ماجرای "حج" امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق

ماجرای "حج" امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق
هشام که از نزدیک، شاهد این ماجرا بود و تصور نمى کرد که برتر از وى در میان مسلمانان شخصیتى وجود داشته باشد، بسیار گران آمد و موجب خشمش شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آران مغان، درباره تاریخ شهادت امام زین العابدین علیه السلام، گر چه تمام مورخان و سیره نگاران، اتفاق دارند بر این که در ماه محرم واقع شد ولى در روز و سال وقوع آن ، میان آنان اتفاقى نیست.برخى از آنان ، از جمله امین الاسلام طبرسى گفته اند که شهادت آن حضرت در روز دوازدهم محرم سال 95 قمرى واقع شده است.(1) برخى دیگر روز 18 محرم (2) و عده اى نیز 25 محرم (3) را ذکر کرده اند. هم چنین صاحب کشف الغمه ، سال شهادت آن حضرت را 94 قمرى دانسته است. (4)

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آران مغان,

سبب شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنا به روایت اکثر مورخان، زهرى بود که به دستور ولید بن عبدالملک به آن حضرت خورانیده و وى را مسموم نمودند و برا اثر مسمومیت به شهادت رسید.

در این جا، زندگانى آن حضرت را به اختصار بیان مى کنیم:

ولادت: میلاد مسعود امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با پنجم شعبان سال 38 قمرى در عصر خلافت امام على علیه السلام. برخى از مورخین تاریخ تولد آن حضرت را هفتم شعبان، برخى نهم شعبان و عده اى نیز نیمه جمادى الاولى دانسته اند. هم چنین در سال تولدش ‍ برخى سال 36 و برخى نیز 37 قمرى را ذکر کرده اند.

گر چه اکثر مورخان، محل تولد آن حضرت را شهر مدینه دانسته اند ولى با توجه به این که آن حضرت در عصر خلافت امیرمؤ منان علیه السلام دیده به جهان گشود و مقر حکومت امام على علیه السلام در آن زمان، در شهر کوفه استقرار یافته و طبعا تمام خانواده و اهل بیت آن حضرت به این شهر کوچ کرده و در آن ساکن شده بودند، باید محل تولد امام زین العابدین علیه السلام در همین شهر (یعنى کوفه ) باشد، نه شهر مدینه !

بیشتر تاریخ نگاران اتفاق دارند بر این که آن حضرت ، دو سال پیش از شهادت حضرت على علیه السلام به دنیا آمد. بى تردید، امام حسین علیه السلام در آن سال به همراه پدرش حضرت على علیه السلام در کوفه ساکن بود و بدین لحاظ تولد نور دیده اش زین العابدین علیه السلام نیز در کوفه به وقوع پیوسته است .

نام : على بن الحسین علیه السلام در برخى از مقاتل به (على اوسط) نیز خوانده شده است .

کنیه: لقب هاى آن حضرت به تعداد فضایل اخلاقى و شخصیتى وى فراوان است. در این جا به چند تاى آنها اشاره مى کنیم : زین العابدین ، سید الساجدین ، زکى ، امین و ذوثفنات. به خاطر عبادت زیاد و سجده هاى طولانى ، پینه اى در پیشانى آن حضرت (سجده کاهش) پدید آمده بود که بدین جهت وى را به (ذوالثفنات) لقب داده بودند.

نسب پدرى : امام زین العابدین علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام است که نسبت شریفش با یک واسطه به امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام و با دو واسطه به پیامبر اسلام حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم منتهى مى گردد.

نسب مادرى : نام مادرش ، غزاله یا شهر بانو (شاه زنان) دختر یزدگرد سوم از پادشاهان ساسانى است . این بانوى مجلله پس از شکست ایرانیان در برابر سپاهیان مسلمان ، به همراه تعدادى از زنان دربار یزدگرد سوم به اسارت مسلمانان درآمد و در عصر عثمان بن عفان در مدینه و بنا به روایتى صحیح تر و در عصر امامت و خلافت امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام در کوفه (5) با اختیار خود به عقد ازدواج امام حسین علیه السلام درآمد. از آن هنگام به (سیدة النساء) معروف شد. وى چند سالى بیش زنده نماند و در هنگام تولد تنها فرزندش امام زین العابدین علیه السلام در سال 38 قمرى بدرود حیات گفت .

محل دفن : قبرستان بقیع ، واقع در مدینه منوره در جوار قبر عمویش امام حسن مجتبى علیه السلام . هم اکنون قبور مشرفه چهار امام معصوم ، یعنى امام حسن مجتبى ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام در کنار یکدیگر قرار دارند.

پیش از این براى قبور مشرفه ائمه بقیع ، گنبد و بارگاهایى بود که مزار عاشقان اهل بیت علیه السلام و شیعیان قرار مى گرفت ولى در شوال سال 1344 قمرى مورد حقد و کین وهابیون متعصب حجاز واقع شد و به همراه آثار سایر بزرگان اسلام به کلى تخریب گردید.(6)

همسر: امام زین العابدین علیه السلام داراى یک همسر عقدى و چند ام ولد بود که از آنها، خداوند سبحان فرزندانى به وى عطا کرد. نام همسرش فاطمه (مکنى به ام عبدالله ) دختر امام حسن مجتبى علیه السلام است .

فاطمه بنت الحسن ، از زنان با فضیلت و با شخصیت عصر خویش بود. وى مادر امام محمد باقر علیه السلام است . همچنین این بانوى افتخار یافت که پدربزرگش ، پدرش ، عمو و پدر شوهرش ، همسرش و فرزندش از امامان معصوم شیعه بودند.

فرزندان : امام محمد باقر علیه السلام ، زید شهید، عبدالله باهر، عمر اشرف ، حسین اکبر، عبدالرحمن ، عبیدالله ، سلیمان ، حسن ، حسین ، اصغر، على اصغر، محمد اصغر، خدیجه ، فاطمه ، علیه و ام کلثوم .(7)

اصحاب و یاران : اسامى تعداد زیادى از مؤ منان ، شیعیان و دوستداران اهل بیت علیه السلام در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفته است ، که در این جا به نام هاى برخى از معرفین اشاره مى کنیم : جابر بن عبدالله انصارى ، عامر بن واثله کنانى ، سعید بن مسیب ، سعید بن جهان کنانى ، سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد کابلى ، قاسم بن عوف ، اسماعیل بن عبدالله بن جعفر، ابراهیم بن محمد حنفیه ، حسن بن محمد حنفیه ، حبیب بن ابى ثابت ، ابوحمزه ثمالى ، فرات بن احنف ، جابر بن محمد بن ابى بکر، ایوب بن حسن ، على بن رافع ، ابومحمد قرشى ، ضحاک بن مزاحم ، طاووس بن کیسان ، حمید بن موسى ، ابان بن تغلب ، سدیر بن حکیم ، قیس بن رمانه ، عبدالله برقى ، همام بن غالب (فرزدق شاعر)، یحیى بن ام طویل و...

آثار : گرچه از امام زین العابدین علیه السلام آثار ارزشمندى از قبیل مواعظ، احادیث ، اشعار و ادعیه به صورت پراکنده بر جاى مانده است و مورد استفاده محققان و متقیان قرار مى گیرد. ولى دو اثر مدون از آن حضرت باقى مانده است که در میان آثار اسلامى ، درخشندگى و جاودانگى ویژه اى دارند. آن دو عبارتند از: 1- صحیفه سجادیه ، که مشتمل بر 83 دعا و مناجات است. 2- رسالة الحقوق ،که تبیین کننده حقوق آحاد ملت و افراد بشرى درجامعه اسلامى است.

فضایل و مناقب : امام زین العابدین علیه السلام بسان سایر امامان معصوم علیه السلام جامع کمالات انسانى و فضایل اخلاقى است ، که در عالم آفرینش همانندى جز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم براى آنان پدید نیامده است و آن حضرت ،به مقامى از تعبد و تقرب به درگاه الهى نایل شده بودکه وى رازینت پرستش کنندگان لقب دادند.

زمام داران معاصر: امام زین العابدین علیه السلام از هنگامى که دیده به جهان گشود تا آخر عمر شریفش با 9تن از حاکمان ، معاصر بود. اسامى خلفا و حاکمان به شرح ذیل است :

امیرمؤمنان،امام على بن ابى طالب علیه السلام (35-40 ه .ق) - امام حسن مجتبى علیه السلام (40-41 ه .ق) - معاویة بن ابى سفیان (35-60 ه .ق) - یزید بن معاویه (60-64 ه .ق) - معاویة بن یزید (64-64 ه .ق) - عبدالله بن زبیر (64-73 ه .ق) - مروان بن حکم (64-65 ه .ق) - عبدالملک بن مروان (65-86 ه .ق) - ولید بن عبدالملک (86-96 ه .ق)

از میان زمام داران فوق ، ردیف اول و دوم از خاندان شریف بنى هاشم ، ردیف هاى سوم ، چهارم و پنجم از خاندان بنى امیه و از تیره سفیانى ، ردیف ششم از آل زبیر بن عوام ، و ردیف هاى هفتم ، هشتم و نهم از خاندان بنى امیه و از تیره مروانى مى باشند.

غیر از امیرمومنان امام على علیه السلام که دادگرترین و شایسته ترین شخصیتى است که پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به زمام دارى رسیده بود و فرزندش امام حسن مجتبى علیه السلام که راه پدر گرامش را ادامه مى داد،از سایر زمام داران نامبرده ، نسبت به خاندان عصمت و اهل بیت امیر مومنان علیه السلام به ویژه نسبت به شخصیت امام زین العابدین علیه السلام ستم هاى فراوانى به عمل آمده است .

امام علیه السلام در بیشتر ایام زندگى اش از سوى خلفا و حاکمان محلى آنان در اذیت و آزار بود. ایام امامت امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با حکومت یزید بن معاویه تا ولید بن عبدالملک .

سرانجام در عصر ولید عبدالملک و به دستور این خلیفه نابکار، آن حضرت ، مسموم و به شهادت رسید.

برخى از فضایل و مناقب حضرت

تعبد: امام زین العابدین علیه السلام داراى حالت ویژه اى از تعبد و بندگى در پیش گاه الهى بود. چنان خدا را عبادت مى کرد گویا او را مى بیند. تمام حالات ، رفتار و کردار آن حضرت بندگى الهى بود. هر گاه وضو مى گرفت ، رنگش تغییر مى کرد و همین که به نماز مى ایستاد، لرزه بر اندامش عارض ‍ مى شد. گاهى از او مى پرسیدند که این چه حالتى است در هنگام وضو و نماز بر تو عارض مى گردد؟ پاسخ مى داد: چون مى خواهم به طاعت پروردگارم قیام نمایم و با وى راز دل گویم ، از این جهت بر بدنم لرزه مى افتد. روایت شده است : که هنگامى که آن حضرت در حال عبادت و سجده بود، خانه اش را آتش فرا گرفت و همگى از ترس آتش سوزى گریختند ولى آن حضرت اعتنایى به آتش نداشت و سر از سجده بر نمى داشت تا این که آتش خاموش شد. آن گاه از وى پرسیدند: چه چیز تو را بازداشت که سر از سجده بردارى و از آتش بگریزى ؟ فرمود: ترس از آتش آخرت . (8)

از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود، پدرم حضرت على بن الحسین علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز مى گذارد چنان که امیرمؤ منان علیه السلام نیز چنین بود. از براى پدرم پانصد درخت خرما بود، در نزد هر درختى دو رکعت نماز مى گذارد و گاهى که به نماز مى ایستاد رنگ مبارکش متغیر مى گشت و حالش نزد خداوند جلیل مانند بندگان ذلیل بود و اعضاى شریفش از خوف خدا مى لرزید و نمازش ، نماز مودع بود. یعنى مانند آن که مى داند این نماز آخر او است و بعد از آن دیگر ممکن نخواهد بود او را. (9)

انفاق: امام زین العابدین علیه السلام به انفاق و دستگیرى مستمندان اهمیت فوق العاده اى مى داد. تا آن جا که براى وى امکان پذیر بود، نیاز فقرا و مستمندان را برآورده مى کرد. آن حضرت ، شب ها به طور ناشناس براى فقرا و مستمندان آذوقه مى برد و بر در خانه هایشان مى گذاشت .

از محمد بن اسحاق روایت شده است: در مدینه ، مردم زیادى به راحتى و آسانى زندگى مى کردند و نمى دانستند که مخارج آنها از کجا تامین مى گردد. همین که امام زین العابدین علیه السلام وفات کرد، دیگر کسى براى آنان در شب چیزى نمى برد و تازه فهمیدند که زندگى آنان از سوى امام على بن الحسین علیه السلام تامین مى گردید.(10)

هم چنین روایت شده است که پس از شهادت امام زین العابدین علیه السلام دانسته شد که در مدینه ، یکصد خانوار نیازمند زندگى مى کردند که مخارج زندگى آنان از سوى امام زین العابدین علیه السلام تامین مى گردید.

از ابوحمزه ثمالى روایت شده است : امام زین العابدین علیه السلام در شب ها، انبان نان را بر مى داشت و بر پشت مبارک خویش حمل مى کرد و به فقراى مدینه تصدق مى نمود و مى فرمود: صدقه پنهانى ، خشم الهى را فرو مى نشاند. چون آن حضرت به شهادت رسید، در هنگام غسل بدن مبارکش ، آثار حمل کردن انبان ها را بر دوش مبارک آن حضرت مشاهده کردند. هم چنین پس از شهادت آن حضرت ، اهالى مى گفتند: ما پس از وفات على بن الحسین علیه السلام دیگر صدقه پنهانى نیافتیم .

از سفیان روایت شده است : على بن الحسین علیه السلام سالى اراده حج نمود. خواهرش حضرت سکینه ، هزار درهم براى آن حضرت ، توشه راه تهیه کرد و در اختیار آن حضرت قرار داد.امام زین العابدین علیه السلام در روز گرمى از خانه به قصد حج خارج شد و توشه اهدایى خواهرش سکینه را به مستمندان ، تصدق و بخشش نمود.(11)

عفو و بخشش: امام زین العابدین علیه السلام در برابر برخوردهاى خارج از نزاکت افراد، بردبارى ویژه اى از خود بروز مى داد و بر خشم خود، غالب مى گردید و خطاکاران را مى بخشید و از آنان انتقام گیرى نمى کرد. روایت شده است که مردى نزد آن حضرت آمد و به وى خبر رسانید که شخصى آن حضرت را دشنام داده و نسبت به وى بدگویى نموده است . امام علیه السلام فرمود: مرا به نزد وى ببر. آن مرد گمان کرد که حضرت براى انتقام گیرى و تنبیه شخص ‍ بدگو، به نزد وى مى رود. اما همین که به آن شخص رسید، به وى فرمود: آن چه درباره من گفته اى ، اگر حق است ، من از خداى سبحان مسئلت دارم که مرا بیامرزد و اگر دروغ بوده و در حق من مرتکب خطا شدى ، از خدا مى خواهم تو را بیامرزد.(12)درباره بخشش آن حضرت ، نمونه هاى فراوان دیگرى نیز موجود است که به خاطر لزوم مراعات اختصار از آنها خوددارى مى کنیم .

وقار و شکوه: امام زین العابدین علیه السلام داراى شخصیتى ممتاز در میان بزرگان مدینه و تابعین بود و همگان نسبت به مقام و منزلت وى معترف بوده و اگر فشار و یا خطرى از سوى دشمنان احساس نمى کردند، زبان به تعریف و تمجید آن حشرت مى گشودند.

زهرى که در عصر امام زین العابدین علیه السلام مى زیست و در اوائل زندگى اش از بزرگترین فقیه و عالم وابسته به دستگاه خلافت بود و در اواخر عمر از آنها و رفاه طلبى کناره گیرى کرده و در کمال قناعت و ریاضت ، زندگى را به پایان رسانید، درباره شخصیت امام زین العابدین علیه السلام گفت : لم ادرک احدا من اهل هذاالبیت (یعنى بیت النبى صلى الله علیه و آله و سلم ) افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (13) من در میان اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، برتر از على بن الحسین علیه السلام نیافتم . هم چنین ابوحازم که از معاصرین آن حضرت بود، درباره شخصیت آن حضرت گفت : ما رایت هاشمیا افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (14) من در میان شما بنى هاشم برتر از على بن حسین علیه السلام ندیدم .

حج امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق

هشام بن عبدالملک که دهمین خلیفه امویان است ، پیش از خلافت خویش ‍ در عصر خلافت پدرش عبدالملک ، سالى به همراه درباریان شام و اطرافیان خود به مکه رفت تا حج خانه خدا به جاى آورد. در آن سال ، حاجیان زیادى به مکه آمده و زیارت خانه خدا را انجام دادند. روزى هشام براى طواف خانه خدا و استلام (حجر الاسود) تلاش زیادى نمود ولى به خاطر فشار جمعیت و ازدحام آنان براى استلام حجر الاسود، وى موفق به این کار نشد و از ادامه طواف باز ماند. به ناچار منبرى براى او در مسجدالحرام فراهم کرده و هشام بر آن نشست . شامیانى که به همراه وى به مکه آمده بودند، در کنارش حلقه زده و نظاره گر جمعیت بودند.

در این هنگام امام زین العابدین علیه السلام که داراى صورتى زیبا و معطر به بوى خوش بود و محل سجده در پیشانى اش از کثرت عبادت ، پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را انجام داد و همین که به (حجرالاسود) رسید، مردم به احترام آن حضرت آن حضرت ، راه را باز کرده و به ملاحظه جلالت آن حضرت ، خود را کنار کشیدند تا وى بتواند استلام حجرالاسود نماید و اعمالش را به راحتى انجام دهد.

بر هشام که از نزدیک ، شاهد این ماجرا بود و تصور نمى کرد که برتر از وى در میان مسلمانان شخصیتى وجود داشته باشد، بسیار گران آمد و موجب خشمش گردید، اما خود را کنترل کرد و خشم خویش را بروز نداد تا این که شامیانى که در کنارش بودند،از وى پرسیدند:این شخص کیست که مردم براى وى این همه احترام و فضیلت قائلند؟

هشام به خاطر این که شامیان پى به فضیلت و منزلت آن حضرت نبرند، خود را به نادانى زد و در پاسخ آنان با بى اعتنایى گفت : او را نمى شناسم !

در حالى که او بهتر از هر کس آن حضرت را مى شناخت . ابوفراس همام بن غالب ، معروف به (فرزدق) که در جمع شامیان بود، لب به سخن گشود و گفت : اگر تو او را نمى شناسى ، من او را مى شناسم ، او زین العابدین على بن الحسین علیه السلام است . آنگاه ابیاتى در فضیلت آن حضرت سرود و براى حاضران قرائت کرد. در مطلع قصیده ابوفراس آمده است :

هذا ابن خیز عبادالله کلهم                   هذا التقى النقى الطاهر العلم

هذا الذى تعرف البطحاءوطاته               و البیت یعرفه و الحل و الحرم

یکاد یمسکه عرفـان راحته                   رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم

اذا رأته قریش قـال قائلـها                     الى مکارم هذا ینتهى الکرم

هشام که انتظار تعریف و تمجید اهل بیت علیه السلام را در نزد خویش ‍ نداشت ، از سروده فرزدق ، بسیار خشمگین شد و دستور داد مواجب و حقوق ماهانه و جوایز فرزدق را قطع کنند و او را در مکانى میان مکه و مدینه ، معروف به (عسفان) زندانى نمایند.

فرزدق ، مدتى در زندان عسفان گرفتار ماموران خلیفه اموى بود، تا این که آزاد گردید. امام زین العابدین علیه السلام براى تقدیر از هوادارى فرزدق از اهل بیت علیه السلام و بیان فضایل آنان در نزد دشمنان ، دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و از او عذر خواهى کرد که اگر بیشتر از این در نزد ما بود، صله بیشترى مى دادیم .

فرزدق از پذیرفتن صله هاى امام زین العابدین علیه السلام خوددارى کرد و در پاسخ آن حضرت گفت : هدف من از سرودن آن ابیات ، چیزى غیر از خرسندى خداى سبحان نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود کنم .

امام علیه السلام وى را دعا کرد و از او خواست که آن مال را بپذیرد.

فرزدق پس از اصرار امام زین العابدین علیه السلام ،هدایایش را پذیرفت و آن ها را برکت زندگى خویش قرار داد.(15)

پی نوشت:

1- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 359.

2- کشف الغمة ، ج 2، ص 275.

3- ائمتنا، ج 1، ص 259.

4- کشف الغمه ، ج 2، ص 275.

5- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 358.

6- ائمتنا، ج 1، ص 295.

7- الارشاد، ج 2، ص 155.

8- کشف الغمه ، ج 2، ص 261.ش

9- منتهى الآمال ، ج 2، ص 6.

10- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

11- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

12- همان مدرک 262.

13- الارشاد، ص 498.

14- کشف الغمه ، ج 2، ص 272.

15- نک : مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 301؛ کشف الغمه ، ج 2، ص 267 و الارشاد، ص 502.

,

سبب شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنا به روایت اکثر مورخان، زهرى بود که به دستور ولید بن عبدالملک به آن حضرت خورانیده و وى را مسموم نمودند و برا اثر مسمومیت به شهادت رسید.

در این جا، زندگانى آن حضرت را به اختصار بیان مى کنیم:

ولادت: میلاد مسعود امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با پنجم شعبان سال 38 قمرى در عصر خلافت امام على علیه السلام. برخى از مورخین تاریخ تولد آن حضرت را هفتم شعبان، برخى نهم شعبان و عده اى نیز نیمه جمادى الاولى دانسته اند. هم چنین در سال تولدش ‍ برخى سال 36 و برخى نیز 37 قمرى را ذکر کرده اند.

گر چه اکثر مورخان، محل تولد آن حضرت را شهر مدینه دانسته اند ولى با توجه به این که آن حضرت در عصر خلافت امیرمؤ منان علیه السلام دیده به جهان گشود و مقر حکومت امام على علیه السلام در آن زمان، در شهر کوفه استقرار یافته و طبعا تمام خانواده و اهل بیت آن حضرت به این شهر کوچ کرده و در آن ساکن شده بودند، باید محل تولد امام زین العابدین علیه السلام در همین شهر (یعنى کوفه ) باشد، نه شهر مدینه !

بیشتر تاریخ نگاران اتفاق دارند بر این که آن حضرت ، دو سال پیش از شهادت حضرت على علیه السلام به دنیا آمد. بى تردید، امام حسین علیه السلام در آن سال به همراه پدرش حضرت على علیه السلام در کوفه ساکن بود و بدین لحاظ تولد نور دیده اش زین العابدین علیه السلام نیز در کوفه به وقوع پیوسته است .

نام : على بن الحسین علیه السلام در برخى از مقاتل به (على اوسط) نیز خوانده شده است .

کنیه: لقب هاى آن حضرت به تعداد فضایل اخلاقى و شخصیتى وى فراوان است. در این جا به چند تاى آنها اشاره مى کنیم : زین العابدین ، سید الساجدین ، زکى ، امین و ذوثفنات. به خاطر عبادت زیاد و سجده هاى طولانى ، پینه اى در پیشانى آن حضرت (سجده کاهش) پدید آمده بود که بدین جهت وى را به (ذوالثفنات) لقب داده بودند.

نسب پدرى : امام زین العابدین علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام است که نسبت شریفش با یک واسطه به امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام و با دو واسطه به پیامبر اسلام حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم منتهى مى گردد.

نسب مادرى : نام مادرش ، غزاله یا شهر بانو (شاه زنان) دختر یزدگرد سوم از پادشاهان ساسانى است . این بانوى مجلله پس از شکست ایرانیان در برابر سپاهیان مسلمان ، به همراه تعدادى از زنان دربار یزدگرد سوم به اسارت مسلمانان درآمد و در عصر عثمان بن عفان در مدینه و بنا به روایتى صحیح تر و در عصر امامت و خلافت امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام در کوفه (5) با اختیار خود به عقد ازدواج امام حسین علیه السلام درآمد. از آن هنگام به (سیدة النساء) معروف شد. وى چند سالى بیش زنده نماند و در هنگام تولد تنها فرزندش امام زین العابدین علیه السلام در سال 38 قمرى بدرود حیات گفت .

محل دفن : قبرستان بقیع ، واقع در مدینه منوره در جوار قبر عمویش امام حسن مجتبى علیه السلام . هم اکنون قبور مشرفه چهار امام معصوم ، یعنى امام حسن مجتبى ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام در کنار یکدیگر قرار دارند.

پیش از این براى قبور مشرفه ائمه بقیع ، گنبد و بارگاهایى بود که مزار عاشقان اهل بیت علیه السلام و شیعیان قرار مى گرفت ولى در شوال سال 1344 قمرى مورد حقد و کین وهابیون متعصب حجاز واقع شد و به همراه آثار سایر بزرگان اسلام به کلى تخریب گردید.(6)

همسر: امام زین العابدین علیه السلام داراى یک همسر عقدى و چند ام ولد بود که از آنها، خداوند سبحان فرزندانى به وى عطا کرد. نام همسرش فاطمه (مکنى به ام عبدالله ) دختر امام حسن مجتبى علیه السلام است .

فاطمه بنت الحسن ، از زنان با فضیلت و با شخصیت عصر خویش بود. وى مادر امام محمد باقر علیه السلام است . همچنین این بانوى افتخار یافت که پدربزرگش ، پدرش ، عمو و پدر شوهرش ، همسرش و فرزندش از امامان معصوم شیعه بودند.

فرزندان : امام محمد باقر علیه السلام ، زید شهید، عبدالله باهر، عمر اشرف ، حسین اکبر، عبدالرحمن ، عبیدالله ، سلیمان ، حسن ، حسین ، اصغر، على اصغر، محمد اصغر، خدیجه ، فاطمه ، علیه و ام کلثوم .(7)

اصحاب و یاران : اسامى تعداد زیادى از مؤ منان ، شیعیان و دوستداران اهل بیت علیه السلام در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفته است ، که در این جا به نام هاى برخى از معرفین اشاره مى کنیم : جابر بن عبدالله انصارى ، عامر بن واثله کنانى ، سعید بن مسیب ، سعید بن جهان کنانى ، سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد کابلى ، قاسم بن عوف ، اسماعیل بن عبدالله بن جعفر، ابراهیم بن محمد حنفیه ، حسن بن محمد حنفیه ، حبیب بن ابى ثابت ، ابوحمزه ثمالى ، فرات بن احنف ، جابر بن محمد بن ابى بکر، ایوب بن حسن ، على بن رافع ، ابومحمد قرشى ، ضحاک بن مزاحم ، طاووس بن کیسان ، حمید بن موسى ، ابان بن تغلب ، سدیر بن حکیم ، قیس بن رمانه ، عبدالله برقى ، همام بن غالب (فرزدق شاعر)، یحیى بن ام طویل و...

آثار : گرچه از امام زین العابدین علیه السلام آثار ارزشمندى از قبیل مواعظ، احادیث ، اشعار و ادعیه به صورت پراکنده بر جاى مانده است و مورد استفاده محققان و متقیان قرار مى گیرد. ولى دو اثر مدون از آن حضرت باقى مانده است که در میان آثار اسلامى ، درخشندگى و جاودانگى ویژه اى دارند. آن دو عبارتند از: 1- صحیفه سجادیه ، که مشتمل بر 83 دعا و مناجات است. 2- رسالة الحقوق ،که تبیین کننده حقوق آحاد ملت و افراد بشرى درجامعه اسلامى است.

فضایل و مناقب : امام زین العابدین علیه السلام بسان سایر امامان معصوم علیه السلام جامع کمالات انسانى و فضایل اخلاقى است ، که در عالم آفرینش همانندى جز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم براى آنان پدید نیامده است و آن حضرت ،به مقامى از تعبد و تقرب به درگاه الهى نایل شده بودکه وى رازینت پرستش کنندگان لقب دادند.

زمام داران معاصر: امام زین العابدین علیه السلام از هنگامى که دیده به جهان گشود تا آخر عمر شریفش با 9تن از حاکمان ، معاصر بود. اسامى خلفا و حاکمان به شرح ذیل است :

امیرمؤمنان،امام على بن ابى طالب علیه السلام (35-40 ه .ق) - امام حسن مجتبى علیه السلام (40-41 ه .ق) - معاویة بن ابى سفیان (35-60 ه .ق) - یزید بن معاویه (60-64 ه .ق) - معاویة بن یزید (64-64 ه .ق) - عبدالله بن زبیر (64-73 ه .ق) - مروان بن حکم (64-65 ه .ق) - عبدالملک بن مروان (65-86 ه .ق) - ولید بن عبدالملک (86-96 ه .ق)

از میان زمام داران فوق ، ردیف اول و دوم از خاندان شریف بنى هاشم ، ردیف هاى سوم ، چهارم و پنجم از خاندان بنى امیه و از تیره سفیانى ، ردیف ششم از آل زبیر بن عوام ، و ردیف هاى هفتم ، هشتم و نهم از خاندان بنى امیه و از تیره مروانى مى باشند.

غیر از امیرمومنان امام على علیه السلام که دادگرترین و شایسته ترین شخصیتى است که پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به زمام دارى رسیده بود و فرزندش امام حسن مجتبى علیه السلام که راه پدر گرامش را ادامه مى داد،از سایر زمام داران نامبرده ، نسبت به خاندان عصمت و اهل بیت امیر مومنان علیه السلام به ویژه نسبت به شخصیت امام زین العابدین علیه السلام ستم هاى فراوانى به عمل آمده است .

امام علیه السلام در بیشتر ایام زندگى اش از سوى خلفا و حاکمان محلى آنان در اذیت و آزار بود. ایام امامت امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با حکومت یزید بن معاویه تا ولید بن عبدالملک .

سرانجام در عصر ولید عبدالملک و به دستور این خلیفه نابکار، آن حضرت ، مسموم و به شهادت رسید.

برخى از فضایل و مناقب حضرت

تعبد: امام زین العابدین علیه السلام داراى حالت ویژه اى از تعبد و بندگى در پیش گاه الهى بود. چنان خدا را عبادت مى کرد گویا او را مى بیند. تمام حالات ، رفتار و کردار آن حضرت بندگى الهى بود. هر گاه وضو مى گرفت ، رنگش تغییر مى کرد و همین که به نماز مى ایستاد، لرزه بر اندامش عارض ‍ مى شد. گاهى از او مى پرسیدند که این چه حالتى است در هنگام وضو و نماز بر تو عارض مى گردد؟ پاسخ مى داد: چون مى خواهم به طاعت پروردگارم قیام نمایم و با وى راز دل گویم ، از این جهت بر بدنم لرزه مى افتد. روایت شده است : که هنگامى که آن حضرت در حال عبادت و سجده بود، خانه اش را آتش فرا گرفت و همگى از ترس آتش سوزى گریختند ولى آن حضرت اعتنایى به آتش نداشت و سر از سجده بر نمى داشت تا این که آتش خاموش شد. آن گاه از وى پرسیدند: چه چیز تو را بازداشت که سر از سجده بردارى و از آتش بگریزى ؟ فرمود: ترس از آتش آخرت . (8)

از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود، پدرم حضرت على بن الحسین علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز مى گذارد چنان که امیرمؤ منان علیه السلام نیز چنین بود. از براى پدرم پانصد درخت خرما بود، در نزد هر درختى دو رکعت نماز مى گذارد و گاهى که به نماز مى ایستاد رنگ مبارکش متغیر مى گشت و حالش نزد خداوند جلیل مانند بندگان ذلیل بود و اعضاى شریفش از خوف خدا مى لرزید و نمازش ، نماز مودع بود. یعنى مانند آن که مى داند این نماز آخر او است و بعد از آن دیگر ممکن نخواهد بود او را. (9)

انفاق: امام زین العابدین علیه السلام به انفاق و دستگیرى مستمندان اهمیت فوق العاده اى مى داد. تا آن جا که براى وى امکان پذیر بود، نیاز فقرا و مستمندان را برآورده مى کرد. آن حضرت ، شب ها به طور ناشناس براى فقرا و مستمندان آذوقه مى برد و بر در خانه هایشان مى گذاشت .

از محمد بن اسحاق روایت شده است: در مدینه ، مردم زیادى به راحتى و آسانى زندگى مى کردند و نمى دانستند که مخارج آنها از کجا تامین مى گردد. همین که امام زین العابدین علیه السلام وفات کرد، دیگر کسى براى آنان در شب چیزى نمى برد و تازه فهمیدند که زندگى آنان از سوى امام على بن الحسین علیه السلام تامین مى گردید.(10)

هم چنین روایت شده است که پس از شهادت امام زین العابدین علیه السلام دانسته شد که در مدینه ، یکصد خانوار نیازمند زندگى مى کردند که مخارج زندگى آنان از سوى امام زین العابدین علیه السلام تامین مى گردید.

از ابوحمزه ثمالى روایت شده است : امام زین العابدین علیه السلام در شب ها، انبان نان را بر مى داشت و بر پشت مبارک خویش حمل مى کرد و به فقراى مدینه تصدق مى نمود و مى فرمود: صدقه پنهانى ، خشم الهى را فرو مى نشاند. چون آن حضرت به شهادت رسید، در هنگام غسل بدن مبارکش ، آثار حمل کردن انبان ها را بر دوش مبارک آن حضرت مشاهده کردند. هم چنین پس از شهادت آن حضرت ، اهالى مى گفتند: ما پس از وفات على بن الحسین علیه السلام دیگر صدقه پنهانى نیافتیم .

از سفیان روایت شده است : على بن الحسین علیه السلام سالى اراده حج نمود. خواهرش حضرت سکینه ، هزار درهم براى آن حضرت ، توشه راه تهیه کرد و در اختیار آن حضرت قرار داد.امام زین العابدین علیه السلام در روز گرمى از خانه به قصد حج خارج شد و توشه اهدایى خواهرش سکینه را به مستمندان ، تصدق و بخشش نمود.(11)

عفو و بخشش: امام زین العابدین علیه السلام در برابر برخوردهاى خارج از نزاکت افراد، بردبارى ویژه اى از خود بروز مى داد و بر خشم خود، غالب مى گردید و خطاکاران را مى بخشید و از آنان انتقام گیرى نمى کرد. روایت شده است که مردى نزد آن حضرت آمد و به وى خبر رسانید که شخصى آن حضرت را دشنام داده و نسبت به وى بدگویى نموده است . امام علیه السلام فرمود: مرا به نزد وى ببر. آن مرد گمان کرد که حضرت براى انتقام گیرى و تنبیه شخص ‍ بدگو، به نزد وى مى رود. اما همین که به آن شخص رسید، به وى فرمود: آن چه درباره من گفته اى ، اگر حق است ، من از خداى سبحان مسئلت دارم که مرا بیامرزد و اگر دروغ بوده و در حق من مرتکب خطا شدى ، از خدا مى خواهم تو را بیامرزد.(12)درباره بخشش آن حضرت ، نمونه هاى فراوان دیگرى نیز موجود است که به خاطر لزوم مراعات اختصار از آنها خوددارى مى کنیم .

وقار و شکوه: امام زین العابدین علیه السلام داراى شخصیتى ممتاز در میان بزرگان مدینه و تابعین بود و همگان نسبت به مقام و منزلت وى معترف بوده و اگر فشار و یا خطرى از سوى دشمنان احساس نمى کردند، زبان به تعریف و تمجید آن حشرت مى گشودند.

زهرى که در عصر امام زین العابدین علیه السلام مى زیست و در اوائل زندگى اش از بزرگترین فقیه و عالم وابسته به دستگاه خلافت بود و در اواخر عمر از آنها و رفاه طلبى کناره گیرى کرده و در کمال قناعت و ریاضت ، زندگى را به پایان رسانید، درباره شخصیت امام زین العابدین علیه السلام گفت : لم ادرک احدا من اهل هذاالبیت (یعنى بیت النبى صلى الله علیه و آله و سلم ) افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (13) من در میان اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، برتر از على بن الحسین علیه السلام نیافتم . هم چنین ابوحازم که از معاصرین آن حضرت بود، درباره شخصیت آن حضرت گفت : ما رایت هاشمیا افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (14) من در میان شما بنى هاشم برتر از على بن حسین علیه السلام ندیدم .

حج امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق

هشام بن عبدالملک که دهمین خلیفه امویان است ، پیش از خلافت خویش ‍ در عصر خلافت پدرش عبدالملک ، سالى به همراه درباریان شام و اطرافیان خود به مکه رفت تا حج خانه خدا به جاى آورد. در آن سال ، حاجیان زیادى به مکه آمده و زیارت خانه خدا را انجام دادند. روزى هشام براى طواف خانه خدا و استلام (حجر الاسود) تلاش زیادى نمود ولى به خاطر فشار جمعیت و ازدحام آنان براى استلام حجر الاسود، وى موفق به این کار نشد و از ادامه طواف باز ماند. به ناچار منبرى براى او در مسجدالحرام فراهم کرده و هشام بر آن نشست . شامیانى که به همراه وى به مکه آمده بودند، در کنارش حلقه زده و نظاره گر جمعیت بودند.

در این هنگام امام زین العابدین علیه السلام که داراى صورتى زیبا و معطر به بوى خوش بود و محل سجده در پیشانى اش از کثرت عبادت ، پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را انجام داد و همین که به (حجرالاسود) رسید، مردم به احترام آن حضرت آن حضرت ، راه را باز کرده و به ملاحظه جلالت آن حضرت ، خود را کنار کشیدند تا وى بتواند استلام حجرالاسود نماید و اعمالش را به راحتى انجام دهد.

بر هشام که از نزدیک ، شاهد این ماجرا بود و تصور نمى کرد که برتر از وى در میان مسلمانان شخصیتى وجود داشته باشد، بسیار گران آمد و موجب خشمش گردید، اما خود را کنترل کرد و خشم خویش را بروز نداد تا این که شامیانى که در کنارش بودند،از وى پرسیدند:این شخص کیست که مردم براى وى این همه احترام و فضیلت قائلند؟

هشام به خاطر این که شامیان پى به فضیلت و منزلت آن حضرت نبرند، خود را به نادانى زد و در پاسخ آنان با بى اعتنایى گفت : او را نمى شناسم !

در حالى که او بهتر از هر کس آن حضرت را مى شناخت . ابوفراس همام بن غالب ، معروف به (فرزدق) که در جمع شامیان بود، لب به سخن گشود و گفت : اگر تو او را نمى شناسى ، من او را مى شناسم ، او زین العابدین على بن الحسین علیه السلام است . آنگاه ابیاتى در فضیلت آن حضرت سرود و براى حاضران قرائت کرد. در مطلع قصیده ابوفراس آمده است :

هذا ابن خیز عبادالله کلهم                   هذا التقى النقى الطاهر العلم

هذا الذى تعرف البطحاءوطاته               و البیت یعرفه و الحل و الحرم

یکاد یمسکه عرفـان راحته                   رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم

اذا رأته قریش قـال قائلـها                     الى مکارم هذا ینتهى الکرم

هشام که انتظار تعریف و تمجید اهل بیت علیه السلام را در نزد خویش ‍ نداشت ، از سروده فرزدق ، بسیار خشمگین شد و دستور داد مواجب و حقوق ماهانه و جوایز فرزدق را قطع کنند و او را در مکانى میان مکه و مدینه ، معروف به (عسفان) زندانى نمایند.

فرزدق ، مدتى در زندان عسفان گرفتار ماموران خلیفه اموى بود، تا این که آزاد گردید. امام زین العابدین علیه السلام براى تقدیر از هوادارى فرزدق از اهل بیت علیه السلام و بیان فضایل آنان در نزد دشمنان ، دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و از او عذر خواهى کرد که اگر بیشتر از این در نزد ما بود، صله بیشترى مى دادیم .

فرزدق از پذیرفتن صله هاى امام زین العابدین علیه السلام خوددارى کرد و در پاسخ آن حضرت گفت : هدف من از سرودن آن ابیات ، چیزى غیر از خرسندى خداى سبحان نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود کنم .

امام علیه السلام وى را دعا کرد و از او خواست که آن مال را بپذیرد.

فرزدق پس از اصرار امام زین العابدین علیه السلام ،هدایایش را پذیرفت و آن ها را برکت زندگى خویش قرار داد.(15)

پی نوشت:

1- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 359.

2- کشف الغمة ، ج 2، ص 275.

3- ائمتنا، ج 1، ص 259.

4- کشف الغمه ، ج 2، ص 275.

5- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 358.

6- ائمتنا، ج 1، ص 295.

7- الارشاد، ج 2، ص 155.

8- کشف الغمه ، ج 2، ص 261.ش

9- منتهى الآمال ، ج 2، ص 6.

10- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

11- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

12- همان مدرک 262.

13- الارشاد، ص 498.

14- کشف الغمه ، ج 2، ص 272.

15- نک : مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 301؛ کشف الغمه ، ج 2، ص 267 و الارشاد، ص 502.

,

سبب شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنا به روایت اکثر مورخان، زهرى بود که به دستور ولید بن عبدالملک به آن حضرت خورانیده و وى را مسموم نمودند و برا اثر مسمومیت به شهادت رسید.

در این جا، زندگانى آن حضرت را به اختصار بیان مى کنیم:

ولادت: میلاد مسعود امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با پنجم شعبان سال 38 قمرى در عصر خلافت امام على علیه السلام. برخى از مورخین تاریخ تولد آن حضرت را هفتم شعبان، برخى نهم شعبان و عده اى نیز نیمه جمادى الاولى دانسته اند. هم چنین در سال تولدش ‍ برخى سال 36 و برخى نیز 37 قمرى را ذکر کرده اند.

گر چه اکثر مورخان، محل تولد آن حضرت را شهر مدینه دانسته اند ولى با توجه به این که آن حضرت در عصر خلافت امیرمؤ منان علیه السلام دیده به جهان گشود و مقر حکومت امام على علیه السلام در آن زمان، در شهر کوفه استقرار یافته و طبعا تمام خانواده و اهل بیت آن حضرت به این شهر کوچ کرده و در آن ساکن شده بودند، باید محل تولد امام زین العابدین علیه السلام در همین شهر (یعنى کوفه ) باشد، نه شهر مدینه !

بیشتر تاریخ نگاران اتفاق دارند بر این که آن حضرت ، دو سال پیش از شهادت حضرت على علیه السلام به دنیا آمد. بى تردید، امام حسین علیه السلام در آن سال به همراه پدرش حضرت على علیه السلام در کوفه ساکن بود و بدین لحاظ تولد نور دیده اش زین العابدین علیه السلام نیز در کوفه به وقوع پیوسته است .

نام : على بن الحسین علیه السلام در برخى از مقاتل به (على اوسط) نیز خوانده شده است .

کنیه: لقب هاى آن حضرت به تعداد فضایل اخلاقى و شخصیتى وى فراوان است. در این جا به چند تاى آنها اشاره مى کنیم : زین العابدین ، سید الساجدین ، زکى ، امین و ذوثفنات. به خاطر عبادت زیاد و سجده هاى طولانى ، پینه اى در پیشانى آن حضرت (سجده کاهش) پدید آمده بود که بدین جهت وى را به (ذوالثفنات) لقب داده بودند.

نسب پدرى : امام زین العابدین علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام است که نسبت شریفش با یک واسطه به امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام و با دو واسطه به پیامبر اسلام حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم منتهى مى گردد.

نسب مادرى : نام مادرش ، غزاله یا شهر بانو (شاه زنان) دختر یزدگرد سوم از پادشاهان ساسانى است . این بانوى مجلله پس از شکست ایرانیان در برابر سپاهیان مسلمان ، به همراه تعدادى از زنان دربار یزدگرد سوم به اسارت مسلمانان درآمد و در عصر عثمان بن عفان در مدینه و بنا به روایتى صحیح تر و در عصر امامت و خلافت امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام در کوفه (5) با اختیار خود به عقد ازدواج امام حسین علیه السلام درآمد. از آن هنگام به (سیدة النساء) معروف شد. وى چند سالى بیش زنده نماند و در هنگام تولد تنها فرزندش امام زین العابدین علیه السلام در سال 38 قمرى بدرود حیات گفت .

محل دفن : قبرستان بقیع ، واقع در مدینه منوره در جوار قبر عمویش امام حسن مجتبى علیه السلام . هم اکنون قبور مشرفه چهار امام معصوم ، یعنى امام حسن مجتبى ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام در کنار یکدیگر قرار دارند.

پیش از این براى قبور مشرفه ائمه بقیع ، گنبد و بارگاهایى بود که مزار عاشقان اهل بیت علیه السلام و شیعیان قرار مى گرفت ولى در شوال سال 1344 قمرى مورد حقد و کین وهابیون متعصب حجاز واقع شد و به همراه آثار سایر بزرگان اسلام به کلى تخریب گردید.(6)

همسر: امام زین العابدین علیه السلام داراى یک همسر عقدى و چند ام ولد بود که از آنها، خداوند سبحان فرزندانى به وى عطا کرد. نام همسرش فاطمه (مکنى به ام عبدالله ) دختر امام حسن مجتبى علیه السلام است .

فاطمه بنت الحسن ، از زنان با فضیلت و با شخصیت عصر خویش بود. وى مادر امام محمد باقر علیه السلام است . همچنین این بانوى افتخار یافت که پدربزرگش ، پدرش ، عمو و پدر شوهرش ، همسرش و فرزندش از امامان معصوم شیعه بودند.

فرزندان : امام محمد باقر علیه السلام ، زید شهید، عبدالله باهر، عمر اشرف ، حسین اکبر، عبدالرحمن ، عبیدالله ، سلیمان ، حسن ، حسین ، اصغر، على اصغر، محمد اصغر، خدیجه ، فاطمه ، علیه و ام کلثوم .(7)

اصحاب و یاران : اسامى تعداد زیادى از مؤ منان ، شیعیان و دوستداران اهل بیت علیه السلام در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفته است ، که در این جا به نام هاى برخى از معرفین اشاره مى کنیم : جابر بن عبدالله انصارى ، عامر بن واثله کنانى ، سعید بن مسیب ، سعید بن جهان کنانى ، سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد کابلى ، قاسم بن عوف ، اسماعیل بن عبدالله بن جعفر، ابراهیم بن محمد حنفیه ، حسن بن محمد حنفیه ، حبیب بن ابى ثابت ، ابوحمزه ثمالى ، فرات بن احنف ، جابر بن محمد بن ابى بکر، ایوب بن حسن ، على بن رافع ، ابومحمد قرشى ، ضحاک بن مزاحم ، طاووس بن کیسان ، حمید بن موسى ، ابان بن تغلب ، سدیر بن حکیم ، قیس بن رمانه ، عبدالله برقى ، همام بن غالب (فرزدق شاعر)، یحیى بن ام طویل و...

آثار : گرچه از امام زین العابدین علیه السلام آثار ارزشمندى از قبیل مواعظ، احادیث ، اشعار و ادعیه به صورت پراکنده بر جاى مانده است و مورد استفاده محققان و متقیان قرار مى گیرد. ولى دو اثر مدون از آن حضرت باقى مانده است که در میان آثار اسلامى ، درخشندگى و جاودانگى ویژه اى دارند. آن دو عبارتند از: 1- صحیفه سجادیه ، که مشتمل بر 83 دعا و مناجات است. 2- رسالة الحقوق ،که تبیین کننده حقوق آحاد ملت و افراد بشرى درجامعه اسلامى است.

فضایل و مناقب : امام زین العابدین علیه السلام بسان سایر امامان معصوم علیه السلام جامع کمالات انسانى و فضایل اخلاقى است ، که در عالم آفرینش همانندى جز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم براى آنان پدید نیامده است و آن حضرت ،به مقامى از تعبد و تقرب به درگاه الهى نایل شده بودکه وى رازینت پرستش کنندگان لقب دادند.

زمام داران معاصر: امام زین العابدین علیه السلام از هنگامى که دیده به جهان گشود تا آخر عمر شریفش با 9تن از حاکمان ، معاصر بود. اسامى خلفا و حاکمان به شرح ذیل است :

امیرمؤمنان،امام على بن ابى طالب علیه السلام (35-40 ه .ق) - امام حسن مجتبى علیه السلام (40-41 ه .ق) - معاویة بن ابى سفیان (35-60 ه .ق) - یزید بن معاویه (60-64 ه .ق) - معاویة بن یزید (64-64 ه .ق) - عبدالله بن زبیر (64-73 ه .ق) - مروان بن حکم (64-65 ه .ق) - عبدالملک بن مروان (65-86 ه .ق) - ولید بن عبدالملک (86-96 ه .ق)

از میان زمام داران فوق ، ردیف اول و دوم از خاندان شریف بنى هاشم ، ردیف هاى سوم ، چهارم و پنجم از خاندان بنى امیه و از تیره سفیانى ، ردیف ششم از آل زبیر بن عوام ، و ردیف هاى هفتم ، هشتم و نهم از خاندان بنى امیه و از تیره مروانى مى باشند.

غیر از امیرمومنان امام على علیه السلام که دادگرترین و شایسته ترین شخصیتى است که پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به زمام دارى رسیده بود و فرزندش امام حسن مجتبى علیه السلام که راه پدر گرامش را ادامه مى داد،از سایر زمام داران نامبرده ، نسبت به خاندان عصمت و اهل بیت امیر مومنان علیه السلام به ویژه نسبت به شخصیت امام زین العابدین علیه السلام ستم هاى فراوانى به عمل آمده است .

امام علیه السلام در بیشتر ایام زندگى اش از سوى خلفا و حاکمان محلى آنان در اذیت و آزار بود. ایام امامت امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با حکومت یزید بن معاویه تا ولید بن عبدالملک .

سرانجام در عصر ولید عبدالملک و به دستور این خلیفه نابکار، آن حضرت ، مسموم و به شهادت رسید.

برخى از فضایل و مناقب حضرت

تعبد: امام زین العابدین علیه السلام داراى حالت ویژه اى از تعبد و بندگى در پیش گاه الهى بود. چنان خدا را عبادت مى کرد گویا او را مى بیند. تمام حالات ، رفتار و کردار آن حضرت بندگى الهى بود. هر گاه وضو مى گرفت ، رنگش تغییر مى کرد و همین که به نماز مى ایستاد، لرزه بر اندامش عارض ‍ مى شد. گاهى از او مى پرسیدند که این چه حالتى است در هنگام وضو و نماز بر تو عارض مى گردد؟ پاسخ مى داد: چون مى خواهم به طاعت پروردگارم قیام نمایم و با وى راز دل گویم ، از این جهت بر بدنم لرزه مى افتد. روایت شده است : که هنگامى که آن حضرت در حال عبادت و سجده بود، خانه اش را آتش فرا گرفت و همگى از ترس آتش سوزى گریختند ولى آن حضرت اعتنایى به آتش نداشت و سر از سجده بر نمى داشت تا این که آتش خاموش شد. آن گاه از وى پرسیدند: چه چیز تو را بازداشت که سر از سجده بردارى و از آتش بگریزى ؟ فرمود: ترس از آتش آخرت . (8)

از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود، پدرم حضرت على بن الحسین علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز مى گذارد چنان که امیرمؤ منان علیه السلام نیز چنین بود. از براى پدرم پانصد درخت خرما بود، در نزد هر درختى دو رکعت نماز مى گذارد و گاهى که به نماز مى ایستاد رنگ مبارکش متغیر مى گشت و حالش نزد خداوند جلیل مانند بندگان ذلیل بود و اعضاى شریفش از خوف خدا مى لرزید و نمازش ، نماز مودع بود. یعنى مانند آن که مى داند این نماز آخر او است و بعد از آن دیگر ممکن نخواهد بود او را. (9)

انفاق: امام زین العابدین علیه السلام به انفاق و دستگیرى مستمندان اهمیت فوق العاده اى مى داد. تا آن جا که براى وى امکان پذیر بود، نیاز فقرا و مستمندان را برآورده مى کرد. آن حضرت ، شب ها به طور ناشناس براى فقرا و مستمندان آذوقه مى برد و بر در خانه هایشان مى گذاشت .

از محمد بن اسحاق روایت شده است: در مدینه ، مردم زیادى به راحتى و آسانى زندگى مى کردند و نمى دانستند که مخارج آنها از کجا تامین مى گردد. همین که امام زین العابدین علیه السلام وفات کرد، دیگر کسى براى آنان در شب چیزى نمى برد و تازه فهمیدند که زندگى آنان از سوى امام على بن الحسین علیه السلام تامین مى گردید.(10)

هم چنین روایت شده است که پس از شهادت امام زین العابدین علیه السلام دانسته شد که در مدینه ، یکصد خانوار نیازمند زندگى مى کردند که مخارج زندگى آنان از سوى امام زین العابدین علیه السلام تامین مى گردید.

از ابوحمزه ثمالى روایت شده است : امام زین العابدین علیه السلام در شب ها، انبان نان را بر مى داشت و بر پشت مبارک خویش حمل مى کرد و به فقراى مدینه تصدق مى نمود و مى فرمود: صدقه پنهانى ، خشم الهى را فرو مى نشاند. چون آن حضرت به شهادت رسید، در هنگام غسل بدن مبارکش ، آثار حمل کردن انبان ها را بر دوش مبارک آن حضرت مشاهده کردند. هم چنین پس از شهادت آن حضرت ، اهالى مى گفتند: ما پس از وفات على بن الحسین علیه السلام دیگر صدقه پنهانى نیافتیم .

از سفیان روایت شده است : على بن الحسین علیه السلام سالى اراده حج نمود. خواهرش حضرت سکینه ، هزار درهم براى آن حضرت ، توشه راه تهیه کرد و در اختیار آن حضرت قرار داد.امام زین العابدین علیه السلام در روز گرمى از خانه به قصد حج خارج شد و توشه اهدایى خواهرش سکینه را به مستمندان ، تصدق و بخشش نمود.(11)

عفو و بخشش: امام زین العابدین علیه السلام در برابر برخوردهاى خارج از نزاکت افراد، بردبارى ویژه اى از خود بروز مى داد و بر خشم خود، غالب مى گردید و خطاکاران را مى بخشید و از آنان انتقام گیرى نمى کرد. روایت شده است که مردى نزد آن حضرت آمد و به وى خبر رسانید که شخصى آن حضرت را دشنام داده و نسبت به وى بدگویى نموده است . امام علیه السلام فرمود: مرا به نزد وى ببر. آن مرد گمان کرد که حضرت براى انتقام گیرى و تنبیه شخص ‍ بدگو، به نزد وى مى رود. اما همین که به آن شخص رسید، به وى فرمود: آن چه درباره من گفته اى ، اگر حق است ، من از خداى سبحان مسئلت دارم که مرا بیامرزد و اگر دروغ بوده و در حق من مرتکب خطا شدى ، از خدا مى خواهم تو را بیامرزد.(12)درباره بخشش آن حضرت ، نمونه هاى فراوان دیگرى نیز موجود است که به خاطر لزوم مراعات اختصار از آنها خوددارى مى کنیم .

وقار و شکوه: امام زین العابدین علیه السلام داراى شخصیتى ممتاز در میان بزرگان مدینه و تابعین بود و همگان نسبت به مقام و منزلت وى معترف بوده و اگر فشار و یا خطرى از سوى دشمنان احساس نمى کردند، زبان به تعریف و تمجید آن حشرت مى گشودند.

زهرى که در عصر امام زین العابدین علیه السلام مى زیست و در اوائل زندگى اش از بزرگترین فقیه و عالم وابسته به دستگاه خلافت بود و در اواخر عمر از آنها و رفاه طلبى کناره گیرى کرده و در کمال قناعت و ریاضت ، زندگى را به پایان رسانید، درباره شخصیت امام زین العابدین علیه السلام گفت : لم ادرک احدا من اهل هذاالبیت (یعنى بیت النبى صلى الله علیه و آله و سلم ) افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (13) من در میان اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، برتر از على بن الحسین علیه السلام نیافتم . هم چنین ابوحازم که از معاصرین آن حضرت بود، درباره شخصیت آن حضرت گفت : ما رایت هاشمیا افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (14) من در میان شما بنى هاشم برتر از على بن حسین علیه السلام ندیدم .

حج امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق

هشام بن عبدالملک که دهمین خلیفه امویان است ، پیش از خلافت خویش ‍ در عصر خلافت پدرش عبدالملک ، سالى به همراه درباریان شام و اطرافیان خود به مکه رفت تا حج خانه خدا به جاى آورد. در آن سال ، حاجیان زیادى به مکه آمده و زیارت خانه خدا را انجام دادند. روزى هشام براى طواف خانه خدا و استلام (حجر الاسود) تلاش زیادى نمود ولى به خاطر فشار جمعیت و ازدحام آنان براى استلام حجر الاسود، وى موفق به این کار نشد و از ادامه طواف باز ماند. به ناچار منبرى براى او در مسجدالحرام فراهم کرده و هشام بر آن نشست . شامیانى که به همراه وى به مکه آمده بودند، در کنارش حلقه زده و نظاره گر جمعیت بودند.

در این هنگام امام زین العابدین علیه السلام که داراى صورتى زیبا و معطر به بوى خوش بود و محل سجده در پیشانى اش از کثرت عبادت ، پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را انجام داد و همین که به (حجرالاسود) رسید، مردم به احترام آن حضرت آن حضرت ، راه را باز کرده و به ملاحظه جلالت آن حضرت ، خود را کنار کشیدند تا وى بتواند استلام حجرالاسود نماید و اعمالش را به راحتى انجام دهد.

بر هشام که از نزدیک ، شاهد این ماجرا بود و تصور نمى کرد که برتر از وى در میان مسلمانان شخصیتى وجود داشته باشد، بسیار گران آمد و موجب خشمش گردید، اما خود را کنترل کرد و خشم خویش را بروز نداد تا این که شامیانى که در کنارش بودند،از وى پرسیدند:این شخص کیست که مردم براى وى این همه احترام و فضیلت قائلند؟

هشام به خاطر این که شامیان پى به فضیلت و منزلت آن حضرت نبرند، خود را به نادانى زد و در پاسخ آنان با بى اعتنایى گفت : او را نمى شناسم !

در حالى که او بهتر از هر کس آن حضرت را مى شناخت . ابوفراس همام بن غالب ، معروف به (فرزدق) که در جمع شامیان بود، لب به سخن گشود و گفت : اگر تو او را نمى شناسى ، من او را مى شناسم ، او زین العابدین على بن الحسین علیه السلام است . آنگاه ابیاتى در فضیلت آن حضرت سرود و براى حاضران قرائت کرد. در مطلع قصیده ابوفراس آمده است :

هذا ابن خیز عبادالله کلهم                   هذا التقى النقى الطاهر العلم

هذا الذى تعرف البطحاءوطاته               و البیت یعرفه و الحل و الحرم

یکاد یمسکه عرفـان راحته                   رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم

اذا رأته قریش قـال قائلـها                     الى مکارم هذا ینتهى الکرم

هشام که انتظار تعریف و تمجید اهل بیت علیه السلام را در نزد خویش ‍ نداشت ، از سروده فرزدق ، بسیار خشمگین شد و دستور داد مواجب و حقوق ماهانه و جوایز فرزدق را قطع کنند و او را در مکانى میان مکه و مدینه ، معروف به (عسفان) زندانى نمایند.

فرزدق ، مدتى در زندان عسفان گرفتار ماموران خلیفه اموى بود، تا این که آزاد گردید. امام زین العابدین علیه السلام براى تقدیر از هوادارى فرزدق از اهل بیت علیه السلام و بیان فضایل آنان در نزد دشمنان ، دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و از او عذر خواهى کرد که اگر بیشتر از این در نزد ما بود، صله بیشترى مى دادیم .

فرزدق از پذیرفتن صله هاى امام زین العابدین علیه السلام خوددارى کرد و در پاسخ آن حضرت گفت : هدف من از سرودن آن ابیات ، چیزى غیر از خرسندى خداى سبحان نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود کنم .

امام علیه السلام وى را دعا کرد و از او خواست که آن مال را بپذیرد.

فرزدق پس از اصرار امام زین العابدین علیه السلام ،هدایایش را پذیرفت و آن ها را برکت زندگى خویش قرار داد.(15)

پی نوشت:

1- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 359.

2- کشف الغمة ، ج 2، ص 275.

3- ائمتنا، ج 1، ص 259.

4- کشف الغمه ، ج 2، ص 275.

5- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 358.

6- ائمتنا، ج 1، ص 295.

7- الارشاد، ج 2، ص 155.

8- کشف الغمه ، ج 2، ص 261.ش

9- منتهى الآمال ، ج 2، ص 6.

10- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

11- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

12- همان مدرک 262.

13- الارشاد، ص 498.

14- کشف الغمه ، ج 2، ص 272.

15- نک : مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 301؛ کشف الغمه ، ج 2، ص 267 و الارشاد، ص 502.

,

سبب شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنا به روایت اکثر مورخان، زهرى بود که به دستور ولید بن عبدالملک به آن حضرت خورانیده و وى را مسموم نمودند و برا اثر مسمومیت به شهادت رسید.

در این جا، زندگانى آن حضرت را به اختصار بیان مى کنیم:

ولادت: میلاد مسعود امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با پنجم شعبان سال 38 قمرى در عصر خلافت امام على علیه السلام. برخى از مورخین تاریخ تولد آن حضرت را هفتم شعبان، برخى نهم شعبان و عده اى نیز نیمه جمادى الاولى دانسته اند. هم چنین در سال تولدش ‍ برخى سال 36 و برخى نیز 37 قمرى را ذکر کرده اند.

گر چه اکثر مورخان، محل تولد آن حضرت را شهر مدینه دانسته اند ولى با توجه به این که آن حضرت در عصر خلافت امیرمؤ منان علیه السلام دیده به جهان گشود و مقر حکومت امام على علیه السلام در آن زمان، در شهر کوفه استقرار یافته و طبعا تمام خانواده و اهل بیت آن حضرت به این شهر کوچ کرده و در آن ساکن شده بودند، باید محل تولد امام زین العابدین علیه السلام در همین شهر (یعنى کوفه ) باشد، نه شهر مدینه !

بیشتر تاریخ نگاران اتفاق دارند بر این که آن حضرت ، دو سال پیش از شهادت حضرت على علیه السلام به دنیا آمد. بى تردید، امام حسین علیه السلام در آن سال به همراه پدرش حضرت على علیه السلام در کوفه ساکن بود و بدین لحاظ تولد نور دیده اش زین العابدین علیه السلام نیز در کوفه به وقوع پیوسته است .

نام : على بن الحسین علیه السلام در برخى از مقاتل به (على اوسط) نیز خوانده شده است .

کنیه: لقب هاى آن حضرت به تعداد فضایل اخلاقى و شخصیتى وى فراوان است. در این جا به چند تاى آنها اشاره مى کنیم : زین العابدین ، سید الساجدین ، زکى ، امین و ذوثفنات. به خاطر عبادت زیاد و سجده هاى طولانى ، پینه اى در پیشانى آن حضرت (سجده کاهش) پدید آمده بود که بدین جهت وى را به (ذوالثفنات) لقب داده بودند.

نسب پدرى : امام زین العابدین علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام است که نسبت شریفش با یک واسطه به امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام و با دو واسطه به پیامبر اسلام حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم منتهى مى گردد.

نسب مادرى : نام مادرش ، غزاله یا شهر بانو (شاه زنان) دختر یزدگرد سوم از پادشاهان ساسانى است . این بانوى مجلله پس از شکست ایرانیان در برابر سپاهیان مسلمان ، به همراه تعدادى از زنان دربار یزدگرد سوم به اسارت مسلمانان درآمد و در عصر عثمان بن عفان در مدینه و بنا به روایتى صحیح تر و در عصر امامت و خلافت امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام در کوفه (5) با اختیار خود به عقد ازدواج امام حسین علیه السلام درآمد. از آن هنگام به (سیدة النساء) معروف شد. وى چند سالى بیش زنده نماند و در هنگام تولد تنها فرزندش امام زین العابدین علیه السلام در سال 38 قمرى بدرود حیات گفت .

محل دفن : قبرستان بقیع ، واقع در مدینه منوره در جوار قبر عمویش امام حسن مجتبى علیه السلام . هم اکنون قبور مشرفه چهار امام معصوم ، یعنى امام حسن مجتبى ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام در کنار یکدیگر قرار دارند.

پیش از این براى قبور مشرفه ائمه بقیع ، گنبد و بارگاهایى بود که مزار عاشقان اهل بیت علیه السلام و شیعیان قرار مى گرفت ولى در شوال سال 1344 قمرى مورد حقد و کین وهابیون متعصب حجاز واقع شد و به همراه آثار سایر بزرگان اسلام به کلى تخریب گردید.(6)

همسر: امام زین العابدین علیه السلام داراى یک همسر عقدى و چند ام ولد بود که از آنها، خداوند سبحان فرزندانى به وى عطا کرد. نام همسرش فاطمه (مکنى به ام عبدالله ) دختر امام حسن مجتبى علیه السلام است .

فاطمه بنت الحسن ، از زنان با فضیلت و با شخصیت عصر خویش بود. وى مادر امام محمد باقر علیه السلام است . همچنین این بانوى افتخار یافت که پدربزرگش ، پدرش ، عمو و پدر شوهرش ، همسرش و فرزندش از امامان معصوم شیعه بودند.

فرزندان : امام محمد باقر علیه السلام ، زید شهید، عبدالله باهر، عمر اشرف ، حسین اکبر، عبدالرحمن ، عبیدالله ، سلیمان ، حسن ، حسین ، اصغر، على اصغر، محمد اصغر، خدیجه ، فاطمه ، علیه و ام کلثوم .(7)

اصحاب و یاران : اسامى تعداد زیادى از مؤ منان ، شیعیان و دوستداران اهل بیت علیه السلام در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفته است ، که در این جا به نام هاى برخى از معرفین اشاره مى کنیم : جابر بن عبدالله انصارى ، عامر بن واثله کنانى ، سعید بن مسیب ، سعید بن جهان کنانى ، سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد کابلى ، قاسم بن عوف ، اسماعیل بن عبدالله بن جعفر، ابراهیم بن محمد حنفیه ، حسن بن محمد حنفیه ، حبیب بن ابى ثابت ، ابوحمزه ثمالى ، فرات بن احنف ، جابر بن محمد بن ابى بکر، ایوب بن حسن ، على بن رافع ، ابومحمد قرشى ، ضحاک بن مزاحم ، طاووس بن کیسان ، حمید بن موسى ، ابان بن تغلب ، سدیر بن حکیم ، قیس بن رمانه ، عبدالله برقى ، همام بن غالب (فرزدق شاعر)، یحیى بن ام طویل و...

آثار : گرچه از امام زین العابدین علیه السلام آثار ارزشمندى از قبیل مواعظ، احادیث ، اشعار و ادعیه به صورت پراکنده بر جاى مانده است و مورد استفاده محققان و متقیان قرار مى گیرد. ولى دو اثر مدون از آن حضرت باقى مانده است که در میان آثار اسلامى ، درخشندگى و جاودانگى ویژه اى دارند. آن دو عبارتند از: 1- صحیفه سجادیه ، که مشتمل بر 83 دعا و مناجات است. 2- رسالة الحقوق ،که تبیین کننده حقوق آحاد ملت و افراد بشرى درجامعه اسلامى است.

فضایل و مناقب : امام زین العابدین علیه السلام بسان سایر امامان معصوم علیه السلام جامع کمالات انسانى و فضایل اخلاقى است ، که در عالم آفرینش همانندى جز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم براى آنان پدید نیامده است و آن حضرت ،به مقامى از تعبد و تقرب به درگاه الهى نایل شده بودکه وى رازینت پرستش کنندگان لقب دادند.

زمام داران معاصر: امام زین العابدین علیه السلام از هنگامى که دیده به جهان گشود تا آخر عمر شریفش با 9تن از حاکمان ، معاصر بود. اسامى خلفا و حاکمان به شرح ذیل است :

امیرمؤمنان،امام على بن ابى طالب علیه السلام (35-40 ه .ق) - امام حسن مجتبى علیه السلام (40-41 ه .ق) - معاویة بن ابى سفیان (35-60 ه .ق) - یزید بن معاویه (60-64 ه .ق) - معاویة بن یزید (64-64 ه .ق) - عبدالله بن زبیر (64-73 ه .ق) - مروان بن حکم (64-65 ه .ق) - عبدالملک بن مروان (65-86 ه .ق) - ولید بن عبدالملک (86-96 ه .ق)

از میان زمام داران فوق ، ردیف اول و دوم از خاندان شریف بنى هاشم ، ردیف هاى سوم ، چهارم و پنجم از خاندان بنى امیه و از تیره سفیانى ، ردیف ششم از آل زبیر بن عوام ، و ردیف هاى هفتم ، هشتم و نهم از خاندان بنى امیه و از تیره مروانى مى باشند.

غیر از امیرمومنان امام على علیه السلام که دادگرترین و شایسته ترین شخصیتى است که پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به زمام دارى رسیده بود و فرزندش امام حسن مجتبى علیه السلام که راه پدر گرامش را ادامه مى داد،از سایر زمام داران نامبرده ، نسبت به خاندان عصمت و اهل بیت امیر مومنان علیه السلام به ویژه نسبت به شخصیت امام زین العابدین علیه السلام ستم هاى فراوانى به عمل آمده است .

امام علیه السلام در بیشتر ایام زندگى اش از سوى خلفا و حاکمان محلى آنان در اذیت و آزار بود. ایام امامت امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با حکومت یزید بن معاویه تا ولید بن عبدالملک .

سرانجام در عصر ولید عبدالملک و به دستور این خلیفه نابکار، آن حضرت ، مسموم و به شهادت رسید.

برخى از فضایل و مناقب حضرت

تعبد: امام زین العابدین علیه السلام داراى حالت ویژه اى از تعبد و بندگى در پیش گاه الهى بود. چنان خدا را عبادت مى کرد گویا او را مى بیند. تمام حالات ، رفتار و کردار آن حضرت بندگى الهى بود. هر گاه وضو مى گرفت ، رنگش تغییر مى کرد و همین که به نماز مى ایستاد، لرزه بر اندامش عارض ‍ مى شد. گاهى از او مى پرسیدند که این چه حالتى است در هنگام وضو و نماز بر تو عارض مى گردد؟ پاسخ مى داد: چون مى خواهم به طاعت پروردگارم قیام نمایم و با وى راز دل گویم ، از این جهت بر بدنم لرزه مى افتد. روایت شده است : که هنگامى که آن حضرت در حال عبادت و سجده بود، خانه اش را آتش فرا گرفت و همگى از ترس آتش سوزى گریختند ولى آن حضرت اعتنایى به آتش نداشت و سر از سجده بر نمى داشت تا این که آتش خاموش شد. آن گاه از وى پرسیدند: چه چیز تو را بازداشت که سر از سجده بردارى و از آتش بگریزى ؟ فرمود: ترس از آتش آخرت . (8)

از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود، پدرم حضرت على بن الحسین علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز مى گذارد چنان که امیرمؤ منان علیه السلام نیز چنین بود. از براى پدرم پانصد درخت خرما بود، در نزد هر درختى دو رکعت نماز مى گذارد و گاهى که به نماز مى ایستاد رنگ مبارکش متغیر مى گشت و حالش نزد خداوند جلیل مانند بندگان ذلیل بود و اعضاى شریفش از خوف خدا مى لرزید و نمازش ، نماز مودع بود. یعنى مانند آن که مى داند این نماز آخر او است و بعد از آن دیگر ممکن نخواهد بود او را. (9)

انفاق: امام زین العابدین علیه السلام به انفاق و دستگیرى مستمندان اهمیت فوق العاده اى مى داد. تا آن جا که براى وى امکان پذیر بود، نیاز فقرا و مستمندان را برآورده مى کرد. آن حضرت ، شب ها به طور ناشناس براى فقرا و مستمندان آذوقه مى برد و بر در خانه هایشان مى گذاشت .

از محمد بن اسحاق روایت شده است: در مدینه ، مردم زیادى به راحتى و آسانى زندگى مى کردند و نمى دانستند که مخارج آنها از کجا تامین مى گردد. همین که امام زین العابدین علیه السلام وفات کرد، دیگر کسى براى آنان در شب چیزى نمى برد و تازه فهمیدند که زندگى آنان از سوى امام على بن الحسین علیه السلام تامین مى گردید.(10)

هم چنین روایت شده است که پس از شهادت امام زین العابدین علیه السلام دانسته شد که در مدینه ، یکصد خانوار نیازمند زندگى مى کردند که مخارج زندگى آنان از سوى امام زین العابدین علیه السلام تامین مى گردید.

از ابوحمزه ثمالى روایت شده است : امام زین العابدین علیه السلام در شب ها، انبان نان را بر مى داشت و بر پشت مبارک خویش حمل مى کرد و به فقراى مدینه تصدق مى نمود و مى فرمود: صدقه پنهانى ، خشم الهى را فرو مى نشاند. چون آن حضرت به شهادت رسید، در هنگام غسل بدن مبارکش ، آثار حمل کردن انبان ها را بر دوش مبارک آن حضرت مشاهده کردند. هم چنین پس از شهادت آن حضرت ، اهالى مى گفتند: ما پس از وفات على بن الحسین علیه السلام دیگر صدقه پنهانى نیافتیم .

از سفیان روایت شده است : على بن الحسین علیه السلام سالى اراده حج نمود. خواهرش حضرت سکینه ، هزار درهم براى آن حضرت ، توشه راه تهیه کرد و در اختیار آن حضرت قرار داد.امام زین العابدین علیه السلام در روز گرمى از خانه به قصد حج خارج شد و توشه اهدایى خواهرش سکینه را به مستمندان ، تصدق و بخشش نمود.(11)

عفو و بخشش: امام زین العابدین علیه السلام در برابر برخوردهاى خارج از نزاکت افراد، بردبارى ویژه اى از خود بروز مى داد و بر خشم خود، غالب مى گردید و خطاکاران را مى بخشید و از آنان انتقام گیرى نمى کرد. روایت شده است که مردى نزد آن حضرت آمد و به وى خبر رسانید که شخصى آن حضرت را دشنام داده و نسبت به وى بدگویى نموده است . امام علیه السلام فرمود: مرا به نزد وى ببر. آن مرد گمان کرد که حضرت براى انتقام گیرى و تنبیه شخص ‍ بدگو، به نزد وى مى رود. اما همین که به آن شخص رسید، به وى فرمود: آن چه درباره من گفته اى ، اگر حق است ، من از خداى سبحان مسئلت دارم که مرا بیامرزد و اگر دروغ بوده و در حق من مرتکب خطا شدى ، از خدا مى خواهم تو را بیامرزد.(12)درباره بخشش آن حضرت ، نمونه هاى فراوان دیگرى نیز موجود است که به خاطر لزوم مراعات اختصار از آنها خوددارى مى کنیم .

وقار و شکوه: امام زین العابدین علیه السلام داراى شخصیتى ممتاز در میان بزرگان مدینه و تابعین بود و همگان نسبت به مقام و منزلت وى معترف بوده و اگر فشار و یا خطرى از سوى دشمنان احساس نمى کردند، زبان به تعریف و تمجید آن حشرت مى گشودند.

زهرى که در عصر امام زین العابدین علیه السلام مى زیست و در اوائل زندگى اش از بزرگترین فقیه و عالم وابسته به دستگاه خلافت بود و در اواخر عمر از آنها و رفاه طلبى کناره گیرى کرده و در کمال قناعت و ریاضت ، زندگى را به پایان رسانید، درباره شخصیت امام زین العابدین علیه السلام گفت : لم ادرک احدا من اهل هذاالبیت (یعنى بیت النبى صلى الله علیه و آله و سلم ) افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (13) من در میان اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، برتر از على بن الحسین علیه السلام نیافتم . هم چنین ابوحازم که از معاصرین آن حضرت بود، درباره شخصیت آن حضرت گفت : ما رایت هاشمیا افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (14) من در میان شما بنى هاشم برتر از على بن حسین علیه السلام ندیدم .

حج امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق

هشام بن عبدالملک که دهمین خلیفه امویان است ، پیش از خلافت خویش ‍ در عصر خلافت پدرش عبدالملک ، سالى به همراه درباریان شام و اطرافیان خود به مکه رفت تا حج خانه خدا به جاى آورد. در آن سال ، حاجیان زیادى به مکه آمده و زیارت خانه خدا را انجام دادند. روزى هشام براى طواف خانه خدا و استلام (حجر الاسود) تلاش زیادى نمود ولى به خاطر فشار جمعیت و ازدحام آنان براى استلام حجر الاسود، وى موفق به این کار نشد و از ادامه طواف باز ماند. به ناچار منبرى براى او در مسجدالحرام فراهم کرده و هشام بر آن نشست . شامیانى که به همراه وى به مکه آمده بودند، در کنارش حلقه زده و نظاره گر جمعیت بودند.

در این هنگام امام زین العابدین علیه السلام که داراى صورتى زیبا و معطر به بوى خوش بود و محل سجده در پیشانى اش از کثرت عبادت ، پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را انجام داد و همین که به (حجرالاسود) رسید، مردم به احترام آن حضرت آن حضرت ، راه را باز کرده و به ملاحظه جلالت آن حضرت ، خود را کنار کشیدند تا وى بتواند استلام حجرالاسود نماید و اعمالش را به راحتى انجام دهد.

بر هشام که از نزدیک ، شاهد این ماجرا بود و تصور نمى کرد که برتر از وى در میان مسلمانان شخصیتى وجود داشته باشد، بسیار گران آمد و موجب خشمش گردید، اما خود را کنترل کرد و خشم خویش را بروز نداد تا این که شامیانى که در کنارش بودند،از وى پرسیدند:این شخص کیست که مردم براى وى این همه احترام و فضیلت قائلند؟

هشام به خاطر این که شامیان پى به فضیلت و منزلت آن حضرت نبرند، خود را به نادانى زد و در پاسخ آنان با بى اعتنایى گفت : او را نمى شناسم !

در حالى که او بهتر از هر کس آن حضرت را مى شناخت . ابوفراس همام بن غالب ، معروف به (فرزدق) که در جمع شامیان بود، لب به سخن گشود و گفت : اگر تو او را نمى شناسى ، من او را مى شناسم ، او زین العابدین على بن الحسین علیه السلام است . آنگاه ابیاتى در فضیلت آن حضرت سرود و براى حاضران قرائت کرد. در مطلع قصیده ابوفراس آمده است :

هذا ابن خیز عبادالله کلهم                   هذا التقى النقى الطاهر العلم

هذا الذى تعرف البطحاءوطاته               و البیت یعرفه و الحل و الحرم

یکاد یمسکه عرفـان راحته                   رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم

اذا رأته قریش قـال قائلـها                     الى مکارم هذا ینتهى الکرم

هشام که انتظار تعریف و تمجید اهل بیت علیه السلام را در نزد خویش ‍ نداشت ، از سروده فرزدق ، بسیار خشمگین شد و دستور داد مواجب و حقوق ماهانه و جوایز فرزدق را قطع کنند و او را در مکانى میان مکه و مدینه ، معروف به (عسفان) زندانى نمایند.

فرزدق ، مدتى در زندان عسفان گرفتار ماموران خلیفه اموى بود، تا این که آزاد گردید. امام زین العابدین علیه السلام براى تقدیر از هوادارى فرزدق از اهل بیت علیه السلام و بیان فضایل آنان در نزد دشمنان ، دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و از او عذر خواهى کرد که اگر بیشتر از این در نزد ما بود، صله بیشترى مى دادیم .

فرزدق از پذیرفتن صله هاى امام زین العابدین علیه السلام خوددارى کرد و در پاسخ آن حضرت گفت : هدف من از سرودن آن ابیات ، چیزى غیر از خرسندى خداى سبحان نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود کنم .

امام علیه السلام وى را دعا کرد و از او خواست که آن مال را بپذیرد.

فرزدق پس از اصرار امام زین العابدین علیه السلام ،هدایایش را پذیرفت و آن ها را برکت زندگى خویش قرار داد.(15)

پی نوشت:

1- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 359.

2- کشف الغمة ، ج 2، ص 275.

3- ائمتنا، ج 1، ص 259.

4- کشف الغمه ، ج 2، ص 275.

5- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 358.

6- ائمتنا، ج 1، ص 295.

7- الارشاد، ج 2، ص 155.

8- کشف الغمه ، ج 2، ص 261.ش

9- منتهى الآمال ، ج 2، ص 6.

10- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

11- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

12- همان مدرک 262.

13- الارشاد، ص 498.

14- کشف الغمه ، ج 2، ص 272.

15- نک : مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 301؛ کشف الغمه ، ج 2، ص 267 و الارشاد، ص 502.

,

سبب شهادت امام زین العابدین علیه السلام بنا به روایت اکثر مورخان، زهرى بود که به دستور ولید بن عبدالملک به آن حضرت خورانیده و وى را مسموم نمودند و برا اثر مسمومیت به شهادت رسید.

,

در این جا، زندگانى آن حضرت را به اختصار بیان مى کنیم:

,

ولادت: میلاد مسعود امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با پنجم شعبان سال 38 قمرى در عصر خلافت امام على علیه السلام. برخى از مورخین تاریخ تولد آن حضرت را هفتم شعبان، برخى نهم شعبان و عده اى نیز نیمه جمادى الاولى دانسته اند. هم چنین در سال تولدش ‍ برخى سال 36 و برخى نیز 37 قمرى را ذکر کرده اند.

,

گر چه اکثر مورخان، محل تولد آن حضرت را شهر مدینه دانسته اند ولى با توجه به این که آن حضرت در عصر خلافت امیرمؤ منان علیه السلام دیده به جهان گشود و مقر حکومت امام على علیه السلام در آن زمان، در شهر کوفه استقرار یافته و طبعا تمام خانواده و اهل بیت آن حضرت به این شهر کوچ کرده و در آن ساکن شده بودند، باید محل تولد امام زین العابدین علیه السلام در همین شهر (یعنى کوفه ) باشد، نه شهر مدینه !

,

بیشتر تاریخ نگاران اتفاق دارند بر این که آن حضرت ، دو سال پیش از شهادت حضرت على علیه السلام به دنیا آمد. بى تردید، امام حسین علیه السلام در آن سال به همراه پدرش حضرت على علیه السلام در کوفه ساکن بود و بدین لحاظ تولد نور دیده اش زین العابدین علیه السلام نیز در کوفه به وقوع پیوسته است .

,

نام : على بن الحسین علیه السلام در برخى از مقاتل به (على اوسط) نیز خوانده شده است .

,

کنیه: لقب هاى آن حضرت به تعداد فضایل اخلاقى و شخصیتى وى فراوان است. در این جا به چند تاى آنها اشاره مى کنیم : زین العابدین ، سید الساجدین ، زکى ، امین و ذوثفنات. به خاطر عبادت زیاد و سجده هاى طولانى ، پینه اى در پیشانى آن حضرت (سجده کاهش) پدید آمده بود که بدین جهت وى را به (ذوالثفنات) لقب داده بودند.

,

نسب پدرى : امام زین العابدین علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام است که نسبت شریفش با یک واسطه به امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام و با دو واسطه به پیامبر اسلام حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم منتهى مى گردد.

,

نسب مادرى : نام مادرش ، غزاله یا شهر بانو (شاه زنان) دختر یزدگرد سوم از پادشاهان ساسانى است . این بانوى مجلله پس از شکست ایرانیان در برابر سپاهیان مسلمان ، به همراه تعدادى از زنان دربار یزدگرد سوم به اسارت مسلمانان درآمد و در عصر عثمان بن عفان در مدینه و بنا به روایتى صحیح تر و در عصر امامت و خلافت امیرمؤ منان على بن ابى طالب علیه السلام در کوفه (5) با اختیار خود به عقد ازدواج امام حسین علیه السلام درآمد. از آن هنگام به (سیدة النساء) معروف شد. وى چند سالى بیش زنده نماند و در هنگام تولد تنها فرزندش امام زین العابدین علیه السلام در سال 38 قمرى بدرود حیات گفت .

,

محل دفن : قبرستان بقیع ، واقع در مدینه منوره در جوار قبر عمویش امام حسن مجتبى علیه السلام . هم اکنون قبور مشرفه چهار امام معصوم ، یعنى امام حسن مجتبى ، امام زین العابدین ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام در کنار یکدیگر قرار دارند.

,

پیش از این براى قبور مشرفه ائمه بقیع ، گنبد و بارگاهایى بود که مزار عاشقان اهل بیت علیه السلام و شیعیان قرار مى گرفت ولى در شوال سال 1344 قمرى مورد حقد و کین وهابیون متعصب حجاز واقع شد و به همراه آثار سایر بزرگان اسلام به کلى تخریب گردید.(6)

,

همسر: امام زین العابدین علیه السلام داراى یک همسر عقدى و چند ام ولد بود که از آنها، خداوند سبحان فرزندانى به وى عطا کرد. نام همسرش فاطمه (مکنى به ام عبدالله ) دختر امام حسن مجتبى علیه السلام است .

,

فاطمه بنت الحسن ، از زنان با فضیلت و با شخصیت عصر خویش بود. وى مادر امام محمد باقر علیه السلام است . همچنین این بانوى افتخار یافت که پدربزرگش ، پدرش ، عمو و پدر شوهرش ، همسرش و فرزندش از امامان معصوم شیعه بودند.

,

فرزندان : امام محمد باقر علیه السلام ، زید شهید، عبدالله باهر، عمر اشرف ، حسین اکبر، عبدالرحمن ، عبیدالله ، سلیمان ، حسن ، حسین ، اصغر، على اصغر، محمد اصغر، خدیجه ، فاطمه ، علیه و ام کلثوم .(7)

,

اصحاب و یاران : اسامى تعداد زیادى از مؤ منان ، شیعیان و دوستداران اهل بیت علیه السلام در زمره اصحاب و یاران امام زین العابدین علیه السلام قرار گرفته است ، که در این جا به نام هاى برخى از معرفین اشاره مى کنیم : جابر بن عبدالله انصارى ، عامر بن واثله کنانى ، سعید بن مسیب ، سعید بن جهان کنانى ، سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد کابلى ، قاسم بن عوف ، اسماعیل بن عبدالله بن جعفر، ابراهیم بن محمد حنفیه ، حسن بن محمد حنفیه ، حبیب بن ابى ثابت ، ابوحمزه ثمالى ، فرات بن احنف ، جابر بن محمد بن ابى بکر، ایوب بن حسن ، على بن رافع ، ابومحمد قرشى ، ضحاک بن مزاحم ، طاووس بن کیسان ، حمید بن موسى ، ابان بن تغلب ، سدیر بن حکیم ، قیس بن رمانه ، عبدالله برقى ، همام بن غالب (فرزدق شاعر)، یحیى بن ام طویل و...

,

آثار : گرچه از امام زین العابدین علیه السلام آثار ارزشمندى از قبیل مواعظ، احادیث ، اشعار و ادعیه به صورت پراکنده بر جاى مانده است و مورد استفاده محققان و متقیان قرار مى گیرد. ولى دو اثر مدون از آن حضرت باقى مانده است که در میان آثار اسلامى ، درخشندگى و جاودانگى ویژه اى دارند. آن دو عبارتند از: 1- صحیفه سجادیه ، که مشتمل بر 83 دعا و مناجات است. 2- رسالة الحقوق ،که تبیین کننده حقوق آحاد ملت و افراد بشرى درجامعه اسلامى است.

,

فضایل و مناقب : امام زین العابدین علیه السلام بسان سایر امامان معصوم علیه السلام جامع کمالات انسانى و فضایل اخلاقى است ، که در عالم آفرینش همانندى جز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم براى آنان پدید نیامده است و آن حضرت ،به مقامى از تعبد و تقرب به درگاه الهى نایل شده بودکه وى رازینت پرستش کنندگان لقب دادند.

,

زمام داران معاصر: امام زین العابدین علیه السلام از هنگامى که دیده به جهان گشود تا آخر عمر شریفش با 9تن از حاکمان ، معاصر بود. اسامى خلفا و حاکمان به شرح ذیل است :

,

امیرمؤمنان،امام على بن ابى طالب علیه السلام (35-40 ه .ق) - امام حسن مجتبى علیه السلام (40-41 ه .ق) - معاویة بن ابى سفیان (35-60 ه .ق) - یزید بن معاویه (60-64 ه .ق) - معاویة بن یزید (64-64 ه .ق) - عبدالله بن زبیر (64-73 ه .ق) - مروان بن حکم (64-65 ه .ق) - عبدالملک بن مروان (65-86 ه .ق) - ولید بن عبدالملک (86-96 ه .ق)

,

از میان زمام داران فوق ، ردیف اول و دوم از خاندان شریف بنى هاشم ، ردیف هاى سوم ، چهارم و پنجم از خاندان بنى امیه و از تیره سفیانى ، ردیف ششم از آل زبیر بن عوام ، و ردیف هاى هفتم ، هشتم و نهم از خاندان بنى امیه و از تیره مروانى مى باشند.

,

غیر از امیرمومنان امام على علیه السلام که دادگرترین و شایسته ترین شخصیتى است که پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به زمام دارى رسیده بود و فرزندش امام حسن مجتبى علیه السلام که راه پدر گرامش را ادامه مى داد،از سایر زمام داران نامبرده ، نسبت به خاندان عصمت و اهل بیت امیر مومنان علیه السلام به ویژه نسبت به شخصیت امام زین العابدین علیه السلام ستم هاى فراوانى به عمل آمده است .

,

امام علیه السلام در بیشتر ایام زندگى اش از سوى خلفا و حاکمان محلى آنان در اذیت و آزار بود. ایام امامت امام زین العابدین علیه السلام مصادف بود با حکومت یزید بن معاویه تا ولید بن عبدالملک .

,

سرانجام در عصر ولید عبدالملک و به دستور این خلیفه نابکار، آن حضرت ، مسموم و به شهادت رسید.

,

برخى از فضایل و مناقب حضرت

,

تعبد: امام زین العابدین علیه السلام داراى حالت ویژه اى از تعبد و بندگى در پیش گاه الهى بود. چنان خدا را عبادت مى کرد گویا او را مى بیند. تمام حالات ، رفتار و کردار آن حضرت بندگى الهى بود. هر گاه وضو مى گرفت ، رنگش تغییر مى کرد و همین که به نماز مى ایستاد، لرزه بر اندامش عارض ‍ مى شد. گاهى از او مى پرسیدند که این چه حالتى است در هنگام وضو و نماز بر تو عارض مى گردد؟ پاسخ مى داد: چون مى خواهم به طاعت پروردگارم قیام نمایم و با وى راز دل گویم ، از این جهت بر بدنم لرزه مى افتد. روایت شده است : که هنگامى که آن حضرت در حال عبادت و سجده بود، خانه اش را آتش فرا گرفت و همگى از ترس آتش سوزى گریختند ولى آن حضرت اعتنایى به آتش نداشت و سر از سجده بر نمى داشت تا این که آتش خاموش شد. آن گاه از وى پرسیدند: چه چیز تو را بازداشت که سر از سجده بردارى و از آتش بگریزى ؟ فرمود: ترس از آتش آخرت . (8)

,

از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود، پدرم حضرت على بن الحسین علیه السلام در هر شبانه روز هزار رکعت نماز مى گذارد چنان که امیرمؤ منان علیه السلام نیز چنین بود. از براى پدرم پانصد درخت خرما بود، در نزد هر درختى دو رکعت نماز مى گذارد و گاهى که به نماز مى ایستاد رنگ مبارکش متغیر مى گشت و حالش نزد خداوند جلیل مانند بندگان ذلیل بود و اعضاى شریفش از خوف خدا مى لرزید و نمازش ، نماز مودع بود. یعنى مانند آن که مى داند این نماز آخر او است و بعد از آن دیگر ممکن نخواهد بود او را. (9)

,

انفاق: امام زین العابدین علیه السلام به انفاق و دستگیرى مستمندان اهمیت فوق العاده اى مى داد. تا آن جا که براى وى امکان پذیر بود، نیاز فقرا و مستمندان را برآورده مى کرد. آن حضرت ، شب ها به طور ناشناس براى فقرا و مستمندان آذوقه مى برد و بر در خانه هایشان مى گذاشت .

,

از محمد بن اسحاق روایت شده است: در مدینه ، مردم زیادى به راحتى و آسانى زندگى مى کردند و نمى دانستند که مخارج آنها از کجا تامین مى گردد. همین که امام زین العابدین علیه السلام وفات کرد، دیگر کسى براى آنان در شب چیزى نمى برد و تازه فهمیدند که زندگى آنان از سوى امام على بن الحسین علیه السلام تامین مى گردید.(10)

,

هم چنین روایت شده است که پس از شهادت امام زین العابدین علیه السلام دانسته شد که در مدینه ، یکصد خانوار نیازمند زندگى مى کردند که مخارج زندگى آنان از سوى امام زین العابدین علیه السلام تامین مى گردید.

,

از ابوحمزه ثمالى روایت شده است : امام زین العابدین علیه السلام در شب ها، انبان نان را بر مى داشت و بر پشت مبارک خویش حمل مى کرد و به فقراى مدینه تصدق مى نمود و مى فرمود: صدقه پنهانى ، خشم الهى را فرو مى نشاند. چون آن حضرت به شهادت رسید، در هنگام غسل بدن مبارکش ، آثار حمل کردن انبان ها را بر دوش مبارک آن حضرت مشاهده کردند. هم چنین پس از شهادت آن حضرت ، اهالى مى گفتند: ما پس از وفات على بن الحسین علیه السلام دیگر صدقه پنهانى نیافتیم .

,

از سفیان روایت شده است : على بن الحسین علیه السلام سالى اراده حج نمود. خواهرش حضرت سکینه ، هزار درهم براى آن حضرت ، توشه راه تهیه کرد و در اختیار آن حضرت قرار داد.امام زین العابدین علیه السلام در روز گرمى از خانه به قصد حج خارج شد و توشه اهدایى خواهرش سکینه را به مستمندان ، تصدق و بخشش نمود.(11)

,

عفو و بخشش: امام زین العابدین علیه السلام در برابر برخوردهاى خارج از نزاکت افراد، بردبارى ویژه اى از خود بروز مى داد و بر خشم خود، غالب مى گردید و خطاکاران را مى بخشید و از آنان انتقام گیرى نمى کرد. روایت شده است که مردى نزد آن حضرت آمد و به وى خبر رسانید که شخصى آن حضرت را دشنام داده و نسبت به وى بدگویى نموده است . امام علیه السلام فرمود: مرا به نزد وى ببر. آن مرد گمان کرد که حضرت براى انتقام گیرى و تنبیه شخص ‍ بدگو، به نزد وى مى رود. اما همین که به آن شخص رسید، به وى فرمود: آن چه درباره من گفته اى ، اگر حق است ، من از خداى سبحان مسئلت دارم که مرا بیامرزد و اگر دروغ بوده و در حق من مرتکب خطا شدى ، از خدا مى خواهم تو را بیامرزد.(12)درباره بخشش آن حضرت ، نمونه هاى فراوان دیگرى نیز موجود است که به خاطر لزوم مراعات اختصار از آنها خوددارى مى کنیم .

,

وقار و شکوه: امام زین العابدین علیه السلام داراى شخصیتى ممتاز در میان بزرگان مدینه و تابعین بود و همگان نسبت به مقام و منزلت وى معترف بوده و اگر فشار و یا خطرى از سوى دشمنان احساس نمى کردند، زبان به تعریف و تمجید آن حشرت مى گشودند.

,

زهرى که در عصر امام زین العابدین علیه السلام مى زیست و در اوائل زندگى اش از بزرگترین فقیه و عالم وابسته به دستگاه خلافت بود و در اواخر عمر از آنها و رفاه طلبى کناره گیرى کرده و در کمال قناعت و ریاضت ، زندگى را به پایان رسانید، درباره شخصیت امام زین العابدین علیه السلام گفت : لم ادرک احدا من اهل هذاالبیت (یعنى بیت النبى صلى الله علیه و آله و سلم ) افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (13) من در میان اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم ، برتر از على بن الحسین علیه السلام نیافتم . هم چنین ابوحازم که از معاصرین آن حضرت بود، درباره شخصیت آن حضرت گفت : ما رایت هاشمیا افضل من على بن الحسین علیه السلام ؛ (14) من در میان شما بنى هاشم برتر از على بن حسین علیه السلام ندیدم .

,

حج امام سجاد علیه السلام و شعر فرزدق

,

هشام بن عبدالملک که دهمین خلیفه امویان است ، پیش از خلافت خویش ‍ در عصر خلافت پدرش عبدالملک ، سالى به همراه درباریان شام و اطرافیان خود به مکه رفت تا حج خانه خدا به جاى آورد. در آن سال ، حاجیان زیادى به مکه آمده و زیارت خانه خدا را انجام دادند. روزى هشام براى طواف خانه خدا و استلام (حجر الاسود) تلاش زیادى نمود ولى به خاطر فشار جمعیت و ازدحام آنان براى استلام حجر الاسود، وى موفق به این کار نشد و از ادامه طواف باز ماند. به ناچار منبرى براى او در مسجدالحرام فراهم کرده و هشام بر آن نشست . شامیانى که به همراه وى به مکه آمده بودند، در کنارش حلقه زده و نظاره گر جمعیت بودند.

,

در این هنگام امام زین العابدین علیه السلام که داراى صورتى زیبا و معطر به بوى خوش بود و محل سجده در پیشانى اش از کثرت عبادت ، پینه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را انجام داد و همین که به (حجرالاسود) رسید، مردم به احترام آن حضرت آن حضرت ، راه را باز کرده و به ملاحظه جلالت آن حضرت ، خود را کنار کشیدند تا وى بتواند استلام حجرالاسود نماید و اعمالش را به راحتى انجام دهد.

,

بر هشام که از نزدیک ، شاهد این ماجرا بود و تصور نمى کرد که برتر از وى در میان مسلمانان شخصیتى وجود داشته باشد، بسیار گران آمد و موجب خشمش گردید، اما خود را کنترل کرد و خشم خویش را بروز نداد تا این که شامیانى که در کنارش بودند،از وى پرسیدند:این شخص کیست که مردم براى وى این همه احترام و فضیلت قائلند؟

,

هشام به خاطر این که شامیان پى به فضیلت و منزلت آن حضرت نبرند، خود را به نادانى زد و در پاسخ آنان با بى اعتنایى گفت : او را نمى شناسم !

,

در حالى که او بهتر از هر کس آن حضرت را مى شناخت . ابوفراس همام بن غالب ، معروف به (فرزدق) که در جمع شامیان بود، لب به سخن گشود و گفت : اگر تو او را نمى شناسى ، من او را مى شناسم ، او زین العابدین على بن الحسین علیه السلام است . آنگاه ابیاتى در فضیلت آن حضرت سرود و براى حاضران قرائت کرد. در مطلع قصیده ابوفراس آمده است :

,

هذا ابن خیز عبادالله کلهم                   هذا التقى النقى الطاهر العلم

,

هذا الذى تعرف البطحاءوطاته               و البیت یعرفه و الحل و الحرم

,

یکاد یمسکه عرفـان راحته                   رکن الحطیم اذا ما جاء یستلم

,

اذا رأته قریش قـال قائلـها                     الى مکارم هذا ینتهى الکرم

,

هشام که انتظار تعریف و تمجید اهل بیت علیه السلام را در نزد خویش ‍ نداشت ، از سروده فرزدق ، بسیار خشمگین شد و دستور داد مواجب و حقوق ماهانه و جوایز فرزدق را قطع کنند و او را در مکانى میان مکه و مدینه ، معروف به (عسفان) زندانى نمایند.

,

فرزدق ، مدتى در زندان عسفان گرفتار ماموران خلیفه اموى بود، تا این که آزاد گردید. امام زین العابدین علیه السلام براى تقدیر از هوادارى فرزدق از اهل بیت علیه السلام و بیان فضایل آنان در نزد دشمنان ، دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و از او عذر خواهى کرد که اگر بیشتر از این در نزد ما بود، صله بیشترى مى دادیم .

,

فرزدق از پذیرفتن صله هاى امام زین العابدین علیه السلام خوددارى کرد و در پاسخ آن حضرت گفت : هدف من از سرودن آن ابیات ، چیزى غیر از خرسندى خداى سبحان نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود کنم .

,

امام علیه السلام وى را دعا کرد و از او خواست که آن مال را بپذیرد.

,

فرزدق پس از اصرار امام زین العابدین علیه السلام ،هدایایش را پذیرفت و آن ها را برکت زندگى خویش قرار داد.(15)

,

پی نوشت:

,

1- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 359.

,

2- کشف الغمة ، ج 2، ص 275.

,

3- ائمتنا، ج 1، ص 259.

,

4- کشف الغمه ، ج 2، ص 275.

,

5- زندگانى چهارده معصوم علیه السلام (ترجمه اعلام الورى )، ص 358.

,

6- ائمتنا، ج 1، ص 295.

,

7- الارشاد، ج 2، ص 155.

,

8- کشف الغمه ، ج 2، ص 261.ش

,

9- منتهى الآمال ، ج 2، ص 6.

,

10- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

,

11- کشف الغمه ، ج 2، ص 266.

,

12- همان مدرک 262.

,

13- الارشاد، ص 498.

,

14- کشف الغمه ، ج 2، ص 272.

,

15- نک : مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 301؛ کشف الغمه ، ج 2، ص 267 و الارشاد، ص 502.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه