فرمانده گروهان گردان عاشورای هرند:
کفش های پاشنه بلند، ترفند بسیجی هرندی برای حضور در جبهه بود/ مادر با دیدن جنازه ی زنده پسر بی هوش شد
فرمانده گروهان گردان عاشورای هرند گفت: خبر شهادتم به هرند رسیده بود و مردم در تدارک استقبال از جنازه ام، با پیکر زخمی ولی زنده روبرو شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اصفهان شرق تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم …
جمله ام را با این نکته آغاز کردم شاید ارتباطی به مصاحبه ای که می گیرم نداشته باشد ولی همیشه دوست داشتم با گمنامان ارتباط برقرار کنم گمنامانی که شاید، باشند ولی کسی نداند که بودند و برای دفاع از مرز ها چه اقداماتی انجام دادند. به مانند مصاحبه قبلی که با کبیریان وکبیریانها گرفتم و کسی حتی نمی دانست که او در جبه ها حضور داشته بود.
فرصت هفته ی بسیج انگیزه ای دوباره در من به وجود آورد که از گمنامان بسیج و دفاع مقدس کسانی که هم گام با ایثارگران بوده اند یادی کنم که غیرت، فداکاری، دلسوزی را در سنگر عشق به تصویر کشیدند.
روی سخن من با رزمنده ایثارگر و جانباز 13 درصد علیرضا جعفری هرندی است و نکته جالبی که در رابطه با او می توان به آن اشاره داشت این است که متعصب بودنش اولین ویژگی از زبان هم محلی هایش عنوان می شد.
آری او در ورزش و در دوران بازیکنی خود همیشه به این صفت شناخته می شد و شاید این ویژگی او را به جوانی مبدل کرد که در دوران نوجوانی گرمای جبهه ها را برایش شیرین و خاطره انگیز ساخت.
او به علت کوتاهی قد درسن سال کم گام به نبردی نابرابر نهاده ودر دورانی که باید از نوجوانی خود لذت ببرد بجای بازی کردن در زمینهای خاکی با توپ فوتبال در زمینهای گرم خوزستان با توپ و تانک واقعی آشنا شده و صحنه هایی را از نزدیک دیده که برای خیلی ها جای ترس دارد ولی شیر بچه هایی مانند علیرضا ها توانستن با گذشت از جان خود گوشه از خاک کشورمان را به دست دشمنان ندهند.
,
,
,
,
,
, ,
,
,
علیرضا جعفری هرندی متولد 1349 مدیر دبیرستان شهید دژدار هرندی، بسیجی عاشق و جانباز جنگ تحمیلی در خانواده ای مذهبی و از اقشار کم در آمد بدنیا آمد تمامی چهار فرزند حسین جعفری هرندی تحصیل کرده و آموزشی هستند از جمله علیرضا که از فرهنگیان خوب شهر هرند واز پیشکسوتان فوتبال به نام این شهر می باشد.
اصفهان شرق: سخن آغازینش تبریک هفته ای بود که عنوانش را امام خمینی(ره) زیبا و به وقت انتخاب کردند.
اصفهان شرق: شما الگوی ورزشکاران هرند هستید، از خودتان برایمان بگویید؟
,
, اصفهان شرق: , اصفهان شرق:,
, اصفهان شرق: شما الگوی ورزشکاران هرند هستید، از خودتان برایمان بگویید؟, اصفهان شرق: شما الگوی ورزشکاران هرند هستید، از خودتان برایمان بگویید؟,
,
همیشه دوست دارم در کارهایم با ثبات باشم از همین رو در ورزش نیز با تعصب و غیرت بازی می کردم تا به موفقیت برسم من سالهای سال در تیمهای همای هرند و وحدت هرند در رشته فوتبال توپ زده ام و توانسته ام مقامهای زیادی را از آن خود و باشگاهایم نمایم .
اصفهان شرق: از دوران جبهه و جنگ بگویید و اینکه چه شد که به جنگ رفتید؟
جبهه و جنگ جای بزرگانی بود که رفتند تا ما بمانیم و من در انجا مهمان بودم ولی چه شیر بچه هایی را که در راه دفاع از جان و ناموس خود پرپر شدند و رفتند و ما ماندیم و حسرت.
سنم برای جبه رفتن مناسب بود ولی از لحاظ قد کوتاه بودم و در چند نوبت به عنوان داوطلب مراجعه کردم که به همین خاطر برای رفتن به جبهه پذیرفته نشدم. با ترفندی جالب و استفاده از کفش پاشنه بلند زنانه توانستم رضایت فرمانده را جلب کنم و بلاخره به جبهه اعزام شدم و نزدیک به یک سال در جبهه های جنوب حضور داشتم. البته رضایت خانواده هم جالب بود که قول دادم در امتحانات پایان سال که در خرداد ماه بود حضور پیدا کنم و مدرکم را جهت جلب رضایت خانواده گرفتم.
اصفهان شرق: گفتید با ترفند به جبه ها اعزام شدید از این ترفندها دیگر دوستانتان هم زده اند مثلا با دست بردن در شناسنامه و خیلی از این کارها دلیل این همه عزم به رفتن چه بود ؟
قبول دارم ما کاری نکردیم و شما باید رزمنده های واقعی که درعملیات فاو قطعه قطعه می شدند را می دیدید که برای دفاع از ناموس، جان و مال و خاک کشور پا را به عرصه ی دفاع می گذاشتند و در آن زمان وظیفه هر انسانی که در این مملکت نفس می کشید ند بود که ادای دین کند و من هم به مانند جمع کثیری از این جوانان به فران رهبرم به جبهه رفتم و از کرده خود نه تنها پشیمان نیستم بلکه افتخار می کنم.
اصفهان شرق: از خاطرات جبهه بگویید و می دانیم که خاطره های شما همیشه شنیدنی است( لازم به ذکر است که آقای جعفری از معلمان دوست داشتنی و از همکاران نویسنده در هیات فوتبال بخش جلگه بوده اند. )
یادم هست در عملیات فاو در کنار سردار مرتض امینی بودیم و در ان عملیات فاو در اختیار ایران قرار داشت. یادم هست که با سردار امینی و خیلی از همشهریان خودم بعد از دعای کمیل در سنگرمان مشغول به تعریف و گفتگو بودیم تا اینکه در ساعت شب برای اعزام به عملیات اماده شدیم در این عملیات ابتدا مارا به خط سوم و دوم اعزام نمودند و در پایان به خط اصلی جنگ رسیدیم. گردان امام حسین پیشتاز این عملیات بود. سردار امینی من و دو نفر دیگر را به عقب فرستاد ولی مقاومت ما فایده ای نداشت زیرا دستور فرمانده بود و باید گوش می کردیم.
آخرین خاک ریزی بود که سردار به همراه 11 نفر دیگر در ان حضور داشتند و مطمئن بودند که سالم بر نمی گردند و همه انان نیز تا آخرین قطره خون خودشان دفاع کردند.
, اصفهان شرق: از دوران جبهه و جنگ بگویید و اینکه چه شد که به جنگ رفتید؟, اصفهان شرق: از دوران جبهه و جنگ بگویید و اینکه چه شد که به جنگ رفتید؟,
,
,
,
,
, اصفهان شرق: از خاطرات جبهه بگویید و می دانیم که خاطره های شما همیشه شنیدنی است( لازم به ذکر است که آقای جعفری از معلمان دوست داشتنی و از همکاران نویسنده در هیات فوتبال بخش جلگه بوده اند. ) , اصفهان شرق: از خاطرات جبهه بگویید و می دانیم که خاطره های شما همیشه شنیدنی است( لازم به ذکر است که آقای جعفری از معلمان دوست داشتنی و از همکاران نویسنده در هیات فوتبال بخش جلگه بوده اند. ),
,
, ,
,
,
پس از برگشت به خاکریز، متوجه شدم یکی از همشهریانم در انجا مرا صدا زد به محض این که خواستم پیش او بروم خمپاره ای در کنار من منهدم شد و من از ناحیه شکم و دست و دو گوش دچار خونریزی شدیدی شدم ولی باز به مقاومت خود ادامه دادم در هر صورت از شدت زخمها و خونریزی شدید بی هوش در کنار سنگر افتادم و شاید نزدیک به یک ساعت بی هوش بودم.
مدتی بعد چشمانم را باز کردم و رجبعلی کرمی از بچه های همین منطقه که مسئول امبولانس بود از کنارم رد شد با تمام توان صدایش کرد و او مرا شناخت و به هر نحوی بود مرا به آمبولانس برد ولی در سه راهی که معروف به سه راه مرگ بود با خمپاره های دشمن مواجه شدیم و همه لاستیکهای ماشین ترکید، در ادامه مسیر در قایق های موتوری در رودخانه ی اروند قایق ها مورد اصابت موشک قرار گرفت ولی به دلیل اینکه من به قایق محکم چسبیده بودم با برگشت قایق واژگون آسیب دیگری ندیدم و به بیمارستان صحرایی رفتم که بعد از کمی هوشیاری متوجه شهید و مجروح شدن بسیاری از همرزمانم شدم.
,
,
, ,
,
,
به هر نحو ما را به بیمارستان خمینی شهر اصفهان انتقال دادند و از فیض شهادت محروم ماندم ولیکن چه گل پسرانی در این عملیات از دستمان رفتند و به درجه رفیع شهادت رسیدن خوش به سعادتشان که در راه دفاع از اسلام جان به جان افرین تسلیم کردند .
اصفهان شرق: در صحبتهایتان از سردار امینی صحبت کردید، بنده در مورد ایشان تحقیق زیاد کردم و در اینده نیز مقاله ای خواهم نوشت ولی چرا سردار علی رغم اینکه می دانست نمی توانند با 12 نفر جلوی دشمن بایستد ولی ایستاد و همانطور که در وصیت نامه اش گفته بود تا اخرین قطره ی خونش ایستاده؟
سردار نیز می توانست مانند ما در ان عملیات که دستور عقب نشینی صادر شده بود برگردد ولی او همیشه با امید زنده بود و امید داشت بتواند کمی وقت را نگه دارد شاید گردانی برای پشتیبانی بیاید و واقعا مردانه شهید شد و رفت.
یادش را گرامی می داریم زیرا سردار امینی دوست و رفیق همه بود و در همه احوالات دل نگران نظام جمهوری اسلامی بود.
اصفهان شرق: آقای جعفری بعد از برگشتنتان به عقب برایمان بگوید چه شد؟
در بیمارستان بنیاد شهید مرا تا فلکه احمد اباد همراهی کردند وانجا با مینی بوس به هرند برگشتم مینی بوس ما را در سه راهی کوهپایه پیاده کرد یکی از اقوامم با ماشین داشت به سمت اصفهان حرکت می کرد که تا من را دید بنده خدا جا خورد.
گفت در هرند اعلام شده من شهید شده ام وهمه اماده استقبال از جنازه من بودند.
با این اوصاف به هرند رفتم و به محض ورود به خانه تا مادر خدا بیامرزم مرا دید بنده خدا از حال رفت و بعد از به هوش امدن متوجه شد که چه برنامه هایی برایم پیش امده بود.
اصفهان شرق: آقای جعفری از ورزش و فوتبال که علاقه شما برای همه روشن است در ان دوران و بعد را بگویید؟
پس از حضور در هرند نیز در تیمهای وحدت و هما هرند بازی کردم و سال های سال عنوانهای قهرمانی را از ان خود و تیمم کردم همچنین چندین سال به عنوان مسئول هیات ورزشهای همگانی و مسئول کمیته داوران هیات فوتبال بخش جلگه در ورزش فعالیت کردم.
اصفهان شرق: علیرضا از بسیج و بسیجی بگویید با توجه به این که در هفته بسیج هستیم هنوز در بسیج فعالیت می کنید؟
بسیجی واقعی همیشه یک بسیجی است من در حال حاضر فرمانده گروهان گردان عاشورا در هرند هستم و همچنین فرمانده بسیج دانش آموزی دبیرستان دژدار و افتخارم این است که بسیجی هستم و بسیجی خواهم ماند علاقه وافری به حضور در سپاه داشتم که متاسفانه نشد و البته خدا راشکر که در جبهه آموزش مشغول به فعالیتم به همین علت بود که به اولین خواستگاری شاغل در سپاه که برای دخترم آمد و مشغول فعالیت در سپاه بود جواب بله دادم. البته بعد از نظر دخترم.
,
,
,
,
, اصفهان شرق: آقای جعفری بعد از برگشتنتان به عقب برایمان بگوید چه شد؟, اصفهان شرق: آقای جعفری بعد از برگشتنتان به عقب برایمان بگوید چه شد؟,
,
,
,
, اصفهان شرق: آقای جعفری از ورزش و فوتبال که علاقه شما برای همه روشن است در ان دوران و بعد را بگویید؟ , اصفهان شرق: آقای جعفری از ورزش و فوتبال که علاقه شما برای همه روشن است در ان دوران و بعد را بگویید؟,
,
, اصفهان شرق: علیرضا از بسیج و بسیجی بگویید با توجه به این که در هفته بسیج هستیم هنوز در بسیج فعالیت می کنید؟ , اصفهان شرق: علیرضا از بسیج و بسیجی بگویید با توجه به این که در هفته بسیج هستیم هنوز در بسیج فعالیت می کنید؟,
,
, ,
,
,
اصفهان شرق:دوست دارم سخن آخر را از شما بشنونم؟
من ابتدا به جوانان خوب کشورم و شهرم نصیحت می کنم که در کارهایشان برنامه ریزی دقیق داشته باشند مسجد و عزاداری در جای خود ورزش در جای خود و تحصیل نیز در جای خود.
جبهه و جنگ و ورزش هم باعث نشد از تحصیلم بزنم و به علمم اضافه کردم .
احترام به پدر و مادر از اولویتهای من است و می گویم جوانان به پدران و مادران خود احترام بگذارید که به خدا من هر چه دارم از احترام به انان و دعای خیرشان بوده است. خدا را شکر می کنم که حضورم در جبهه و مجروحیتم و جانبازیم هیچ استفاده ابزاری برای خودم و فرزندانم نکردم.
گلایه ایی از مسئولین کشور دارم واقعا اهمیت آموزش امروزه در جامعه ای که دشمنان به وسیله جنگ و تحریم نتوانستند به ان نفوذ کنند و با تهاجم فرهنگی وارد این مقوله شده است بسیار مهم است سرانه آموزشی دبیرستان دژدار در 4 سالی که من مدیریت آن را بر عهده دارم فقط 600 هزار تومان بوده است. دبیرستان را با این پول و با کمک گرفتن از مردم و خرجهایی که خودم از جیبم کرده ام توانسته ایم سر پا نگه داریم آموزش بحث فراتری در جامعه دارد و برای کشوری مانند ما با آن همه ظرفیت خیلی جای ناراحتی و گلایه دارد و امیدارم مسئولین به فکر آموزش و مدارس باشند.
, اصفهان شرق:دوست دارم سخن آخر را از شما بشنونم؟, اصفهان شرق:دوست دارم سخن آخر را از شما بشنونم؟,
,
,
,
,
, ,
,
,
گوشه های از صحبتهای رزمنده فداکار شهر هرند علیرضا جعفری هرندی را خواندید بد نیست در مورد او از چند نفر از دوستان و هم رزمانش بپرسیم. به همین منظور از دوستان او در مورد او چنین پرسیدیم که علیرضا جعفری را در یک جمله معرفی کنند.
محمد جعفری هرندی ریئس شورای اسلامی شهر هرند
پیگیر – حساس – متعصب فداکار و از بازیکنان خوب شهر هرند
, محمد جعفری هرندی ریئس شورای اسلامی شهر هرند ,
, پیگیر – حساس – متعصب فداکار و از بازیکنان خوب شهر هرند ,
,
******
,
حسین امینی فرمانده حوزه مقاومت امام حسن مجتبی (ع)
بسیجی مخلص متعصب و پر کار و بازیکنی دوست داشتنی
, بسیجی مخلص متعصب و پر کار و بازیکنی دوست داشتنی ,
,
******
احمد ناظمی از پیشکسوتان ورزش و بسیج شهر هرند و از همرزمان ایشان
بسیجی همراه با ولایت در خط ولایت و همراه با نظام ومتعهد و بازیکنی متعصب
, احمد ناظمی از پیشکسوتان ورزش و بسیج شهر هرند و از همرزمان ایشان ,
, بسیجی همراه با ولایت در خط ولایت و همراه با نظام ومتعهد و بازیکنی متعصب ,
,
******
سیف اله کبیریان رئیس هیات فوتبال بخش جلگه و از همرزمان ایشان
متعصب فداکار و دوست داشتنی و ساده و بی الایش بازیکنی متعصب و غیرتی و دلسوزی عاشق برای ورزش
, سیف اله کبیریان رئیس هیات فوتبال بخش جلگه و از همرزمان ایشان ,
, متعصب فداکار و دوست داشتنی و ساده و بی الایش بازیکنی متعصب و غیرتی و دلسوزی عاشق برای ورزش,
, ,
,
,
و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم …
فکر کنم متوجه شدید که چه فداکارانی بوده اند و ما نمی دانیم اسطوره ها همیشه در تاریخ نیستند بلکه در کنار ما هم هستند کسانی که به عشق حسین و راه او جنگیدند واقعا بر ماست که احترام اینان را نگه داریم خاطرات انان کتابی خواهد شد که شاید سالهای طولانی بعد از اینان اسطوره هایی بسازند مانند رستم پس اهمیت دادن به خواسته هایشان آن هم خواسته های شخصی عمومی و خواسته هایی که برای بهبود اوضاع کشورمان خواستارند از اینان توقع زیادی نیست.
دلسوزتر از این ایثارگران که از جان خود مایه گذاشتند واقعا وجود ندارد و نوجوانانی که در سالهای تفریح خود به جای لذت های دنیوی به فکر آخرت خود بودند و باید تحسین کرد این افراد را گذر زمان نشان می دهد که خائنان به مملکت با چادر ازکشور خارج شدند ولی فداکارانی با استفاده از کفش پاشنه بلند ترفند زدند تا در جبهه حضور یابند باید فرق اینان را دانست.
امید است توانسته باشم گوشه ای از دینی که بر گردن ماست راادا کنم .
انتهای پیام/پ
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه