سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
نمایش دلاورمردان ارتشی برای تقویت اقتدار ملی/خاک بیتوجهی روی سند تحول آموزش و پرورش
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

, ,
سیاستهای تحول در نظام آموزش مبتنی بر اسناد بالادستی بهویژه سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، از مهمترین برنامههای اصلاح ساختار تعلیم و تربیت و تعالی همهجانبه کشور و ابزاری کارآمد برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصههای مختلف و روند اجرای آن نیازمند نظارت گام به گام و جدی از سوی مسئولان ذیربط است.
,
بسیاری از پراکندگیها و برنامههای نابسامان در آموزش و پرورش به علت عدم انسجام ذهنی و نبود مبانی فکری و چهارچوبهای نظری است و انتظار این بود که سند تحول بنیادین، بتواند این خلأ را سامان ببخشد و آموزش و پرورش براساس چهارچوب این سند، یک حرکت محوری خوب و متمرکز داشته باشد. اما متأسفانه آنچه از سوی دولتمردان درک میشود این است که در یک دهه تدوین سند بخش ناچیزی از آن اجرا شده و اهتمامی در این قضیه نبوده که ممکن است در این بیتوجهی ارزش ذاتی سند خدشهدار شود.
,
باید گزارش پیشرفت اجرای سند و چگونگی عملکرد وزارت آموزش و پرورش حداقل به صورت سالانه به شورای عالی آموزش و پرورش ارائه میشد تا مشخص شود که وزارت آموزش و پرورش چقدر به مسئولیت خود در قبال سند تحول توجه داشته است و مسئولان ذیربط باید درباره وقفه طولانی پاسخگو باشند.
,
راهکار دیگری که سند تحول برای تقویت جایگاه معلم در نظر گرفته؛ طراحی برنامه حرفهای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان و تأکید بر حفظ تعامل دانشجومعلمان با مدارس و نهادهای علمی و پژوهشی است؛ یعنی پایه علمی دانشجومعلمان نباید فقط مبتنی بر دانشگاه باشد؛ بلکه لازم است با کسب تجربههای واقعی از کلاس و توجه به محیط آموزشی خلاقیت خاصی در محیط آموزشی داشته باشند.
,
در بیانیه تفصیلی رهبری در گام دوم انقلاب مطالبات اندیشمندانهای وجود دارد و باید مشخص شود آموزش و پرورش با توجه به ویژگیها و مسئولیتها نسبت به بیانیه گام دوم و تأکید آن بر نقش جوانان در آینده کشور میخواهد چه کاری برای قشر جوان انجام دهد؟ در گام دوم انقلاب بایدها و واقعیتها در آموزش باید مورد توجه باشد که این تکلیف مجددی برای نهادهای ذیربط در حوزه آموزش و پرورش است تا به رشد و ارتقای معلمان جوان با بهرهگیری از تجربه پیشکسوتان توجه و اهتمام داشته باشد.
,
در آغاز ورود به پنجمین دهه از حیات انقلاب، نیازمند خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی هستیم که لازمه آن بلوغ نیروی انسانی است و آموزش و پرورش بهعنوان دستگاه مولد نیروی انسانی بسیار اثرگذار است.
مسئله جوانان از نظر رهبر معظم انقلاب یک واقعیت است که نسلهای اول و دوم انقلاب را موظف میکند تجارب کسبشده را به نسل آینده منتقل کنند. ایشان در پیام اندیشمندانهشان به مجلس فرمودند: «جوانان پُرانگیزه،
,
,
* نایبرئیس مجلس شورای اسلامی
,

, در این رزمایش مشترک و ترکیبی، یگانهایی از نیروی دریایی، هوایی، پدافند هوایی و نیروی زمینی ارتش شرکت داشته و با آزمون ادوات و تجهیزات خود انواع موشکهای تازه و ساخت صنعت دفاعی کشورمان را به سوی اهداف مشخص شده ثابت و متحرک شلیک و هماهنگی و تطبیق بین یگانهای مشارکت کننده در عملیاتهای مشترک و ترکیبی را به نمایش گذاشتند.
این رزمایش بزرگ، ترکیبی و پیچیده با شعار امنیت پایدار در سایه اقتدار ملی برگزار و با برخورداری از ویژگیهای زیر، نمایشگر توان و آمادگی رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید:
۱- توان و امکان طراحی و اجرای عملیات ترکیبی و پیچیده در گسترهای وسیع و با مشارکت یگانهای نیروهای مختلف که مستلزم هماهنگی، تطابق و همکاری و دقت در سطح بسیار بالا بوده و هرگونه ناهماهنگی و بیدقتی میتواند به حوادث دردناک منجر شود.
در بسیاری از کشورها این توان و امکان به شکل بومی وجود نداشته و با مشارکت مستشاران نظامی یا داشتن مراکز طراحی، هدایت، کنترل و فرماندهی مشترک با دیگر کشورها، چنین رزمایشهایی انجام میشود.
۲- حضور و مشارکت جوانان در طراحی و اجرای عملیات که با برخورداری از سطح آموزشی، علمی و برخورداری از نوآوری و ابتکار خلف شایسته امیران و فرماندهانی هستند که در دوران دفاع مقدس میداندار بوده و امروز با آرامش خیال میتوانند سکان فرماندهی و هدایت را به نسلهای جدید و جوانان برومند و شایستهای تحویل دهند که در روز حادثه به خوبی قادر به انجام نقشهای محوله هرچند حساس و خطیر خواهند بود.
۳- بهکارگیری طیف وسیع و متنوعی از انواع سامانهها، ادوات، جنگافزارها و مهمات نظامی که عمدتاً ساخت جمهوری اسلامی ایران بوده و قابلیتها و توانمندیهای رزمی مختلفی را برای ارتش جمهوری اسلامی ایران رقم زده است.
بهرهگیری از انواع شناورهای جنگی به ویژه زیردریایی، انواع پهپادها و انهدام اهداف دور توسط آنها، پرتاب موفق انواع موشک از جمله موشکهای پایه کروز، رصد و پایش حریم هوایی منطقه رزمایش و اخطار به هواگردهای نیروهای بیگانه، بهرهگیری از سامانههای ارتباطی و برقراری ارتباطات چند لایه و ... که امکان پاسخگویی به تهدیدات در هر سطح و گونه را به دلاور مردان ارتش کشورمان میدهد.
۴- گستره وسیع جغرافیایی برگزاری رزمایش که شامل دو میلیون کیلومتر مربع بوده و از مرزهای آبی، خاکی و هوایی کشورمان تا دور دستترین مناطق در اقیانوس هند را دربرمیگرفت.
این ویژگی برای دشمن این پیام را دارد که نمیتواند با حمله نقطهای یا حمله با تسلیحات دورپایه امکان گریز داشته باشد.
اگر در دوران دفاع مقدس، نیروهای امریکایی تنها در خلیج فارس و یا بخشی از دریای عمان برای خود خطری از سوی نیروهای مدافع جمهوری اسلامی متصور بوده و فراتر از آن را حاشیه امن تصور میکردند، این رزمایش ارتش قهرمان کشورمان نشان داد چنین تصوری دیگر معنا نداشته و اگر دشمن دست به حماقتی بزند، باید تاوان پس دهد.
۵- برگزاری رزمایش در شرایطی که دنیا از پاندمی کرونا در رنج است، برخورداری آن از ابعاد زیستی و تأمین سلامت نیروهای شرکت کننده در برابر این ویروس خطرناک را نشان داده و حاکی از وجود توانمندیهایی در عرصه زیستی و جنگ میکروبی میباشد. گرچه پیش از این هم مشارکت ارتش جمهوری اسلامی در مبارزه با کرونا و اقدامات امدادی در جامعه، گوشههایی از این توانمندی را به اثبات رسانده بود.
در واقع این رزمایش پیچیده و مرکب که با استفاده از امکانات و تسلیحات بومی در شرایط تحریم و کرونا انجام شده نشان داد که هیچ مانعی در برابر اراده پولادین دلاور مردان ارتشی برای توسعه و استحکام اقتدار ملی وجود ندارد.
در این رزمایش مشترک و ترکیبی، یگانهایی از نیروی دریایی، هوایی، پدافند هوایی و نیروی زمینی ارتش شرکت داشته و با آزمون ادوات و تجهیزات خود انواع موشکهای تازه و ساخت صنعت دفاعی کشورمان را به سوی اهداف مشخص شده ثابت و متحرک شلیک و هماهنگی و تطبیق بین یگانهای مشارکت کننده در عملیاتهای مشترک و ترکیبی را به نمایش گذاشتند.
,
این رزمایش بزرگ، ترکیبی و پیچیده با شعار امنیت پایدار در سایه اقتدار ملی برگزار و با برخورداری از ویژگیهای زیر، نمایشگر توان و آمادگی رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید:
,
۱- توان و امکان طراحی و اجرای عملیات ترکیبی و پیچیده در گسترهای وسیع و با مشارکت یگانهای نیروهای مختلف که مستلزم هماهنگی، تطابق و همکاری و دقت در سطح بسیار بالا بوده و هرگونه ناهماهنگی و بیدقتی میتواند به حوادث دردناک منجر شود.
,
در بسیاری از کشورها این توان و امکان به شکل بومی وجود نداشته و با مشارکت مستشاران نظامی یا داشتن مراکز طراحی، هدایت، کنترل و فرماندهی مشترک با دیگر کشورها، چنین رزمایشهایی انجام میشود.
,
۲- حضور و مشارکت جوانان در طراحی و اجرای عملیات که با برخورداری از سطح آموزشی، علمی و برخورداری از نوآوری و ابتکار خلف شایسته امیران و فرماندهانی هستند که در دوران دفاع مقدس میداندار بوده و امروز با آرامش خیال میتوانند سکان فرماندهی و هدایت را به نسلهای جدید و جوانان برومند و شایستهای تحویل دهند که در روز حادثه به خوبی قادر به انجام نقشهای محوله هرچند حساس و خطیر خواهند بود.
,
۳- بهکارگیری طیف وسیع و متنوعی از انواع سامانهها، ادوات، جنگافزارها و مهمات نظامی که عمدتاً ساخت جمهوری اسلامی ایران بوده و قابلیتها و توانمندیهای رزمی مختلفی را برای ارتش جمهوری اسلامی ایران رقم زده است.
,
بهرهگیری از انواع شناورهای جنگی به ویژه زیردریایی، انواع پهپادها و انهدام اهداف دور توسط آنها، پرتاب موفق انواع موشک از جمله موشکهای پایه کروز، رصد و پایش حریم هوایی منطقه رزمایش و اخطار به هواگردهای نیروهای بیگانه، بهرهگیری از سامانههای ارتباطی و برقراری ارتباطات چند لایه و ... که امکان پاسخگویی به تهدیدات در هر سطح و گونه را به دلاور مردان ارتش کشورمان میدهد.
,
۴- گستره وسیع جغرافیایی برگزاری رزمایش که شامل دو میلیون کیلومتر مربع بوده و از مرزهای آبی، خاکی و هوایی کشورمان تا دور دستترین مناطق در اقیانوس هند را دربرمیگرفت.
,
این ویژگی برای دشمن این پیام را دارد که نمیتواند با حمله نقطهای یا حمله با تسلیحات دورپایه امکان گریز داشته باشد.
,
اگر در دوران دفاع مقدس، نیروهای امریکایی تنها در خلیج فارس و یا بخشی از دریای عمان برای خود خطری از سوی نیروهای مدافع جمهوری اسلامی متصور بوده و فراتر از آن را حاشیه امن تصور میکردند، این رزمایش ارتش قهرمان کشورمان نشان داد چنین تصوری دیگر معنا نداشته و اگر دشمن دست به حماقتی بزند، باید تاوان پس دهد.
۵- برگزاری رزمایش در شرایطی که دنیا از پاندمی کرونا در رنج است، برخورداری آن از ابعاد زیستی و تأمین سلامت نیروهای شرکت کننده در برابر این ویروس خطرناک را نشان داده و حاکی از وجود توانمندیهایی در عرصه زیستی و جنگ میکروبی میباشد. گرچه پیش از این هم مشارکت ارتش جمهوری اسلامی در مبارزه با کرونا و اقدامات امدادی در جامعه، گوشههایی از این توانمندی را به اثبات رسانده بود.
,
,
در واقع این رزمایش پیچیده و مرکب که با استفاده از امکانات و تسلیحات بومی در شرایط تحریم و کرونا انجام شده نشان داد که هیچ مانعی در برابر اراده پولادین دلاور مردان ارتشی برای توسعه و استحکام اقتدار ملی وجود ندارد.
,
,

, ,
تاملی بر حکم دادگاه «طبری»
, تاملی بر حکم دادگاه «طبری», تاملی بر حکم دادگاه «طبری»,کوروش شجاعی در خراسان نوشت:
, کوروش شجاعی در خراسان نوشت:, کوروش شجاعی در خراسان نوشت:,

, ,
اگر به حدود 50، 60 سال پیش از نظر تاریخی برگردیم، یک اقتصاد کاپیتالیستی با سردمداری آمریکا در دنیا حاکم بود و یک اقتصاد دولتی و سوسیالیستی که شوروی سابق و چین نماد اصلی آن بودند و عموما در یک جنگ سرد به یکدیگر میتاختند. دنیا به صورت دوقطبی درآمده بود و بعضی کشورها به سوی اقتصاد آزاد و بعضی دیگر به سوی اقتصاد دولتی میرفتند
. این مبارزه تا وقوع فروپاشی اقتصاد سوسیالیستی و دولتی ادامه یافت و چین یکی از کشورهایی بود که بیشترین بهره از این شرایط را برد؛ کشوری که اقتصادش بر مبنای اقتصاد دولتی رقم خورده و در بعضی سالها تا حدود 500میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی داشت. درحقیقت کسانی که به سرمایهگذاری در چین تمایل داشتند، اجازه یافتند هم از مزایای این کشور از جمله ارزان بودن دستمزدها بهرهمند شوند و مهمتر از آن، بازار مصرف یکمیلیارد نفری جمعیت آن زمان چین را از آن خود سازند. بدین ترتیب کسانی که تمایل به سرمایهگذاری داشتند، چین را مناسب دیدند و سرمایههای خود را گسیل کردند و اینگونه این کشور را از یک اقتصاد دولتی به یک اقتصاد مترقی و روبهراه به پیش بردند.
سردمداران چین به این نتیجه رسیده بودند که بهترین نوع سرمایهگذاری استفاده از فرصتهای جهانی است؛ فرصتهایی که با دعوت از سرمایهگذاران و سرمایههای جهانی و البته فراهم ساختن شرایط سودآوری در کشور میزبان محقق میشود. اتفاقی که با دوراندیشی در چین بهوقوع پیوست و تنها راه تحقق تصمیم برای مبارزه با آمریکای اقتصاد اول دنیا، قوی شدن و نجات اقتصاد بود. سرمایهگذارانی حتی از خود آمریکا و کشورهای اروپایی شروع به تولید کرده و در پی آن، اشتغال بهوجود آمد و رشد اقتصادی چین طی چندین سال متمادی به بالای 11 درصد رسید. اقدام بسیار مهمی که چین را امروز در رتبه بالای جدول اقتصاد دنیا قرار داده و اگر نگوییم اقتصاد اول دنیا را داراست باید بگوییم به این مقام نزدیک است. هرچند از اتفاقی که قرار است بیفتد و برنامه 25 ساله بهطور دقیق مطلع نیستیم ولی آنچه در دنیا مرسوم است، سرمایهگذار خارجی بهصورت BOTیا BOO یا صورتهای دیگر سرمایهگذاری وارد یک کشور میشود.
ما باید بیشتر قراردادهایمان را روی سرمایهگذاری بهصورت BOT با چین تنظیم کنیم که طی آن درآمد 10 یا 15 ساله یک پروژه در اختیار کشور سرمایهگذار قرار میگیرد. احداث و تبدیل یک اتوبان بسیار مهم به یک بزرگراه ممکن است 50 تا 60میلیارد دلار هزینه داشته باشد که در صورت سرمایهگذاری طی20 سال از محل عوارضی سرمایهگذار به هدفش که اصل و سود سرمایه است، میرسد. کمبود ریل و راهآهن در کشور هم مورد دیگری است که میتوان مثال زد و با 10هزار کیلومتر ریلگذاری بهصورتBOT، به کسب درآمد بیشتر از محل راهآهن میانجامد. سرمایهگذار نیز به سود و سرمایهاش میرسد و بعد از مهلت معین به دنبال کارش میرود و پروژه برای کشورمان باقی میماند که استعمارگونه نیست.
200 تا 250میلیارد دلار سرمایهگذاری ظرف 20 تا 25 سال از سوی کشور چین منوط به مطالعاتی است که از قبل انجام میدهد تا مشخص شود ظرف مدت معین هزینه و سودش بازمیگردد و چنانچه به این نتیجه برسد، اقدام به سرمایهگذاری میکند و سایر پروژههای دیگر که کوچک است با درآمدهای داخلی انجام میگیرد. واقعیت این است که تا سرمایهگذاری نکنیم، اشتغال بهوجود نمیآید و تولید اتفاق نمیافتد چون مثل حلقههای زنجیر به یکدیگر مربوطند. برای رشد اقتصادی به سرمایهگذاری احتیاج داریم.
درآمد نفت به حداقل رسیده و درآمد مالیات کفاف بخشی از حقوق کارمندان را میدهد. تنها راه آبادانی کشور، استفاده از سرمایهگذاری خارجی است که با دعوت و اطمینانبخشی به ایرانیان مقیم خارج با بیش از 800میلیارد دلار سرمایهای که میتوانند به کشور بازگردانند هم شدنی است.

اگر به حدود 50، 60 سال پیش از نظر تاریخی برگردیم، یک اقتصاد کاپیتالیستی با سردمداری آمریکا در دنیا حاکم بود و یک اقتصاد دولتی و سوسیالیستی که شوروی سابق و چین نماد اصلی آن بودند و عموما در یک جنگ سرد به یکدیگر میتاختند. دنیا به صورت دوقطبی درآمده بود و بعضی کشورها به سوی اقتصاد آزاد و بعضی دیگر به سوی اقتصاد دولتی میرفتند
. این مبارزه تا وقوع فروپاشی اقتصاد سوسیالیستی و دولتی ادامه یافت و چین یکی از کشورهایی بود که بیشترین بهره از این شرایط را برد؛ کشوری که اقتصادش بر مبنای اقتصاد دولتی رقم خورده و در بعضی سالها تا حدود 500میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی داشت. درحقیقت کسانی که به سرمایهگذاری در چین تمایل داشتند، اجازه یافتند هم از مزایای این کشور از جمله ارزان بودن دستمزدها بهرهمند شوند و مهمتر از آن، بازار مصرف یکمیلیارد نفری جمعیت آن زمان چین را از آن خود سازند. بدین ترتیب کسانی که تمایل به سرمایهگذاری داشتند، چین را مناسب دیدند و سرمایههای خود را گسیل کردند و اینگونه این کشور را از یک اقتصاد دولتی به یک اقتصاد مترقی و روبهراه به پیش بردند.
سردمداران چین به این نتیجه رسیده بودند که بهترین نوع سرمایهگذاری استفاده از فرصتهای جهانی است؛ فرصتهایی که با دعوت از سرمایهگذاران و سرمایههای جهانی و البته فراهم ساختن شرایط سودآوری در کشور میزبان محقق میشود. اتفاقی که با دوراندیشی در چین بهوقوع پیوست و تنها راه تحقق تصمیم برای مبارزه با آمریکای اقتصاد اول دنیا، قوی شدن و نجات اقتصاد بود. سرمایهگذارانی حتی از خود آمریکا و کشورهای اروپایی شروع به تولید کرده و در پی آن، اشتغال بهوجود آمد و رشد اقتصادی چین طی چندین سال متمادی به بالای 11 درصد رسید. اقدام بسیار مهمی که چین را امروز در رتبه بالای جدول اقتصاد دنیا قرار داده و اگر نگوییم اقتصاد اول دنیا را داراست باید بگوییم به این مقام نزدیک است. هرچند از اتفاقی که قرار است بیفتد و برنامه 25 ساله بهطور دقیق مطلع نیستیم ولی آنچه در دنیا مرسوم است، سرمایهگذار خارجی بهصورت BOTیا BOO یا صورتهای دیگر سرمایهگذاری وارد یک کشور میشود.
ما باید بیشتر قراردادهایمان را روی سرمایهگذاری بهصورت BOT با چین تنظیم کنیم که طی آن درآمد 10 یا 15 ساله یک پروژه در اختیار کشور سرمایهگذار قرار میگیرد. احداث و تبدیل یک اتوبان بسیار مهم به یک بزرگراه ممکن است 50 تا 60میلیارد دلار هزینه داشته باشد که در صورت سرمایهگذاری طی20 سال از محل عوارضی سرمایهگذار به هدفش که اصل و سود سرمایه است، میرسد. کمبود ریل و راهآهن در کشور هم مورد دیگری است که میتوان مثال زد و با 10هزار کیلومتر ریلگذاری بهصورتBOT، به کسب درآمد بیشتر از محل راهآهن میانجامد. سرمایهگذار نیز به سود و سرمایهاش میرسد و بعد از مهلت معین به دنبال کارش میرود و پروژه برای کشورمان باقی میماند که استعمارگونه نیست.
200 تا 250میلیارد دلار سرمایهگذاری ظرف 20 تا 25 سال از سوی کشور چین منوط به مطالعاتی است که از قبل انجام میدهد تا مشخص شود ظرف مدت معین هزینه و سودش بازمیگردد و چنانچه به این نتیجه برسد، اقدام به سرمایهگذاری میکند و سایر پروژههای دیگر که کوچک است با درآمدهای داخلی انجام میگیرد. واقعیت این است که تا سرمایهگذاری نکنیم، اشتغال بهوجود نمیآید و تولید اتفاق نمیافتد چون مثل حلقههای زنجیر به یکدیگر مربوطند. برای رشد اقتصادی به سرمایهگذاری احتیاج داریم.
درآمد نفت به حداقل رسیده و درآمد مالیات کفاف بخشی از حقوق کارمندان را میدهد. تنها راه آبادانی کشور، استفاده از سرمایهگذاری خارجی است که با دعوت و اطمینانبخشی به ایرانیان مقیم خارج با بیش از 800میلیارد دلار سرمایهای که میتوانند به کشور بازگردانند هم شدنی است.

اگر به حدود 50، 60 سال پیش از نظر تاریخی برگردیم، یک اقتصاد کاپیتالیستی با سردمداری آمریکا در دنیا حاکم بود و یک اقتصاد دولتی و سوسیالیستی که شوروی سابق و چین نماد اصلی آن بودند و عموما در یک جنگ سرد به یکدیگر میتاختند. دنیا به صورت دوقطبی درآمده بود و بعضی کشورها به سوی اقتصاد آزاد و بعضی دیگر به سوی اقتصاد دولتی میرفتند
,. این مبارزه تا وقوع فروپاشی اقتصاد سوسیالیستی و دولتی ادامه یافت و چین یکی از کشورهایی بود که بیشترین بهره از این شرایط را برد؛ کشوری که اقتصادش بر مبنای اقتصاد دولتی رقم خورده و در بعضی سالها تا حدود 500میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی داشت. درحقیقت کسانی که به سرمایهگذاری در چین تمایل داشتند، اجازه یافتند هم از مزایای این کشور از جمله ارزان بودن دستمزدها بهرهمند شوند و مهمتر از آن، بازار مصرف یکمیلیارد نفری جمعیت آن زمان چین را از آن خود سازند. بدین ترتیب کسانی که تمایل به سرمایهگذاری داشتند، چین را مناسب دیدند و سرمایههای خود را گسیل کردند و اینگونه این کشور را از یک اقتصاد دولتی به یک اقتصاد مترقی و روبهراه به پیش بردند.
,سردمداران چین به این نتیجه رسیده بودند که بهترین نوع سرمایهگذاری استفاده از فرصتهای جهانی است؛ فرصتهایی که با دعوت از سرمایهگذاران و سرمایههای جهانی و البته فراهم ساختن شرایط سودآوری در کشور میزبان محقق میشود. اتفاقی که با دوراندیشی در چین بهوقوع پیوست و تنها راه تحقق تصمیم برای مبارزه با آمریکای اقتصاد اول دنیا، قوی شدن و نجات اقتصاد بود. سرمایهگذارانی حتی از خود آمریکا و کشورهای اروپایی شروع به تولید کرده و در پی آن، اشتغال بهوجود آمد و رشد اقتصادی چین طی چندین سال متمادی به بالای 11 درصد رسید. اقدام بسیار مهمی که چین را امروز در رتبه بالای جدول اقتصاد دنیا قرار داده و اگر نگوییم اقتصاد اول دنیا را داراست باید بگوییم به این مقام نزدیک است. هرچند از اتفاقی که قرار است بیفتد و برنامه 25 ساله بهطور دقیق مطلع نیستیم ولی آنچه در دنیا مرسوم است، سرمایهگذار خارجی بهصورت BOTیا BOO یا صورتهای دیگر سرمایهگذاری وارد یک کشور میشود.
,ما باید بیشتر قراردادهایمان را روی سرمایهگذاری بهصورت BOT با چین تنظیم کنیم که طی آن درآمد 10 یا 15 ساله یک پروژه در اختیار کشور سرمایهگذار قرار میگیرد. احداث و تبدیل یک اتوبان بسیار مهم به یک بزرگراه ممکن است 50 تا 60میلیارد دلار هزینه داشته باشد که در صورت سرمایهگذاری طی20 سال از محل عوارضی سرمایهگذار به هدفش که اصل و سود سرمایه است، میرسد. کمبود ریل و راهآهن در کشور هم مورد دیگری است که میتوان مثال زد و با 10هزار کیلومتر ریلگذاری بهصورتBOT، به کسب درآمد بیشتر از محل راهآهن میانجامد. سرمایهگذار نیز به سود و سرمایهاش میرسد و بعد از مهلت معین به دنبال کارش میرود و پروژه برای کشورمان باقی میماند که استعمارگونه نیست.
,200 تا 250میلیارد دلار سرمایهگذاری ظرف 20 تا 25 سال از سوی کشور چین منوط به مطالعاتی است که از قبل انجام میدهد تا مشخص شود ظرف مدت معین هزینه و سودش بازمیگردد و چنانچه به این نتیجه برسد، اقدام به سرمایهگذاری میکند و سایر پروژههای دیگر که کوچک است با درآمدهای داخلی انجام میگیرد. واقعیت این است که تا سرمایهگذاری نکنیم، اشتغال بهوجود نمیآید و تولید اتفاق نمیافتد چون مثل حلقههای زنجیر به یکدیگر مربوطند. برای رشد اقتصادی به سرمایهگذاری احتیاج داریم.
,درآمد نفت به حداقل رسیده و درآمد مالیات کفاف بخشی از حقوق کارمندان را میدهد. تنها راه آبادانی کشور، استفاده از سرمایهگذاری خارجی است که با دعوت و اطمینانبخشی به ایرانیان مقیم خارج با بیش از 800میلیارد دلار سرمایهای که میتوانند به کشور بازگردانند هم شدنی است.
,
, عصر وعده زدگی
,رضا دهکی در ابتکار نوشت:
,هفتهنامه گلآقا، سالهای سال ستونی داشت به نام «پس چی شد؟». این ستون اغلب شامل چندین نقل قول از مسئولان کشور بود که وعدههایی را مطرح کرده بودند و اغلب در کنار آن نیز تاریخ طرح این گفته و منبع آن نیز درج میشد. طبیعتا در زمان چاپ این ستونها، وعدههای داده شده محقق نشده بودند که نویسنده، در پایان فقط یک سوال مینوشت: «پس چی شد؟»
,«وعده» سالهای سال است که در ادبیات سیاسی ایران جایگاه ویژهای دارد. حداقل از زمان مشروطه که مطبوعات در ایران جان گرفتند و سیاست به خارج از ساحت سلطانی و درباری هم کشیده شد، میتوان ردپای وعده را در سیاستبازی سیاستبازان مشاهده کرد. برخورد با وعدهها اغلب سه نگاه متفاوت به خود میبیند؛ طرفداران وعده دهنده و باورکنندگانش که از وعدهها استقبال و آنها را تبلیغ میکنند، مخالفان وعده و وعدهدهنده که به دنبال رد امکان یا در انتظار محقق نشدن آنها هستند و دسته سومی که وعدهها را از نظر ماهیت، امکان و میزان تحقق بررسی میکنند و البته به جایگاه وعده و وعدهدهنده و شرایط آن توجه دارند. فارغ از دسته اول، در دو دسته دیگر، بارها نقدها، انتقادها و حتی طنزهای فراوانی از وعدههای ناشدنی خوانده، شنیده و دیدهایم.
,اما این همه دلیل نشده است که سیاستبازان از وعده دادن خودداری کنند یا حداقل به وعدههایی که میدهند کمی بیشتر فکر کنند و از دادن وعدههای نشدنی خودداری کنند. وعده برای سیاستمدار، به مثابه خرید نسیهای است که الزاما نیتی هم برای بازپرداختش وجود ندارد. هدف آن چیزی است که خریداری میشود و این ممکن است رای، توجه، آرام کردن جو، گذر از بحران، فرافکنی و ... باشد. در چنین شرایطی، دادن وعدههای بی اساس یا عدم تحقق آنها دیگر مساله اصلی نیست؛ مساله همین نسیهای است که برده میشود. یک نکته جالب دیگر درمورد وعده این است که همانقدر که دادن وعدههای خارج از حوزه اختیار و مسئولیت و امکان عجیبند، وعده دادن درباره انجام مسئولیتهای ذاتی و انجام بایدها و رفع نبایدهای یک مسئولیت هم عجیب است! مثلا این که یک رئیسجمهوری وعده بهبود اوضاع کشور را بدهد یا رئیس دستگاه قضا، وعده عدالت یا مقابله با فساد را داده باشد، مگر کاری جز وظایفی را مطرح میکند که از او انتظار میرود؟ اگر قرار بود که وظایف ذاتی یک مسئولیت، در زمره وعدهها برای در اختیار گرفتنش قرار بگیرند که دیگر نیازی به قطار کردن ویژگیهای لازم برای تصدی مسئولیتها نبود و هر کسی را به صرف این که «میخواهم چه کنم» بگوید، میشد بر سر هر کاری گذاشت! البته که این حرف به معنای آن نیست که چنین اتفاقی هرگز نیفتاده است و در طول تاریخ سیاسی معاصر ایران، موارد بسیاری را میتوان نشان داد که به صرف «حرف» بر سر مسئولیتی نشستهاند.
,نکته دیگر درباره واکنش وعدهدهندگان در هنگام تحقق یافتن یا نیافتن وعده است. بسیار پیش آمده که یک روند خارج از عمل و اختیار وعدهدهنده پیش رفته و وعدهدهنده آن را به تحقق وعده خود و بر اساس اقدام و عمل خود منتسب میکند و از سوی دیگر بسیار هم پیش آمده که سوال درباره عدم تحقق یک وعده یا تغییر شرایط وعدهای که وقوعش حفظ نشده، با سکوت یا فرافکنی وعدهدهنده مواجه شده است؛ چنان که گویی هرگز غازی سر از بیضه به در نیاورده است!
,امروزه اما میتوان نشانههای فراوانی را مشاهده کرد که وعده در حال از دست دادن کارکرد خود است و این دو وجه توامان مثبت و منفی را با هم دارد. از یک سو، این که وعدهها در انتخاب افراد برای مسئولیتها به ویژه در مناصب انتخابی اثرگذاری کمتری داشته باشند و بیشتر به ویژگیها، توانمندیها، سوابق، تناسب فرد با مسئولیت و فاکتورهایی از این دست توجه شود مثبت است. از سوی دیگر اما، با از دست رفتن اعتبار وعده، طرحها، برنامهها و حرکتهای واقعی برای تغییر شرایط خاص یا رسیدن به یک نقطه بهتر نیز ممکن است برچسب وعده بخورند و نزد جامعه به این همان پنداری دچار شوند. در این شرایط، علاوه بر کاهش تحمل شرایط نامطلوب، حرکت به سوی بهبود اوضاع و رسیدن به مطلوبها سختتر میشود و در عین حال تنشها و واکنشها هم شدت میگیرند.
,در شرایطی که در ایران هر دو سال یک بار انتخاباتی برگزار میشود که بخش بزرگی از تلاش کاندیداهایش برای رای آوردن بر وعده استوار است، توجه به این زوال عمر وعدهها و خطر آن ضروری به نظر میرسد. جامعهای که دچار وعدهزدگی شده و حوصله خواندن آمارهای وارونه و وعدههای دروغ یا ناشدنی را ندارد، صبر و تحملش در برابر مشکلات و مصائب هم کمتر میشود؛ چرا که اثر یک مسکن به دلیل تجویز اشتباه بیش از حد از بین رفته است. به نظر میرسد که روزگار، روزگار عمل به آن جمله کتاب ادبیات دبیرستان – وام گرفته از حضرت سعدی – است: به عمل کار بر آید به سخندانی نیست، به سخنرانی هم نیست!
,,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه