پاسخ حجت الاسلام خسروپناه به مقاله حجاریان درباره فرهنگ عاشورا:
عقلانیتی که آقای حجاریان مطرح میکند، عقلانیت سکولار است و حرکت امام حسین(ع) با عقلانیت سکولار در تعارض است
اخیراً سعید حجاریان تئوریسین جریان اصلاحات در پی انتشار مقالهای، قیام امام حسین(ع) را غیرعقلانی خوانده بود، که گفتگویی مشروح با حجتالاسلام خسروپناه استاد و پژوهشگر فلسفه دین و رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران انجام شده که متن مصاحبه را در ادامه میخوانید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه استاد و پژوهشگر فلسفه دین و رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران است، وی تاکنون بیش از 30 کتاب و یکصد و پنجاه مقاله تألیف کرده و ارائهدهنده نظریه "فلسفه اسلامی" است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , ,اخیراً سعید حجاریان تئوریسین جریان اصلاحات در پی انتشار مقالهای، قیام امام حسین(ع) را غیرعقلانی خوانده بود، که پایگاه خبری تحلیلی " منبریها " در این خصوص گفتگویی مشروح با حجتالاسلام خسروپناه انجام داده که متن مصاحبه را در ذیل میخوانید.
, منبریها ,منبریها: آقای سعید حجاریان در مقالهای که بهتازگی با عنوان فرهنگ عاشورا و اربعین نوشته و روزنامه اصلاحطلب آرمان آن را منتشر کرده است، مدعی شده که فرهنگ ائمه پس از عاشورا بر اساس عقلانیت شده و تربیت شاگرد و تدارکات سیاسی و جهتگیری حرکتها بعد از واقعه عاشورا شروع شده است. نظر شما در این خصوص چیست؟
, منبریها: آقای سعید حجاریان در مقالهای که بهتازگی با عنوان فرهنگ عاشورا و اربعین نوشته و روزنامه اصلاحطلب آرمان آن را منتشر کرده است، مدعی شده که فرهنگ ائمه پس از عاشورا بر اساس عقلانیت شده و تربیت شاگرد و تدارکات سیاسی و جهتگیری حرکتها بعد از واقعه عاشورا شروع شده است. نظر شما در این خصوص چیست؟, منبریها: ,خسروپناه: این سخن یک پیشفرض دارد و آن این است که گویا حرکت حضرت اباعبدالله(ع) و نهضت او و کاروان او هیچ پشتوانه عقلانی نداشته و صرفاً زاییده احساسات و عواطف بوده و یا اگر بخواهیم نگاه عرفانی به آن بدهیم مثلاً حرکت عاشقانهای بوده، نه عاقلانه. چون بین عشق و عقل در عرفان تعارض است و اینها باهم ناسازگاری دارند، اباعبدالله(ع) عشق را بر عقل ترجیح داد و بعد از عاشورا و اربعین دیگر ائمه حرکت عاشقانه را کنار گذاشتند و حرکت عاقلانه را انتخاب کردند.
, خسروپناه,این پیشفرض، پیشفرض نادرستی است برای اینکه اگر نسبت به حرکت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که قدم به قدم آن حضرت از عقلانیت استفاده کرده است، اینکه حضرت نماند، اگر میماند یا باید بیعت میکرد یا باید بدون اثر گذاری کشته میشد و هر دو بینتیجه بود، لذا حضرت به سمت مکه حرکت کرد. اینکه مکه اعمال حج را ناتمام میگذارد و یا تمتع را به عمره تبدیل میکند و میآید بهطرف کوفه، باز هم همینطور، اگر حضرت در مکه میماند کشته میشد و حریم کعبه و مکه مخدوش میشد و کشتن حضرت اثری هم نداشت.
,نکته بعدی اینکه حرکت ائمه بعد از عاشورا و اربعین هم در کنار عقلانیت، عاشقانه و عارفانه بود. اینکه میبینید امام سجاد(ع) غذا جلویش میگذاشتند گریه میکرد، در بازار که میدید گوسفندی را ذبح کردهاند، گریه میکرد و میفرمود آیا به این حیوان آب دادید یا نه؟ بعد میفرمود پدرم را با لب تشنه به شهادت رساندند، یا اینکه اینهمه دعا از امام سجاد به دست ما رسیده، این عشق است و اینها در واقع ابعاد ملکوتی و عاشقانه و عارفانه حرکت اباعبدالله را نشان میدهد.
,پس اولاً حرکت اباعبدالله، عشق منهای عقل نبود. حرکت ائمه بعد از امام حسین(ع) هم عقل بیعشق نبود و سر این مطلب این است که اصلاً عشق و عقل در فرهنگ اهلبیت باهم تعارض ندارند و من معتقدم در عرفان اصیل هم تعارض ندارد. اینهایی که میگویند عشق و عقل در عرفان با هم تعارض دارد، عرفان را متوجه نشدهاند. البته بله در صوفیه بین عقل و عشق تعارض هست ، ولی در عرفان اصیل اسلامی عشق و عقل دو بال رشد و صعود سالک و عارفاند برای طی کردن طریق حقیقت است.
,کسانی که حرکت امام حسین را عقلانی نمیدانند، اینها عقل را در کانتکس خودشان دارند معنا میکنند، کانتکس عقلانیت مارکس وبری، عقلانیت سکولار، عقلانیت معطوف به یک هدف معین که صرفاً این جهانی است. اما اگر مقصودشان از عقلانیت، عقلانیت برنامهریز بود، هیچ تعارضی نمیدیدند. چون نبی مکرم اسلام هم میفرمایند العق عقلان، عقل معاد و عقل معاش. عقل معاش یعنی عقل برنامهریز و معیشت انگار را با عقل معاد و آخرتگرا با هم جمع میکند.
,بعد هم اگر کسی عقلانیتش، فقط عقلانیت معیشتی باشد نه معادی، این جهانی باشد یعنی بگوید من با عقلم برنامهریزی کنم، سود بیشتر، نفع بیشتر، قدرت بیشتر، شهوت بیشتر، این عقلانیت قطعاً با عقلانیت عاشورا نمیسازد و با عقلانیت بعد عاشورا هم در تعارض است. عقلانیت بنتام، عقلانیت جان اسواردمیل، عقلانیت مارکس وبر، عقلانیت هابرماس، این عقلانیتهای سکولار دنبال همین نفع بیشترند و علم را هم برای قدرت بیشتر میخواهند. مگر فرانسیس بیکن نمیگفت معرفت قدرت است، دنبال قدرت و سود و نفع بیشتر هستند.
,پس این عقلانیتی که آقای حجاریان مطرح میکند، عقلانیت سکولار است و قطعاً حرکت امام حسین(ع) با عقلانیت سکولار در تعارض است، ما هم این را قبول داریم و ما به دنبال عقلانیت معیشت انگار آخرتگرا هستیم. لذا میبینید امام علیهالسلام قدم به قدم، وقتی حرکت میکرد، هدایتگری، ارشاد و نصیحت میکرد و تذکر میداد و این کارها را میکرد که مردم هدایت شوند. این یک عقلانیت خاص است و اهلبیت همه به دنبال عقلانیت اسلامیاند و در یک جمله قیام حسینی، زاییده عقلانیت اسلامی است، درنتیجه قیام امام حسین(ع) عقلانیت اسلامی بود نه عقلانیت سکولار.
,منبریها: به نظر شما این صحبتهایی که از زبان خود آقای حجاریان و اطرافیانش انجام میشود که هراز چند گاهی به مقدسات توهین میکنند و سابقه داشته که از جانب ایشان اهانتهایی به زیارت عاشورا هم صورت گرفته، چه دلایلی میتواند داشته باشد؟
, منبریها: به نظر شما این صحبتهایی که از زبان خود آقای حجاریان و اطرافیانش انجام میشود که هراز چند گاهی به مقدسات توهین میکنند و سابقه داشته که از جانب ایشان اهانتهایی به زیارت عاشورا هم صورت گرفته، چه دلایلی میتواند داشته باشد؟, منبریها: ,خسروپناه: ایشان تعبیری دارد که فرهنگ عاشورا را زمانی فرهنگ تسلی بخش تفسیر میکردند که به هرحال انسان اگر با مصیبتی روبرو شد، به یاد مصائب امام حسین بیفتد و آرامش پیدا بکند و خلاصه یک جوری آن رنج و مشکلاتی که میبیند کاهش پیدا بکند. ولی بعد توسط شخصیتهایی مثل آیتالله مطهری و دکتر شریعتی، این قرائت از فرهنگ عاشورا تغییر کرد و شد فرهنگ مهاجم و فرهنگ مبارزه و این در این دوره اخیر اتفاق افتاد. البته اشارهای هم به مطالب آقای صالح نجفآبادی دارد که مثلاً یک مدل عقلانیت محاسبهگر و حسابگر به امام حسین نسبت میداد که البته من دیدگاه آقای صالح نجفآبادی را هم قبول ندارم چون امام عقلانیتش از صنف عقلانیت حسابگر این جهانی فقط نبود، عقل معاش و معاد بود که توضیح دادم.
, خسروپناه,اما این نکته که این عقلانیت فرهنگ عاشورا قبلاً فرهنگ مثلا تسلی بخش بود، بعد شد فرهنگ مهاجم و در انقلاب مثلا ما با این فرهنگ پیش می رویم و گویا آقای حجاریان می خواهد تلویحا این را بگوید که فرهنگ عاشورا قرائت های مختلف دارد، پس چرا ما سراغ فرهنگ تسلی بخش نرویم؟ چرا حتما فرهنگ مهاجم و مبارز را بپذیریم؟ این جا من در جواب عرض می کنم که بله در مقاطعی از تاریخ، فرهنگ عاشورا را یک تفسیر فقط تسلی بخش می دادند، ولی فرهنگ عاشورا یک فرهنگ مبارزه هست اما مبارزه همراه با صبر.
,دقت کنید اصلا مفاهیم اسلامی مثل صبر، توکل، شجاعت و مبارزه با ظلم و ستم، اینها را باید در یک مجموعه دید، نه یکی را گرفت و یکی دیگرش را رها کرد. یعنی اینطور نیست که مثلا ما اهل مبارزه باشیم، اما اهل صبر و تسلی نباشیم. نه اینها باید با هم جمع شود که یک انسان مومن باید مجموعه اینها را با هم لحاظ بکند و در نظر بگیرد.
,حالا اگر در مقطعی، عده ای فرهنگ عاشورا را فقط تسلی بخش منهای مبارزه تفسیر کرده اند، این معنایش این نیست که فرهنگ عاشورا قرائت های مختلف دارد، بلکه این برداشت غلطی بوده که از فرهنگ عاشورا داشته اند. که در واقع فرهنگ عاشورا یک نوع افیون می شد و مثلا اینکه آدم دربرابر مصائب صبر کند و بگوید حالاخدا خواسته پس هر بلایی می خواهد سرمان بیاید و بشود تفسیری که بعضا مسیحی ها دارند و دین را افیون خودشان قرار داده اند که هر چه در مقابل ظلم آسیب دیدند، تحمل کنند و در برابر ظلم مقابله نکنند و نایستند. ممکن است عده ای از طرفداران فرهنگ عاشورایی هم همینجور تفسیر غلطی داشته باشند ولی ما نباید بگوییم این یک قرائت است و ما معیاری برای سنجش نداریم و این یک قرائت است و آن هم قرائتی دیگر و حالا چه اصراریست که ما قرائت مبارز را بگیریم تا تسلی بخش.
,نه، تمام شیعیان و مسلمانان از فرهنگ امام حسین(ع) و عاشورایی قیام مبارزه توام با صبر را فهمیده اند، قیام هایی که شعارشان یالثارات الحسین بود. لذا این دیدگاه، دیدگاه غلطی است و نسبت ناروایی است که به فرهنگ عاشورایی داده شده است.
,منبریها: آقای حجاریان تلویحا مدعی شده که امام خمینی(ره) قبل از انقلاب حرکت های عاشورا گرانه ای را داشتند، اما بعد از انقلاب این حرکت ها شکل عقلانی تری پیدا کردند و در واقع آن نوعی که قبل از انقلاب بوده بر اساس عشق بوده و نوعی که بعد از انقلاب بوده، جنبه عقلانی تری پیدا کرده. نظرشما در این خصوص چیست؟
, منبریها: آقای حجاریان تلویحا مدعی شده که امام خمینی(ره) قبل از انقلاب حرکت های عاشورا گرانه ای را داشتند، اما بعد از انقلاب این حرکت ها شکل عقلانی تری پیدا کردند و در واقع آن نوعی که قبل از انقلاب بوده بر اساس عشق بوده و نوعی که بعد از انقلاب بوده، جنبه عقلانی تری پیدا کرده. نظرشما در این خصوص چیست؟, منبریها: ,خسروپناه: این تفسیری که از حرکت امام خمینی دارد، مثل تفسیری که از قیام اباعبدالله(ع) داشتند، تفسیر نادرستی است که محتوای این دو حرکت را درقالب ذهنی غلط خودشان قرار می دهند. اول یک قالب غلط درست کرده و بعد محتوا را در این قالب می چیند. من این ها را که می بینم، یاد قصه مولوی در مثنوی دفتر پنجم می افتم که به نجاری گفتند تختی بسازد و او هم شروع کرد به ساختن کرد. گفتند اول اندازه بگیر بعد تخت را بساز، گفت نیازی به اندازه گرفتن نیست، اول تخت را می سازیم، اگر تخت کوتاه بود، پای طرف را می بریم و اگربلند بود، آن قدر پای طرف را می کشیم تا بلند شود. یعنی معیار تخت است نه آدمی که می خواهد روی تخت بخوابد. حالا معیار این آدم ها قالب های ذهنی خودشان است نه واقعیتی که در بیرون وجود دارد.
, خسروپناه,این بیان بیان کاملا نادرست و غلطی است و شواهد تاریخی این را رد می کند، همان طور که درباره قیام ابا عبدالله، تفسیر ایشان را من ابطال کردم و در واقع عقلانیتی که در ذهن وی هست، عقلانیت سکولار است و بعد می گویند امام قبل از انقلاب عاشقانه حرکت می کرد نه با عقلانیت. خوب بله امام با عقلانیت سکولار حرکت نمی کرد بلکه با عقلانیت اسلامی حرکت می کرد.
,امام اگر می خواست فقط یک حرکت عاشقانه داشته باشد و نه عقلانی، پس چرا درس ولایت فقیه را گفت؟ چرا نیرو تربیت کرد و چرا مرتب به انقلابیون ایران پیام می داد؟ بعد از انقلاب، امام نگاهش به انقلاب اینگونه بود که انقلاب را نور الهی معرفی می کند، این نگرش عاشقانه است. خرمشهر آزاد شد و امام فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد. خوب این نگاه عاشقانه است اما نگاه عاشقانه ای که با عقلانیت جمع می شود چون عقلانیت اسلامی یک عقلانیت توام با تدبیر و عشق است.
,ولایت یعنی زمام داری محبت آمیز بین ولی و مولی علیهم . یعنی محبت، عقلانیت و تدبیر ارکان ولایت هستند و آقای حجاریان نمی تواند از این کانتکس ذهن خودش بیاید بیرون و آنچه را که حقیقت دین است را بفهمد. سپس می گوید حرکت امام حسین(ع) عاشقانه بود و حرکت ائمه عاقلانه. یا می گوید امام خمینی قبل از انقلاب عاشقانه عمل کرد، بعد از انقلاب عاقلانه! نمی فهمد آن عشق هم توام با عقل است و این عقل هم توام با عشق است و از هم جدا نیستند. چون نمی تواند تصویر درستی از عقلانیت اسلامی داشته باشد.
,منبریها: هدف آقای حجاریان و دوستانشان از ایراد این سخنان چیست؟
, منبریها: هدف آقای حجاریان و دوستانشان از ایراد این سخنان چیست؟, منبریها: ,خسروپناه: در اینجا دو انگیزه یا یک علت درونی و یک علت بیرونی است. علت درونی اش این است که به هرحال وقتی این ها با علوم انسانی سکولار مانوس اند، و ذهنشان جامعه شناسی وبر و هابرماس را قبول دارد، با این جامعه شناسی دارد پدیده ها را تفسیر می کنند مثل این است که یک عینک قرمز روی چشمش گذاشته و همه پدیده ها را قرمز می بیند. حالا شما هی از او بپرسید چرا همه چیز را قرمز می بیند؟ چون عینک قرمز روی چشمش است.
, خسروپناه,این ها می خواهند با جامعه شناسی وبر امام حسین(ع) را معرفی کنند و فرهنگ عاشورا را تفسیر و قیام امام خمینی(ره) را تبیین کنند و همین نتیجه هم می گیرند. در گذشته همین بوده، الان هم همین است و در آینده هم همین خواهد بود و تا زمانی که این ها زنده اند همینطور تفسیر می کنند. مثلا کسروی را هم ببینید که درباره عزاداری امام حسین(ع) چه تفسیری دارد. راز این در همان نگرش است. چینین نگرشی این ها را به این سمت سوق می دهد، این یک عامل درونی بود.
,عامل بیرونی هم این است که این ها به هر حال می دانند این انقلاب اسلامی ایران، زاییده قیام حسین بن علی است. مثل همه انقلاب ها و نهضت های اسلامی که در طول تاریخ بوده است. این نگرش که قیام امام حسین یک قیام مبارزه علیه ظلم و ستم بوده است، این انقلاب به ثمر رسید و عشق به امام حسین(ع) باعث شد که ملت ایران هشت سال جنگ تحمیلی را تحمل کردند و یک وجب از خاک کشور را از دست نداد و جوانان زیادی هم تقدیم انقلاب کردند.
,پس برای این که بتوانند با این رشد و استکبارستیزی و بالندگی انقلاب مقابله کنند، راهش این است که آب را از سرچشمه ببندند و سرچشمه این انقلاب هم که قیام حسین بن علی(ع) است. پس باید یک تفسیری از این قیام ارائه بدهند که این انقلاب به مقصد خودش نرسد و توقف پیدا کند، آنها به دنبال این هستند که بتوانند یک جریان اجتماعی و حکومتی دیگری را شکل بدهند و برای این که به این هدف برسند، باید اعتقادات مردم را از فرهنگ عاشورا عوض کنند. درنتیجه می گویند فرهنگ عاشورای تسلی بخش، نه فرهنگ عاشورای مبارزه. بنظرم این دو عامل درونی و بیرونی می تواند نقش موثری در چنین گفتارها و نوشتارهایی داشته باشد.
,منبریها: با توجه به این که چند وقت اخیر تهاجماتی هم در رابطه با مساله امربه معروف و نهی از منکر شده، به نظر شما این اقدام آقای حجاریان در همین راستا نمی تواند باشد؟
, منبریها: با توجه به این که چند وقت اخیر تهاجماتی هم در رابطه با مساله امربه معروف و نهی از منکر شده، به نظر شما این اقدام آقای حجاریان در همین راستا نمی تواند باشد؟, منبریها: ,خسروپناه: بهتر است بگوییم یک پازلی درست کرده اند برای این که این انقلاب را از مسیرش برانندو نگذارند این انقلاب به هدف برسد. این پازل مهره های مختلفی دارد، یک مهره اش صحبت هایی است که آقای حجاریان کرده، یک مهره اش مساله مخالفت با امربه معروف و نهی از منکر است و یک مهره دیگرش، استفاده سیاسی از اسیدپاشی است و ده ها مهره دیگر که همه اش در راستای یک هدف است و آن هم اینکه این قطار انقلاب متوقف شود.
, خسروپناه,منبریها: به نظر شما این ادعای آقای حجاریان درباره امامان شیعه، چقدر ریشه و بنیه علمی دارد؟
, منبریها: به نظر شما این ادعای آقای حجاریان درباره امامان شیعه، چقدر ریشه و بنیه علمی دارد؟, منبریها: ,خسروپناه: همانطور که در بحث های قبلی اشاره کردم، هیچ مبنای علمی و تاریخی ندارد و نه با اعتقادات دینی ما می سازد و نه با شواهد تاریخی.
, خسروپناه,منبریها: به نظر شما آقای حجاریان در حوزه الهیات صاحب نظر است؟
, منبریها: به نظر شما آقای حجاریان در حوزه الهیات صاحب نظر است؟, منبریها: ,خسروپناه: نه ایشان اصلا صاحب نظر در حوزه الهیات نیستند و ممکن است خود ایشان هم بگوید من نخواسته ام یک نظریه الهیاتی بدهم و بگوید من می خواستم یک نظریه جامعه شناختی بدهم. یعنی شبیه سبک دکتر شریعتی نسبت به حسین وارث آدم.
, خسروپناه,ما جواب می دهیم که اصلا نگاه جامعه شناختی غلطی هم دارد. من جوابی هم که دادم بیشتر با نگاه جامعه شناختی بود، چون ایشان در آن چارچوب جامعه شناختی سکولار امثال مارکس وبر و هابرماس می اندیشد، درواقع تفسیرش از فرهنگ عاشورا یک تفسیر خلاف واقعی است. یعنی دیدگاه ایشان به لحاظ جامعه شناختی هم دیدگاه نادرستی است.
,منبریها: وظیفه حوزه، دانشگاه و افراد صاحب نظر و کارشناسان دینی در مقابله و برخورد با چنین افرادی چیست؟
, منبریها: وظیفه حوزه، دانشگاه و افراد صاحب نظر و کارشناسان دینی در مقابله و برخورد با چنین افرادی چیست؟, منبریها: ,خسروپناه: اولا باید کار ایجابی کرد، یعنی ما باید فرهنگ عاشورایی را برای مردم درست تبیین کنیم و از شواهد تاریخی و مباحث علمی استفاده کنیم و مردم واقعا بینش درست حسینی و زینبی پیداکنند تا وقتی در مقابل این شبهات قرار می گیرند، خودشان راحت بتوانند جواب بدهند.
, خسروپناه,دوم اینکه حوزه باید همیشه در صحنه باشد و هر موقع شبهه ای مطرح می شود، با منطق جواب بدهد. البته من مخالفم که افرادی با روش های غیراخلاقی و غیرمنطقی بخواهند این شبهات را جواب بدهند، چون نتیجه عکس می دهد.
,هر چه ما در نقد مخالفان از منطق و اخلاق استفاده کنیم، اثرش برای مخاطب بیشتر خواهد بود و اسلام هم همین توصیه را به ما کرده است. لذا حوزویان باید با رعایت اخلاق و منطق به این شبهات عالمانه و منطقی جواب بدهند.
,منبریها: از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، کمال تشکر و قدردانی را داریم.
, منبریها: از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، کمال تشکر و قدردانی را داریم., منبریها: ,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه