لحظه به لحظه با کاروان کربلا؛

پنج شنبه نهم محرم سال 61 هجری قمری/امان نامه برای علمدار...

پنج شنبه نهم محرم سال 61 هجری قمری/امان نامه برای علمدار...
حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری ثامن، شمر خود را به خیام امام(ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید:« برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» آنها متفقاً گفتند:« خدا تو را و امان نامه ی تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم ولی پسر دختر پیامبر نداشته باشد؟»

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن,

امام حسین(ع) توسط حضرت عباس(ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد.

,

حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.

,

گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام می پیوندند.

,

روز تاسوعا است از حضرت صادق علیه السلام روایت است که فرمود تاسوعا روزى بود که جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسیارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعیف غریب .

, روز تاسوعا است از حضرت صادق علیه السلام روایت است که فرمود تاسوعا روزى بود که جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسیارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعیف غریب ., روز تاسوعا است از حضرت صادق علیه السلام روایت است که فرمود تاسوعا روزى بود که جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسیارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعیف غریب .,

سخن امام(ع) خطاب به دشمن:

, سخن امام(ع) خطاب به دشمن,

« وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست می خوانم، اما شما از همه ی فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است.

,

دستش که به آب خورد...

یادش افتاد وصیت های علی را...

کنارش بمان مظلوم تر از او نیست...

چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت . . .

,

دستش که به آب خورد...

یادش افتاد وصیت های علی را...

کنارش بمان مظلوم تر از او نیست...

چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت . . .

,

دستش که به آب خورد...

یادش افتاد وصیت های علی را...

کنارش بمان مظلوم تر از او نیست...

چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت . . .

, دستش که به آب خورد... , دستش که به آب خورد... ,
,
, یادش افتاد وصیت های علی را... , یادش افتاد وصیت های علی را... , یادش افتاد وصیت های علی را... ,
,
, کنارش بمان مظلوم تر از او نیست... , کنارش بمان مظلوم تر از او نیست... , کنارش بمان مظلوم تر از او نیست... , کنارش بمان مظلوم تر از او نیست...,
,
, چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت . . . , چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت . . . , چنان سراسیمه بازگشت که دست هایش را جاگذاشت . . .,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه