به نقل از بابک آنلاین
برادر رفتی و تنها شدم من پس از تو همدم غمها شدم من
برادر بعد تو تحقیر گشتیم همه محکوم بی تقصیر گشتیم
به هر جایی مرامت را شکستند شکستندم آنهایی که مستند
همانهایی که مست میز و مالند همان میزی که از خون تو دارند
نشستند پشت میز و بی محابا کشیدند خط قرمز بر تو و ما
شدم تحقیر و دشمن زخمها زد زبانی هم به این تن زخمها زد
* *
برا در بعد تو دنیا دگر شد همه معیار ها زیر و زبر شد
تعهد رفت از خاطر، هم از یاد از این مو من نماها داد ،فریاد
ریا کاری چو اختا پوس صد پا دوانده ریشه ی خود را به هر جا
کمیل و ندبه و ورد و صداقت تـــــــــوسل با نماز کنج خلوت
چرا از یادها رفت و کهن شد همه دلها اسیر اهرمن شـــــد
خلوص سنگر و شبهای ایثار شده مغلو ب پا رتی های شر بار
حیا و عفت و مردی فدا شد چه ظلمی در حق دین خدا شد
به دنیا مان ز بسکه بد حجابی است حجاب اینجا کار نا حسابی است
هر آنکس ذره ای حجب و حیا داشت به گلزار شهیدان اشک غم کاشت
شما سنگ صبور درد ما یید مبا دا یار خود تنها گذارید
* *
برادر بعد تو دنیا دگر شد همه مقیا سها زیر و زبر شد
نفاق، جای خودش را باز کرده تهاجم کار خود آغاز کرده
چو ایمان و تعهد کم بها شد جوان در دام شیطا ن مبتلا شد
به جای آن سلحشوران بی باک جوانان آمدند با یقه چاک
به جای عفت و حجب و متانت سبک بازی و خواری و رذالت
شــــــده معیار بعضی از جوانان هما نهایی که ابرو کرده قـیـطـان
همان هایی که شیطان کرده الگو لباسی ژنده و افشا نده گیسو
چنین گشتند میدان دار و سالار فراموشی ریشه ، شرط این کار
چه گویم درد دل را با که گویم فزون از طاقت است غم، من چه گویم
برادر بعد تو با ما چها کرد ستون پنجمی که بس جفا کرد
هما نهایی که دخمه می خرید ند شد ند زالو و خونها را مکید ند
همانهایی که وقت رزم و پیکار به سورا خی خز ید ند و شدند زار
شد ند کاسه به دست و داغ داغند برای مفت خوری عازم به باغند
کسی که میل دنیا را صلا کرد غر و ر ملی و دین را فدا کرد
به وقت خوشه چینی گشت حاضر شده میراث خوار آن نوادر
بدون زحمتی ارثی طلب کرد به هر جا چنگ زد ، حق را غضب کرد
* *
برادر بعض یاران پشت کردند به خو نها ی شهید ان پشت کردند
به دنیا این عجوزه باج دادند به کا لا های پستش تاج دادند
شد ند سر گر م جمع مال دنیا گز ید ند این عر و سک را به عقبی
سوابق را فدا کر د ند و ر فتند ره خود را جدا کردند و رفتند
هم اینها راه شیطان باز کردند بریدند و تجـمـل ساز کردند
* *
بر ا در بعد تو بس ما جرا شد بسیج با مکر دشمن آشنا شد
تها جم کار خود را کرد آغاز به آهنگ شیا طین گشت دمساز
به جنگ نرم دشمن داشت امید بسیجی کرد دشمن را نو مید
به هر جبهه بسیجی رو سفید است بسیج اسطو ره عشق و امید است
بسیجی عاشقا نه کرد پرواز بسوی بیکرا نی پاک و پر راز
به اوج صنعت و فن آوری رفت ز لطف حق به این خود باوری رفت
ز سلو لها ی بنیا دی گذشتند به تخت هسته ای نیکو نشستند
فضا و آسمان ، خشکی و دریا نبوغ هر بسیجی شد شکو فا
خدا در هر قدم با مخلصان است بسیجی حر کتش از روی جان است
شهید ان داد در این جبهه امروز چو تهر ا نی و روشن ، لیک پیروز
بــلــــه مـــا همچنان امید واریم برای فـــــتح فـــردا رهسپا ریم
بیا یید تا برای آ خرین بار کفن پو شان کنیم آغاز پیکار
بدان جریان حق با مقتدا بود که پیر و زی حق ا مر خدا بود
پیا م مفتدا سید علی را چراغ روشن جان و جلی را
به گوش عالمی با جان رسا نیم که ما سر باز پیر کا رو ا نیم
بپا خیزیم و چون سیلی خر و شا ن ز پا یه بر کنیم ا بناع شیطان
دل مو لا یمان صاحب الز مان(عج) را همان منجی بر حق جهان را
کنیم شاد و ادای دین سازیم دگر باره به دشمنها بتا زیم
بپا خیزیدای یاران دیراست که دشمن هم ضعیف و هم حقیراست
به پاس حر مت خو ن شهید ا ن به خود آئید مجنون شهید ا ن
کفنها ی شهیدان را بپو شیم به آگا هی فر زندان بکو شیم
بله ،تا پرچم و خون شهیدان به پا باشد منم حاضر به میدان
صبو رم گر چه زخم سینه دارم برای مرگ دشمن کینه دارم
پیام پیر دانا بود وحدت که رمز فتح درها بود وحدت
کنون که مقتدا سید علی شد تلاش هر بسیجی منجلی شد
که تا جان در بدن دارد بسیجی درفش حق نگذارد بسیجی
بسیجی چشمه ی پاک خدا یی بسیجی دشمن هر بی حیایی
بسیجی عا شق حق و ولا یت بسیجی روشن از نور هدا یت
بسیجی مخلصی در جان فشانی بسیجی بی ریا در بی نشا نی
بسیجی یاور و امید دلها بسیجی سا ز ما نی بی محا با
برادر، تا بسیجی هست خونها فنا هرگز نگردد در قضا یا
بسیج آماده فرمان رهبر بله سید علی فر ز ند حیدر
خدایا شاهدی "درویش " گفته شب و روزش یکی گشته ،نخفته
تو یاری کن که یار بی کسا نی بسیجی را تو یـــاری می رسانی
کفنهای شهیدان را بپوشیم برای حر فشا ن با جــان بکوشیم
درویش خاکسار= غلام رضا قدوسی
ارسال دیدگاه