هزینه‌های سنگین و ناکامی نظامی؛

ایالات متحده از ادعای ابرقدرتی تا سراشیبی افول/شواهد زوال آمریکا چیست؟

ایالات متحده از ادعای ابرقدرتی تا سراشیبی افول/شواهد زوال آمریکا چیست؟
آمریکا کشوری که بعد از جنگ جهانی دوم خودش را به‌عنوان قدرت بلامنازع دنیا معرفی می‌کرد به استناد بسیاری از شواهد اکنون رو به افول است، بحران های اقتصادی و چالش های اجتماعی این روزها گریبان گیر دولت آمریکا است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از دیارآفتاب؛آمریکا کشوری که بعد از جنگ جهانی دوم سعی کرد تا خودش را به‌عنوان قدرت بلامنازع دنیا معرفی کند به استناد بسیاری از شواهد اکنون رو به افول است، دانشمندان زیادی در حال حاضر به این نظریه اعتقاد دارند و البته دلایل زیادی در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در پشت آن وجود دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیارآفتاب, .,

در سال‌های گذشته و به‌خصوص بعد از روی کار آمدن «دونالد ترامپ» به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، تحلیل‌گران بیشتری از نشانه‌های این زوال سخن گفتند، ترامپ، در سال ۲۰۱۶ به‌عنوان نخستین سیاستمدار در سطح اول قدرت به از دست رفتن نشانه‌های قدرت آمریکا اعتراف کرد و با بیان اینکه آمریکا دیگر باعظمت نیست، محور شعار تبلیغاتی‌اش را «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» قرارداد.

دولت ترامپ علاوه بر این در نخستین سند راهبرد امنیت ملی خود در سال ۲۰۱۷ رسماً افول قدرت آمریکا را به رسمیت شناخت و محور برنامه‌هایش را تلاش برای جلوگیری یا تأخیر انداختن آن قرارداد. «هنری کیسینجر»، نظریه‌پرداز راهبردی و سیاستمدار شناخته‌شده آمریکایی در همین باره گفته است: «به نظرم ترامپ شاید یکی از همان چهره‌هایی در تاریخ باشد که گاه‌گاه برای اعلام پایان یک عصر سر برمی‌آورند.»

درباره رابطه ترامپ با افول قدرت آمریکا، البته میان تحلیلگران اختلافاتی نیز وجود دارد هرچند همه بر تأثیرگذاری وی در این روند تأکید می‌ورزند، عده زیادی معتقدند که روند زوال از قبل آغازشده بود و رأی مردم به ترامپ با شعار «دوباره آمریکا را باعظمت کنیم» به‌نوعی اعتراف دسته‌جمعی جامعه به افول عظمت آمریکا بود، ازنظر این دسته، ترامپ بیش از آنکه عامل افول قدرت آمریکا باشد، نشانه آن است.

دسته دوم معتقدند که این ترامپ بوده است که باسیاست‌هایی مانند خروج از توافقنامه‌های بین‌المللی و دور کردن آمریکا از متحدان دیرینه‌اش در دنیا ضربه‌های جبران‌ناپذیری به رهبری و نفوذ آمریکا در دنیا وارد کرده است لذا از این منظر ترامپ عامل زوال قدرت آمریکا است

رهبر معظم انقلاب در یکی از بیانات خود به مناسب سالروز ۱۳ آبان در سال ۹۷ می‌فرمایند: «بسیاری از سیاسیون معتبر دنیا و جامعه‌شناس‌های معتبر دنیا معتقدند که «قدرت نرم» آمریکا فرسوده شده است، در حال از بین رفتن است. قدرت نرم چیست؟ قدرت نرم این است که یک دولتی بتواند خواسته‌ی خود و نظر خود و عقیده‌ی خود را به اطراف بقبولاند و آن‌ها را اقناع کند به نظر خود؛ این قدرت در آمریکا امروز رو به ضعف کامل و رو به فرسودگی کامل است؛ در زمینه‌های مختلف. حالا زمان دولت اوباما هم همین‌جور بود امّا زمان این آقا که دیگر به‌طور واضح با او مخالفت می‌شود؛ در غالب زمینه‌هایی که او تصمیم می‌گیرد، در دنیا با او مخالفت می‌شود»

در ادامه به نظریات برخی اندیشمندان و اعضای اندیشکده های سیاسی بین المللی اشاره شده است:

«تد گالن کارپنتر» استاد دانشگاه و عضو اندیشکده کاتو برای اولین بار از اصطلاحی به نام «افول موریانه‌ای» برای اشاره به زوال تدریجی قدرت آمریکا به دلیل برافروختن جنگ‌های متعدد و عقب افتادن از رقبایش اشاره کرد. این اصطلاح بعداً در مقاله‌ای توسط «کریستوفر لین» مورداستفاده قرار گرفت

«نوام چامسکی» نظریه‌پرداز، اندیشمند و تحلیلگر مطرح مسائل سیاسی مقاله‌های متعددی درباره افول آمریکا به رشته تحریر درآورده. او، همانند برخی از تحلیلگران دیگر مانند «فرید زکریا» معتقد است که افول آمریکا مسئله‌ای است که به دست خود آمریکا رقم خورده است

چامسکی معتقد است آمریکا با آنکه یک دموکراسی است، اما به «کشور سرمایه‌داران» تبدیل‌شده. او که یکی از محققان و منتقدان پدیده نقش «پول‌های کثیف» در سیاست و در جریان سیاسی آمریکا است به‌تفصیل از نقش لابی‌های ثروت در سوق دادن سیاستمداران به نفع شرکت‌ها و مؤسسات مالی خصوصی نوشته است.

«فرید زکریا» اندیشمند سیاسی و یکی از مجری‌های شبکه خبری «سی‌ان‌ان» بخش عمده‌ای از مطالعات و تحقیقات خودش را به مسئله سیاست خارجی آمریکا اختصاص داده است. زکریا معتقد است افول هژمونی آمریکا، نتیجه استفاده نامناسب این کشور از قدرت خود در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم است. به باور او، آمریکا با سوءاستفاده از قدرتش متحدانش را ازدست‌داده و دشمنانش را تقویت کرده است. او معتقد است که روی کار آمدن ترامپ آخرین ضربات مهلک را به سیاست خارجی آمریکا وارد کرده و او با خارج کردن آمریکا از پیمان‌هایی مانند TPP، دوری گزینی از اروپا و برون‌سپاری سیاست آمریکا به عربستان و اسرائیل هم زوال هژمونی آمریکا را به نمایش گذاشته و هم آن را به‌پیش برده است

«رابات پاتنیک» اقتصاد دادن و تحلیلگر سیاسی هند است که نزدیک به ۱۰ جلد کتاب، عموماً درباره مسائل سیاسی دنیا از دریچه اقتصاد بین‌الملل نوشته است، او از منتقدان نظام سرمایه‌داری است و پیش‌بینی‌اش درباره افول هژمونی آمریکا را هم بر اساس نقایص ذاتی این نظام استوار ساخته است، به باور پاتنیک، بحران اقتصادی دنیا در سال ۲۰۰۸ بحرانی در هم‌بافته در ذات سرمایه‌داری جهانی است و گذر از این بحران در آمریکا و سایر نقاط دنیا، نه با راه‌حل‌های ریشه‌ای بلکه با راه‌حل‌های گذرا و مسکن‌وار صورت گرفته است.

«کریستوفر لین» از تحلیلگران برجسته سیاسی و عضو هیئت‌علمی دانشکده خدمات دولتی در دانشگاه تگزاس است، معتقد است حوادثی که درصحنه دنیا اتفاق افتاده‌اند قدرت نرم آمریکا را هم به‌شدت کاهش داده‌اند. او معتقد است یکی از بزرگ‌ترین تأثیرات دوران رکود اقتصادی بزرگ، اثراتی بود که روی ادراک‌های عمومی در جهان از قدرت نرم آمریکا ایجاد کرد.

وی می افزاید: این واقعیت که نظام مالی تحت سلطه آمریکا به دلیل بحرانی که در خود آمریکا ایجادشده بود دچار تشویش شد حیثیت و قدرت این کشور را لکه‌دار کرد و این ادعاهای جهان غرب  مبنی بر اینکه اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی و جهانی‌شدن تنها مسیرهای تحقق توسعه سیاسی و اقتصادی هستند را به‌شدت بی‌اعتبار کرد.

افول اقتصادی آمریکا

کسری موازنه تجاری مشکلی دیگر است که آمریکا با آن مواجه شده است، آمریکا اکنون بیش از ۶۳ میلیارد دلار کسری تجاری دارد که نشان می‌دهد این کسری به بالاترین سطح خود از ۲۰۰۸ تاکنون رسیده است.

نکته مهم‌تر در حوزه اقتصاد آمریکا این است که در حال حاضر آمریکا بدهکارترین کشور دنیاست، بدهی بیش از ۲۶ تریلیون دلاری آمریکا از میزان تولید ناخالص داخلی آن نیز بیشتر است و امیدی برای کاهش آن وجود ندارد.

در سال‌های اخیر اما چین به‌عنوان جدی‌ترین رقیب آمریکا در عرصه‌های مختلف و به‌خصوص اقتصاد سر برآورده است تا جایی که علیرغم تنش‌های مختلف و یک کارزار اقتصادی با اعمال تعرفه‌های سنگین از سوی دولت ایالات‌متحده بر کالاهای چینی اما همچنان کفه‌ی تراز تجاری این دو کشور به نفع چین سنگینی می‌کند و بخش بزرگی از بازار آمریکا تحت نفوذ چینی‌ها قرار دارد.

قطعاً یکی از ریشه‌های مشکلات اقتصاد آمریکا، خوی تجاوزگری این کشور است، آمریکا سالانه مبالغ هنگفتی را به بخش نظامی اختصاص می‌دهد تا بتواند به اهداف مداخله جویانه خود در دیگر کشورهای جهان دست یابد.

با این‌حال شکست سنگین این کشور در افغانستان و عراق موجب شده است تا بسیاری از مردم آمریکا اقدام دولت‌های این کشور را در صرف شش هزار میلیارد دلار در این درگیری‌ها محکوم نمایند.

چالش‌های اجتماعی و نژاد پرستی در مهد آزادی!

یکی از پیامدهای ناکارآمدی سیستم سیاسی آمریکا، کاهش رضایتمندی مردم از اوضاع کشورشان است، آمارها حاکی است که بیش از ۱۲ درصد مردم آمریکا، یعنی حدود ۳۸ میلیون نفر، در شرایط فقر شدید به سر می‌برند و متأسفانه هر روز بر تعداد این افراد افزوده می‌شود؛ آمریکا در رتبه سوم کشورهای صنعتی از نظر شاخص‌های فقر و نابرابری قرار دارد.

بر اساس آمارهای رسمی جمعیت کارتن‌خواب‌های آمریکا بیش از نیم میلیون نفر برآورد شده است؛ یعنی از هر ۵۰۰ آمریکایی یک نفر در خیابان می‌خوابد. فقط در نیویورک ۷۶ هزار نفر کارتن‌خواب هستند. حتی آمار واقعی از این آمار بیشتر است.

تبعیض نژادی مهم‌ترین مشکل جامعه امروز آمریکاست، در حال حاضر ۱۲ درصد جامعه آمریکا را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند که بیشتر از سایر گروه‌های نژادی اعم از لاتین‌تبار و آسیایی‌تبار با بی‌عدالتی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجه هستند؛ نتایج نظرسنجی موسسه پیو در سال ۲۰۱۳ حاکی از آن است که ۸۸ درصد آفریقایی تباران آمریکا تبعیض نژادی را تجربه کرده‌اند؛ نوع برخورد پلیس با نژادهای مختلف از مصادیق این بی‌عدالتی است.

آمریکا از نظر آمار قتل مقام اول را در بین کشورهایی که خود را دمکراتیک می‌خوانند ‌دارد، در واقع ۲۶ درصد مرگ­هایی که بر اثر خشونت حادث می‌شود، در آمریکا رخ می‌دهد.

در واقع پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات گذشته آمریکا به‌عنوان فردی مخالف ساختار حاکم از ناکارآمدی موجود در سیاست، اقتصاد و جامعه آمریکا حکایت داشت؛ ترامپ که مدعی بازگرداندن قدرت آمریکاست، اما او علاوه بر ناکامی در حل مشکلات ساختاری و بنیادین آمریکا، بر دشواری‌های پیش روی این کشور به‌ویژه در عرصه جهانی افزوده است.

هزینه‌های سنگین و ناکامی نظامی

واقعیت این است که آمریکایی‌ها هم‌اکنون دچار مشکلات فراوانی در بخش‌های نظامی خود هستند، از آمریکایی که در دهه ۹۰ میلادی به‌عنوان بزرگ‌ترین ابرقدرت نظامی دنیا نام‌برده می‌شد دیگر خبری نیست، امروز آمریکایی‌ها با مشکلات فراوانی چه در بخش هزینه‌ای و چه در زمینه افسردگی و آمار بالای خودکشی در بین نظامیان خود روبه‌رو هستند.

دو جنگ مهم در منطقه یعنی جنگ‌های عراق و جنگ افغانستان تبدیل به عرصه‌ای شدند که توانِ نظامی امریکا را به‌شدت در معرض فرسودگی قرار داد. آمریکایی‌ها در طول جنگ عراق نزدیک به یک‌میلیون نظامی را به این کشور اعزام کردند که نزدیک به ۴ هزار نفر از آنان کشته شدند.

برخی اعتقاد دارند مهم‌ترین دلیل بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ میلادی هزینه‌های فراوانی بود که امریکا برای حضورِ نظامی خود در عراق و افغانستان پرداخت کرده بود.

آمریکایی‌ها تصور می‌کنند می‌توانند همانند قرن گذشته هرگونه دخالت نظامی در نقاط مختلف دنیا را توجیه کنند، اما شاید جدی‌ترین تلنگری که دراین‌باره با آن‌ها وارد آمده است مسئله سوریه و ناکامی راهبرد آمریکا در پشت پرده ایجاد گروه تروریستی داعش باشد، در سوریه درحالی‌که آمریکا تمام تلاشِ اطلاعاتی و نظامی خود را برای سقوط دولت و سیطره بر این کشور صرف کرد، اما ایران با ظرفیت عظیم محور مقاومت و همراه کردن روسیه توانست تمام تلاش‌های آمریکا و متحدانِ منطقه‌ای آن‌ها را خنثی کنند.

ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه، افول آمریکا را نزدیک‌تر کرده است

حسن هانی زاده کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با ندای تفرش با بیان این مطلب که تاریخ سیاه ایالات متحده آمریکا آکنده از جنایات ضدبشری است، گفت: شکل گیری آمریکا در طول سه قرن گذشته با کشتار فجیع سرخپوستان، استثمار سیاه پوستان و گسترش خوی بردگی و نژاد پرستی در جامعه ی سفید پوست آمریکا همراه بوده است.

هانی زاده اظهار کرد: از ابتدای شکل گیری ایالت متحده آمریکا، سرخپوستان به عنوان مالکان اصلی این ایالات، صدها سال قبل از تشکیل ایالات متحده در این سرزمین حاکم بودند. سفیدپوستان نژاد پرست آمریکایی برای تثبیت حاکمیت خود میلیون‌ها جنایت را در ایالت متحده علیه سرخپوستان و سیاه پوستان مرتکب شدند.

وی با بیان این مطلب که خشونت طلبی، نژاد پرستی، قتل عام و هژمونی نظامی بخشی از ادبیات سیاسی ایالات متحده را تشکیل می دهد، افزود: یکی از بزرگترین جنایات آمریکا در جنگ جهانی دوم علیه مردم ژاپن بود که آمریکا برای قدرت نمایی و حضور هژمونی خود در غرب و شرق آسیا شهرهای ناکازاکی و هیروشیما را با بمب هسته ای مورد حمله قرار داد و دهها هزار نفر از مردم ژاپن به خاک و خون کشیده شدند.

این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: در طول تاریخ ایالات متحده، آمریکا به عنوان خشن ترین نظام جهانی است که با استفاده از ادبیات خشونت آمیز و خوی نژادپرستی، تلاش بر تثبیت حاکمیت خود دارند.

هانی زاده ادامه داد: در حال حاضر ایالات متحده با توجه به ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه به تدریج در حال افول است؛ بسیاری از ملل جهان به این نتیجه رسیده اند که ایالت متحده یک کشور استعمارگر با ادبیات پرخاشگرانه و با هدف قرار دادن جهان در زیر سلطه خود است.

وی به تشکیل موج نفرت از سوی ملت ها علیه آمریکا اشاره و بیان کرد: آمریکا به تدریج در حال فروپاشی است؛ چراکه حاکمیت ۴ ساله اخیر دونالد ترامپ در کاخ سفید حداقل ۲۰ ایالت متحده آمریکا را درگیر بحران داخلی کرده است.

این کارشناس مسائل بین الملل یادآور شد: توجه به مسائل داخلی آمریکا نظیر ظلم به سیاه پوستان و سرخپوستان، قضاوتهای خشونت آمیز و زخمی شدن صدها نفر در جریان درگیری با پلیس، نشاندهنده این است که حرکت داخلی در جامعه ناهمگون آمریکا علیه حاکمیت سفیدپوستان نژادپرست صورت پذیرفته است.

هانی زاده خاطر نشان کرد: نگرش های نژاد پرستانه در دوره دونالد ترامپ شکل گرفته و در صورت باقی ماندن وی در دوره بعدی ریاست جمهوری آمریکا، جنگ داخلی سراسر ایالات متحده را فراخواهد گرفت؛ این مسئله مقدمه ای برای فروپاشی تدریجی آمریکا و نابودی اش از صحنه بین الملل خواهد بود.

انتهای پیام/

,

در سال‌های گذشته و به‌خصوص بعد از روی کار آمدن «دونالد ترامپ» به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، تحلیل‌گران بیشتری از نشانه‌های این زوال سخن گفتند، ترامپ، در سال ۲۰۱۶ به‌عنوان نخستین سیاستمدار در سطح اول قدرت به از دست رفتن نشانه‌های قدرت آمریکا اعتراف کرد و با بیان اینکه آمریکا دیگر باعظمت نیست، محور شعار تبلیغاتی‌اش را «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» قرارداد.

,

دولت ترامپ علاوه بر این در نخستین سند راهبرد امنیت ملی خود در سال ۲۰۱۷ رسماً افول قدرت آمریکا را به رسمیت شناخت و محور برنامه‌هایش را تلاش برای جلوگیری یا تأخیر انداختن آن قرارداد. «هنری کیسینجر»، نظریه‌پرداز راهبردی و سیاستمدار شناخته‌شده آمریکایی در همین باره گفته است: «به نظرم ترامپ شاید یکی از همان چهره‌هایی در تاریخ باشد که گاه‌گاه برای اعلام پایان یک عصر سر برمی‌آورند.»

, .,

درباره رابطه ترامپ با افول قدرت آمریکا، البته میان تحلیلگران اختلافاتی نیز وجود دارد هرچند همه بر تأثیرگذاری وی در این روند تأکید می‌ورزند، عده زیادی معتقدند که روند زوال از قبل آغازشده بود و رأی مردم به ترامپ با شعار «دوباره آمریکا را باعظمت کنیم» به‌نوعی اعتراف دسته‌جمعی جامعه به افول عظمت آمریکا بود، ازنظر این دسته، ترامپ بیش از آنکه عامل افول قدرت آمریکا باشد، نشانه آن است.

, .,

دسته دوم معتقدند که این ترامپ بوده است که باسیاست‌هایی مانند خروج از توافقنامه‌های بین‌المللی و دور کردن آمریکا از متحدان دیرینه‌اش در دنیا ضربه‌های جبران‌ناپذیری به رهبری و نفوذ آمریکا در دنیا وارد کرده است لذا از این منظر ترامپ عامل زوال قدرت آمریکا است

, ,

رهبر معظم انقلاب در یکی از بیانات خود به مناسب سالروز ۱۳ آبان در سال ۹۷ می‌فرمایند: «بسیاری از سیاسیون معتبر دنیا و جامعه‌شناس‌های معتبر دنیا معتقدند که «قدرت نرم» آمریکا فرسوده شده است، در حال از بین رفتن است. قدرت نرم چیست؟ قدرت نرم این است که یک دولتی بتواند خواسته‌ی خود و نظر خود و عقیده‌ی خود را به اطراف بقبولاند و آن‌ها را اقناع کند به نظر خود؛ این قدرت در آمریکا امروز رو به ضعف کامل و رو به فرسودگی کامل است؛ در زمینه‌های مختلف. حالا زمان دولت اوباما هم همین‌جور بود امّا زمان این آقا که دیگر به‌طور واضح با او مخالفت می‌شود؛ در غالب زمینه‌هایی که او تصمیم می‌گیرد، در دنیا با او مخالفت می‌شود»

, ,

, ,

در ادامه به نظریات برخی اندیشمندان و اعضای اندیشکده های سیاسی بین المللی اشاره شده است:

, در ادامه به نظریات برخی اندیشمندان و اعضای اندیشکده های سیاسی بین المللی اشاره شده است:,

«تد گالن کارپنتر» استاد دانشگاه و عضو اندیشکده کاتو برای اولین بار از اصطلاحی به نام «افول موریانه‌ای» برای اشاره به زوال تدریجی قدرت آمریکا به دلیل برافروختن جنگ‌های متعدد و عقب افتادن از رقبایش اشاره کرد. این اصطلاح بعداً در مقاله‌ای توسط «کریستوفر لین» مورداستفاده قرار گرفت

, تد گالن کارپنتر, ,

«نوام چامسکی» نظریه‌پرداز، اندیشمند و تحلیلگر مطرح مسائل سیاسی مقاله‌های متعددی درباره افول آمریکا به رشته تحریر درآورده. او، همانند برخی از تحلیلگران دیگر مانند «فرید زکریا» معتقد است که افول آمریکا مسئله‌ای است که به دست خود آمریکا رقم خورده است

, نوام چامسکی, ,

چامسکی معتقد است آمریکا با آنکه یک دموکراسی است، اما به «کشور سرمایه‌داران» تبدیل‌شده. او که یکی از محققان و منتقدان پدیده نقش «پول‌های کثیف» در سیاست و در جریان سیاسی آمریکا است به‌تفصیل از نقش لابی‌های ثروت در سوق دادن سیاستمداران به نفع شرکت‌ها و مؤسسات مالی خصوصی نوشته است.

, .,

«فرید زکریا» اندیشمند سیاسی و یکی از مجری‌های شبکه خبری «سی‌ان‌ان» بخش عمده‌ای از مطالعات و تحقیقات خودش را به مسئله سیاست خارجی آمریکا اختصاص داده است. زکریا معتقد است افول هژمونی آمریکا، نتیجه استفاده نامناسب این کشور از قدرت خود در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم است. به باور او، آمریکا با سوءاستفاده از قدرتش متحدانش را ازدست‌داده و دشمنانش را تقویت کرده است. او معتقد است که روی کار آمدن ترامپ آخرین ضربات مهلک را به سیاست خارجی آمریکا وارد کرده و او با خارج کردن آمریکا از پیمان‌هایی مانند TPP، دوری گزینی از اروپا و برون‌سپاری سیاست آمریکا به عربستان و اسرائیل هم زوال هژمونی آمریکا را به نمایش گذاشته و هم آن را به‌پیش برده است

, فرید زکریا, ., TPP, ,

«رابات پاتنیک» اقتصاد دادن و تحلیلگر سیاسی هند است که نزدیک به ۱۰ جلد کتاب، عموماً درباره مسائل سیاسی دنیا از دریچه اقتصاد بین‌الملل نوشته است، او از منتقدان نظام سرمایه‌داری است و پیش‌بینی‌اش درباره افول هژمونی آمریکا را هم بر اساس نقایص ذاتی این نظام استوار ساخته است، به باور پاتنیک، بحران اقتصادی دنیا در سال ۲۰۰۸ بحرانی در هم‌بافته در ذات سرمایه‌داری جهانی است و گذر از این بحران در آمریکا و سایر نقاط دنیا، نه با راه‌حل‌های ریشه‌ای بلکه با راه‌حل‌های گذرا و مسکن‌وار صورت گرفته است.

, رابات پاتنیک, .,

«کریستوفر لین» از تحلیلگران برجسته سیاسی و عضو هیئت‌علمی دانشکده خدمات دولتی در دانشگاه تگزاس است، معتقد است حوادثی که درصحنه دنیا اتفاق افتاده‌اند قدرت نرم آمریکا را هم به‌شدت کاهش داده‌اند. او معتقد است یکی از بزرگ‌ترین تأثیرات دوران رکود اقتصادی بزرگ، اثراتی بود که روی ادراک‌های عمومی در جهان از قدرت نرم آمریکا ایجاد کرد.

, کریستوفر لین, .,

وی می افزاید: این واقعیت که نظام مالی تحت سلطه آمریکا به دلیل بحرانی که در خود آمریکا ایجادشده بود دچار تشویش شد حیثیت و قدرت این کشور را لکه‌دار کرد و این ادعاهای جهان غرب  مبنی بر اینکه اقتصاد بازار آزاد، دموکراسی و جهانی‌شدن تنها مسیرهای تحقق توسعه سیاسی و اقتصادی هستند را به‌شدت بی‌اعتبار کرد.

, .,

افول اقتصادی آمریکا

, افول اقتصادی آمریکا, افول اقتصادی آمریکا,

کسری موازنه تجاری مشکلی دیگر است که آمریکا با آن مواجه شده است، آمریکا اکنون بیش از ۶۳ میلیارد دلار کسری تجاری دارد که نشان می‌دهد این کسری به بالاترین سطح خود از ۲۰۰۸ تاکنون رسیده است.

,

نکته مهم‌تر در حوزه اقتصاد آمریکا این است که در حال حاضر آمریکا بدهکارترین کشور دنیاست، بدهی بیش از ۲۶ تریلیون دلاری آمریکا از میزان تولید ناخالص داخلی آن نیز بیشتر است و امیدی برای کاهش آن وجود ندارد.

, .,

, ,

در سال‌های اخیر اما چین به‌عنوان جدی‌ترین رقیب آمریکا در عرصه‌های مختلف و به‌خصوص اقتصاد سر برآورده است تا جایی که علیرغم تنش‌های مختلف و یک کارزار اقتصادی با اعمال تعرفه‌های سنگین از سوی دولت ایالات‌متحده بر کالاهای چینی اما همچنان کفه‌ی تراز تجاری این دو کشور به نفع چین سنگینی می‌کند و بخش بزرگی از بازار آمریکا تحت نفوذ چینی‌ها قرار دارد.

,

قطعاً یکی از ریشه‌های مشکلات اقتصاد آمریکا، خوی تجاوزگری این کشور است، آمریکا سالانه مبالغ هنگفتی را به بخش نظامی اختصاص می‌دهد تا بتواند به اهداف مداخله جویانه خود در دیگر کشورهای جهان دست یابد.

, .,

با این‌حال شکست سنگین این کشور در افغانستان و عراق موجب شده است تا بسیاری از مردم آمریکا اقدام دولت‌های این کشور را در صرف شش هزار میلیارد دلار در این درگیری‌ها محکوم نمایند.

, .,

چالش‌های اجتماعی و نژاد پرستی در مهد آزادی!

, چالش‌های اجتماعی و نژاد پرستی در مهد آزادی!, چالش‌های اجتماعی و نژاد پرستی در مهد آزادی!,

یکی از پیامدهای ناکارآمدی سیستم سیاسی آمریکا، کاهش رضایتمندی مردم از اوضاع کشورشان است، آمارها حاکی است که بیش از ۱۲ درصد مردم آمریکا، یعنی حدود ۳۸ میلیون نفر، در شرایط فقر شدید به سر می‌برند و متأسفانه هر روز بر تعداد این افراد افزوده می‌شود؛ آمریکا در رتبه سوم کشورهای صنعتی از نظر شاخص‌های فقر و نابرابری قرار دارد.

, .,

بر اساس آمارهای رسمی جمعیت کارتن‌خواب‌های آمریکا بیش از نیم میلیون نفر برآورد شده است؛ یعنی از هر ۵۰۰ آمریکایی یک نفر در خیابان می‌خوابد. فقط در نیویورک ۷۶ هزار نفر کارتن‌خواب هستند. حتی آمار واقعی از این آمار بیشتر است.

,

, ,

تبعیض نژادی مهم‌ترین مشکل جامعه امروز آمریکاست، در حال حاضر ۱۲ درصد جامعه آمریکا را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند که بیشتر از سایر گروه‌های نژادی اعم از لاتین‌تبار و آسیایی‌تبار با بی‌عدالتی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مواجه هستند؛ نتایج نظرسنجی موسسه پیو در سال ۲۰۱۳ حاکی از آن است که ۸۸ درصد آفریقایی تباران آمریکا تبعیض نژادی را تجربه کرده‌اند؛ نوع برخورد پلیس با نژادهای مختلف از مصادیق این بی‌عدالتی است.

, .,

آمریکا از نظر آمار قتل مقام اول را در بین کشورهایی که خود را دمکراتیک می‌خوانند ‌دارد، در واقع ۲۶ درصد مرگ­هایی که بر اثر خشونت حادث می‌شود، در آمریکا رخ می‌دهد.

, .,

در واقع پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات گذشته آمریکا به‌عنوان فردی مخالف ساختار حاکم از ناکارآمدی موجود در سیاست، اقتصاد و جامعه آمریکا حکایت داشت؛ ترامپ که مدعی بازگرداندن قدرت آمریکاست، اما او علاوه بر ناکامی در حل مشکلات ساختاری و بنیادین آمریکا، بر دشواری‌های پیش روی این کشور به‌ویژه در عرصه جهانی افزوده است.

,

هزینه‌های سنگین و ناکامی نظامی

, هزینه‌های سنگین و ناکامی نظامی, هزینه‌های سنگین و ناکامی نظامی,

واقعیت این است که آمریکایی‌ها هم‌اکنون دچار مشکلات فراوانی در بخش‌های نظامی خود هستند، از آمریکایی که در دهه ۹۰ میلادی به‌عنوان بزرگ‌ترین ابرقدرت نظامی دنیا نام‌برده می‌شد دیگر خبری نیست، امروز آمریکایی‌ها با مشکلات فراوانی چه در بخش هزینه‌ای و چه در زمینه افسردگی و آمار بالای خودکشی در بین نظامیان خود روبه‌رو هستند.

,

دو جنگ مهم در منطقه یعنی جنگ‌های عراق و جنگ افغانستان تبدیل به عرصه‌ای شدند که توانِ نظامی امریکا را به‌شدت در معرض فرسودگی قرار داد. آمریکایی‌ها در طول جنگ عراق نزدیک به یک‌میلیون نظامی را به این کشور اعزام کردند که نزدیک به ۴ هزار نفر از آنان کشته شدند.

,

, ,

برخی اعتقاد دارند مهم‌ترین دلیل بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ میلادی هزینه‌های فراوانی بود که امریکا برای حضورِ نظامی خود در عراق و افغانستان پرداخت کرده بود.

, .,

آمریکایی‌ها تصور می‌کنند می‌توانند همانند قرن گذشته هرگونه دخالت نظامی در نقاط مختلف دنیا را توجیه کنند، اما شاید جدی‌ترین تلنگری که دراین‌باره با آن‌ها وارد آمده است مسئله سوریه و ناکامی راهبرد آمریکا در پشت پرده ایجاد گروه تروریستی داعش باشد، در سوریه درحالی‌که آمریکا تمام تلاشِ اطلاعاتی و نظامی خود را برای سقوط دولت و سیطره بر این کشور صرف کرد، اما ایران با ظرفیت عظیم محور مقاومت و همراه کردن روسیه توانست تمام تلاش‌های آمریکا و متحدانِ منطقه‌ای آن‌ها را خنثی کنند.

,

ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه، افول آمریکا را نزدیک‌تر کرده است

, ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه، افول آمریکا را نزدیک‌تر کرده است, ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه، افول آمریکا را نزدیک‌تر کرده است,

حسن هانی زاده کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با ندای تفرش با بیان این مطلب که تاریخ سیاه ایالات متحده آمریکا آکنده از جنایات ضدبشری است، گفت: شکل گیری آمریکا در طول سه قرن گذشته با کشتار فجیع سرخپوستان، استثمار سیاه پوستان و گسترش خوی بردگی و نژاد پرستی در جامعه ی سفید پوست آمریکا همراه بوده است.

,

هانی زاده اظهار کرد: از ابتدای شکل گیری ایالت متحده آمریکا، سرخپوستان به عنوان مالکان اصلی این ایالات، صدها سال قبل از تشکیل ایالات متحده در این سرزمین حاکم بودند. سفیدپوستان نژاد پرست آمریکایی برای تثبیت حاکمیت خود میلیون‌ها جنایت را در ایالت متحده علیه سرخپوستان و سیاه پوستان مرتکب شدند.

,

وی با بیان این مطلب که خشونت طلبی، نژاد پرستی، قتل عام و هژمونی نظامی بخشی از ادبیات سیاسی ایالات متحده را تشکیل می دهد، افزود: یکی از بزرگترین جنایات آمریکا در جنگ جهانی دوم علیه مردم ژاپن بود که آمریکا برای قدرت نمایی و حضور هژمونی خود در غرب و شرق آسیا شهرهای ناکازاکی و هیروشیما را با بمب هسته ای مورد حمله قرار داد و دهها هزار نفر از مردم ژاپن به خاک و خون کشیده شدند.

,

این کارشناس مسائل بین الملل تصریح کرد: در طول تاریخ ایالات متحده، آمریکا به عنوان خشن ترین نظام جهانی است که با استفاده از ادبیات خشونت آمیز و خوی نژادپرستی، تلاش بر تثبیت حاکمیت خود دارند.

,

هانی زاده ادامه داد: در حال حاضر ایالات متحده با توجه به ساختار اجتماعی خشن و نژادپرستانه به تدریج در حال افول است؛ بسیاری از ملل جهان به این نتیجه رسیده اند که ایالت متحده یک کشور استعمارگر با ادبیات پرخاشگرانه و با هدف قرار دادن جهان در زیر سلطه خود است.

,

وی به تشکیل موج نفرت از سوی ملت ها علیه آمریکا اشاره و بیان کرد: آمریکا به تدریج در حال فروپاشی است؛ چراکه حاکمیت ۴ ساله اخیر دونالد ترامپ در کاخ سفید حداقل ۲۰ ایالت متحده آمریکا را درگیر بحران داخلی کرده است.

,

این کارشناس مسائل بین الملل یادآور شد: توجه به مسائل داخلی آمریکا نظیر ظلم به سیاه پوستان و سرخپوستان، قضاوتهای خشونت آمیز و زخمی شدن صدها نفر در جریان درگیری با پلیس، نشاندهنده این است که حرکت داخلی در جامعه ناهمگون آمریکا علیه حاکمیت سفیدپوستان نژادپرست صورت پذیرفته است.

,

هانی زاده خاطر نشان کرد: نگرش های نژاد پرستانه در دوره دونالد ترامپ شکل گرفته و در صورت باقی ماندن وی در دوره بعدی ریاست جمهوری آمریکا، جنگ داخلی سراسر ایالات متحده را فراخواهد گرفت؛ این مسئله مقدمه ای برای فروپاشی تدریجی آمریکا و نابودی اش از صحنه بین الملل خواهد بود.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه