رفتار شان، هنوز مانند هشت سال دفاع مقدس است
بازدید از بیماران بیمارستان جوادالائمه جاجرم به مناسبت هفته ی بسیج با حضور فرماندهی ناحیه سرگرد اکبری و مسئول نمایندگی ولی فقیه نعمتی و جمعی از مسئولان شهرستان گرمه[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری جاجرم: چه زیباست به اعیادت مریض رفتن، چه سری است در عیادت مریض رفتن، مریضی که توان بلند شدن از تخت را ندارد ولی با آمدن یک نفر از تخت بلند میشود و لبخند بر لبانش جاری میشود، انگار برعکس میشود او میخندد تا به ما روحیه دهد، میخندد تا به ما نشاند دهد حالش خوب است و ما نگران نباشیم. چقدر حیرتآور است لحظهای که بیمار بلند میشود و به ما نشان میدهد میتواند و هنوز انرژی دارد و از همه حیرتآورتر آن است به احترام یک چفیه سر را بهسختی بلند کند که همه به او یگویند بلند نشوید لطفاً ولی گوشی آن را نمیشنود و چفیه را دور گردنش میاندازد. هرلحظهای این صحنه عکس گرفتنی است. صحنهای که پیر مردی در اوج خواب بلند میشود و از ذوق فقط افراد ملاقاتکننده را در آغوش میگیرد و دعا میکند ظاهراً بیماریاش را از یاد برده و همه با تعجب به آن نگاه میکنند، ظاهراً شما را اشتباهی به بیمارستان آوردند این شوخیها جدید نیست این شوخیهای بچههای دوران جنگ است شوخیهایی که هر بیماری را از جا بلند میکند. پیرمرد آنقدر خوشحال بود و دعا میکرد و هرلحظه میگفت خداوند ایران اسلامی را حفظ کند. چه لحظهی شیرینی است پیرمردی که خودش بوی جنگ و بسیج را تجربه کرده و این حال هوا برایش تعجبی ندارد ولی خوشحال است که هنوز میتواند این حال و هوا را دوباره تجربه و مروری بر خاطراتش کند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , پایگاه خبری جاجرم,تصور کودکان از این صحنهها چیست:
,کودکی که با تعجب میبیند آقایی بالباس سبزرنگ با لبخند وارد اتاق میشود و گلی به میدهد با پدر و مادرش احساس هم دردی میکند آقایی دیگری با مهربانی چفیه به او میدهد چه فکری میتواند کند این آقای مهربان کیست و دارد چه میکند و در هنگام بزرگ شدن آیا این سؤال را به جواب میرساند فرزندان ما مگر کنجکاو نیستند. شاید برای ما هم اتفاق افتاده باشد و همیشه برای ما یک سؤال بود اون آقای مهربان که بود.
,مادری که یکلحظه بیماری فرزندش را فراموش میکند و به خودش میبالد که در چنین سرزمین مهربانی زندگی میکند.
,مادران ما:
,مادران ما که میتوان بهجرئت گفت در دنیا تکاند، ولی چه غمانگیز است که ببینیم مادری بر تخت دراز کشیده است و نمیتواند بلند شود و از بیماری رنج میبرد لحظهای که فقط سختیهایی که یک مادر برای بزرگ کردن فرزندانش میکشد را جلوی شمانت ظاهر میشود. انگار دارد استراحت میکند. چشمانش را بسته ولی در چشمان بسته نگرانیهایی مشاهده میشود این نگرانیها چیست؟ سؤالی است که من توان درک آن را ندارم.
,دعای شفای بیماران:
,همه جمع میشوند شاید بعضیها فکر کنند این عمل ظاهری است ولی دعای دست جمعی و آنهم برای شفای بیماران ظاهری و غیر ظاهری ندارد همهی ما دوست نداریم بیماری را بر تخت بیمارستان ببینیم و برای آن ناخواسته دعا میکنیم پس چهبهتر دعایی مانند دعای « أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ: آیا بتهائی که معبود شما هستندبهترند، یا کسی که دعای مضطر را اجابت می کندوگرفتاری را بر طرف می سازد،وشما را خلفای زمین قرار می دهد،آیا معبودی با خداست؟!کمتر متذکر می شوید. را همه باهم در هر جا که هستیم دستهجمعی بخوانیم. باهم بودن برای خواندن این دعا یکچیز را میرساند اتحاد برای شفای بیماران .
,چفیه و گل و خنده و خاکی بودن و عکس یادگاری که همهی آن با شوخی و خنده است و جملاتی همه بگید سیب جملاتی یا نشانههای تکراری است نشانههایی است که فقط در یکجا و در هر نقطهی آن مشاهده میشد. هفت سال دفاع مقدس و هنوز این روحیه ادامه دارد همه باهم سیب.
,این صحنهها در جایجای ایران مشاهده میشود. همه با یک هدف و اتحاد. در آن هشت سال دفاع مقدس پیرمردی بر جوانی لبخند میزد آن را در آغوش میگرفت و میخندید. شاید همین جوان الآن در بیمارستان باشد به روی ما جوانان بخندد ما را در آغوش بگیرد و در دل بگوید یادش بخیر.
,مطلب نوشتن درباره چنین موضوعی صفحاتی زیادی نیاز دارد.
,انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه