سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
چرا میگفتند نگویید دانشمند هستهای؟! /جابه جایی پلیس بد و خوب و فرصتهایی که از دست میرود
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
چرا میگفتند نگویید دانشمند هستهای؟!
, چرا میگفتند نگویید دانشمند هستهای؟! ,
محمدحسین محترم در کیهان نوشت:
, محمدحسین محترم در کیهان نوشت:,
چرا میگویند «نگویید شهید فخریزاده دانشمند هستهای بوده است»!؟ نکته مهم در انتشار این گزاره در افکار عمومی این است که اولاً ابتدا در رسانههای بیگانه و از سوی مقامات آمریکایی، و بیشتر با گرایش دموکرات عنوان و سپس در داخل کشور پیگیری شد اما پس از 24 ساعت همان رسانههای آمریکایی- اسرائیلی با تغییر خط خبری خود تأکید کردند شهید فخریزاده دانشمند هستهای بوده و حتی تلاش داشتند القا کنند این شهید بزرگوار در حال کار روی بمب هستهای بوده و در داخل نیز با تحریف چهره این شهید عزیز ادعا کردند عضو تیم مذاکرهکننده هستهای بوده است! ثانیاً نکته بسیار مهمتر و تعجببرانگیز و البته مشکوک این بود که برای اولین بار تمام رسانههای غربی و بهویژه مقامات امنیتی صهیونیستی در یک موج گسترده صریحاً و آشکارا اذعان کردند این اقدام توسط اسرائیل و شخص نتانیاهو صورت گرفته است. رویترز و سیانان و فرانس 24 و بیبیسی ادعا کردند «منابع رسمی در آمریکا اعلام کردند شکی نیست که اسرائیل در پشت پرده ترور محسن فخریزاده قرار دارد». رسانههای صهیونیستی از جمله یدیعوت آحارنوت؛ کانال 12 و شبکه کان و روزنامه هاآرتص که اولین منابع خبری منتشرکننده خبر شهادت فخریزاده بودند، هم اعلام کردند «نتانیاهو تلویحاً مشارکت در ترور محسن فخریزاده دانشمند هستهای ایران را تأیید کرد و ترور فخریزاده عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل بود».
,
حال اصل داستان پشت پرده این دو نکته چیست؟ هرچند به حسب ظاهر در داخل چون دولت آقای روحانی با توجه به رأی آوردن بایدن در جهت منافع جناحی برای مذاکرات جدید خیز برداشته، القا میکنند شهید فخریزاده دانشمند هستهای نبوده و صرفاً یک کارمند مرکز پژوهشهای وزارت دفاع بوده است و در خارج نیز تلاش دارند برای تحتالشعاع قرار دادن شکستهای آمریکا و اسرائیل در منطقه القای قدرت کنند، اما اصل داستان این است که این جنایت نه در حوزه اختیار و قدرت رئیسجمهور آمریکا میباشد که اکنون در حال ترک کاخ سفید است و سودی نمیتوان برای او متصور بود و نه در حوزه اختیار و قدرت نخستوزیر رژیم صهیونیستی است که باید در وحشت و هراس لحظه انتقام سخت ثانیهشماری کند، بلکه مستقیم و بلاواسطه در حوزه برنامهریزی «دولت عمیق» در آمریکاست، که تصمیم میگیرد در آمریکا چه کسی رئیس جمهور و مجری سیاستهای آنها باشد و چه کسی نباشد تا جایی که ترامپ هم با آن همه ادعاهایش در مورد تقلب، پذیرفته کاخ سفید را ترک کند! لذا در حالی که دولت فعلی آمریکا قرار است تا چند هفته دیگر برود و دولت اسرائیل با دولت جدید آمریکا کار کند و همچنین دولت ایران نیز باید تا چند ماه دیگر قدرت را به دولت جدید منتخب ملت واگذار کند، هیچگاه و هیچکس در این شرایطِ انتقال قدرت به چنین اقدام حماقتآمیزی دست نمیزند مگر یک برنامهریزی مهمتر و فراتر از سطح دولتها صورت گرفته باشد.
,
ثالثاً خطای استراتژیکی که صورت گرفت این است که مسئولان و رسانههای دولتی و بهویژه شخص آقای روحانی عجولانه در خصوص موضع ایران با وجود به قدرت رسیدن بایدن بارها اظهارنظر کردند و حتی رسانه ملی یک برنامه گفتوگوی ویژه خبری به این موضوع اختصاص داد، اما بایدن بعد از رأی آوردن هنوز هیچگونه اظهارنظری درباره موضع دولت آیندهاش در مقابله با ملت ایران نکرده و به عبارتی دست دولت ایران با تکرار مواضع خود خالی شده و دست دولت آینده آمریکا هنوز برای اعلام موضع باز و در نتیجه بایدن با دست پر و بر اساس اعلام موضع آقای روحانی در حال طراحی استراتژی و برنامهریزی برای مقابله با ملت ایران است! لذا جنایت ترور شهید فخریزاده بعد از اعلام موضع دولت ایران و همراه با سکوت بایدن بسیار عجیب و مشکوک و دارای ابعاد سیاسی- امنیتی و حتی اقتصادی پیچیده و پنهانی و دقیقاًً در راستای سیاست دولت آینده آمریکا در مقابله با ملت ایران است. چراکه دولت عمیق آمریکا با این جنایت و همزمان با القای تاکتیک نخنماشدهِ «سایه جنگ» تلاش دارد ملت ایران را با ترس بر سر یک دوراهی دو سر باخت قرار دهد و القا میکنند ملت ایران یا باید گزینه جنگ را بپذیرد، و یا با بیحاصل بودن مذاکرات برجامی، مجدداًً با وعده محققنشدنی رفع تحریمها و بدون هیچگونه پیششرطی از جمله اجرای تعهدات برجامی طرف آمریکایی و اروپایی پای میزه مذاکرات موشکی و منطقهای بیاید.
,
هرچند در خصوص القای سایه جنگ مزه قدرت مقاومت را در مقیاس بسیار کوچک در سوریه، یمن، لبنان، عراق و آبهای عمان و مدیترانه و خلیج فارس چشیدهاند و میدانند که هیچگاه قدرت درگیر شدن با جریان مقاومت را ندارند، اما در خصوص القای پذیرش مذاکره مجدد نیز اولاً هنوز 50 روز تا به قدرت رسیدن تیم جدید در آمریکا باقی مانده و پس از آن نیز دولت در حال اتمام روحانی آماده برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 1400 میشود و عملاً وقتی نمانده که بخواهند برای مذاکرات جدیدی برنامهریزی کنند. ثانیاً آنچه که در حال القاسازی است تلاشی از روی ناامیدی برای تأثیرگذاری بر رأی ملت ایران در انتخابات 1400 میباشد، در حالی که مردم ایران با حلم مدنی و صبار بودن خود هوشیارتر شدهاند که آمریکا همچنان شیطان بزرگ و به همراه متحدان اروپایی و نفوذیهای داخلیاش غیرقابل اعتماد است و تنها نیرویی که میتواند نجاتدهنده کشور باشد، در داخل است. ثالثاً ملت ایران منتظرند آنهایی که مزورانه ادعا دارند ریزش چند هزار تومانی دلار و سکه این روزها بعد از افزایش غیرقابل توجیه و بیسابقه در ماههای اخیر، نتیجه رأی آوردن بایدن است، پاسخ دهند این ریزشهای مصنوعی و روانی و دستوری در حالی که هر روزه مقامات دولتی از افزایش 30 تا 60 درصدی قیمت اجناس از جمله لبنیات و خودرو و لاستیک و مرغ و تخممرغ و...
,
خبر میدهند، چه سودی برای مردم دارد و بگویند با این تناقض «بایدن کجای سفره کوچکشده ملت ایران قرار دارد»؟! واصولا بایدن که در دولت اوباما مهمترین و بدترین تحریمها را علیه مردم ما اعمال کرد، کجای این سفره قرار داشت که اکنون توقع دارند ملت ایران به او دل ببندند؟! رابعاً اگر جریان غربگرا هم بخواهد با تغییر محاسباتی برخی از مقامات دولتی، آنها را وارد مذاکرات کوتاهمدتی با قاتلان شهید سلیمانی و فخریزاده برای بهرهبرداری جناحی در انتخابات 1400 کند، ملت و نظام چنین اجازهای به آنها برای تهدیدزایی بیشتر با وجود چکهای برگشتی برجام نخواهند داد همان گونه که مصوبه 9 مادهای طرح راهبردی اخیر مجلس مسیر یکطرفه دولت در پذیرش هر مذاکره و درخواست زیادهخواهانهای را مسدود کرد. خامساً اما پشت پردهِ القای دانشمند هستهای نبودن فخرالشهدا، هدف مهمتر دیگری دارد و آن ترس از افشای نفوذیهای هستهای- امنیتی در بدنه اجرایی و متن جریان غربگرای حاکم بر کشور است.
,
اظهارات مهم دبیر شورای عالی امنیت ملی در حاشیه مراسم خاکسپاری شهید فخریزاده و در ارتباط زنده با شبکه خبر پاسخ این ادعاست که تأکید کرد «دستگاهها و سیستمهای اطلاعاتی کشور با دقت احتمال وقوع و محل وقوع حادثه علیه شهید فخریزاده را پیشبینی کرده بودند و به این اطلاعات رسیدند که وی در کدام محل به شهادت میرسد و متأسفانه جدیت مورد نیاز اعمال نشد»! حال باید پاسخ داده شود که با وجود چنین اطلاعاتی از وقوع و محل وقوع شهادت شهید فخریزاده، چرا دشمن امکان اجرای نقشه خود را پیدا کرد و کدام «عامل نفوذی» توانسته در لحظه اجرای این جنایت چشم سیستمهای اطلاعاتی- امنیتی کشور را کور کند؟! قطعاً برای گرفتن انتقام سختی که وعده آن داده شده، شناسایی و افشای چهره «عامل نفوذی طراحان و حامیان ترور» و معرفی آن به مردم بسیار مهم و مطالبه امروز ملت ایران است. خبر مهم رئیس قوه قضائیه در خصوص تشکیل کمیتهای با حضور دستگاههای اطلاعاتی- امنیتی کشور از جمله قوه قضائیه و سازمان اطلاعات سپاه در این مسیر میتواند بسیار کمککننده و تسریعکننده در رسیدن به این «عامل نفوذی» باشد.
, 
,
جابه جایی پلیس بد و خوب و فرصتهایی که از دست میرود
عباس حاجی نجاری در خراسان نوشت:
با قطعی شدن پیروزی بایدن در انتخابات امریکا و پیش بینی تغییر در اولویتهای دستگاه سیاستگذاری امریکا، مسئله نحوه پیگیری سیاستهای ترامپ علیه ایران یکی از مباحث جدی است که نه تنها دستگاه سیاست خارجی امریکا، بلکه اروپاییها، روسها و حتی مرتجعین منطقه را نیز به تکاپو واداشته و هرکدام تلاش دارند برای خود سهمی در این تغییر احتمالی بیابند.
آنچه مهم است این است که تمامی بازیگران این صحنه به این نکته مهم واقف شدهاند که به دلیل ایستادگی و مقاومت مردم ایران ادامه راه ترامپ در مقابله با نظام جمهوری اسلامی امکان پذیر نبوده و سیاست فشار حداکثری امریکا، نه تنها آنها را به جایی نخواهد رسانید، بلکه به دلیل تأثیر آن در تحکیم و تقویت ثبات نظام جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر نقشه راهی که رهبری معظم انقلاب تنظیم و به عنوان یک فرهنگ و گفتمان اثر گذار در جامعه ایران پذیرفته شده -اگرچه اهتمام جدی جهت تحقق آن در بخشی از مسئولان دستگاه اجرایی دیده نمیشود-، اما اقدامات نه چندان کافی مجموعه نهادها و دستگاهها در پیگیری راهبرد مقاومت فعال و تقویت زیرساختهای داخلی در قبال فشارها به نتیجه رسیده ودشمنان از پیگیری سیاستهای گذشته ناامید شدهاند که البته در این میان تحمل و بردباری مردم را به عنوان مهمترین مؤلفه این عرصه میتوان محسوب کرد که تغییر را بر جبهه مقابل مردم ایران تحمیل کرده است.
اما از آنجا که امریکای دوران بایدن در شرایط کنونی با مشکلات و مسائل گسترده به ارث رسیده از دوران ترامپ مواجه است و طبعاً نمیتواند مانند گذشته به سیاستهای امریکا در مقابله با ایران ادامه دهد، این بار اروپاییها به مدد امریکا آمده و تلاش دارند نقشی را که ترامپ در مواجهه با ایران بازی میکرد این بار اروپا به عهده گرفته تا بایدن بتواند به مشکلات داخلی امریکا بپردازد، این امر را هم در سخنان اخیر هایکوماس وزیر خارجه آلمان و هم در سخنان بایدن در گفتگو با سی ان ان به روشنی میتوان دید.
هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان میگوید برجام دیگر به کار نمیآید. باید با ایران به توافق گستردهتری برسیم که شامل برنامههای هستهای، موشکی و نقش منطقهای ایران است. ایران نباید موشکهای بالستیک داشته باشد و باید رفتار منطقهایاش را عوض کند. چون به ایران اعتمادی نیست باید توافق تغییر کند. وزیر خارجه آلمان در مصاحبهای با هفتهنامه اشپیگل میافزاید: شکلی از توافق به علاوه برجام لازم است، که با منافع ما هم همخوانی دارد.
بایدن هم در مصاحبه با شبکه سیاِناِن در باره احتمال انجام مذاکره با جمهوری اسلامی مدعی میشود: مذاکره دوباره با ایران بسیار دشوار خواهد بود. آنها (ایران) در حال حرکت به سمت توانایی داشتن میزان کافی مواد برای ساخت سلاح اتمی هستند؛ و البته مسئله موشکی هم که هست. با تمام این چیزها، به نظرم [ کار]بسیار سختی خواهد بود. بایدن این مسیر را دشوار توصیف کرد و با این حال بر لزوم ایجاد یک اجماع بین المللی تاکید نمود و گفت: بخشی به این بستگی دارد که به چه میزان اروپا با امریکا همراه خواهد شد. ما باید بخشی از ائتلاف بزرگ باشیم. اما این مذاکرات بسیار دشواری خواهد بود و من در این زمینه دچار توهم نیستم.
سخنان این دو به خوبی این جابهجایی پلیس خوب وبد را نشان میدهد. با نگاهی به گذشته آنگاه که ترامپ از برجام خارج شد وسیاست فشار حداکثری را علیه ایران اعلام واعمال کرد، اروپا نقش کاتالیزوری را ایفا کرد که ایران راهبرد انقلابی در مواجهه با سیاستهای ترامپ اتخاذ نکرده وهمچنان قابل کنترل باشد، وکم نبودند آن زمان در داخل که در قبال ترک تازی ترامپ، به اروپا امید بستند و جالب این است که در طی این چند ساله اروپا توانست به عنوان حلقه مکمل فشار حداکثری امریکا عمل کرده و نقش پلیس خوب را بازی کند ودر آن دوران نه تنها به تعهدات خود در قبال ایران عمل نکرد بلکه با چند طرح غیرقابل اجرا نظیر اینستکس، عملاً باعث شد که دستگاه اجرایی کشور که تا آن زمان و قبل از خروج ترامپ از برجام، همه امور کشور را به آن شرطی کرده بود، این بار به آب نباتهای اروپا دل ببندند.
وقتی که تحولات چند ساله اخیر را مرور میکنیم، میبینیم که اروپا با ایفای نقش پلیس خوب در این چند سال اخیر توانست با معطل کردن ایران و جلوگیری از اقدام جدی ایران در مقابله با خروج ترامپ عملاً از تحول جدی در سیاستها و راهبردهای ایران جلوگیری کند و اگر نبود برخی تدابیر که در شورای امنیت ملی تصویب و توسط دستگاههای مربوطه اجرا شد و در گزارش اخیر شورای حکام آژانس به آن اشاره شد، دست ایران در مواجهه با سیاستهای نظام سلطه خالیتر از این بود که به جرئت میتوان اقدام مشترک صهیونیستی امریکایی در ترور شهید فخریزاده را ناشی از این ضعفها وشرطی سازیها دانست.
اما آنچه که از این پس مهم است نوع واکنش ما در قبال این تغییر و تحول است. در این میان، اقدام مجلس شورای اسلامی درتصویب وابلاغ طرح دوفوریتی اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از منافع ملت ایران را باید گام جدی وبلند مجلس و به عنوان بخشی از راهبرد مقاومت فعال کشور دانست که تصویب آن جبهه مقابل باید این را درک کند که بازی یک طرفه پایان پیدا کرده و به دولت این را فرصت میدهد که در قبال این بازی دوگانه اروپا و امریکا بتواند مسیر ایران را روشنتر کرده و موقعیت ایران را مستحکمتر کند.
اما آنچه که در مقابل محل تأسف است، نوع مواجهه دولتمردان با این مصوبه مجلس است. اگر از موضع نیم بند آقای ظریف در بهره گیری از این مصوبه که اعلام کرد شرط عدم اجرای مصوبه جدید مجلس بازگشت اروپا و امریکا به برجام است، بگذریم، الباقی علاوه بر مخالفت صریح، حتی با طرح بعضی مواضع آنچنانی، نظیر معطوف کردن آن به انتخابات آینده ریاست جمهوری، عملا نشان دادند که خود در این چنبره بازی پلیس خوب و بد اروپا گرفتار شدهاند؛ و این درحالی است که اقدام جدی دولت در این چند ماه باقی مانده در عمل به این مصوبه واقدامات دیگر از این دست و درصورت عبرت گیری از سیاستهای غلط گذشته فرصتهای مناسبی را هم برای دولت فعلی برای اصلاح اعتبار در نزد مردم وهم برای نظام اسلامی در مواجهه با راهبرد پیچیده وچند وجهی بیگانگان ایجاد میکند.
فراموش نکنیم آن بیان تاریخی مقام معظم رهبری در دیدار روز ﭼﻬﺎرم آذر با رؤﺳﺎیﺳﻪﻗﻮه واﻋﻀﺎیﺷﻮرایﻋﺎﻟﯽﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽراکه فرمودند اگر حرکت وعمل در دستور کار دولت قرار گیرد وﮐﺎرﻫﺎﯾﯽﮐﻪﻣﯽﺗﻮاﻧﺪﺑﻪﻧﻔﻊﻣﺮدمﺑﺎﺷﺪ، اﻧﺠﺎمﺷﻮد، یقیناً دوﻟﺖ دوازدﻫﻢﭘﺎﯾﺎنﺧﻮﺑﯽﺧﻮاﻫﺪداﺷﺖ.
جابه جایی پلیس بد و خوب و فرصتهایی که از دست میرود
, جابه جایی پلیس بد و خوب و فرصتهایی که از دست میرود,
عباس حاجی نجاری در خراسان نوشت:
عباس حاجی نجاری در خراسان نوشت:
, عباس حاجی نجاری در خراسان نوشت:,
با قطعی شدن پیروزی بایدن در انتخابات امریکا و پیش بینی تغییر در اولویتهای دستگاه سیاستگذاری امریکا، مسئله نحوه پیگیری سیاستهای ترامپ علیه ایران یکی از مباحث جدی است که نه تنها دستگاه سیاست خارجی امریکا، بلکه اروپاییها، روسها و حتی مرتجعین منطقه را نیز به تکاپو واداشته و هرکدام تلاش دارند برای خود سهمی در این تغییر احتمالی بیابند.
,
آنچه مهم است این است که تمامی بازیگران این صحنه به این نکته مهم واقف شدهاند که به دلیل ایستادگی و مقاومت مردم ایران ادامه راه ترامپ در مقابله با نظام جمهوری اسلامی امکان پذیر نبوده و سیاست فشار حداکثری امریکا، نه تنها آنها را به جایی نخواهد رسانید، بلکه به دلیل تأثیر آن در تحکیم و تقویت ثبات نظام جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر نقشه راهی که رهبری معظم انقلاب تنظیم و به عنوان یک فرهنگ و گفتمان اثر گذار در جامعه ایران پذیرفته شده -اگرچه اهتمام جدی جهت تحقق آن در بخشی از مسئولان دستگاه اجرایی دیده نمیشود-، اما اقدامات نه چندان کافی مجموعه نهادها و دستگاهها در پیگیری راهبرد مقاومت فعال و تقویت زیرساختهای داخلی در قبال فشارها به نتیجه رسیده ودشمنان از پیگیری سیاستهای گذشته ناامید شدهاند که البته در این میان تحمل و بردباری مردم را به عنوان مهمترین مؤلفه این عرصه میتوان محسوب کرد که تغییر را بر جبهه مقابل مردم ایران تحمیل کرده است.
,
اما از آنجا که امریکای دوران بایدن در شرایط کنونی با مشکلات و مسائل گسترده به ارث رسیده از دوران ترامپ مواجه است و طبعاً نمیتواند مانند گذشته به سیاستهای امریکا در مقابله با ایران ادامه دهد، این بار اروپاییها به مدد امریکا آمده و تلاش دارند نقشی را که ترامپ در مواجهه با ایران بازی میکرد این بار اروپا به عهده گرفته تا بایدن بتواند به مشکلات داخلی امریکا بپردازد، این امر را هم در سخنان اخیر هایکوماس وزیر خارجه آلمان و هم در سخنان بایدن در گفتگو با سی ان ان به روشنی میتوان دید.
,
هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان میگوید برجام دیگر به کار نمیآید. باید با ایران به توافق گستردهتری برسیم که شامل برنامههای هستهای، موشکی و نقش منطقهای ایران است. ایران نباید موشکهای بالستیک داشته باشد و باید رفتار منطقهایاش را عوض کند. چون به ایران اعتمادی نیست باید توافق تغییر کند. وزیر خارجه آلمان در مصاحبهای با هفتهنامه اشپیگل میافزاید: شکلی از توافق به علاوه برجام لازم است، که با منافع ما هم همخوانی دارد.
,
بایدن هم در مصاحبه با شبکه سیاِناِن در باره احتمال انجام مذاکره با جمهوری اسلامی مدعی میشود: مذاکره دوباره با ایران بسیار دشوار خواهد بود. آنها (ایران) در حال حرکت به سمت توانایی داشتن میزان کافی مواد برای ساخت سلاح اتمی هستند؛ و البته مسئله موشکی هم که هست. با تمام این چیزها، به نظرم [ کار]بسیار سختی خواهد بود. بایدن این مسیر را دشوار توصیف کرد و با این حال بر لزوم ایجاد یک اجماع بین المللی تاکید نمود و گفت: بخشی به این بستگی دارد که به چه میزان اروپا با امریکا همراه خواهد شد. ما باید بخشی از ائتلاف بزرگ باشیم. اما این مذاکرات بسیار دشواری خواهد بود و من در این زمینه دچار توهم نیستم.
,
سخنان این دو به خوبی این جابهجایی پلیس خوب وبد را نشان میدهد. با نگاهی به گذشته آنگاه که ترامپ از برجام خارج شد وسیاست فشار حداکثری را علیه ایران اعلام واعمال کرد، اروپا نقش کاتالیزوری را ایفا کرد که ایران راهبرد انقلابی در مواجهه با سیاستهای ترامپ اتخاذ نکرده وهمچنان قابل کنترل باشد، وکم نبودند آن زمان در داخل که در قبال ترک تازی ترامپ، به اروپا امید بستند و جالب این است که در طی این چند ساله اروپا توانست به عنوان حلقه مکمل فشار حداکثری امریکا عمل کرده و نقش پلیس خوب را بازی کند ودر آن دوران نه تنها به تعهدات خود در قبال ایران عمل نکرد بلکه با چند طرح غیرقابل اجرا نظیر اینستکس، عملاً باعث شد که دستگاه اجرایی کشور که تا آن زمان و قبل از خروج ترامپ از برجام، همه امور کشور را به آن شرطی کرده بود، این بار به آب نباتهای اروپا دل ببندند.
,
وقتی که تحولات چند ساله اخیر را مرور میکنیم، میبینیم که اروپا با ایفای نقش پلیس خوب در این چند سال اخیر توانست با معطل کردن ایران و جلوگیری از اقدام جدی ایران در مقابله با خروج ترامپ عملاً از تحول جدی در سیاستها و راهبردهای ایران جلوگیری کند و اگر نبود برخی تدابیر که در شورای امنیت ملی تصویب و توسط دستگاههای مربوطه اجرا شد و در گزارش اخیر شورای حکام آژانس به آن اشاره شد، دست ایران در مواجهه با سیاستهای نظام سلطه خالیتر از این بود که به جرئت میتوان اقدام مشترک صهیونیستی امریکایی در ترور شهید فخریزاده را ناشی از این ضعفها وشرطی سازیها دانست.
,
اما آنچه که از این پس مهم است نوع واکنش ما در قبال این تغییر و تحول است. در این میان، اقدام مجلس شورای اسلامی درتصویب وابلاغ طرح دوفوریتی اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از منافع ملت ایران را باید گام جدی وبلند مجلس و به عنوان بخشی از راهبرد مقاومت فعال کشور دانست که تصویب آن جبهه مقابل باید این را درک کند که بازی یک طرفه پایان پیدا کرده و به دولت این را فرصت میدهد که در قبال این بازی دوگانه اروپا و امریکا بتواند مسیر ایران را روشنتر کرده و موقعیت ایران را مستحکمتر کند.
,
اما آنچه که در مقابل محل تأسف است، نوع مواجهه دولتمردان با این مصوبه مجلس است. اگر از موضع نیم بند آقای ظریف در بهره گیری از این مصوبه که اعلام کرد شرط عدم اجرای مصوبه جدید مجلس بازگشت اروپا و امریکا به برجام است، بگذریم، الباقی علاوه بر مخالفت صریح، حتی با طرح بعضی مواضع آنچنانی، نظیر معطوف کردن آن به انتخابات آینده ریاست جمهوری، عملا نشان دادند که خود در این چنبره بازی پلیس خوب و بد اروپا گرفتار شدهاند؛ و این درحالی است که اقدام جدی دولت در این چند ماه باقی مانده در عمل به این مصوبه واقدامات دیگر از این دست و درصورت عبرت گیری از سیاستهای غلط گذشته فرصتهای مناسبی را هم برای دولت فعلی برای اصلاح اعتبار در نزد مردم وهم برای نظام اسلامی در مواجهه با راهبرد پیچیده وچند وجهی بیگانگان ایجاد میکند.
,
فراموش نکنیم آن بیان تاریخی مقام معظم رهبری در دیدار روز ﭼﻬﺎرم آذر با رؤﺳﺎیﺳﻪﻗﻮه واﻋﻀﺎیﺷﻮرایﻋﺎﻟﯽﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽراکه فرمودند اگر حرکت وعمل در دستور کار دولت قرار گیرد وﮐﺎرﻫﺎﯾﯽﮐﻪﻣﯽﺗﻮاﻧﺪﺑﻪﻧﻔﻊﻣﺮدمﺑﺎﺷﺪ، اﻧﺠﺎمﺷﻮد، یقیناً دوﻟﺖ دوازدﻫﻢﭘﺎﯾﺎنﺧﻮﺑﯽﺧﻮاﻫﺪداﺷﺖ.
, ,
,

, ,
«استعفا» آبرومندانه ترین عذرخواهی از مردم!
, «استعفا» آبرومندانه ترین عذرخواهی از مردم!,
سیدخلیل سجادپور در خراسان نوشت:
, سیدخلیل سجادپور در خراسان نوشت:,
بارش های اخیر در استان خوزستان و بوشهر بار دیگر بی کفایتی برخی مسئولان و مدیران در مهارت ها و اصول مدیریتی را به رخ کشید و نقاب از چهره «مدیران پشت میز نشین» برداشت. گویی بعضی از مسئولان هنوز زخم های نشسته بر پیکر این شهرهای مظلوم نشین را باور ندارند! هنوز نمی دانند در روزگاری نه چندان دور، قلب اهالی این سرزمین، آماج گلوله و موشک های بعثی بوده و امروز شایسته نیست برای بیرون کشیدن لوازم منزلشان از زیر فاضلاب های شهری به مدیران التماس کنند. روزی که قرار است گزارش های آماری از فعالیت ها و زیرساخت ها بدهند، رقم هایی از گلوی مدیران فریاد می شود که انگار خوزستان، بهشت ایران که نه، سرزمین ناکجاآباد و مدینه فاضله است!
,
اما هنگامی که حتی نعمتی زیبا مثل باران به نقمتی زشت تبدیل می شود، هرکدام از مدیران «من نبودم! من نبودم!» را به نظاره می نشینند و گناه بر دیگری می نویسند. سال گذشته زمانی که برای همین شعار خرابی زیرساخت ها بوی بودجه 100 میلیون یورویی از صندوق توسعه ملی به مشام رسید، اول مدیرعامل آب و فاضلاب سینه سپر کرد که باید زیرساخت های آب و فاضلاب اصلاح شود تا آب های سطحی به راحتی در این مسیر هدایت شوند.
,
بخشی از بودجه رسید اما باز هم امسال نعمت باران، فاجعه ای دیگر را رقم زد و باز هم «من نبودم ها!» گوش فلک را کر کرد!
,
استاندار خوزستان که شاید معنای دقیق استعفا را نمی داند، مدعی است که او فقط باید به شهرداری کمک کند. شهرداری هم می گوید بودجه ای نگرفته تا آب های سطحی را به نقطه دیگری انتقال دهد! مدیرعامل آب و فاضلاب هم با عذرخواهی از مردم اظهار می کند که شهرداری باید آب های سطحی را جمع آوری کند تا این گونه با نفوذ به شبکه فاضلاب شهری، مردم دچار مشکل نشوند.
,
یا اگر نگاهی به ماجرای هزینه کرد 147 میلیون دلار وام بانک جهانی پول برای اصلاح شبکه فاضلاب خوزستان بیندازید دوباره همین کلاف سردرگم مدیریتی را به خوبی مشاهده می کنید. سال 83 قرار بود با وام بانک جهانی مشکل فاضلاب خوزستان حل شود. از 147 میلیون دلار این وام 109 میلیون دلار در دولت های نهم و دهم دریافت شد اما به درستی مشخص نیست این پول دقیقا به چه مصرفی رسیده است هرچند برخی مسئولان گفته اند که برای آب شرب این استان هزینه شده اما اگر این گونه است، چرا به تازگی نماینده مردم اهواز در مجلس اظهار کرده، مدیران استانی باید پاسخ گو باشند که مبلغ وام 147 میلیون دلاری چه شده و چرا مشکل جمع آوری آبهای سطحی در استان و اهواز برطرف نشده است؟
,
آب گرفتگی و ورود فاضلاب به زندگی مردم برخی شهرهای خوزستان و تحمیل خسارات سنگین حداقل در دو سال اخیر حادثه ای است که قصور و تقصیر مدیریتی در آن موج می زند. سال هاست هم باریدن و هم نباریدن باران، کام خوزستانی ها را تلخ می کند. نباریدن باران گرد و غبار را مهمان خانه های مردم خونگرم اهواز می کند و بارش باران هم فاضلاب را؛ قصه پر غصه ای که انگار قرار نیست به این زودی ها پایان یابد. حالا ما قصد پیدا کردن پرتقال فروش را نداریم اما آنان که فقط خدمت گزاری به مردم را پشت میز جست وجو می کنند و گزارشی هم از چگونگی هزینه کردن صدها هزار یورو نمی دهند، حداقل معنای «استعفا» را در فرهنگ های لغت بیابند چرا که در این شرایط «استعفا» آبرومندانه ترین عذرخواهی از مردم است.
, ,
,

,
سیلها ما را به کجا میبرند؟!
, سیلها ما را به کجا میبرند؟!,
جعفر گلابی در آرمان نوشت:
, جعفر گلابی در آرمان نوشت:,
در این اوضاع کرونایی تصور احوال هموطنان سیلزده ناگوار و سخت است. همان نیروهای امدادی هم که به محل میروند در معرض خطر بیماری هستند و دشواری اوضاع احتمالا بسیار زیاد است. ما چگونه میتوانیم تصاویر آبگرفتگی خانههای مردم در این سوز سرما را ببینیم و آسوده سر بر بالین گذاشته، خواب راحتی داشته باشیم؟ از دوسال پیش که مشکل سیلابها خود را نشان داد چرا تاکنون چارهاندیشیهای لازم صورت نگرفته است و تا ابری بیاید مردم از ریزشهای آسمانی بترسند؟ اگر اعتبارات لازم در این زمینه اختصاص نیافته است خود سوال بزرگی است که چرا در این همه مدت دستگاههای مربوطه وظایف محوله را انجام ندادهاند و اگر بودجه کشور کفاف این مسائل حیاتی را نمیکند برنامه حکومت و دولت برای آن چیست و کی باید منتظر توجه و تمرکز روی این مشکلات بزرگ باشیم؟
,
متاسفانه هنگامی که بارش نداریم یا بسیار کم است خشکسالی خسارتساز و آسیبزننده میشود و هنگامی که بارندگی فراوان میشود سیل میآید و حتی شهرهای بزرگی چون اهواز را تهدید میکند. به عبارت دیگر، بهواسطه عیوب و نواقص در زیرساختها در بسیاری از حوزهها در هر صورت مردممان دچار رنج و عذاب میشوند و کاملا روشن است که کشور نیاز به رسیدگیهای اصولی و اساسی و درازمدت دارد و پول و امکانات عظیم میخواهد تا این مشکلات هر ساله از سیل و زلزله گرفته تا آتشسوزی جنگلها و حوادث پرتلفات جادهای برطرف شوند. بیش از تمرکز امکانات و سرمایهها و ظرفیتهای بالفعل و بالقوه برای رفع گرفتارهای چندجانبه و همهساله مردم، این اراده و همت و آگاهی و درک مسئولانه و کلی است که باید به این نقطه برسد و رسیدگی به مشکلات کشور در صدر اولویتها قرار گیرد.
,
در چارسوی کشور و پس از وقوع انواع حوادث طبیعی و غیرطبیعی این فریاد به گوش میرسد که باید به داد مردم رسید. ولی ظاهرا حداقل برای بعضی از مسئولان رنج و محنت مردم عادی شده است و همواره با اقدامات مقطعی و بعضا تبلیغی به مصاف مشکلات بزرگ میروند و تا کمی از حادثهها دور میشویم همهچیز از یادها میرود و میماند مردمی که خسارت دیدهاند و باید خود چاره کار کنند و بعضا با اشک و آه رنجها را به جان بخرند! اگر از زاویه کلیتر به این موضوعات حیاتی نگاه کنیم، مسلما کشور نیاز به آرامش طولانیمدت دارد که به امور خود برسد و زندگی همه مردم در حد قابل قبولی ارتقا یابد. ما یک کشور بلاخیزیم و با انواع مصائب طبیعی روبهرو هستیم؛ کشوری با این وسعت و این همه مشکل و مساله باید با دیدی عمیق و درازمدت از اشتغالات بیرونی خود بکاهد و به درون بپردازد.
,
همه کشورها کمابیش با چنین مسائلی روبهرو هستند ولی کدام جامعه است که در عین حال در محاصره تحریمها هم قرار گرفته باشد و امکان بهکارگرفتن توان و سرمایههای خود را نداشته باشد؟ هنر سیاستمداران ما باید این باشد که انواع تهدیدها را از راه خرد و تدبیر از ایران دور کنند تا امکان رسیدگی به انبوه مشکلات داخلی بهوجود آید. اینکه ما مرتبا و هر بار از جانبی با تهدیدی روبهرو شویم با کدام اصول کارآمدی و مدیریت سازگار است؟ اساسا چرا باید این همه تهدید متوجه کشور ما باشد؟ دشمنی و کینهتوزی برخی از بیگانگان قابل انکار نیست ولی آیا کیاست و دوراندیشی به این نیست که با هر روش ممکن جلو بهوجود آمدن تهدیدها را بگیریم؟ ما نباید اجازه دهیم که بیگانگان امکان دشمنی و تشریک مساعی علیه منافع ملت ایران را بهدست بیاورند و بعد پاسخ آنها را بدهیم.
,
بهترین پاسخ رفع امکان دشمنی علیه کشور است. بهترین اقدام حضور منطقی و معتبر در مناسبات جهانی و جلوگیری از نطفه بستن تهدیدهاست. اگر از شعارهایمان کم کنیم و به درون و مشکلات داخلی بیشتر بپردازیم دشمنسوزترین کارها را کردهایم و با کمترین هزینهها بیشترین تهدیدها را برطرف خواهیم ساخت. این شدنی است کمااینکه بسیاری از کشورهای موفق چنین استراتژیهایی برگزیدند و برای ملت خویش امنیت و ایمنی و رفاه به ارمغان آوردند. نکند در میان انبوه اشتغالات بیمورد و سردادن شعارها سیلها از راه برسند و همه ما را با خود به ناکجاآباد ببرند؟
, 
,
بیانیه مشترک تروئیکای اروپایی
, بیانیه مشترک تروئیکای اروپایی,
جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:
, جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:,
بیانیه مشترک وزیران امورخارجه آلمان، فرانسه و بریتانیا درباره مصوبه اخیر مجلس ایران، نشان از خروج تروئیکای اروپایی از محافظهکاری در بیانمواضع خود در قبال تهران دارد. این محافظهکاری بیش از هرچیز به مخالفت آنها با سیاست یکجانبهگرای دولت «دونالدترامپ» مربوط بود. با استقرار دولت جدید آمریکا در ژانویه آینده، تروئیکای اروپایی آهنگ کلام و مواضع خود را با شرایط جدید تنظیم کرده است.
اعضای اروپایی برجام در بیانیه خود که دوشنبه (17 آذر) در پاریس منتشر شد، تصمیم ایران را برای نصب سانتریفیوژهای پیشرفته و نیز مصوبه اخیر مجلس برای توسعه برنامه هستهای نگران کننده خواندهاند. آنان هشدار دادهاند؛ چنین اقدامهایی راه را برای بازگشت به دیپلماسی با خطر روبرو میکند. «جو بایدن» رئیسجمهوری منتخب ایالات متحده در گفتوگوی اخیر خود با «توماس فریدمن» مذاکرات دوباره با ایران را دشوار خوانده و تاکید کرده که میخواهد در این مسیر اروپا را همراه خود کند.
دعوت از اروپا برای همراهی با واشنگتن در مذاکرات احتمالی با ایران، قوت قلب تازهای را به اروپاییان میدهد زیرا برخلاف چهار سال گذشته، قرار است واشنگتن، متحدان اروپایی خود را شریک هرگونه توافقی کند که ممکن است در آینده با تهران حاصل شود. دراین حال تروئیکا نیز میتواند از ابزار حمایتیاش که تا پیش از این به دلیل نگاه «اعتراضیـانتقادی» به سیاستهای ترامپ خود داری میکرد، استفاده کرده و تهران را وادار به قبول خواستهایی کند که «هایکوماس» وزیر امور خارجه آلمان در گفتوگوهای مربوط به بازگشت به برجام بیان کرده است.
وزیر امورخارجه آلمان که کشورش ریاست دورهای شورای اتحادیه اروپا را نیز در اختیار دارد، گفته است: «نیازمند توافقی فراتر از توافق هستهای (برجام) با ایران هستیم؛ توافقی که برنامههای موشکهای بالستیک ایران را هم در بگیرد.» هایکو ماس تصریح کرده است: «به ایران اعتماد نداریم. بازگشت به شکل کنونی توافق هستهای با ایران، موسوم به برجام کافی نیست.» به این ترتیب اروپاییان فرصت را برای ارائه خواست های صریح خود غنیمت شمرده و به ترتیبی میخواهند نقش پیشتاز را در واداشتن تهران به قبول خواستهایی کنند که تهران پیش از این به آنها پاسخ منفی داده است.
وزیران امور خارجه تروئیکای اروپایی در بیانیه هشدارآمیز هفتم دسامبر خود به تهران همچنین از خطر پایان دیپلماسی یاد کردهاند. هشدار آنان میتواند به مفهوم احتمال فعالسازی «مکانیزم ماشه» باشد که اوضاع را برای ایران به پیش از توافق هستهای باز میگرداند. بدیهی است چنین هشداری فارغ از مواضع روسیه و چین دراینباره نیست. اروپاییان بر این باورند که با تغییر دولت در ایالات متحده، مواضع مسکو و پکن نیز آنگونه نخواهد بود که در دولت ترامپ بود. بهویژه موضع انتقادی مسکو به مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی، این هشدار را با خود دارد که تهران نمیتواند درباره استحکام سیاست حمایتی مسکو حساب چندانی باز کند. علاوهبراین، ترجیح پکن، تقویت همکاری های اقتصادی با نه تنها اروپا بلکه ایالات متحده در آینده است.
مساله اصلی در آنچه اروپا از تهران میخواهد، همانی است که دولت ترامپ با خروج از برجام و انجام گفتوگو براساس توافقهای فراتر از برجام میخواست. حال پرسش این است که آیا «طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از منافع ملی» که مجلس در 11 آذر ماه جاری تصویب کرد، میتواند اروپاییان را در موضع انفعال قرار دهد؟ آیا اجرای این طرح خواهد توانست از شمار بازیگرانی بکاهد که پیشبینی میشود در آینده مقابل مواضع ایران صفآراییکنند؟ دستآخر اینکه آیا طرح اقدام راهبردی که با رای 251 نماینده تصویب و به فوریت از سوی شورای نگهبان تایید و آنگاه به رئیس دولت ابلاغ شد، میتواند مانع اجماع اعضای برجام مقابل ایران شود؟ آیا مصوبه یاد شده توپ را به زمین اروپاییان فرستاده است؟ بیانیه مشترک تروئیکای اروپایی نخستین واکنش رسمی به مصوبه قانونی 11 آذر مجلس است.
انتهای پیام/ک
بیانیه مشترک وزیران امورخارجه آلمان، فرانسه و بریتانیا درباره مصوبه اخیر مجلس ایران، نشان از خروج تروئیکای اروپایی از محافظهکاری در بیانمواضع خود در قبال تهران دارد. این محافظهکاری بیش از هرچیز به مخالفت آنها با سیاست یکجانبهگرای دولت «دونالدترامپ» مربوط بود. با استقرار دولت جدید آمریکا در ژانویه آینده، تروئیکای اروپایی آهنگ کلام و مواضع خود را با شرایط جدید تنظیم کرده است.
,
اعضای اروپایی برجام در بیانیه خود که دوشنبه (17 آذر) در پاریس منتشر شد، تصمیم ایران را برای نصب سانتریفیوژهای پیشرفته و نیز مصوبه اخیر مجلس برای توسعه برنامه هستهای نگران کننده خواندهاند. آنان هشدار دادهاند؛ چنین اقدامهایی راه را برای بازگشت به دیپلماسی با خطر روبرو میکند. «جو بایدن» رئیسجمهوری منتخب ایالات متحده در گفتوگوی اخیر خود با «توماس فریدمن» مذاکرات دوباره با ایران را دشوار خوانده و تاکید کرده که میخواهد در این مسیر اروپا را همراه خود کند.
,
دعوت از اروپا برای همراهی با واشنگتن در مذاکرات احتمالی با ایران، قوت قلب تازهای را به اروپاییان میدهد زیرا برخلاف چهار سال گذشته، قرار است واشنگتن، متحدان اروپایی خود را شریک هرگونه توافقی کند که ممکن است در آینده با تهران حاصل شود. دراین حال تروئیکا نیز میتواند از ابزار حمایتیاش که تا پیش از این به دلیل نگاه «اعتراضیـانتقادی» به سیاستهای ترامپ خود داری میکرد، استفاده کرده و تهران را وادار به قبول خواستهایی کند که «هایکوماس» وزیر امور خارجه آلمان در گفتوگوهای مربوط به بازگشت به برجام بیان کرده است.
,
وزیر امورخارجه آلمان که کشورش ریاست دورهای شورای اتحادیه اروپا را نیز در اختیار دارد، گفته است: «نیازمند توافقی فراتر از توافق هستهای (برجام) با ایران هستیم؛ توافقی که برنامههای موشکهای بالستیک ایران را هم در بگیرد.» هایکو ماس تصریح کرده است: «به ایران اعتماد نداریم. بازگشت به شکل کنونی توافق هستهای با ایران، موسوم به برجام کافی نیست.» به این ترتیب اروپاییان فرصت را برای ارائه خواست های صریح خود غنیمت شمرده و به ترتیبی میخواهند نقش پیشتاز را در واداشتن تهران به قبول خواستهایی کنند که تهران پیش از این به آنها پاسخ منفی داده است.
,
وزیران امور خارجه تروئیکای اروپایی در بیانیه هشدارآمیز هفتم دسامبر خود به تهران همچنین از خطر پایان دیپلماسی یاد کردهاند. هشدار آنان میتواند به مفهوم احتمال فعالسازی «مکانیزم ماشه» باشد که اوضاع را برای ایران به پیش از توافق هستهای باز میگرداند. بدیهی است چنین هشداری فارغ از مواضع روسیه و چین دراینباره نیست. اروپاییان بر این باورند که با تغییر دولت در ایالات متحده، مواضع مسکو و پکن نیز آنگونه نخواهد بود که در دولت ترامپ بود. بهویژه موضع انتقادی مسکو به مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی، این هشدار را با خود دارد که تهران نمیتواند درباره استحکام سیاست حمایتی مسکو حساب چندانی باز کند. علاوهبراین، ترجیح پکن، تقویت همکاری های اقتصادی با نه تنها اروپا بلکه ایالات متحده در آینده است.
,
مساله اصلی در آنچه اروپا از تهران میخواهد، همانی است که دولت ترامپ با خروج از برجام و انجام گفتوگو براساس توافقهای فراتر از برجام میخواست. حال پرسش این است که آیا «طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریمها و صیانت از منافع ملی» که مجلس در 11 آذر ماه جاری تصویب کرد، میتواند اروپاییان را در موضع انفعال قرار دهد؟ آیا اجرای این طرح خواهد توانست از شمار بازیگرانی بکاهد که پیشبینی میشود در آینده مقابل مواضع ایران صفآراییکنند؟ دستآخر اینکه آیا طرح اقدام راهبردی که با رای 251 نماینده تصویب و به فوریت از سوی شورای نگهبان تایید و آنگاه به رئیس دولت ابلاغ شد، میتواند مانع اجماع اعضای برجام مقابل ایران شود؟ آیا مصوبه یاد شده توپ را به زمین اروپاییان فرستاده است؟ بیانیه مشترک تروئیکای اروپایی نخستین واکنش رسمی به مصوبه قانونی 11 آذر مجلس است.
,
انتهای پیام/ک
,
ارسال دیدگاه