یادداشت؛
ویرانی دموکراسی در خانه
با پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا، امیدواری اصلاحطلبان به انتخابات ۱۴۰۰ و تداوم قدرت در جناحشان افزونتر شد و از آن پس تا امروز و آینده، تمامی اتفاقات آمریکا برای اینها جذاب و زیباست. از سویی دیگر، نکات منفی مسائل سیاسی آمریکاست که مرتباً توسط جناح چپ با مسائل ایران مقایسه میشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سپاس، با پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا، امیدواری اصلاحطلبان به انتخابات ۱۴۰۰ و تداوم قدرت در جناحشان افزونتر شد و از آن پس تا امروز و آینده، تمامی اتفاقات آمریکا برای اینها جذاب و زیباست. از سویی دیگر، نکات منفی مسائل سیاسی آمریکاست که مرتباً توسط جناح چپ با مسائل ایران مقایسه میشود. گویی ایالات متحده در نقاط مثبت سیاسی، لنگه دنیاست ولی در نقاط منفی و زشت، شریک و شبیه ایران است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سپاس,امید زاهد در یادداشتی با عنوان «حمله به دموکراسی در همین حوالی» که به بهانه اعتراضات مردم آمریکاست، تحریفاتی به تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی بسته است و با پریشانقلمی و گرتهبرداری که در سطور هویداست، سعی در تخفیف انقلاب اسلامی دارد و برای فرار از بار مسئولیت قلم، هر کجا میخواهد خلافی بگوید، عبارت را منتسب به اندیشمندان و جامعهشناسان میکند.
,با این سبک شروع میکند که بلافاصله پس از تیتر و عبارت کوتاهی راجع به اعتراضات آمریکاییها، به رسم مألوف اصلاحطلبان به خودتحقیری پرداخته: «…تا همینجا هم البته شقالقمر کردهایم». اما غافل است که هیچ ملتی جز مردم ایران در هفتاد و دو سال، دو انقلاب بزرگ کردهاند و هشت سال در دفاع مقدس با ابرقدرت های شرق و غرب جنگیدند و سانتی از خاک وطن به اجنبی ندادند.
,در مطلبی که احتمالاً اقتباسی از آثار رضاقلی است، آورده: «به گواه جامعه شناسان نه آن مردم سادهدل دوران مشروطه میدانستند چه میخواهند، نه اکثریت مردمی که پس از شهریور ۱۳۲۰ به سالهای آزادی موقت برخاستند» که توهینی به همه آنانی است که نهضت تحریم تنباکو و انقلاب مشروطه را رقم زدند. جهت اطلاع آقای زاهد بگویم ک عدالت خواهان که سپس به واسطهی سفارت بریتانیا به مشروطهخواهان شهرت یافتند، شعارها و خواستههایشان دقیقاً ثبت است که چه میخواستند و چه نمیخواستند. وگرنه نمیتوانستند به آن سرعت اقدام به برگزاری انتخابات و نگارش قانون اساسی و تصویب آن کنند.
,همچنین جفای دیگری به فعالان انقلاب اسلامی سال ۵۷ کرده: «در انقلاب ۱۳۵۷ هم اندیشمندان میگفتند سلطنت و دیکتاتوری روزگارش به سر آمده و از خودکامگی به ستوه آمده اند و مردم هم می دانستند که «نه» بگویند اما از پس « آری» چه خواهند و چه شود! همه حواله به اعتقادات و باورها گردید.» عجیب است بعد از گذشت ۴۲ سال و آن همه تألیفات و سخنرانیها و مستندات، امروزه کسی بگوید انقلابیون برای پس از انقلاب طرح و برنامهای نداشتند. خوب است ایشان به خاطرات مرحومان حسن حبیبی و هاشمی رفسنجانی و دیگر اعضای شورای انقلاب مراجعه کند.
,در پاراگرافی دیگر که نشان از بی اطلاعی آقای زاهد از اتفاقات و حوادث دهه ۶۰ است میگوید: «پس از انقلاب فرصت تمرین دموکراسی نیافته برای صدور انقلاب بی تاب شدیم. دفتر کمک مالی برای نهضت ها گشودیم و هزینه ها از کیسه ملت صرف آرایش نظام کردیم و نهال نوپای دموکراسی را به حال خود رها کردیم.»، چهار گزارهی بیمایه از حقایق انقلاب ارائه میدهد که فقط از یک اصلاحطلب پشیمانشده توقع میرود. اولاً آنکه صدور انقلاب در اواخر حیات مبارک حضرت امام مطرح شد که فرمودند: ما در دفاع مقدس، انقلابمان را صادر کردیم. یعنی زمانی که چهار بار انتخابات ریاست جمهوری و سه بار انتخابات مجلس برگزار شده بود و نهادهای انقلابی تثبیت یافته بودند.
,ثانیا اینکه «هزینه ها از کیسه ملت صرف آرایش نظام کردیم» حرفی غلط است. نظامی که همهپرسیِ تأسیس، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و همهپرسی قانون اساسی را در شش ماهه نخست برگزار میکند و همه مسئولانش از صدر تا ذیل بر اساس انتخابات به صورت مستقیم یا غیر مستقیم انتخاب میشوند، «آرایش»اش میدهند؟ این چه مهملاتی است که رسانههای اصلاح طلب منتشر میکنند؟
,ثالثا «نهال نوپای دموکراسی» در مسیر تارومار شدن توسط جناح شما بود که بارها حضرت امام تذکر دادند ولی انقلابیون نگذاشتند به دست نااهلان بیفتد. وگرنه به اختیار شما بود، دومین جام زهر را نوشانده بودید و درخت مردمسالاریِ ما را به آمریکاییها تحویل میدادید.
,وی که با شورش ترامپ در شش ژانویه، فیلش یاد هندوستان افتاده است، از هر اتفاق کنگره آمریکا استفاده میکند که نیشی به جمهوری اسلامی بزند.
,در عبارتی دیگر که عاریتی از تِز دکتر کاتوزیان است اشاره دارد: «در جامعه کوتاه مدت ایرانی هرگاه به آزادی رسیدیم با تندروی، اسباب پایان آن را فراهم نمودیم و این شد که عمر دموکراسی کوتاه و کوتاه تر شد». بازهم خلافی گفته است که خودِ صاحب تز هم آن را نقد کرده است ولی چونکه باید ایران و جمهوری اسلامی به تیغ تخریب سپرده شود، لاجرم هر گزافهای مجاز است.
,آقای زاهد برخی نقاط عطف انقلاب اسلامی را مصداق «حمله به دموکراسی» قلمداد می کند و اتفاقاتی که اسلاف اصلاحات در آن سهم زیادی داشتند را به باد حمله گرفته است. از جمله «خیلی دور نیست از حقایقی که گذشت و سهم ما در حمله به دموکراسی و چهره واقعی آن … وقتی از دیوار سفارت برای تسخیر لانه جاسوسی بالا رفتیم.»
,ابتدا که بایستی خود جناب زاهد از این مسئله دفاع کند زیرا که اسلاف و همجناحیهای او بودند که این کار را آغاز کردند ولی امروز فرزندانشان در آن کشور تحصیل و زندگی میکنند. مردم بدانند حرکتی که اصلاحطلبان سهم زیادی در آن داشتند و امام امت آن را انقلاب دوم نامیدند، این چنین است که لگدمال میشود و نابودگریِ میراث، سنت شوم این قبیله است.
,در عبارتی دیگر: «وقتی به جای مدارا و سازش رویارویی و مقابله در پی شمارش آرا در سال ۸۸ و جنبش انتقادی سبز را برنتافتند»، براندازی مخملین را جنبش انتقادی نامیده است و حمایتهای غرب و اسراییل و آمریکا را به حساب نمیآورد و اینکه این به اصطلاح جنبش تبدیل به حرکت مسلحانه و براندازانه علیه حاکیت ملی و امنیت ایران تبدیل شد. برای مخاطبان ناگفته نماند که تمامی دستاندرکاران ستاد فتنه و همه مباشران آن، در دولت یازدهم و دوازدهم دارای سمتهای سیاسی و اجرایی تا وزارت و معاونت ریاستجمهوری رسیدند.
,«وقتی در پی اعتراض به گرانی بنزین گلوله ها را مقابل گفتمان مردم نشان دادند…»
,زمانی اعتراضات صورت مسلحانه و خارج از چارچوب به خود گرفت و شعارها به سمت براندازی سوق پیدا کرد، زمانی که صدها آمبولانس و بانک و پمپ بنزین را آتش زدند، جمهوری اسلامی مجبور به حفاظت از جان و مال مردم شد و راهی دیگر نداشت. البته ناگفته نماند که مسئول این کار نیز نامزد اجاره ای اصلاح طلبان بود.
,,
طه دشتی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه