نویسنده، کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون:
بازگشت به فرهنگ اصیل ایرانی؛ نجاتبخش سینمای ایران/ علیرغم تمام نقدها، سینمای ایران پاکترین سینمای دنیاست
سیدجواد هاشمی گفت: متاسفانه سینمای ایران دچار تکرارِ مسخرهی آلوده ای شده است بهطوری که نه سینمای عشقی درستی داریم نه سینمای اجتماعی یا انتقادی درستی، آنچه که نجاتبخش سینمای ایران از حالت اسفبار این روزها است، این است که به فرهنگ اصیل خود بازگردیم؛ به قول معروف «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش».[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیارآفتاب؛ ۲۱ شهریور ماه به عنوان روز ملی سینما در تقویم کشورمان نامگذاری شده است. صنعتی که به نوعی برادران لومیر آن را بنیان نهادند و از سال ۱۲۷۹ وارد سرزمین ایران شد و به تدریج در کشورمان گسترش یافت. صنعت سینمای ایران و متعلقات آن در طول این سال ها فراز و نشیب های بسیاری را تجربه کرده است. از سوختن سینما رکس آبادان در سال ۱۳۵۷ تا دریافت جوایزی در جشنواره های بین المللی و حضور فیلم های خارجی در جشنواره بین المللی فیلم فجر.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیارآفتاب,در سال های اخیر، برخی معتقدند سینمای ایران از دوران اوج خود فاصله گرفته و فیلمسازان بیشتر از آنی که به دنبال ارائه محتوای مناسب و در شأن فرهنگ اصیل ایرانی باشند، به دنبال ساخت فیلم هایی هستند که صرفا فروش بیشتری داشته باشد و همین امر، آسیبی جدی به سینمای ایران زده است.
روز ملی سینما بهانه ای شد تا در مصاحبه ای تفصیلی با سید جواد هاشمی، بازیگر، کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون، به بررسی مسائلی پیرامون هنر هفتم بپردازیم.

دیارآفتاب؛ وضعیت امروز سینمای ایران را چطور می بینید؟ برخی معتقدند سینمای ایران در حال فاصله گرفتن از رسالت اصلی خود است. نظر شما در این باره چیست؟
هاشمی؛ سینمای ایران در طول این سال ها دچار معضلی مثال زدنی شده است به این صورت که فیلم سازان ما هرگز از مخاطبان خود، یک قدم جلوتر نبوده اند. عقب بودن از مردم اشکالی اساسی را به وجود می آورد. این اشکال باعث می شود ببینیم آنها چه می خواهند و همان را تولید کنیم و این اشتباهی جبران ناپذیر است. در حالی که باید تولیدات را به سمتی ببریم که مردم دنباله رو سینما باشند. سینما باید مردم را از نظر فرهنگی رهبری کند نه اینکه ذائقه مردم به هر طرف رفت، فیلمسازان هم به همان سمت بروند.
ولی متاسفانه وضعیت امروز سینمای ایران به سمتی رفته که چون ذائقه مردم به سمت کمدی گرایش بیشتری دارد، فیلمسازان هم به این ژانر رو آورده اند و بعضاً کمدی هایی ساخته می شود که صرفا با به کار بردن کلمات و جملات سعی در ایجاد چنین ژانری دارد. این در حالی است که کمدی موقعیت که یکی از جذاب ترین انواع کمدی است، در کمتر فیلمی دیده می شود.
بازگشت به فرهنگ اصیل ایرانی، نجاتبخش سینمای ایران
متاسفانه سینمای ایران دچار تکرارِ مسخرهی آلوده ای شده است به طوری که نه سینمای عشقی درستی داریم نه سینمای اجتماعی یا انتقادی درستی. در حوزه سینمای کودک که خودم مشغول به فعالیت در آن هستم، بهتر است چیزی نگویم. دچار وانفسای غیرمنطقی، زجرآور و تراژدیای شدیم. به نظر می رسد آنچه که نجات بخش سینمای ایران از حالت اسف بار این روزها است، این است که به فرهنگ اصیل خود بازگردیم؛ به قول معروف «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش». برای اینکه به اصل خود بازگردیم نیاز است تا به راهی که آمده ایم نگاهی بیاندازیم و برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم تا از این وضعیت نجات پیدا کنیم.
سینمای امروز ایران، آلوده، بی کیفیت و تکراری است/ متاسفانه برخی فیلمسازان بزرگ هم گیشه محور شده اند
سینمای امروز ایران سینمایی آلوده، بی کیفیت و دچار تکرار و درجا زدن شده است. اکثر فیلم های این روزهای سینما صرفاً برای فروش بیشتر ساخته می شوند. سؤال اینجاست که مدیران فرهنگی پس چه زمانی می خواهند دست به کار شوند و سر و شکل سینما را اصلاح کنند؟ به نظر می رسد اگر می خواستند اقدامی کنند تا به حال انجام داده بودند؛ هر کاری می خواهد انجام شود بایستی به دست اهالی هنر سینما صورت بگیرد. متاسفانه در این وانفسا حتی برخی فیلمسازان مطرح که ساخت فیلم های خوبی را هم در رزومه خود دارند، به دنبال تولید فیلم هایی می روند که صرفاً فروش بهتری داشته باشد که این باعث ناامیدی بیشتر دلسوزان سینما می شود.
دیارآفتاب؛ به گیشهمحور شدن سینمای ایران اشاره کردید. به نظرتان در این وضعیت، هنوز هم می توان فیلمی ساخت که هم گیشه را داشته باشد، هم محتوایی متناسب با فرهنگ اصیل ایرانی؟
هاشمی؛بله قطعا می توان، ولی به این شرط که نویسنده خوب پرورش دهیم. در والتدیزنی که به صورت ویژه برای کودکان تولید فیلم و انیمیشن می کند، بیش از ۳یا ۴هزار متن نوشته شده ولی از بین آن تعداد محدودی کار شده است. ولی متاسفانه در کشور ما اینطور نیست و نویسنده خوب نداریم؛ شاید یکی از علل آن عدم توجه به نویسندگان است. وقتی پول خوبی به نویسنده داده نمی شود، به این وضعیت می رسیم. لذا معضل اصلی ما در نوشته است. در بین تمام کمدی هایی که دیدم فیلم هزارپا بخاطر توجه بیشتری که به متن داشته است، بهتر دیده شده و فروش خوبی هم داشته است. البته باز هم نمی توان متن این فیلم را خوب دانست.
برای اصلاح سینما باید از اصلاح نوشته شروع کنیم
بگذارید از خودم شروع کنم، متاسفانه در سینمای کودک، خود من نتوانسته ام متن های خوبی بنویسم و همین باعث شده تا نتوانیم به یک استاندارد منطقی و درست در سینمای دنیا برسیم. به همین خاطر باید برای اصلاح سینما، از اصلاح نوشته شروع کنیم و با نویسنده پروری، پی ریزی صحیحی برای سینما ایجاد کنیم. اصلا به دنبال تعطیلی سینمای کمدی نیستیم بلکه به دنبال پرورش و ارتقای آن هستیم. لذا اگر خواهان سینمای با اصالت هستیم باید اول متن خوب بنویسیم. اگر مخاطبان فیلم های خوب ببینند چرا از آن استقبال نکنند؟
نمونه واضح آن سریال هایی مثل شهرزاد و همگناه هستند که به علت متن های خوبی که داشتند مورد استقبال مردم قرار گرفتند و این قضیه تا جایی پیش رفت که در بعضی موارد شبکه نمایش خانگی از سینما جلوتر زد. لذا اگر به دنبال استقبال مردم از سینماها هستیم باید متن هایی درست و با کیفیت بنویسیم، آن وقت خواهیم دید که سالن های سینما پر از علاقه مندان به هنر خواهد شد.
دیارآفتاب؛ علت فاصله گرفتن سینمای ایران از فرهنگ ایرانی و رو آوردن به ساخت فیلم هایی به سبک غربی چیست؟ متاسفانه در سال های اخیر هم شاهد ولنگاری بیشتری در سینما و شبکه نمایش خانگی بوده ایم، دلیل ساخت چنین فیلم هایی را چه می دانید؟ شاهدیم برخی سریال ها هم دست کمی از سریال های ترکیه ای ندارند. آیا امیدی به اصلاح این روند وجود دارد؟
هاشمی؛ فکر می کنم چند عامل باعث این اتفاق شده است، یکی استقبال عامه مردم از چنین فیلم هایی است که باعث شده تا برخی همکارانم وارد این معرکه غلط بشوند که دیگر به این راحتی ها هم نمی توان آن را اصلاح کرد چرا که وقتی به این ذائقه دامن زده شود و ساخت چنین فیلم هایی صورت پذیرد، مردم هم به دیدن فیلم های سخیف عادت می کنند و این باعث ادامه دار شدن ساخت چنین فیلم هایی می شود. به نظر من هر دو طرف –مردم و برخی فیلمسازان- در این روند غلط به یک اندازه سهیم هستند و ادامه این روند ذائقه مردم کشورمان را تغییر می دهد و حتی می تواند به ورشکستگی سینمای ایران بینجامد.
دلیل دیگری که این اتفاق افتاده عقب بودن فیلمسازان نسبت به مردم است که در جملات قبل آن را تشریح کردم. در حالی که باید به مردم یاد بدهیم که سلیقه خود را عوض کنند. در موسیقی هم چنین مشکلی را داریم و اگر امروزه شاهدیم که مخاطبان به دنبال موسیقی هایی پلشت و با محتوای نامناسب می روند، دلیلش این است که مردم آن را خواسته اند و چنین محتوایی هم تولید شده است.
ساخت فیلم و سریال هایی الگوبرداری شده از فیلم های ترکیه ای هم نشانه ضعف سینمای ماست. وقتی سریال های ترکیه ای با ممیزی بسیار کمتری در حال تولید است و متاسفانه به علت ضعف ما، عده ای از مردم هم مخاطب چنین فیلم هایی هستند، چرا فیلمسازان ما سعی در کپی برداری از آن را دارند. این نشان می دهد سلایق مردم تغییر کرده و عامل آن هم خود ما هستیم. تلویزیون، سینما و فیلم های ضعیف باعث شده تا مخاطبان به سمت فیلم های ترکیه ای و غربی کشیده شوند و سلایقشان عوض شود.
نباید با کپی از فیلم های ترکیه ای سطح کیفی سینمای ایران را تنزل دهیم
این تغییر سلیقه کار را به جایی کشانده که حتی وقتی فیلم خوبی هم ساخته می شود، مردم استقبال کمتری نسبت به یک فیلم سخیف، از آن دارند. خودمان عامل چنین مشکلی شدیم و نمی توان از جای دیگری گلایه کرد. اگر ما مدعی این هستیم که عیار هنر ما از کشورهایی مانند ترکیه به مراتب قوی تر و بهتر است باید خودمان را نشان دهیم و با کپی کاری های ناشیانه سطوح کیفی و قابل قبول ایرانی را تنزل ندهیم.
از طرف دیگر ای کاش به جای داشتن این تعداد کانال تلویزیونی و رادیویی که کارایی خاصی هم ندارند، تعداد را محدود و بر کیفیت آن ها می افزودیم. همچنین ای کاش به جای برگزاری جشنواره های متعدد فیلم، صرفا دو جشنواره فیلم داشتیم ولی متاسفانه شاهدیم هر سازمان و وزارتخانه ای برای خود جشنواره ای به راه می اندازد و دلیل آن را قبول نداشتن وزارت ارشاد می داند؛ این در حالی است که متولی تولید محصولات فرهنگی و هنری وزارت ارشاد است.
متولی فرهنگ کشور وزارت ارشاد است ولی سازمان های دیگر با ورود به صنعت سینما و هزینه های بسیار، این یکپارچگی را به هم زده اند. این اتفاق در حالی رخ داده که وقتی یک فیلمساز دست کمک به سمت وزارت ارشاد دراز می کند با رد درخواست به دلیل نداشتن منابع مالی مواجه می شود. نظر من این است که به جای ورود سازمان های دیگر به بحث فیلمسازی و پرداخت هزینه های زیاد، این هزینه ها به صورت متمرکز در اختیار وزارت ارشاد که متولی هنر کشور است قرار بگیرد و به صورت کانالیزه مصرف شود.
۷ فیلم کودک در کارنامه خود دارم ولی هیچ کمکی از نظر دریافت یارانه یا کمک های معنوی از طرف متولی و مسئول سینمای کشور به من نشده است. به نظرم این سردرگمی و تشتت و اختلاف دیدگاه ها باعث به وجود آمدن چنین اتفاقاتی شده است. از طرف دیگر عدم ثابت مدیران در سطوح بالای مدیریتی وزارت فرهنگ و ارشاد مشکل دیگری است که باعث ایجاد مشکلاتی در سینمای کشور می شود. این در حالی است که یک مدیر حداقل باید ۱۰ سال تجربه کسب کند و پس از آن بازدهی لازم را داشته باشد ولی در این سال ها شاهدیم که مدیران سازمان سینمایی پس از چند سال از سِمت خود کنار می روند و جای خود را به فرد دیگری می دهند.
دیارآفتاب؛ از ورود سازمان دیگر در صنعت سینما نام بردید، یکی از اهداف ورود این سازمان به صنعت فیلمسازی در سال های اخیر، پر کردن خلاء های موجود در سینمای ایران خصوصا در ساخت فیلم های ارزشی و مطابق با فرهنگ اصیل ایرانی است. نظر شما در خصوص این اقدام چیست؟ آیا کم کاری وزارت ارشاد باعث چنین ورودی نشده است؟
هاشمی؛بله، در سینمای ما جای فیلم هایی که بتواند اثرگذار باشد، نفوذ کند و تماشاگر را منقلب کند یا به قول اهالی تئاتر کاتارسیس(تزکیه) ایجاد کند، به وفور خالی است. به بیانی دیگر سینمای امروز ایران تقریبا از فیلم های خوبی که هم اقبال تماشاگران را داشته باشد هم منویات نظام را دنبال کند، تهی است. سازمان اوج در سال های اخیر در راستای پر کردن این خلاء قدم بر میدارد و کار خوبی هم هست و آن بخشی که باعث رونق سینما می شود قابل دفاع است.

در حوزه کودک، فیلم منطقه پرواز ممنوع که تبلیغات بسیار زیادی هم برای آن -در بیلبوردهای شهری و تلویزیون- شد، توانست ۵میلیارد تومان فروش کند. گرچه شاید تنها بخشی از هزینه های ساخت فیلم از فروش بلیط تأمین شد ولی حداقل در سینمای کودک کورسوی امیدی را روشن کرد. البته همزمانی اکران این فیلم با فیلم تورنادو که ساخته من بود، به علت تبلیغات بسیار زیاد آن فیلم و تبلیغات بسیار کم فیلم من، خیلی به ضررم تمام شد ولی به این خاطر که دلم برای سینمای کودک می تپد، از ورود این سازمان به حوزه کودک خوشحال شدم. البته معتقدم باید فیلم هایی بسازند که بچه ها دوست داشته باشند؛ در واقع باید کاری کنند تا در کنار گنجاندن مفاهیم ارزشی در فیلم، جذابیت را هم برای کودکان به وجود بیاورند تا بدون داشتن تبلیغاتی در آن سطح، بازار را قبضه کنند.
پرورش نیروی انسانی در عرصه سینما توسط سازمان اوج، اتفاق خوبی است
من از آن بخشی از اوج دفاع می کنم که پرورش نیروی انسانی در عرصه سینما را بر عهده گرفته است. این اتفاق خوبی است که نیروهایی مسلمان در راستای دنبال کردن منویات نظام گام بر میدارند. این کار را ارشاد و سازمان های دیگر هم باید دنبال کنند. بنظرم هر چه در وادی هنر چنین اتفاقاتی رخ دهد، باید آن را به فال نیک گرفت.
دیارآفتاب؛ چرا شاهدیم بعضی از بازیگرانی که مردم با آنها خاطره داشتند این روزها کمتر نقشی را بازی می کنند؟ از طرف دیگر برخی افرادی که سواد درستی از سینما و بازیگری ندارند وارد این حرفه شدند و به آنها نقش داده می شود که برای نمونه می توان به برخی انفلوئنسرهای اینستاگرامی اشاره کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟
هاشمی؛صد البته معتقدم بازیگری در کشورمان شغلی حرفه ای نیست و برخی افرادی که وارد این حرفه می شوند بیشتر برای رفع عطش و گاهی اوقات ناشی از توهم آنان و یا برای سرگرمیشان است. این در حالی است که در دنیا خیلی بیشتر از ایران این حرفه را جدی می گیرند. در سینمای دنیا بازیگرانی را داریم که فیلمی یک سکانسی بازی می کنند و کیفیتی به مراتب بهتر از بازیگران درجه یک ایران دارند. در حالی که در برخی فیلم های ایرانی شاهد حضور بازیگری در نقش اول هستیم که به درد بازی در سیاهی لشگر می خورد. چنین مشکلی به دلایلی مثل پرداخت پول، رابطه یا عدم پرداخت هزینه برای آوردن بازیگر خوب در نقش اول به وجود آمده است.
پول بیشتر عامل راهیابی به سینمای امروز ایران است، نه استعداد بیشتر!
متاسفانه این سال ها شاهدیم که در آموزشگاه های بازیگری هر کسی پول بیشتری بدهد وارد سینما می شود ولی هر کسی استعداد بیشتری داشته باشد، خیر. چنین چیزی معضل بزرگی است و جلوی رشد نیروی انسانی با کیفیت را می گیرد. کار قشنگی که سازمانی مانند اوج انجام می دهد این است که با منویات و تفکر خاص خودش، نیروی انسانی با کیفیت در سطوح بازیگری، تهیه کنندگی و کارگردانی تربیت می کند. این ها اتفاقات خوبی است؛ البته دانشگاه ها نیز در این قضیه سهیم هستند ولی کسانی که استعداد این کار را دارند ولی به هر دلیل به دانشگاه ها راه پیدا نکردند هم باید راهی برای بارور کردن استعداد های خود داشته باشند. چنین کاری در بُعد کلان وظیفه وزارت ارشاد است ولی رئیس سازمان سینمایی بیشتر از اینکه به فکر پر کردن چاله های فرهنگی هنری کشور باشد به فکر عقب نیفتادن حقوق کارمندان خود است.
دیارآفتاب؛ نظرتان در مورد وضعیت سینمای ایران در مسابقات بین المللی و فستیوال های جهانی چیست؟ به نظرتان در طول سال های اخیر روندی رو به رشد داشته یا رو به افول؟
هاشمی؛مشخصا روند نزولی بوده و هیچ صعودی را از سینمای ایران در این چند ساله شاهد نبودیم. سینمای ایران پروداکشن ندارد و صرفا سینمایی معناگرا و اخلاقی است. با قاطعیت می گویم علیرغم انتقاداتی که به سینمای ایران وارد است ولی پاک ترین سینمای دنیا از جهت اخلاقی باز هم سینمای کشور ماست. سینمای ما صرفا می تواند در بُعد معنا، مفاهیم و اخلاق حرفی برای گفتن داشته باشد تا رتبه ای در جشنواره های خارجی بدست آورد که آن هم به قول معروف «گاو نر می خواهد و مردم کهن» و قطعا به این سادگی ها نخواهد بود. پس نباید خودمان را معطل کنیم تا در جشنواره های جهانی از نظر پروداکشن رتبه بیاوریم. البته ساخت فیلم هایی هم که از نظر سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی ایران را سیاه نشان دهد برای هیئت داوران جشنواره های خارجی جذاب است و بعضاً در سال های اخیر شاهد منتخب شدن چنین فیلم هایی در اسکار و جشنواره فیلم کَن بوده ایم. البته فیلم های انتخابی فیلم های بدی نیستند بلکه در کنار خوش ساخت بودن، مقاصد خاصی را هم دنبال می کنند.
اما در سال های اخیر حتی از نظر سیاه نشان دادن ایران هم، فیلم های ما را انتخاب نمی کنند؛ چرا که اکثر فیلم هایی که از طرف وزارت ارشاد به جشنواره ها معرفی می شود، از نظر محتوا یا سیاه نشان دادن ایران، باب میل هیئت داوران نیست.
دیارآفتاب؛در نهایت آینده سینمای ایران را در عرصه داخلی و خارجی چطور ارزیابی می کنید؟ آیا دورنمای خوبی برای آن متصور هستید؟
هاشمی؛این را می دانیم که سینما صنعت گرانی است و امروزه به دلیل شیوع کرونا، شبکه نمایش خانگی جایگزین سینما شده است و حتی احساس میکنم سینمای هالیوود هم در حال شکست باشد چه رسد به سینمای ما. به همین خاطر سینمای ایران را اصلا امیدوارکننده نمی بینم و بنظر می رسد حتی بعد از غلبه بر کرونا باز هم شاهد خالی ماندن سالن های سینما باشیم و نتوان عادت از دست رفته مردم برای برگشت به سینما جبران کرد. البته این امر قابل بررسی بیشتر و برنامه ریزی است. امیدوارم اگر این روند بهبود پیدا کرد در آینده دیگر شاهد چنین مشکلی نباشیم.
این روزها دوره شبکه نمایش خانگی است و به شرط اینکه این پلتفرم ها دچار منگنه های سانسور نشوند، می توان کورسوی امیدی برای صنعت سینما متصور شد ولی اگر آنها هم دست به سانسور هایی به مانند تلویزیون بزنند، دیگر نمی توان در عرصه سینما کاری کرد. مثال آن یکی از فیلم های ژانر کودکی بوده که خودم ساختم و زمانی که از تلویزیون پخش شد، نزدیک به ۳۰ دقیقه آن سانسور شده! چرا باید آهنگ های فیلمی که همه آن را دیدند حذف کنند. این سانسور ها می تواند بلای جان سینما باشد که امیدوارم در سینمای خانگی شاهد آن نباشیم. نهایتا بنظرم سینمای ایران اصلا آینده امیدوار کننده ای ندارد.
مصاحبه از: علیرضا نجمی
انتهای پیام/
در سال های اخیر، برخی معتقدند سینمای ایران از دوران اوج خود فاصله گرفته و فیلمسازان بیشتر از آنی که به دنبال ارائه محتوای مناسب و در شأن فرهنگ اصیل ایرانی باشند، به دنبال ساخت فیلم هایی هستند که صرفا فروش بیشتری داشته باشد و همین امر، آسیبی جدی به سینمای ایران زده است.
,روز ملی سینما بهانه ای شد تا در مصاحبه ای تفصیلی با سید جواد هاشمی، بازیگر، کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون، به بررسی مسائلی پیرامون هنر هفتم بپردازیم.
,

, دیارآفتاب؛ وضعیت امروز سینمای ایران را چطور می بینید؟ برخی معتقدند سینمای ایران در حال فاصله گرفتن از رسالت اصلی خود است. نظر شما در این باره چیست؟
, دیارآفتاب؛ وضعیت امروز سینمای ایران را چطور می بینید؟ برخی معتقدند سینمای ایران در حال فاصله گرفتن از رسالت اصلی خود است. نظر شما در این باره چیست؟, دیارآفتاب, ؛ وضعیت امروز سینمای ایران را چطور می بینید؟ برخی معتقدند سینمای ایران در حال فاصله گرفتن از رسالت اصلی خود است. نظر شما در این باره چیست؟,هاشمی؛ سینمای ایران در طول این سال ها دچار معضلی مثال زدنی شده است به این صورت که فیلم سازان ما هرگز از مخاطبان خود، یک قدم جلوتر نبوده اند. عقب بودن از مردم اشکالی اساسی را به وجود می آورد. این اشکال باعث می شود ببینیم آنها چه می خواهند و همان را تولید کنیم و این اشتباهی جبران ناپذیر است. در حالی که باید تولیدات را به سمتی ببریم که مردم دنباله رو سینما باشند. سینما باید مردم را از نظر فرهنگی رهبری کند نه اینکه ذائقه مردم به هر طرف رفت، فیلمسازان هم به همان سمت بروند.
, هاشمی, هاشمی,ولی متاسفانه وضعیت امروز سینمای ایران به سمتی رفته که چون ذائقه مردم به سمت کمدی گرایش بیشتری دارد، فیلمسازان هم به این ژانر رو آورده اند و بعضاً کمدی هایی ساخته می شود که صرفا با به کار بردن کلمات و جملات سعی در ایجاد چنین ژانری دارد. این در حالی است که کمدی موقعیت که یکی از جذاب ترین انواع کمدی است، در کمتر فیلمی دیده می شود.
,بازگشت به فرهنگ اصیل ایرانی، نجاتبخش سینمای ایران
, بازگشت به فرهنگ اصیل ایرانی، نجاتبخش سینمای ایران, بازگشت به فرهنگ اصیل ایرانی، نجاتبخش سینمای ایران,متاسفانه سینمای ایران دچار تکرارِ مسخرهی آلوده ای شده است به طوری که نه سینمای عشقی درستی داریم نه سینمای اجتماعی یا انتقادی درستی. در حوزه سینمای کودک که خودم مشغول به فعالیت در آن هستم، بهتر است چیزی نگویم. دچار وانفسای غیرمنطقی، زجرآور و تراژدیای شدیم. به نظر می رسد آنچه که نجات بخش سینمای ایران از حالت اسف بار این روزها است، این است که به فرهنگ اصیل خود بازگردیم؛ به قول معروف «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش». برای اینکه به اصل خود بازگردیم نیاز است تا به راهی که آمده ایم نگاهی بیاندازیم و برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم تا از این وضعیت نجات پیدا کنیم.
,سینمای امروز ایران، آلوده، بی کیفیت و تکراری است/ متاسفانه برخی فیلمسازان بزرگ هم گیشه محور شده اند
, سینمای امروز ایران، آلوده، بی کیفیت و تکراری است/ متاسفانه برخی فیلمسازان بزرگ هم گیشه محور شده اند, سینمای امروز ایران، آلوده، بی کیفیت و تکراری است/ متاسفانه برخی فیلمسازان بزرگ هم گیشه محور شده اند,سینمای امروز ایران سینمایی آلوده، بی کیفیت و دچار تکرار و درجا زدن شده است. اکثر فیلم های این روزهای سینما صرفاً برای فروش بیشتر ساخته می شوند. سؤال اینجاست که مدیران فرهنگی پس چه زمانی می خواهند دست به کار شوند و سر و شکل سینما را اصلاح کنند؟ به نظر می رسد اگر می خواستند اقدامی کنند تا به حال انجام داده بودند؛ هر کاری می خواهد انجام شود بایستی به دست اهالی هنر سینما صورت بگیرد. متاسفانه در این وانفسا حتی برخی فیلمسازان مطرح که ساخت فیلم های خوبی را هم در رزومه خود دارند، به دنبال تولید فیلم هایی می روند که صرفاً فروش بهتری داشته باشد که این باعث ناامیدی بیشتر دلسوزان سینما می شود.
,دیارآفتاب؛ به گیشهمحور شدن سینمای ایران اشاره کردید. به نظرتان در این وضعیت، هنوز هم می توان فیلمی ساخت که هم گیشه را داشته باشد، هم محتوایی متناسب با فرهنگ اصیل ایرانی؟
, دیارآفتاب؛ به گیشهمحور شدن سینمای ایران اشاره کردید. به نظرتان در این وضعیت، هنوز هم می توان فیلمی ساخت که هم گیشه را داشته باشد، هم محتوایی متناسب با فرهنگ اصیل ایرانی؟, دیارآفتاب, ؛ به گیشهمحور شدن سینمای ایران اشاره کردید. به نظرتان در این وضعیت، هنوز هم می توان فیلمی ساخت که هم گیشه را داشته باشد، هم محتوایی متناسب با فرهنگ اصیل ایرانی؟,هاشمی؛بله قطعا می توان، ولی به این شرط که نویسنده خوب پرورش دهیم. در والتدیزنی که به صورت ویژه برای کودکان تولید فیلم و انیمیشن می کند، بیش از ۳یا ۴هزار متن نوشته شده ولی از بین آن تعداد محدودی کار شده است. ولی متاسفانه در کشور ما اینطور نیست و نویسنده خوب نداریم؛ شاید یکی از علل آن عدم توجه به نویسندگان است. وقتی پول خوبی به نویسنده داده نمی شود، به این وضعیت می رسیم. لذا معضل اصلی ما در نوشته است. در بین تمام کمدی هایی که دیدم فیلم هزارپا بخاطر توجه بیشتری که به متن داشته است، بهتر دیده شده و فروش خوبی هم داشته است. البته باز هم نمی توان متن این فیلم را خوب دانست.
, هاشمی, هاشمی,برای اصلاح سینما باید از اصلاح نوشته شروع کنیم
, برای اصلاح سینما باید از اصلاح نوشته شروع کنیم, برای اصلاح سینما باید از اصلاح نوشته شروع کنیم,بگذارید از خودم شروع کنم، متاسفانه در سینمای کودک، خود من نتوانسته ام متن های خوبی بنویسم و همین باعث شده تا نتوانیم به یک استاندارد منطقی و درست در سینمای دنیا برسیم. به همین خاطر باید برای اصلاح سینما، از اصلاح نوشته شروع کنیم و با نویسنده پروری، پی ریزی صحیحی برای سینما ایجاد کنیم. اصلا به دنبال تعطیلی سینمای کمدی نیستیم بلکه به دنبال پرورش و ارتقای آن هستیم. لذا اگر خواهان سینمای با اصالت هستیم باید اول متن خوب بنویسیم. اگر مخاطبان فیلم های خوب ببینند چرا از آن استقبال نکنند؟
,نمونه واضح آن سریال هایی مثل شهرزاد و همگناه هستند که به علت متن های خوبی که داشتند مورد استقبال مردم قرار گرفتند و این قضیه تا جایی پیش رفت که در بعضی موارد شبکه نمایش خانگی از سینما جلوتر زد. لذا اگر به دنبال استقبال مردم از سینماها هستیم باید متن هایی درست و با کیفیت بنویسیم، آن وقت خواهیم دید که سالن های سینما پر از علاقه مندان به هنر خواهد شد.
,دیارآفتاب؛ علت فاصله گرفتن سینمای ایران از فرهنگ ایرانی و رو آوردن به ساخت فیلم هایی به سبک غربی چیست؟ متاسفانه در سال های اخیر هم شاهد ولنگاری بیشتری در سینما و شبکه نمایش خانگی بوده ایم، دلیل ساخت چنین فیلم هایی را چه می دانید؟ شاهدیم برخی سریال ها هم دست کمی از سریال های ترکیه ای ندارند. آیا امیدی به اصلاح این روند وجود دارد؟
, دیارآفتاب؛ , دیارآفتاب, ؛ , علت فاصله گرفتن سینمای ایران از فرهنگ ایرانی و رو آوردن به ساخت فیلم هایی به سبک غربی چیست؟ متاسفانه در سال های اخیر هم شاهد ولنگاری بیشتری در سینما و شبکه نمایش خانگی بوده ایم، دلیل ساخت چنین فیلم هایی را چه می دانید؟ شاهدیم برخی سریال ها هم دست کمی از سریال های ترکیه ای ندارند. آیا امیدی به اصلاح این روند وجود دارد؟ , علت فاصله گرفتن سینمای ایران از فرهنگ ایرانی و رو آوردن به ساخت فیلم هایی به سبک غربی چیست؟ متاسفانه در سال های اخیر هم شاهد ولنگاری بیشتری در سینما و شبکه نمایش خانگی بوده ایم، دلیل ساخت چنین فیلم هایی را چه می دانید؟ شاهدیم برخی سریال ها هم دست کمی از سریال های ترکیه ای ندارند. آیا امیدی به اصلاح این روند وجود دارد؟ ,هاشمی؛ فکر می کنم چند عامل باعث این اتفاق شده است، یکی استقبال عامه مردم از چنین فیلم هایی است که باعث شده تا برخی همکارانم وارد این معرکه غلط بشوند که دیگر به این راحتی ها هم نمی توان آن را اصلاح کرد چرا که وقتی به این ذائقه دامن زده شود و ساخت چنین فیلم هایی صورت پذیرد، مردم هم به دیدن فیلم های سخیف عادت می کنند و این باعث ادامه دار شدن ساخت چنین فیلم هایی می شود. به نظر من هر دو طرف –مردم و برخی فیلمسازان- در این روند غلط به یک اندازه سهیم هستند و ادامه این روند ذائقه مردم کشورمان را تغییر می دهد و حتی می تواند به ورشکستگی سینمای ایران بینجامد.
, هاشمی, هاشمی,دلیل دیگری که این اتفاق افتاده عقب بودن فیلمسازان نسبت به مردم است که در جملات قبل آن را تشریح کردم. در حالی که باید به مردم یاد بدهیم که سلیقه خود را عوض کنند. در موسیقی هم چنین مشکلی را داریم و اگر امروزه شاهدیم که مخاطبان به دنبال موسیقی هایی پلشت و با محتوای نامناسب می روند، دلیلش این است که مردم آن را خواسته اند و چنین محتوایی هم تولید شده است.
,ساخت فیلم و سریال هایی الگوبرداری شده از فیلم های ترکیه ای هم نشانه ضعف سینمای ماست. وقتی سریال های ترکیه ای با ممیزی بسیار کمتری در حال تولید است و متاسفانه به علت ضعف ما، عده ای از مردم هم مخاطب چنین فیلم هایی هستند، چرا فیلمسازان ما سعی در کپی برداری از آن را دارند. این نشان می دهد سلایق مردم تغییر کرده و عامل آن هم خود ما هستیم. تلویزیون، سینما و فیلم های ضعیف باعث شده تا مخاطبان به سمت فیلم های ترکیه ای و غربی کشیده شوند و سلایقشان عوض شود.
,نباید با کپی از فیلم های ترکیه ای سطح کیفی سینمای ایران را تنزل دهیم
, نباید با کپی از فیلم های ترکیه ای سطح کیفی سینمای ایران را تنزل دهیم, نباید با کپی از فیلم های ترکیه ای سطح کیفی سینمای ایران را تنزل دهیم,این تغییر سلیقه کار را به جایی کشانده که حتی وقتی فیلم خوبی هم ساخته می شود، مردم استقبال کمتری نسبت به یک فیلم سخیف، از آن دارند. خودمان عامل چنین مشکلی شدیم و نمی توان از جای دیگری گلایه کرد. اگر ما مدعی این هستیم که عیار هنر ما از کشورهایی مانند ترکیه به مراتب قوی تر و بهتر است باید خودمان را نشان دهیم و با کپی کاری های ناشیانه سطوح کیفی و قابل قبول ایرانی را تنزل ندهیم.
,از طرف دیگر ای کاش به جای داشتن این تعداد کانال تلویزیونی و رادیویی که کارایی خاصی هم ندارند، تعداد را محدود و بر کیفیت آن ها می افزودیم. همچنین ای کاش به جای برگزاری جشنواره های متعدد فیلم، صرفا دو جشنواره فیلم داشتیم ولی متاسفانه شاهدیم هر سازمان و وزارتخانه ای برای خود جشنواره ای به راه می اندازد و دلیل آن را قبول نداشتن وزارت ارشاد می داند؛ این در حالی است که متولی تولید محصولات فرهنگی و هنری وزارت ارشاد است.
,متولی فرهنگ کشور وزارت ارشاد است ولی سازمان های دیگر با ورود به صنعت سینما و هزینه های بسیار، این یکپارچگی را به هم زده اند. این اتفاق در حالی رخ داده که وقتی یک فیلمساز دست کمک به سمت وزارت ارشاد دراز می کند با رد درخواست به دلیل نداشتن منابع مالی مواجه می شود. نظر من این است که به جای ورود سازمان های دیگر به بحث فیلمسازی و پرداخت هزینه های زیاد، این هزینه ها به صورت متمرکز در اختیار وزارت ارشاد که متولی هنر کشور است قرار بگیرد و به صورت کانالیزه مصرف شود.
,۷ فیلم کودک در کارنامه خود دارم ولی هیچ کمکی از نظر دریافت یارانه یا کمک های معنوی از طرف متولی و مسئول سینمای کشور به من نشده است. به نظرم این سردرگمی و تشتت و اختلاف دیدگاه ها باعث به وجود آمدن چنین اتفاقاتی شده است. از طرف دیگر عدم ثابت مدیران در سطوح بالای مدیریتی وزارت فرهنگ و ارشاد مشکل دیگری است که باعث ایجاد مشکلاتی در سینمای کشور می شود. این در حالی است که یک مدیر حداقل باید ۱۰ سال تجربه کسب کند و پس از آن بازدهی لازم را داشته باشد ولی در این سال ها شاهدیم که مدیران سازمان سینمایی پس از چند سال از سِمت خود کنار می روند و جای خود را به فرد دیگری می دهند.
,دیارآفتاب؛ از ورود سازمان دیگر در صنعت سینما نام بردید، یکی از اهداف ورود این سازمان به صنعت فیلمسازی در سال های اخیر، پر کردن خلاء های موجود در سینمای ایران خصوصا در ساخت فیلم های ارزشی و مطابق با فرهنگ اصیل ایرانی است. نظر شما در خصوص این اقدام چیست؟ آیا کم کاری وزارت ارشاد باعث چنین ورودی نشده است؟
, دیارآفتاب؛ از ورود سازمان دیگر در صنعت سینما نام بردید، یکی از اهداف ورود این سازمان به صنعت فیلمسازی در سال های اخیر، پر کردن خلاء های موجود در سینمای ایران خصوصا در ساخت فیلم های ارزشی و مطابق با فرهنگ اصیل ایرانی است. نظر شما در خصوص این اقدام چیست؟ آیا کم کاری وزارت ارشاد باعث چنین ورودی نشده است؟, دیارآفتاب, ؛ از ورود سازمان دیگر در صنعت سینما نام بردید، یکی از اهداف ورود این سازمان به صنعت فیلمسازی در سال های اخیر، پر کردن خلاء های موجود در سینمای ایران خصوصا در ساخت فیلم های ارزشی و مطابق با فرهنگ اصیل ایرانی است. نظر شما در خصوص این اقدام چیست؟ آیا کم کاری وزارت ارشاد باعث چنین ورودی نشده است؟,هاشمی؛بله، در سینمای ما جای فیلم هایی که بتواند اثرگذار باشد، نفوذ کند و تماشاگر را منقلب کند یا به قول اهالی تئاتر کاتارسیس(تزکیه) ایجاد کند، به وفور خالی است. به بیانی دیگر سینمای امروز ایران تقریبا از فیلم های خوبی که هم اقبال تماشاگران را داشته باشد هم منویات نظام را دنبال کند، تهی است. سازمان اوج در سال های اخیر در راستای پر کردن این خلاء قدم بر میدارد و کار خوبی هم هست و آن بخشی که باعث رونق سینما می شود قابل دفاع است.
, هاشمی, هاشمی,

, در حوزه کودک، فیلم منطقه پرواز ممنوع که تبلیغات بسیار زیادی هم برای آن -در بیلبوردهای شهری و تلویزیون- شد، توانست ۵میلیارد تومان فروش کند. گرچه شاید تنها بخشی از هزینه های ساخت فیلم از فروش بلیط تأمین شد ولی حداقل در سینمای کودک کورسوی امیدی را روشن کرد. البته همزمانی اکران این فیلم با فیلم تورنادو که ساخته من بود، به علت تبلیغات بسیار زیاد آن فیلم و تبلیغات بسیار کم فیلم من، خیلی به ضررم تمام شد ولی به این خاطر که دلم برای سینمای کودک می تپد، از ورود این سازمان به حوزه کودک خوشحال شدم. البته معتقدم باید فیلم هایی بسازند که بچه ها دوست داشته باشند؛ در واقع باید کاری کنند تا در کنار گنجاندن مفاهیم ارزشی در فیلم، جذابیت را هم برای کودکان به وجود بیاورند تا بدون داشتن تبلیغاتی در آن سطح، بازار را قبضه کنند.
,پرورش نیروی انسانی در عرصه سینما توسط سازمان اوج، اتفاق خوبی است
, پرورش نیروی انسانی در عرصه سینما توسط سازمان اوج، اتفاق خوبی است, پرورش نیروی انسانی در عرصه سینما توسط سازمان اوج، اتفاق خوبی است,من از آن بخشی از اوج دفاع می کنم که پرورش نیروی انسانی در عرصه سینما را بر عهده گرفته است. این اتفاق خوبی است که نیروهایی مسلمان در راستای دنبال کردن منویات نظام گام بر میدارند. این کار را ارشاد و سازمان های دیگر هم باید دنبال کنند. بنظرم هر چه در وادی هنر چنین اتفاقاتی رخ دهد، باید آن را به فال نیک گرفت.
,دیارآفتاب؛ چرا شاهدیم بعضی از بازیگرانی که مردم با آنها خاطره داشتند این روزها کمتر نقشی را بازی می کنند؟ از طرف دیگر برخی افرادی که سواد درستی از سینما و بازیگری ندارند وارد این حرفه شدند و به آنها نقش داده می شود که برای نمونه می توان به برخی انفلوئنسرهای اینستاگرامی اشاره کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟
, دیارآفتاب؛ , دیارآفتاب, ؛ , چرا شاهدیم بعضی از بازیگرانی که مردم با آنها خاطره داشتند این روزها کمتر نقشی را بازی می کنند؟ از طرف دیگر برخی افرادی که سواد درستی از سینما و بازیگری ندارند وارد این حرفه شدند و به آنها نقش داده می شود که برای نمونه می توان به برخی انفلوئنسرهای اینستاگرامی اشاره کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟, چرا شاهدیم بعضی از بازیگرانی که مردم با آنها خاطره داشتند این روزها کمتر نقشی را بازی می کنند؟ از طرف دیگر برخی افرادی که سواد درستی از سینما و بازیگری ندارند وارد این حرفه شدند و به آنها نقش داده می شود که برای نمونه می توان به برخی انفلوئنسرهای اینستاگرامی اشاره کرد. نظر شما در این رابطه چیست؟,هاشمی؛صد البته معتقدم بازیگری در کشورمان شغلی حرفه ای نیست و برخی افرادی که وارد این حرفه می شوند بیشتر برای رفع عطش و گاهی اوقات ناشی از توهم آنان و یا برای سرگرمیشان است. این در حالی است که در دنیا خیلی بیشتر از ایران این حرفه را جدی می گیرند. در سینمای دنیا بازیگرانی را داریم که فیلمی یک سکانسی بازی می کنند و کیفیتی به مراتب بهتر از بازیگران درجه یک ایران دارند. در حالی که در برخی فیلم های ایرانی شاهد حضور بازیگری در نقش اول هستیم که به درد بازی در سیاهی لشگر می خورد. چنین مشکلی به دلایلی مثل پرداخت پول، رابطه یا عدم پرداخت هزینه برای آوردن بازیگر خوب در نقش اول به وجود آمده است.
, هاشمی, هاشمی,پول بیشتر عامل راهیابی به سینمای امروز ایران است، نه استعداد بیشتر!
, پول بیشتر عامل راهیابی به سینمای امروز ایران است، نه استعداد بیشتر!, پول بیشتر عامل راهیابی به سینمای امروز ایران است، نه استعداد بیشتر!,متاسفانه این سال ها شاهدیم که در آموزشگاه های بازیگری هر کسی پول بیشتری بدهد وارد سینما می شود ولی هر کسی استعداد بیشتری داشته باشد، خیر. چنین چیزی معضل بزرگی است و جلوی رشد نیروی انسانی با کیفیت را می گیرد. کار قشنگی که سازمانی مانند اوج انجام می دهد این است که با منویات و تفکر خاص خودش، نیروی انسانی با کیفیت در سطوح بازیگری، تهیه کنندگی و کارگردانی تربیت می کند. این ها اتفاقات خوبی است؛ البته دانشگاه ها نیز در این قضیه سهیم هستند ولی کسانی که استعداد این کار را دارند ولی به هر دلیل به دانشگاه ها راه پیدا نکردند هم باید راهی برای بارور کردن استعداد های خود داشته باشند. چنین کاری در بُعد کلان وظیفه وزارت ارشاد است ولی رئیس سازمان سینمایی بیشتر از اینکه به فکر پر کردن چاله های فرهنگی هنری کشور باشد به فکر عقب نیفتادن حقوق کارمندان خود است.
,دیارآفتاب؛ نظرتان در مورد وضعیت سینمای ایران در مسابقات بین المللی و فستیوال های جهانی چیست؟ به نظرتان در طول سال های اخیر روندی رو به رشد داشته یا رو به افول؟
, دیارآفتاب؛ , دیارآفتاب, ؛ , نظرتان در مورد وضعیت سینمای ایران در مسابقات بین المللی و فستیوال های جهانی چیست؟ به نظرتان در طول سال های اخیر روندی رو به رشد داشته یا رو به افول؟, نظرتان در مورد وضعیت سینمای ایران در مسابقات بین المللی و فستیوال های جهانی چیست؟ به نظرتان در طول سال های اخیر روندی رو به رشد داشته یا رو به افول؟,هاشمی؛مشخصا روند نزولی بوده و هیچ صعودی را از سینمای ایران در این چند ساله شاهد نبودیم. سینمای ایران پروداکشن ندارد و صرفا سینمایی معناگرا و اخلاقی است. با قاطعیت می گویم علیرغم انتقاداتی که به سینمای ایران وارد است ولی پاک ترین سینمای دنیا از جهت اخلاقی باز هم سینمای کشور ماست. سینمای ما صرفا می تواند در بُعد معنا، مفاهیم و اخلاق حرفی برای گفتن داشته باشد تا رتبه ای در جشنواره های خارجی بدست آورد که آن هم به قول معروف «گاو نر می خواهد و مردم کهن» و قطعا به این سادگی ها نخواهد بود. پس نباید خودمان را معطل کنیم تا در جشنواره های جهانی از نظر پروداکشن رتبه بیاوریم. البته ساخت فیلم هایی هم که از نظر سیاسی، فرهنگی یا اجتماعی ایران را سیاه نشان دهد برای هیئت داوران جشنواره های خارجی جذاب است و بعضاً در سال های اخیر شاهد منتخب شدن چنین فیلم هایی در اسکار و جشنواره فیلم کَن بوده ایم. البته فیلم های انتخابی فیلم های بدی نیستند بلکه در کنار خوش ساخت بودن، مقاصد خاصی را هم دنبال می کنند.
, هاشمی, هاشمی,اما در سال های اخیر حتی از نظر سیاه نشان دادن ایران هم، فیلم های ما را انتخاب نمی کنند؛ چرا که اکثر فیلم هایی که از طرف وزارت ارشاد به جشنواره ها معرفی می شود، از نظر محتوا یا سیاه نشان دادن ایران، باب میل هیئت داوران نیست.
,دیارآفتاب؛در نهایت آینده سینمای ایران را در عرصه داخلی و خارجی چطور ارزیابی می کنید؟ آیا دورنمای خوبی برای آن متصور هستید؟
, دیارآفتاب؛, دیارآفتاب, ؛, در نهایت آینده سینمای ایران را در عرصه داخلی و خارجی چطور ارزیابی می کنید؟ آیا دورنمای خوبی برای آن متصور هستید؟, در نهایت آینده سینمای ایران را در عرصه داخلی و خارجی چطور ارزیابی می کنید؟ آیا دورنمای خوبی برای آن متصور هستید؟,هاشمی؛این را می دانیم که سینما صنعت گرانی است و امروزه به دلیل شیوع کرونا، شبکه نمایش خانگی جایگزین سینما شده است و حتی احساس میکنم سینمای هالیوود هم در حال شکست باشد چه رسد به سینمای ما. به همین خاطر سینمای ایران را اصلا امیدوارکننده نمی بینم و بنظر می رسد حتی بعد از غلبه بر کرونا باز هم شاهد خالی ماندن سالن های سینما باشیم و نتوان عادت از دست رفته مردم برای برگشت به سینما جبران کرد. البته این امر قابل بررسی بیشتر و برنامه ریزی است. امیدوارم اگر این روند بهبود پیدا کرد در آینده دیگر شاهد چنین مشکلی نباشیم.
, هاشمی, هاشمی,این روزها دوره شبکه نمایش خانگی است و به شرط اینکه این پلتفرم ها دچار منگنه های سانسور نشوند، می توان کورسوی امیدی برای صنعت سینما متصور شد ولی اگر آنها هم دست به سانسور هایی به مانند تلویزیون بزنند، دیگر نمی توان در عرصه سینما کاری کرد. مثال آن یکی از فیلم های ژانر کودکی بوده که خودم ساختم و زمانی که از تلویزیون پخش شد، نزدیک به ۳۰ دقیقه آن سانسور شده! چرا باید آهنگ های فیلمی که همه آن را دیدند حذف کنند. این سانسور ها می تواند بلای جان سینما باشد که امیدوارم در سینمای خانگی شاهد آن نباشیم. نهایتا بنظرم سینمای ایران اصلا آینده امیدوار کننده ای ندارد.
,مصاحبه از: علیرضا نجمی
,,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه