روایتی جالب‌از شجاعت‌ شهید نواب‌صفوی

من نواب صفوی هستم!

من نواب صفوی هستم!
عکس زن نیمه برهنه‌ی که بازیگر فیلم بود در تابلویی بزرگ جهت تبلیغ فیلم جلوی سینما دیده می‌شد. نواب صفوی از دیدن آن عکس بسیار عصبانی شد و درهمان حال وارد مغازه‌ای شد، سلام کرد وگفت: اجازه می‌دهید تلفن کنم؟ صاحب مغازه که گویا نواب را می‌شناخت، به او اجازه داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل ازسایت صاحب نیوز،مرحوم شهید نواب صفوی، رهبر فدائیان اسلام، قبل از شهادت بارها چندین بارگرفتار زندان و شکنجه عمال پهلوی شده بود. یک‌بار که تحت تعقیب شدید بود، او را در یکی از خیابان‌های تهران دیدم وگفتم: چگونه درحالی‌که از روی عکس‌های منتشره از شما در روزنامه‌ها همه وبه‌خصوص مامورین شما را می‌شناسند آزادانه آن هم در خیابان  شلوغ می‌گردید؟ گفت: مامورین باور نمی‌کنند کسی که تحت تعقیب است در خیابان‌ها ومعابر عمومی ظاهر شود.

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

آن روزهمین‌طور که مشغول راه رفتن بودیم، به یک سینما رسیدیم. عکس زن نیمه برهنه‌ی که بازیگر فیلم بود در تابلویی بزرگ جهت تبلیغ فیلم جلوی سینما دیده می‌شد.  نواب صفوی از دیدن آن عکس بسیار عصبانی شد و درهمان حال وارد مغازه‌ای شد، سلام کرد وگفت: اجازه می‌دهید تلفن کنم؟ صاحب مغازه که گویا نواب را می‌شناخت، به او اجازه داد. نواب شماره‌ای راگرفت وبا کمال عصبانیت گفت:«پسره هست؟» من تعجب کردم که «پسره» کیست. نگو مقصودش “شاه” است و شماره دربار را گرفته است.

,
نواب صفوی

نواب صفوی

, نواب صفوی, نواب صفوی,

نواب صفوی

,

صدای ضعیف ولی خشنی شنیدم که می‌گفت :« پسره کیه؟» نواب گفت: محمد رضا را می‌گم، همان کسی که بهش می‌گین شاه!. همان صدا با خشونت وتندی بیشتری گفت: شما کی هستید ؟ گفت:«من نواب صفوی هستم .» صدای آن طرف آرام شد گفت : « اعلیحضرت تشریف ندارند» نواب گفت : به او بگو این فیلم (که اسمش را جلوی سینما خوانده بود) اگر تعطیل نشود هرچه دیدید ازچشم خودتان خواهید دید و سپس گوشی را گذاشت. فردای آن روز، روزنامه‌ها نوشتند فلان فیلم به دستور دولت تعطیل شد و چون علت را نمی‌دانستند بعضی روزنامه‌ها هم از این تعطیلی انتقاد کردند.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه