یادداشت/
سلطان بییال و کوپال در منجلاب نوعثمانگرایی
رئیس جمهور ترکیه به غلط گمان میکند که ایران در وضعیت ضعیفی قرار دارد و میتواند از این حالت برای پیشبرد اهداف پلید عثمانگرایی سوءاستفاده کند ولی پایان صبر استراتژیک تهران به معنای کابوس سلطان بییال و کوپال ترکیه خواهد بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شبکه خبری تهران نیوز، مصطفی هدایی؛ کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان «سلطان بییال و کوپال در منجلاب نوعثمانگرایی» به تحولات مرتبط با یاوهگویی رئیس جمهور ترکیه پرداخت و نوشت: سیاستهای ترکیه در دو دهه اخیر بهتدریج خوی امپریالیستی بهخود گرفته و این کشور میکوشد تا از زیر خاکستر کاخهای فروریخته و برجای مانده زمان سلاطین عثمانی، آتشی هرچند اندک برافروزد. عثمانیها زمانی یکی از قدرتمندترین امپراطوریهای جهان را برای چند صد سال بنا نهادند و توانستند بخشیهای مهمی از خاک اروپا و آسیا را تحت کنترل درآورند. اما اقدامات داخلی این امپراطوری و خیانتها و جنایتهایش، باعث فروپاشی و نابودی آن شد و این حکومت به حدی ضعیف شد که توسط کشورهای ضعیف هم مورد یورش قرار گرفت و با یک حرکت قدرتهای جهانی بعد از جنگ جهانی اول بهطور کامل نابود و به تاریخ پیوست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبکه خبری تهران نیوز،, مصطفی هدایی, مصطفی هدایی, مصطفی هدایی,بعد از نزدیک به یکصدسال، رجب طیب اردوغان تلاش دارد تا این امپراطوری را در یادها زنده کند. اما این حرکتش بیشتر به شکل کاریکاتوری دارد اجرایی میشود. برای مثال در چند مورد استقبال از سران کشورها، هیئت تشریفات لباسهای مخصوص دوره عثمانی را بر تن کردند. در این میان سرمایهگذاری سنگینی در حوزه سریال و فیلمسازی از دوره شکوه عثمانیها تولید شده و به شکل انبوه در سراسر جهان بهویژه کشورهای مسلمان در حال پخش است. متاسفانه این سریالها در ایران نیز توسط بخشی از مردم کشور مورد استقبال قرار گرفت و شبکههای ماهوارهای بهصورت روتین روزانه بارها این سریالهای توسعه طلبانه را پخش کردند. نفوذ در اذهان از طریق سریالسازی یک قرن است که هدف قدرتهای امپریالیستی بوده و آمریکا در این حوزه ید طولانی دارد.
,به هر حال دولت ترکیه پس از سالها زمینهسازی و بسترسازی قصد دارد از آنچه کاشته، برداشت کند. این کشور در سالهای اخیر دامنه نفوذش را به سمت شرق گسترش داده و به گمانش با توجه به قدرتی که دارد میتواند در سوریه، عراق، قطر، حاشیه خلیج فارس، شمال آفریقا، آذربایجان، ارمنستان و دریای سیاه و مدیترانه امیال توسعه طلبانش را دنبال کند. آنکارا توانست از بحران اقتصادی در پایان قرن بیستم بهتدریج عبور کند و وارد دوره رونق اقتصادی شود. تراز تجاری این کشور به سرعت بهبود پیدا کرد و به یکی از کشورهای مهم اقتصادی منطقه و جهان تبدیل شد. از سوی دیگر با وجود شعارهای علیه رژیم صهینونیستی، روابطش را با این رژیم تعمیق بخشید و از لحاظ اطلاعاتی، امنیتی و نظامی از تجربیات صهیونیستها استفاده کرد. ترکیه همچنین عضو پیمان ناتو است و از کنار آن توانسته بخش از قدرت نظامیاش را احیا کند و واردات اسلحه را افزایش دهد. همچنین ترکیه مسیر گذار آسیا به اروپا است و از لحاظ ترانزیتی و ژئواستراتژیک دارای اهمیت زیادی است. تمام این موارد ظرفیتی را در اختیار اردوغان قرار داد تا پس از دو دهه، خود را در جایگاهی برای تاثیرگذاری و نفوذ بداند.
,دولت ترکیه پس از ناکامی در سیاست نزدیکی به غرب و عضویت در اتحادیه اروپا، سیاست درگیری صفر با همسایگان را کنار گذاشت و راهبرد نفوذ به سمت شرق را در پیش گرفت. ترکها برای پیشبرد اهداف خود دخالت در سوریه و عراق را در دستور کار قرار دادند و از گروههای تکفیری تروریست نیز حمایت کردند. این اقدام تا به امروز نیز ادامه داشته و به بهانه مقابله با کردها در شمال سوریه و عراق بخشی از خاک سوریه را به اشغال خود درآوردهاند. هرچند ترکیه انتظار داشت بشار اسد سقوط کند و آرزوی اقامه نماز در مسجد علوی را به امامت اردوغان در سر میپروراندند ولی هرگز به هدف دست پیدا نکردند و در این نقطه محذوریتهای قدرت این کشور مشخص شد. با وجود شکست در عراق، اردوغان سلسله اشتباهاتش را ادامه داد و به گمانش قدرت و توان افزایش دامنه نفوذ را دارد. از اینرو بمباران هوایی مناطقی از عراق و سوریه در دستور کار قرار گرفت که با اعتراض کشورهای مختلف جهان روبهرو شد. در کنار این وی برای فشار به یونان در دریای مدیترانه دست به اقدامات جسورانهای زد که با واکنش تند اروپا بهویژه فرانسه روبهرو شد و مجبور به عقبنشینی شده است.
,جنگ قره باغ بستر دیگری برای اردوغان بود تا بتواند قدرتش را آنجا بروز دهد. این کشور برخلاف معیارهای بینالمللی، امیال توسعه طلبانشاش را در این جنگ آشکارتر ساخت. در درگیری آذربایجان و ارمنستان، با وجود اینکه قرهباغ براساس معاهدات بینالمللی و سازمان ملل به باکو تعلق داشت و ایران نیز در این بین از این خواسته باکو حمایت کرد، ولی اردوغان سعی کرد این روند را به نفع خود تمام کند و با جاهطلبی، توافق آتشبس را پیروزی خود بر کشورهای دیگر درگیر در این جنگ دانست. فرصتطلبی ترکیه میتواند به شکست دیگری بیانجامد. جاهطلبی در فضای کنونی بینالمللی با توجه به محذوریتهای قدرت ترکیه نمیتواند بیش از حدی قابلیت اجرایی داشته باشد. همانگونه در ترکیه در سوریه نتوانست اهدافش را پیش ببرد و برخلاف آن همه لفاظیهایی که داشت، در آذربایجان نیز همین روند خواهد بود.
,اردوغان در لفاظی اخیر خود امیال پانترکی و نوعثمانگرایی در چشمداشت به خاک ایران را اظهار کرد که با واکنش تند تمام اقشار ایران از جمله مردمان خطه آذری زبان کشورمان روبهرو شد. او هرچند مغرورانه خود را پیروز جنگ قرهباغ میداند ولی آتش این جنک همچنان شعلهور است و دیگر ممکن است با مماشات و مصلحتاندیشی کشورهای حامی ارمنستان روبهرو نشود و ضربات هولناک و آتشینی به سویش روانه شود. رئیس جمهور ترکیه به غلط گمان میکند که ایران در وضعیت ضعیفی قرار دارد و میتواند از این حالت برای پیشبرد اهداف پلید عثمانگرایی سوءاستفاده کند ولی پایان صبر استراتژیک تهران به معنای کابوس سلطان بییال و کوپال ترکیه خواهد بود. کسی که ادامه حضورش در قدرت مدیون ایران است و اگر همراهی تهران نبود کودتا میتوانست او را سرنگون کند.
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه