حوزه انتخابیه باشد.. مثلا نماینده ای از کرمانشاه با منطقه آزاد شدن فلان شهرستان کرمانشاه مخالفت کند. آیا این نماینده در استان انگشت نما نمی شود که چرا به طرح ضد ملی ولی آب و رنگ دار رای موافق نداده است؟
از این نمونه ها باز هم می توان اشاره کرد و کم نیستند اما ممکن است برخی بپرسند خب چرا در کشورهای دیگر اجرا می شود و چنین و چنان است؟ جواب آسان است چون آنجا هم مانند تهران است.
نماینده در درجه اول نماینده یک جریان و یا باند و طیف و حزب است و مگر می تواند به راحتی در مقابل آنها بایستد؟ پول تبلیغش را آنها می دهند. نامش را آنها برجسته می کنند و بعد از آن هم تا وقتی در خط باشد هوایش را دارند. این نماینده باید رایش برای این گروه بالاسریش مشخص باشد که هست.
ممکن است کسی بگوید خوب راهکار تقویت احزاب است. اگرکسی چنین بگوید شوخی تلخی کرده است. قبلا عرض کردم که می خواهیم واقعی نگاه کنیم. در این کشور تقریبا یافت نمی شود و اگر یافت شود نادر است و به قول حکما النادر کالمعدوم که، پنج نفر که بدون تعارف سرشان به تنشان بیارزد حاضر باشند دور هم بنشینند چه رسد به اینکه یک حزب را راه بیندازند و کلی وقت و هزینه برای آن بپردازند. همین است که فلان مسئول می آید و با گردن افراشته می فرماید 100 حزب سیاسی داریم! که خود نشان بی ثمری احزاب در کشور است. احزاب باشگاه های گروکشی و رانت خواری هستند اگر گیرشان بیاید و این غائله تا چشم اندازی که چشم کار می کند همین است؛ بگذریم.
بعضا گفته می شود که شفافیت آراء جلوی فساد را می گیرد که این سخن بواقع عجیب است. اتفاقا شفافیت آراء برای نماینده نالایق و قالتاق سرتاپا می تواند منفعت باشد و برای هر رای نادرست آورده های خوبی را نصیبش کند.
گمان می کنم باید دنبال چیزهای دیگری باشیم که نیستیم. اولین مورد آن شفافیت هدایای نمایندگان است. باید مشخص شود که نماینده چقدر از چه کسانی هدیه می گرد. اگر نماینده هدیه را مشخص نکرد و بعد ماجرا برملا شد با جریمه های سنگین برای هدیه دهنده او را نقره داغ کنند تا دیگر کسی جرات نکند به نماینده هدیه بدهد و اگر هم نماینده اعلام کرد دیگر نمی تواند هدیه سنگین بگیرد چون آبرو و اعتبارش به خطر می افتد.
آنچه مهم است و دنبالش نیستیم ممنوعیت حضور نمایندگان در ریاست شرکت ها، هیات مدیره های نهادهای اقتصادی و خلاصه هر آنجا که آلاف و الوف مادی دارد پس از دوره نمایندگی است.
ممنوعیت ترفیع آسانسوری نزدیکان به نماینده در حوزه انتخابیه است و ...
بستن راه فساد و رانت خواری در دوره نمایندگی و پسا نمایندگی از اوجب واجبات است
اما این طرح نیم بند شفافیت آراء نمایندگان، بواقع به این هم داد و بیداد و کف و سوت و هورا نمی ارزد آن هم وقتی که راه ها و امور مهمتری هست که رها شده اند.
انتهای پیام/
,
شفافیت آراء در کشورهای مختلفی اجرا می شود و البته محاسنی دارد. اما باید در واقعیت و روی زمین سخن بگوییم.
,
این طرح صرفا یک طرح تهرانی است و نه بیشتر. زیرا نمایندگان تهران دغدغه چندانی در خصوص رفع مشکلات حوزه انتخابیه ندارند. حوزه انتخابیه صد صاحب قلدرتر دارد و اینها صرفا انتقاد کنند به مقصد رسیده اند. آنچه مایه رای آنهاست حضور در فلان لیست و بهمان لیست است و نه سر کشی به شهرکها و روستاها و خانه های مردم.
,
مواجهه خاصی با مردم عادی ندارند. آسانسور صعود یا سقوطشان همان لیست است و رای ها در مواقع حساس هم ایلی است و لیستی. هیچ ترسی از اینکه رایشان روشن شود ندارند به دلایلی که گفته شد.
,
اما نماینده شهرستان چگونه است؟ یک ماراتن کشنده را در زمان انتخابات دارد. باید ده ها روستا و بخش و صدها خانه سر بزند و در ایام نمایندگی هم اگر نماینده خوبی باشد و بعدا هم رای بیاورد باید جوابگوی مسئولان و اصناف و رای دهندگان باشد.
,
برای آنکه بتواند کاری بکند باید با دولت تعامل داشته باشد و پشت درب اتاق های وزرا و معاونان بنشیند تا کی راه بدهند و اعتباری بگیرد و ... حال این نماینده خوب برای حوزه انتخابیه، چگونه می تواند در رای ها نظر وزرا و دولت را جلب نکند و در عمل کارهای حوزه انتخابیه اش پیش برود؟ این نماینده که تقریبا هیچ حامی جریان سازی هم ندارد چگونه هم بر وجدانش در آراء پا نگذارد و هم خود را با دولت درگیر نسازد؟ آن هم وقتی تمامی آرائش مشخص است؟
,
از سوی دیگر و به دلیل بالا بعضا رای های ملی برای نمایندگان چالش ایجاد می کند. رای ملی ممکن است در تعارض با منافع حوزه انتخابیه باشد.. مثلا نماینده ای از کرمانشاه با منطقه آزاد شدن فلان شهرستان کرمانشاه مخالفت کند. آیا این نماینده در استان انگشت نما نمی شود که چرا به طرح ضد ملی ولی آب و رنگ دار رای موافق نداده است؟
,
از این نمونه ها باز هم می توان اشاره کرد و کم نیستند اما ممکن است برخی بپرسند خب چرا در کشورهای دیگر اجرا می شود و چنین و چنان است؟ جواب آسان است چون آنجا هم مانند تهران است.
نماینده در درجه اول نماینده یک جریان و یا باند و طیف و حزب است و مگر می تواند به راحتی در مقابل آنها بایستد؟ پول تبلیغش را آنها می دهند. نامش را آنها برجسته می کنند و بعد از آن هم تا وقتی در خط باشد هوایش را دارند. این نماینده باید رایش برای این گروه بالاسریش مشخص باشد که هست.
,
,
ممکن است کسی بگوید خوب راهکار تقویت احزاب است. اگرکسی چنین بگوید شوخی تلخی کرده است. قبلا عرض کردم که می خواهیم واقعی نگاه کنیم. در این کشور تقریبا یافت نمی شود و اگر یافت شود نادر است و به قول حکما النادر کالمعدوم که، پنج نفر که بدون تعارف سرشان به تنشان بیارزد حاضر باشند دور هم بنشینند چه رسد به اینکه یک حزب را راه بیندازند و کلی وقت و هزینه برای آن بپردازند. همین است که فلان مسئول می آید و با گردن افراشته می فرماید 100 حزب سیاسی داریم! که خود نشان بی ثمری احزاب در کشور است. احزاب باشگاه های گروکشی و رانت خواری هستند اگر گیرشان بیاید و این غائله تا چشم اندازی که چشم کار می کند همین است؛ بگذریم.
,
بعضا گفته می شود که شفافیت آراء جلوی فساد را می گیرد که این سخن بواقع عجیب است. اتفاقا شفافیت آراء برای نماینده نالایق و قالتاق سرتاپا می تواند منفعت باشد و برای هر رای نادرست آورده های خوبی را نصیبش کند.
,
گمان می کنم باید دنبال چیزهای دیگری باشیم که نیستیم. اولین مورد آن شفافیت هدایای نمایندگان است. باید مشخص شود که نماینده چقدر از چه کسانی هدیه می گرد. اگر نماینده هدیه را مشخص نکرد و بعد ماجرا برملا شد با جریمه های سنگین برای هدیه دهنده او را نقره داغ کنند تا دیگر کسی جرات نکند به نماینده هدیه بدهد و اگر هم نماینده اعلام کرد دیگر نمی تواند هدیه سنگین بگیرد چون آبرو و اعتبارش به خطر می افتد.
,
آنچه مهم است و دنبالش نیستیم ممنوعیت حضور نمایندگان در ریاست شرکت ها، هیات مدیره های نهادهای اقتصادی و خلاصه هر آنجا که آلاف و الوف مادی دارد پس از دوره نمایندگی است.
ممنوعیت ترفیع آسانسوری نزدیکان به نماینده در حوزه انتخابیه است و ...
,
,
بستن راه فساد و رانت خواری در دوره نمایندگی و پسا نمایندگی از اوجب واجبات است
,
اما این طرح نیم بند شفافیت آراء نمایندگان، بواقع به این هم داد و بیداد و کف و سوت و هورا نمی ارزد آن هم وقتی که راه ها و امور مهمتری هست که رها شده اند.
,
انتهای پیام/
,
انتهای پیام/,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه