روایت پرستاری که از مرگ رهایی یافت؛
همه چیز از یک تب شدید آغاز شد/ جدال سخت مدافع سلامت قزوین با ویروس کرونا
زهرا قربانی، پرستار قزوینی است که معتقد است نگاه ویژۀ خداوند و دعای بیمارانش، معجزهای شد تا در جدالِ با ویروس کرونا پیروز شده و به زندگی برگردد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح قزوین، یک ماهی از مهمانی ویروس منحوس کرونا میگذشت و همه چیز آماده شده بود تا یکی دیگر از مدافعان سلامت قربانی این ویروس شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین،,فروردین ماه امسال بود که یکی از مدافعان سلامت قزوینی درگیر مهمان ناخوانده کرونا شد، کار به جایی رسید که تبِ شدید و درگیری ریهها، حالِ پرستار را حسابی ناخوش کرده و حالا برای زنده ماندن، باید «اینتوبه» میشد.
شرایط به گونهای پیش میرفت که امیدی برای بازگشت پرستار قزوینی به زندگی و ادامۀ حیات نبود اما به یکباره و با تماس تلفنی، ورق برگشت و پرستاری که تا لب مرگ هم پیش رفته بود، دوباره جانِ تازهای گرفت.
زهرا قربانی، پرستار 40 سالۀ قزوینی، دارای مدرک کارشناس پرستاری و دو فرزند، با 14 سال سابقۀ پرستاری، از جملۀ مدافعان سلامت استان است که توانست ویروس کرونا را شکست داده و امروز در بخش اورژانس بیمارستان ولایت قزوین پا به پای دیگر مدافعان سلامت بر بالین بیماران کرونایی حضور داشته باشد.
این پرستار قزوین در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی صبح قزوین اظهار میکند: با شیوع بیماری وَبا در سالهای بین 82 الی 83، شرایطی مانند شرایط موجود کشور را تجربه میکردیم که شیوع این بیماری در فصل تابستان بسیار گسترده بود.
وی میافزاید: برخی خاطرات انگار برای همیشه در ذهن انسان ماندگار است؛ یادم هست در سال 92 الی 93 در بخش آیسییو خدمت میکردم که روزی مادر یک نوزاد چهار الی پنج ماهه در اثر ابتلا به یک بیماری در بیمارستان بستری شده بود و این مادر در زمان فوتش، اشک میریخت.
از وی دربارۀ شرایط بیمارستان ولایت در ابتدای شیوع ویروس کرونا میپرسم، میگوید: بیماری کرونا دومین خاطرۀ تلخی است که در این مدت تجربه کردم که شاید بتوان گفت به علت عدم رعایت بهداشت در جامعه روز به روز بیشتر شیوع پیدا میکند.
شیوع ویروس کرونا در کشور و قزوین غیرقابل باور بود
وی بیان میکند: خبر شیوع ویروس کرونا از اسفندماه سال گذشته به صورت رسمی در کشور اعلام و بیمارستان بوعلی و ولایت قزوین به عنوان محل پذیرش بیماران کرونایی در استان تعیین شد.
قربانی تصریح میکند: در همان روزهای نخست شیوع ویروس کرونا، باور نمیکردیم که چنین بیماری در استان شیوع پیدا کند و فعالیت در این شرایط بسیار سخت بود و همۀ بیماران از وضع موجود به نوعی گلایهمند بودند.
پرستار قزوینی اضافه میکند: در همان روزهای نخست شیوع کووید19 در استان همزمان با دیگر استانهای کشور، تعطیلات نوروزی و مرخصیهای پرستاران و کادر پزشکی لغو شد.
وی اذعان میکند: من و بسیاری از همکاران در تعطیلات عید نیز در بیمارستان و محل کار حضور داشتیم و به علت استرس ناشی از ویروس، از حضور در کنار خانوادهها امتناع کردیم.
قربانی عنوان میکند: دوری از خانواده بسیار برایمان سخت بود و در این مدت تقریبا یک ماه (از اواخر اسفندماه تا اوایل فروردین ماه) با خانواده ملاقات و دیدار نداشتیم.
پرستار قزوینی یادآور میشود: باوجود اینکه مسئولان بهداشتی، مردم را به ماندن در خانه توصیه کردند اما مردم نسبت به این موضوع بیتفاوت بوده و به سفرهای نوروزی خود همچنان ادامه دادند و این موضوع برای کار درمان و پزشکی بسیار ناراحت کننده بود.

وی اضافه میکند: بی توجهی مردم به رعایت پروتکلهای بهداشتی و جدی نگرفتن ویروس کرونا، باعث شد که در نیمۀ دوم فروردین ماه، پیک شیوع این بیماری افزایش یابد و خستگی بر تن کادر درمان باقی بماند.
این پرستار قزوینی دربارۀ تلخترین خاطراتش از دوران کرونا میگوید: محال است در شغل پرستاری باشی و خاطرهای نداشته باشی، آن هم از جنس خاطرات خوب و تلخ. تلخترین خاطرهای که در ایام کرونا تجربه کردم، مرگ بانوی 45 سالهای بود که به هنگام تولد فرزندش، فوت کرد.
همه چیز از یک تب شدید شروع شد
وی با اشاره به نحوۀ مبتلا شدنش به ویروس کرونا میگوید: خودم هم نمیدانم چه شد که کارم به اینجا رسید، زیرا همیشه پروتکلهای بهداشتی را رعایت میکردم.
قربانی اذعان میکند: تقریبا در 17 فروردین ماه سالجاری، تب شدیدی داشتم و این تب برایم قابل توجیه نبود؛ با انجام تست کرونا و سیتیاسکن متوجه شدم که ریههایم درگیر بیماری شده است.
وی عنوان میکند: تقریبا هفت الی هشت روز در منزل قرنطینه بودم اما با این وجود، حال عمومی چندان مساعدی نداشتم و با حاد شدن شرایط جسمانی در بیمارستان بستری شدم. همزمان با مبتلا شدن به ویروس کرونا تا بهبودی کامل، تقریبا یک ماه در بیمارستان بستری بودم.
روایتی از ایثارگری مدافعان سلامت
جدال با ویروس کرونا، دل و جرأت میخواهد و البته روزنهی امید؛ از این پرستار قزوینی دربارۀ حسش نسبت به کرونا میپرسم و او بیان میکند: باورم نمیشد که به این بیماری مبتلا شوم، چراکه با تمام وجود پروتکلهای بهداشتی را رعایت میکردم.
پرستار قزوینی یادآور میشود: با نگرانی تمام صحنههای بیماران مبتلا به کرونا در ذهنم تداعی میشد. شدت دردم در روز چهارم و پنجم بیماری به اندازهای بود که تا صبح بیدار مانده و دعا خواندم و از خدا خواستم تا صبح زنده بمانم.
روایت این پرستار قزوینی، بیمار نجات یافته از چنگ کرونا نیز شنیدنی است؛ وقتی از این پرستار میپرسم، کلیپی در فضای مجازی از شما منتشر شد با این عنوان که: «پرستاری که با یک تلفن از لب مرگ برگشت»، اذعان میکند: اعتقاد بسیاری به دعای بیماران برای پرستاران دارم و چندین سال در بخشهای مختلف بیمارستان فعالیت کردم و از نزدیک شاهد دعای بیمارانم بودم.
وی میگوید: لحظهای که قرار بود اینتوبه شوم، واقعا از عمق وجودم تلاش میکردم اطرافیانم متوجه شوند این کار، شاید اثرات خوبی برای بیمار نداشته باشد.
این پرستار قزوینی ادامه میدهد: در آن لحظه امید داشتم که افراد مختلفی از جمله بیمارانم دعاگو و فرزندانم چشم انتظارم هستند، تمام تلاشم این بود که دوباره به زندگی برگردم؛ از خدا درخواست کردم که بار دیگر زندگی را به من هدیه دهد.
قربانی اضافه میکند: باوجودی که تحت درمان در شرایط سخت بودم و تنگی نفسهای شبانه برایم غیرقابل تحمل بود، انگار در زندگیم معجزهای رخ داد.
پرستار قزوینی میگوید: وقتی کسی صاحب فرزند میشود همه زندگی او فرزندانش میشوند و نگرانی اول هر پدر و مادری، فرزندان و خانوادهاش هستند؛ من نیز وقتی درگیر بیماری شدم، همه فکرم معطوف فرزندانم بود.
وی از تأثیر بسیار زیاد توجه فرزندان، دعای بیمارانش و نگاه ویژۀ خداوند در شرایط درگیریاش با کرونا میگوید: دعای بیماران برایم مؤثر بود؛ نگاه خداوند و صحبت دخترم پشت تلفن با حالی که در بیمارستان بستری بودم، باعث شد دوباره به زندگی برگردم.
از تجربۀ این بانوی قزوینی دربارۀ جدالش با کووید19 میپرسم، عنوان میکند: هرچند تجربۀ سختی بود، اما کرونا تجربههای زیادی را برایم رقم زد.
وی میافزاید: به این باور رسیدم که انسان در نقطهای از زندگی باید به خاطر دیگران از بسیاری از خواستههایش صرف نظر کند؛ ما از جان خود به خاطر حفظ سلامتی مردم جامعه گذشتیم اما عدهای از مردم حاضر نشدند برای کادر درمان و پرستاران از خواستههای خود بگذرند.
پرستار قزوینی اضافه میکند: کرونا به ما آموخت که مرگ در چند قدمی ماست و زندگی ارزش سختگیری را ندارد؛ کرونا نشان داد دنیا به اندازهای کوچک است که در نهایت عظمتش با کوچکترین ویروس و باکتری، فرصت زندگی را از انسان میگیرد.
قربانی یادآور میشود: در شرایط کنونی، بیشتر قدردان زندگیام هستم و تلاش میکنم از تمام لحظات زندگی لذت برده و از حداقلهای زندگی به شایستگی استفاده کنم. اعتقاد دارم معجزه همچنان در زندگیم جاری است و هر روز به خدا نزدیکتر میشوم و همیشه سعی میکنم در هر شرایطی شکرگزار نعمات الهی باشم.
این پرستار قزوینی میگوید: فردی که پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکند باید این احتمال را دهد که شاید روزی نتواند اعضای خانوادهاش را ملاقات کند. مردمی که کرونا را جدی نمیگیرند باید به این فکر کنند که ممکن است بر اثر سهل انگاری و نادیده گرفتن نکات بهداشتی، اعضای خانوادهشان را در اثر ابتلا به ویروس کرونا از دست بدهند.
وی تصریح میکند: رعایت پروتکلهای بهداشتی یک امر بسیار ساده و در عین حال بدون هزینه است، اما همین کار به ظاهر ساده میتواند در عدم ابتلای خانوادهها به ویروس کرونا مؤثر باشد.
قربانی عنوان کرد: برای اینکه دوری موقت از خانواده به دوری دائمی تبدیل نشود، باید ویروس کرونا را جدی بگیریم و پروتکلهای را رعایت کنیم.
پرستار قزوینی ادامه میدهد: پرستاران به خاطر مردم در بیمارستانها حضور دارند و خدمت میکنند و از مردم درخواست داریم که پروتکلها را تا ریشهکنی کامل ویروس، رعایت کنند.
وی در پایان گفت: همانگونه که از دست دادن اعضای یک خانواده برای آن خانواده سخت است، دیدن این صحنههای تلخ نیز برای پرستاران بسیار دشوار است.
انتهای پیام/
فروردین ماه امسال بود که یکی از مدافعان سلامت قزوینی درگیر مهمان ناخوانده کرونا شد، کار به جایی رسید که تبِ شدید و درگیری ریهها، حالِ پرستار را حسابی ناخوش کرده و حالا برای زنده ماندن، باید «اینتوبه» میشد.
,شرایط به گونهای پیش میرفت که امیدی برای بازگشت پرستار قزوینی به زندگی و ادامۀ حیات نبود اما به یکباره و با تماس تلفنی، ورق برگشت و پرستاری که تا لب مرگ هم پیش رفته بود، دوباره جانِ تازهای گرفت.
,زهرا قربانی، پرستار 40 سالۀ قزوینی، دارای مدرک کارشناس پرستاری و دو فرزند، با 14 سال سابقۀ پرستاری، از جملۀ مدافعان سلامت استان است که توانست ویروس کرونا را شکست داده و امروز در بخش اورژانس بیمارستان ولایت قزوین پا به پای دیگر مدافعان سلامت بر بالین بیماران کرونایی حضور داشته باشد.
,,
این پرستار قزوین در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی صبح قزوین اظهار میکند: با شیوع بیماری وَبا در سالهای بین 82 الی 83، شرایطی مانند شرایط موجود کشور را تجربه میکردیم که شیوع این بیماری در فصل تابستان بسیار گسترده بود.
,وی میافزاید: برخی خاطرات انگار برای همیشه در ذهن انسان ماندگار است؛ یادم هست در سال 92 الی 93 در بخش آیسییو خدمت میکردم که روزی مادر یک نوزاد چهار الی پنج ماهه در اثر ابتلا به یک بیماری در بیمارستان بستری شده بود و این مادر در زمان فوتش، اشک میریخت.
,از وی دربارۀ شرایط بیمارستان ولایت در ابتدای شیوع ویروس کرونا میپرسم، میگوید: بیماری کرونا دومین خاطرۀ تلخی است که در این مدت تجربه کردم که شاید بتوان گفت به علت عدم رعایت بهداشت در جامعه روز به روز بیشتر شیوع پیدا میکند.
,شیوع ویروس کرونا در کشور و قزوین غیرقابل باور بود
, شیوع ویروس کرونا در کشور و قزوین غیرقابل باور بود,وی بیان میکند: خبر شیوع ویروس کرونا از اسفندماه سال گذشته به صورت رسمی در کشور اعلام و بیمارستان بوعلی و ولایت قزوین به عنوان محل پذیرش بیماران کرونایی در استان تعیین شد.
,قربانی تصریح میکند: در همان روزهای نخست شیوع ویروس کرونا، باور نمیکردیم که چنین بیماری در استان شیوع پیدا کند و فعالیت در این شرایط بسیار سخت بود و همۀ بیماران از وضع موجود به نوعی گلایهمند بودند.
,پرستار قزوینی اضافه میکند: در همان روزهای نخست شیوع کووید19 در استان همزمان با دیگر استانهای کشور، تعطیلات نوروزی و مرخصیهای پرستاران و کادر پزشکی لغو شد.
,وی اذعان میکند: من و بسیاری از همکاران در تعطیلات عید نیز در بیمارستان و محل کار حضور داشتیم و به علت استرس ناشی از ویروس، از حضور در کنار خانوادهها امتناع کردیم.
,قربانی عنوان میکند: دوری از خانواده بسیار برایمان سخت بود و در این مدت تقریبا یک ماه (از اواخر اسفندماه تا اوایل فروردین ماه) با خانواده ملاقات و دیدار نداشتیم.
,پرستار قزوینی یادآور میشود: باوجود اینکه مسئولان بهداشتی، مردم را به ماندن در خانه توصیه کردند اما مردم نسبت به این موضوع بیتفاوت بوده و به سفرهای نوروزی خود همچنان ادامه دادند و این موضوع برای کار درمان و پزشکی بسیار ناراحت کننده بود.
,

, وی اضافه میکند: بی توجهی مردم به رعایت پروتکلهای بهداشتی و جدی نگرفتن ویروس کرونا، باعث شد که در نیمۀ دوم فروردین ماه، پیک شیوع این بیماری افزایش یابد و خستگی بر تن کادر درمان باقی بماند.
,این پرستار قزوینی دربارۀ تلخترین خاطراتش از دوران کرونا میگوید: محال است در شغل پرستاری باشی و خاطرهای نداشته باشی، آن هم از جنس خاطرات خوب و تلخ. تلخترین خاطرهای که در ایام کرونا تجربه کردم، مرگ بانوی 45 سالهای بود که به هنگام تولد فرزندش، فوت کرد.
,همه چیز از یک تب شدید شروع شد
, همه چیز از یک تب شدید شروع شد,وی با اشاره به نحوۀ مبتلا شدنش به ویروس کرونا میگوید: خودم هم نمیدانم چه شد که کارم به اینجا رسید، زیرا همیشه پروتکلهای بهداشتی را رعایت میکردم.
,قربانی اذعان میکند: تقریبا در 17 فروردین ماه سالجاری، تب شدیدی داشتم و این تب برایم قابل توجیه نبود؛ با انجام تست کرونا و سیتیاسکن متوجه شدم که ریههایم درگیر بیماری شده است.
,وی عنوان میکند: تقریبا هفت الی هشت روز در منزل قرنطینه بودم اما با این وجود، حال عمومی چندان مساعدی نداشتم و با حاد شدن شرایط جسمانی در بیمارستان بستری شدم. همزمان با مبتلا شدن به ویروس کرونا تا بهبودی کامل، تقریبا یک ماه در بیمارستان بستری بودم.
,,
روایتی از ایثارگری مدافعان سلامت
, روایتی از ایثارگری مدافعان سلامت,جدال با ویروس کرونا، دل و جرأت میخواهد و البته روزنهی امید؛ از این پرستار قزوینی دربارۀ حسش نسبت به کرونا میپرسم و او بیان میکند: باورم نمیشد که به این بیماری مبتلا شوم، چراکه با تمام وجود پروتکلهای بهداشتی را رعایت میکردم.
,پرستار قزوینی یادآور میشود: با نگرانی تمام صحنههای بیماران مبتلا به کرونا در ذهنم تداعی میشد. شدت دردم در روز چهارم و پنجم بیماری به اندازهای بود که تا صبح بیدار مانده و دعا خواندم و از خدا خواستم تا صبح زنده بمانم.
,روایت این پرستار قزوینی، بیمار نجات یافته از چنگ کرونا نیز شنیدنی است؛ وقتی از این پرستار میپرسم، کلیپی در فضای مجازی از شما منتشر شد با این عنوان که: «پرستاری که با یک تلفن از لب مرگ برگشت»، اذعان میکند: اعتقاد بسیاری به دعای بیماران برای پرستاران دارم و چندین سال در بخشهای مختلف بیمارستان فعالیت کردم و از نزدیک شاهد دعای بیمارانم بودم.
,وی میگوید: لحظهای که قرار بود اینتوبه شوم، واقعا از عمق وجودم تلاش میکردم اطرافیانم متوجه شوند این کار، شاید اثرات خوبی برای بیمار نداشته باشد.
,این پرستار قزوینی ادامه میدهد: در آن لحظه امید داشتم که افراد مختلفی از جمله بیمارانم دعاگو و فرزندانم چشم انتظارم هستند، تمام تلاشم این بود که دوباره به زندگی برگردم؛ از خدا درخواست کردم که بار دیگر زندگی را به من هدیه دهد.
,قربانی اضافه میکند: باوجودی که تحت درمان در شرایط سخت بودم و تنگی نفسهای شبانه برایم غیرقابل تحمل بود، انگار در زندگیم معجزهای رخ داد.
,پرستار قزوینی میگوید: وقتی کسی صاحب فرزند میشود همه زندگی او فرزندانش میشوند و نگرانی اول هر پدر و مادری، فرزندان و خانوادهاش هستند؛ من نیز وقتی درگیر بیماری شدم، همه فکرم معطوف فرزندانم بود.
,وی از تأثیر بسیار زیاد توجه فرزندان، دعای بیمارانش و نگاه ویژۀ خداوند در شرایط درگیریاش با کرونا میگوید: دعای بیماران برایم مؤثر بود؛ نگاه خداوند و صحبت دخترم پشت تلفن با حالی که در بیمارستان بستری بودم، باعث شد دوباره به زندگی برگردم.
,از تجربۀ این بانوی قزوینی دربارۀ جدالش با کووید19 میپرسم، عنوان میکند: هرچند تجربۀ سختی بود، اما کرونا تجربههای زیادی را برایم رقم زد.
,وی میافزاید: به این باور رسیدم که انسان در نقطهای از زندگی باید به خاطر دیگران از بسیاری از خواستههایش صرف نظر کند؛ ما از جان خود به خاطر حفظ سلامتی مردم جامعه گذشتیم اما عدهای از مردم حاضر نشدند برای کادر درمان و پرستاران از خواستههای خود بگذرند.
,پرستار قزوینی اضافه میکند: کرونا به ما آموخت که مرگ در چند قدمی ماست و زندگی ارزش سختگیری را ندارد؛ کرونا نشان داد دنیا به اندازهای کوچک است که در نهایت عظمتش با کوچکترین ویروس و باکتری، فرصت زندگی را از انسان میگیرد.
,قربانی یادآور میشود: در شرایط کنونی، بیشتر قدردان زندگیام هستم و تلاش میکنم از تمام لحظات زندگی لذت برده و از حداقلهای زندگی به شایستگی استفاده کنم. اعتقاد دارم معجزه همچنان در زندگیم جاری است و هر روز به خدا نزدیکتر میشوم و همیشه سعی میکنم در هر شرایطی شکرگزار نعمات الهی باشم.
,,
این پرستار قزوینی میگوید: فردی که پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکند باید این احتمال را دهد که شاید روزی نتواند اعضای خانوادهاش را ملاقات کند. مردمی که کرونا را جدی نمیگیرند باید به این فکر کنند که ممکن است بر اثر سهل انگاری و نادیده گرفتن نکات بهداشتی، اعضای خانوادهشان را در اثر ابتلا به ویروس کرونا از دست بدهند.
,وی تصریح میکند: رعایت پروتکلهای بهداشتی یک امر بسیار ساده و در عین حال بدون هزینه است، اما همین کار به ظاهر ساده میتواند در عدم ابتلای خانوادهها به ویروس کرونا مؤثر باشد.
,قربانی عنوان کرد: برای اینکه دوری موقت از خانواده به دوری دائمی تبدیل نشود، باید ویروس کرونا را جدی بگیریم و پروتکلهای را رعایت کنیم.
,پرستار قزوینی ادامه میدهد: پرستاران به خاطر مردم در بیمارستانها حضور دارند و خدمت میکنند و از مردم درخواست داریم که پروتکلها را تا ریشهکنی کامل ویروس، رعایت کنند.
,وی در پایان گفت: همانگونه که از دست دادن اعضای یک خانواده برای آن خانواده سخت است، دیدن این صحنههای تلخ نیز برای پرستاران بسیار دشوار است.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه