یادداشت/

مدیریت جهادی یعنی چه؟

مدیریت جهادی یعنی چه؟
آخرین چیزی که قبل از بیهوشی در خاطرم ماند، خط سرخ گلوله‌هایی بود که از بالای سرم می‌گذشت و من صدایشان را نمی‌شنیدم و...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح الوند، محمد علی پرزاد در یادداشتی نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح الوند,

حمید حسام در کتاب «سهم من از چشمان‌او» می‌گوید: سال 62 در عملیات والفجر 2 در منطقه حاج عمران من مسؤول دسته بودم، شب عملیات ما به طرف دشمن حمله کردیم و چند دقیقه نگذشته بود که آتش خمپاره و توپ دشمن به شهادت رسیدن و زخمی شدن بچه‌ها می‌انجامید و هر چه به هدف نزدیک‌تر می‌شدیم از تعداد نفراتمان کم می‌شد، تنها آرپی جی زن همراه من احمد ترابی بود، نمی‌دانم از روی چه احساسی، مسؤولیت بود یا چیز دیگر، در یک لحظه با عصبانیت فریاد زدم، ترابی مگر سنگرهای دشمن را نمی‌بینی، چرا شلیک نمی‌کنی؟

,

ترابی با آرامی گفت: عصبانی نشو برادر. و من آرپی جی را از او گرفتم و با چهار گلوله‌ای که داشتم به طرف دشمن شلیک کردم و هیچ اتفاقی نیفتاد می‌خواستم با کلاش تیراندازی کنم که یک تیر به مچ دستم خورد و اسلحه‌ام سر خورد و رفت پایین، در حال عقب نشینی بودم که یک تیر هم به بازویم خورد، تیر کاملاً دستم را متلاشی کرده بود، رگبار سلاح‌های عراقی‌ها هم امان نمی‌داد. وقتی با دقت اطرافم را نگاه کردم دیدم ظاهراً به جز من و دوستم بقیه عقب‌نشینی کرده بودند و در آن بیابان، تنها ما بودیم که سیبل عراقی‌ها شده بودیم و فقط حواسشان به ما بود، بلند شدم تا خود را از معرکه دور کنم، دیگر توان ادامه راه را نداشتم، چاله‌ای در مقابلم بود که چون دیگر حسی نداشتم به داخل آن افتادم، ضریب هوشیاری‌ام به حداقل رسیده بود در آن حالت تنها دغدغه‌ام این بود که وقت نماز صبح است و باید نماز بخوانم، هر طور شده چرخیدم و به حالت نشسته به دیواره چاله تکیه دادم، نیت کردم و لبانم به حرکت درآمد.

,

بسم‌ا... الرحمن الرحیم، الحمدا... رب العالمین.....

,

آخرین چیزی که قبل از بیهوشی در خاطرم ماند، خط سرخ گلوله‌هایی بود که از بالای سرم می‌گذشت و من صدایشان را نمی‌شنیدم و...

,

بله اصل ماجرا برای توجه به ادای فریضه نماز صبح است که توسط این رزمنده دلاور آنهم در شرایط سخت انجام شد. درست است که در اواسط نماز بیهوش شد ولی در صحنه سخت درگیری آنهم با آن جراحت‌های شدید فراموش نشد، راستی برای مدیریت کردن و اداره نمودن جامعه اسلامی نباید رفتار این رزمنده الگوی همه مدیران قرار گیرد.

,

آن زمان ایشان فرمانده دسته بود یعنی معادل یک رئیس اداره شهرستان که حدوداً 20-30 نفر نیرو دارد.

,

رؤسا و مسؤولان در سخت‌ترین شرایط باید یادشان باشد که آنقدر به نماز توجه داشته باشند (که هیچ چیز سخت‌تر از صحنه‌های نبرد و درگیری با دشمن به صورت مستقیم نخواهد بود) آنها را از انجام این ارتباط معنوی با خالق، باز ندارد و اگر نیت انجام مدیریت جهادی است، باید یقین داشت که نماز در رأس هم تلاش‌ها و رمز موفقیت انسان‌ها در همه امر برای رسیدن به اهداف دنیوی و اخروی است.

,

ادامه دارد....

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه