صدای لالایی رباب برای علیاصغرش به گوش میرسد
همنوایی شیرخوارگان سمنانی با طفل شش ماهه دشت کربلا
امروز مادران سمنانی با چهرههای حزن آلود همراه با قطرات اشک، بر شیرخوارگان خود ردای سبز علوی پوشاندند و به یاد علیاصغر(ع) با نوای لالایی حضرت رباب همصدا شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از شاخه طوبی، 15 قرن است که از عاشورا و مظلومیت اهل بیت میگذرد اما هر زمان که نام حسین(ع) و تشنگی طفل خرد سال رباب (س) سخن به میان می آید دل آسمان می گیرد و مادران در غم غربت طفل خرد سال کربلا از سویدای دل اشک ماتم سر می دهند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, به نقل از شاخه طوبی، , نقل از , شاخه طوبی,صدای علی لای لای حضرت رباب (س) هنوز هم در گوش می پیچد و آب را شرمنده تر میکند و غم مظلومیت اهل بیت را به نمایش می گذارد.
,امروز همزمان با سراسر کشور مادران سمنانی با به همراه داشتن شیرخواران خود در این همایش شرکت کردند تا نشان دهند با تمام وجود در راه امام حسین و به انتظار فرزند حسین بن علی، حضرت مهدی (عج) ایستادهاند.
, .,
امروز مادران سمنانی آمدند تا با داغ امام حسین (ع) همنوا شوند و در سوگ شش ماهه ای که نماد مظلومیت بود و چیزی جز عطش و شهادت را در دشت سوزان کربلا حس نکرد عزاداری کنند.
,این همه جمعیت برای این آمده بود که با مصیبت جانکاه رباب(س) همدردی کنند، هر چند که از آن واقعه سالها میگذرد، اما مادران با حضور خویش میخواستند دردی از دردهای رباب را تسکین بخشند.
, .,,
امروز روز مادرانی بود که یا به تازگی مادر شده بودند یا اینکه برای چندمین بار طفل شیرخواره خود را آورده بودند. امروز روز مادرانی بود که پرواز طفل کوچکشان را نظاره کردند. آمده بودند تا بگویند ما نیز در غم مادر علیاصغر(ع) شریک هستیم.
, . , .,فضای روحانی مراسم شیرخوارگان حسینی، تداعیگر لحظه ظهور است، لحظهای که مهدی فاطمه(س) این همه سرباز برای برپایی حکومت عدل جهانی مهیا خواهد کرد.
, .,
,
هنگامی که مداح اهلبیت ذکر مصیبت میخواند، با مشاهده برخی شیرخوارگان که به سینه مادر پناه برده بودند، ناخودآگاه یاد صحنهای میافتادی که علی اصغر(ع) از تشنگی بیتاب بود و بانو رباب شیری نداشت که به فرزند دلبندش بدهد و با علیاصغرش نجوا میکرد.
,
با این حال سختترین صحنه امروز زمانی بود که گهواره نمادین سبز علیاصغر(ع( بر روی دستان مادران تشیع میشد و توان و رمق آدمی را تحلیل میرفت، بیاختیار نقش بر زمین میشدی و اینگونه میگفتی: وای از دل رباب! وای از لحظهای که گلوی علی اصغر از گوش تا گوش بریده شد، آن هم بر روی دستان پدر، وای از گهواره خالی علی اصغر(ع)، وای از دل مادری که جگرگوشه کوچکش در مقابل رویش پرپر شد.
, ( , .,
,
شاید در آن شرایط تنها مرحم دل رباب(س) یاد خدا بود، شاید او میدانست با شهادت شیرخوارهاش بقای اسلام امضا میشود و تنها شاید همین مسئله او را سرپا نگه داشت، آری مادران با طفلهای سبزپوش خود آمده بودند تا فرزند شیرخواره خود را نذر قیام مهدی کنند و در روز رستاخیز سربلند در برابر مادر علیاصغر(ع) باشند.
, .,امروز مادران سمنانی آمدند تا به حسین(ع) بگویند که کودکان ما نیز همچون سرباز کوچک تو پا در رکابت هستند و در راه علی اصغر(ع) تو گام برخواهند داشت.
,,
انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه