آرزوی شهادت؛ آخرین دعای شهید مظفر برین قبل از اعزام
دعای اولین شهید شهرستان لنده در آخرین اعزامش به جبهه: خدایا به حق جد امام خمینی(ره) این سفر آخرین سفرم باشد و توفیق شهادت را در این عملیات نصیبم بگردان.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده، اگر در کوچه پس کوچه های شهر لنده گذری کوتاه داشته باشیم و از پیرمرد ها و افراد میانسال سئول کنیم اول شهید شهر لنده کیست ؟ آدرس و نام و نشان « شهید مظفر برین » جوانی ساده زیست و ولی دارای اعتقاداتی راسخ و با ایمان را به شما معرفی می کنند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده,

شهید مظفر برین در سال 1337 در خانواده ای مومن و متمدن و مذهبی در شهرلنده متولد شد و در سنین 5 سالگی مادرش را از دست داد که تنها یادگار مادرش بود که پدرش محمد جعفر به ناچار همسر دوم جهت بزرگ کردن مظفر اختیار کرد که حاصل ازدواج دوم پدرش 3 خواهر بود.
*شهید با فروش زغال بزرگ کردم
بنا به گفته یکی همسایگان شهید مظفر برین، محمد جعفر پدر شهید با تهیه و تولید زغال و فروش آنها به مردم توانست مظفر را تا جایی که توانست روی پای خود بایستد بزرگ کرد.
فقر مادی و داغ بی مادری به مظفر اجازه درس خواند تا چهارم ابتدایی را بیشتر نداد و به ناچار مشغول شغل کشاورزی و کارگری در شهر لنده و بهبهان شد.
شهید مظفر برین در زندگی سختی ها و مشقت های فراوانی تحمل کرد که با سختی و مشقتی که بود خانه ای در کوچه ای که هم اکنون به نام وی مذین شده است را بنا کرد تا سقفی برای زندگی خویش بنا بگذارد.
وی بعد از گذشت سالها مشقت و سختی دختری از سلاله پاک سادات به نام زبیده را به انتخاب کرد که نتیجه این ازدواج میمون و مبارک فرزندی به نام مبارک مهدی را نام گذاشت.
شهید مظفر برین سال 1360 برابر فرمان پیر و مقتدای خود حضرت امام خمینی(ره) به جبهه های جنگ درلباس مقدس سربازی اعزام شد.
*همرزمان شهید
صیدال نجاتی از همرزمان شهید برین در باره خصوصیات اعتقادی و اخلاقی شهید گفت: شهید مظفر برین فردی با ایمان و ساده زیست و با ایمان بود که در دور هم نشینی های خود هیچگاه به شوخی هم که شده پشت سر کسی غیبت نمی کرد.
وی در خصوص نحوه شهادت شهید برین گفت: در شبی سرد و زمستانی در تاریخ 9/ 10/ 1360 منطقه گیلانغرب در حالی که تبادل آتش سنگین میان نیرو های ایرانی و عراقی صورت گرفته بود شهید مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت که به واسطه حجم شدید آتش در طول سه شبانه روز پیکر پاک و مطهرش بر روی زمین افتاده بود و عملاً امکان آوردن پیکر بی جان شهید وجود نداشت.
*نحوه انتقال شهید به خاک ایران
صیدال نجاتی از همرزمان و همسنگران شهید برین در خصوص نحوه انتقال پیکر مطهر شهید برین این چنین نقل کرده است: در آن شب سرد و تاریک زمستانی در حالی که مظفر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حجم سنگین آتش توپخانه دشمن از زمین و آسمان بر ما می بارید تمام هم و غم ما انتقال پیکرمطهر شهید مظفر به پشت جبهه بود که در شب سوم شهادت شهید مظفر من و آقایان سیاوش ضرغامی و منوچهر معماری که همه از دوستان و همشهریان شهید بودم در سنگر خود جمع شدیم و با هم، هم قسم شدیم که باید پیکر شهید مظفر و سایر شهدا را به پشت جبهه منتقل کنیم که عملاً کاری سخت و غیرممکن بود ولی به ناچار در حوالی ساعات 2بامداد در سیاهی محض به صورت سینه خیز به سمت خط رفتیم که در این بین گاهاً با پرتاپ منور شب تیره و تاریک همانند روز روشن می شد و کار ما را خیلی سخت می کرد ولی با هر مشکلی و سختی که بود موفق به انتقال پیکر پاک و نورانی شهید مظفر برین و سایر شهدا به پشت جبهه شده ایم.
بعد از چند روز پیکر پاک و مطهر شهید مظفر برین بر روی دستان مردم شهید پرور و ولایت مدار شهرستان لنده در گلزار شهدای این شهر که مذین به نام این شهید بزرگوار که اولین شهید شهر لنده بود تشیع و تدفین گردید.

عکس تزینی است
*دعای اولین شهید شهرستان لنده در آخرین اعزامش به جبهه
به گفته همسنگران و برخی از اقوام شهید مظفر برین شهید در چندین مرحله دعای و آرزوی شهادت راهمیشه آرزو می کرد و در آخرین اعزامش به جبهه های حق علیه باطل در جمع دوستانش پرده از آخرین آرزویش برداشت و گفت: خدایا به حق جد امام خمینی(ره) این سفر آخرین سفرم باشد و توفیق شهادت را در این عملیات نصیبم بگردان.
همین شهادت ها بود که انقلاب ما را پا بر جا و تضمین کرده است و ملت ما را در برابر ستمگران زمانه و آمریکای جنایتکار محکم و استوار ساخته و اراده راسخ ما را در برابر جهانیان روز به روز محکم و استوارتر کرده است.
« روحشان شاد و یادشان گرامی باد »
تهیه و تنظیم: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش

شهید مظفر برین در سال 1337 در خانواده ای مومن و متمدن و مذهبی در شهرلنده متولد شد و در سنین 5 سالگی مادرش را از دست داد که تنها یادگار مادرش بود که پدرش محمد جعفر به ناچار همسر دوم جهت بزرگ کردن مظفر اختیار کرد که حاصل ازدواج دوم پدرش 3 خواهر بود.
*شهید با فروش زغال بزرگ کردم
بنا به گفته یکی همسایگان شهید مظفر برین، محمد جعفر پدر شهید با تهیه و تولید زغال و فروش آنها به مردم توانست مظفر را تا جایی که توانست روی پای خود بایستد بزرگ کرد.
فقر مادی و داغ بی مادری به مظفر اجازه درس خواند تا چهارم ابتدایی را بیشتر نداد و به ناچار مشغول شغل کشاورزی و کارگری در شهر لنده و بهبهان شد.
شهید مظفر برین در زندگی سختی ها و مشقت های فراوانی تحمل کرد که با سختی و مشقتی که بود خانه ای در کوچه ای که هم اکنون به نام وی مذین شده است را بنا کرد تا سقفی برای زندگی خویش بنا بگذارد.
وی بعد از گذشت سالها مشقت و سختی دختری از سلاله پاک سادات به نام زبیده را به انتخاب کرد که نتیجه این ازدواج میمون و مبارک فرزندی به نام مبارک مهدی را نام گذاشت.
شهید مظفر برین سال 1360 برابر فرمان پیر و مقتدای خود حضرت امام خمینی(ره) به جبهه های جنگ درلباس مقدس سربازی اعزام شد.
*همرزمان شهید
صیدال نجاتی از همرزمان شهید برین در باره خصوصیات اعتقادی و اخلاقی شهید گفت: شهید مظفر برین فردی با ایمان و ساده زیست و با ایمان بود که در دور هم نشینی های خود هیچگاه به شوخی هم که شده پشت سر کسی غیبت نمی کرد.
وی در خصوص نحوه شهادت شهید برین گفت: در شبی سرد و زمستانی در تاریخ 9/ 10/ 1360 منطقه گیلانغرب در حالی که تبادل آتش سنگین میان نیرو های ایرانی و عراقی صورت گرفته بود شهید مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت که به واسطه حجم شدید آتش در طول سه شبانه روز پیکر پاک و مطهرش بر روی زمین افتاده بود و عملاً امکان آوردن پیکر بی جان شهید وجود نداشت.
*نحوه انتقال شهید به خاک ایران
صیدال نجاتی از همرزمان و همسنگران شهید برین در خصوص نحوه انتقال پیکر مطهر شهید برین این چنین نقل کرده است: در آن شب سرد و تاریک زمستانی در حالی که مظفر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حجم سنگین آتش توپخانه دشمن از زمین و آسمان بر ما می بارید تمام هم و غم ما انتقال پیکرمطهر شهید مظفر به پشت جبهه بود که در شب سوم شهادت شهید مظفر من و آقایان سیاوش ضرغامی و منوچهر معماری که همه از دوستان و همشهریان شهید بودم در سنگر خود جمع شدیم و با هم، هم قسم شدیم که باید پیکر شهید مظفر و سایر شهدا را به پشت جبهه منتقل کنیم که عملاً کاری سخت و غیرممکن بود ولی به ناچار در حوالی ساعات 2بامداد در سیاهی محض به صورت سینه خیز به سمت خط رفتیم که در این بین گاهاً با پرتاپ منور شب تیره و تاریک همانند روز روشن می شد و کار ما را خیلی سخت می کرد ولی با هر مشکلی و سختی که بود موفق به انتقال پیکر پاک و نورانی شهید مظفر برین و سایر شهدا به پشت جبهه شده ایم.
بعد از چند روز پیکر پاک و مطهر شهید مظفر برین بر روی دستان مردم شهید پرور و ولایت مدار شهرستان لنده در گلزار شهدای این شهر که مذین به نام این شهید بزرگوار که اولین شهید شهر لنده بود تشیع و تدفین گردید.

عکس تزینی است
*دعای اولین شهید شهرستان لنده در آخرین اعزامش به جبهه
به گفته همسنگران و برخی از اقوام شهید مظفر برین شهید در چندین مرحله دعای و آرزوی شهادت راهمیشه آرزو می کرد و در آخرین اعزامش به جبهه های حق علیه باطل در جمع دوستانش پرده از آخرین آرزویش برداشت و گفت: خدایا به حق جد امام خمینی(ره) این سفر آخرین سفرم باشد و توفیق شهادت را در این عملیات نصیبم بگردان.
همین شهادت ها بود که انقلاب ما را پا بر جا و تضمین کرده است و ملت ما را در برابر ستمگران زمانه و آمریکای جنایتکار محکم و استوار ساخته و اراده راسخ ما را در برابر جهانیان روز به روز محکم و استوارتر کرده است.
« روحشان شاد و یادشان گرامی باد »
تهیه و تنظیم: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش

شهید مظفر برین در سال 1337 در خانواده ای مومن و متمدن و مذهبی در شهرلنده متولد شد و در سنین 5 سالگی مادرش را از دست داد که تنها یادگار مادرش بود که پدرش محمد جعفر به ناچار همسر دوم جهت بزرگ کردن مظفر اختیار کرد که حاصل ازدواج دوم پدرش 3 خواهر بود.
*شهید با فروش زغال بزرگ کردم
بنا به گفته یکی همسایگان شهید مظفر برین، محمد جعفر پدر شهید با تهیه و تولید زغال و فروش آنها به مردم توانست مظفر را تا جایی که توانست روی پای خود بایستد بزرگ کرد.
فقر مادی و داغ بی مادری به مظفر اجازه درس خواند تا چهارم ابتدایی را بیشتر نداد و به ناچار مشغول شغل کشاورزی و کارگری در شهر لنده و بهبهان شد.
شهید مظفر برین در زندگی سختی ها و مشقت های فراوانی تحمل کرد که با سختی و مشقتی که بود خانه ای در کوچه ای که هم اکنون به نام وی مذین شده است را بنا کرد تا سقفی برای زندگی خویش بنا بگذارد.
وی بعد از گذشت سالها مشقت و سختی دختری از سلاله پاک سادات به نام زبیده را به انتخاب کرد که نتیجه این ازدواج میمون و مبارک فرزندی به نام مبارک مهدی را نام گذاشت.
شهید مظفر برین سال 1360 برابر فرمان پیر و مقتدای خود حضرت امام خمینی(ره) به جبهه های جنگ درلباس مقدس سربازی اعزام شد.
*همرزمان شهید
صیدال نجاتی از همرزمان شهید برین در باره خصوصیات اعتقادی و اخلاقی شهید گفت: شهید مظفر برین فردی با ایمان و ساده زیست و با ایمان بود که در دور هم نشینی های خود هیچگاه به شوخی هم که شده پشت سر کسی غیبت نمی کرد.
وی در خصوص نحوه شهادت شهید برین گفت: در شبی سرد و زمستانی در تاریخ 9/ 10/ 1360 منطقه گیلانغرب در حالی که تبادل آتش سنگین میان نیرو های ایرانی و عراقی صورت گرفته بود شهید مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت که به واسطه حجم شدید آتش در طول سه شبانه روز پیکر پاک و مطهرش بر روی زمین افتاده بود و عملاً امکان آوردن پیکر بی جان شهید وجود نداشت.
*نحوه انتقال شهید به خاک ایران
صیدال نجاتی از همرزمان و همسنگران شهید برین در خصوص نحوه انتقال پیکر مطهر شهید برین این چنین نقل کرده است: در آن شب سرد و تاریک زمستانی در حالی که مظفر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حجم سنگین آتش توپخانه دشمن از زمین و آسمان بر ما می بارید تمام هم و غم ما انتقال پیکرمطهر شهید مظفر به پشت جبهه بود که در شب سوم شهادت شهید مظفر من و آقایان سیاوش ضرغامی و منوچهر معماری که همه از دوستان و همشهریان شهید بودم در سنگر خود جمع شدیم و با هم، هم قسم شدیم که باید پیکر شهید مظفر و سایر شهدا را به پشت جبهه منتقل کنیم که عملاً کاری سخت و غیرممکن بود ولی به ناچار در حوالی ساعات 2بامداد در سیاهی محض به صورت سینه خیز به سمت خط رفتیم که در این بین گاهاً با پرتاپ منور شب تیره و تاریک همانند روز روشن می شد و کار ما را خیلی سخت می کرد ولی با هر مشکلی و سختی که بود موفق به انتقال پیکر پاک و نورانی شهید مظفر برین و سایر شهدا به پشت جبهه شده ایم.
بعد از چند روز پیکر پاک و مطهر شهید مظفر برین بر روی دستان مردم شهید پرور و ولایت مدار شهرستان لنده در گلزار شهدای این شهر که مذین به نام این شهید بزرگوار که اولین شهید شهر لنده بود تشیع و تدفین گردید.

عکس تزینی است
*دعای اولین شهید شهرستان لنده در آخرین اعزامش به جبهه
به گفته همسنگران و برخی از اقوام شهید مظفر برین شهید در چندین مرحله دعای و آرزوی شهادت راهمیشه آرزو می کرد و در آخرین اعزامش به جبهه های حق علیه باطل در جمع دوستانش پرده از آخرین آرزویش برداشت و گفت: خدایا به حق جد امام خمینی(ره) این سفر آخرین سفرم باشد و توفیق شهادت را در این عملیات نصیبم بگردان.
همین شهادت ها بود که انقلاب ما را پا بر جا و تضمین کرده است و ملت ما را در برابر ستمگران زمانه و آمریکای جنایتکار محکم و استوار ساخته و اراده راسخ ما را در برابر جهانیان روز به روز محکم و استوارتر کرده است.
« روحشان شاد و یادشان گرامی باد »
تهیه و تنظیم: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش

شهید مظفر برین در سال 1337 در خانواده ای مومن و متمدن و مذهبی در شهرلنده متولد شد و در سنین 5 سالگی مادرش را از دست داد که تنها یادگار مادرش بود که پدرش محمد جعفر به ناچار همسر دوم جهت بزرگ کردن مظفر اختیار کرد که حاصل ازدواج دوم پدرش 3 خواهر بود.
*شهید با فروش زغال بزرگ کردم
بنا به گفته یکی همسایگان شهید مظفر برین، محمد جعفر پدر شهید با تهیه و تولید زغال و فروش آنها به مردم توانست مظفر را تا جایی که توانست روی پای خود بایستد بزرگ کرد.
فقر مادی و داغ بی مادری به مظفر اجازه درس خواند تا چهارم ابتدایی را بیشتر نداد و به ناچار مشغول شغل کشاورزی و کارگری در شهر لنده و بهبهان شد.
شهید مظفر برین در زندگی سختی ها و مشقت های فراوانی تحمل کرد که با سختی و مشقتی که بود خانه ای در کوچه ای که هم اکنون به نام وی مذین شده است را بنا کرد تا سقفی برای زندگی خویش بنا بگذارد.
وی بعد از گذشت سالها مشقت و سختی دختری از سلاله پاک سادات به نام زبیده را به انتخاب کرد که نتیجه این ازدواج میمون و مبارک فرزندی به نام مبارک مهدی را نام گذاشت.
شهید مظفر برین سال 1360 برابر فرمان پیر و مقتدای خود حضرت امام خمینی(ره) به جبهه های جنگ درلباس مقدس سربازی اعزام شد.
*همرزمان شهید
صیدال نجاتی از همرزمان شهید برین در باره خصوصیات اعتقادی و اخلاقی شهید گفت: شهید مظفر برین فردی با ایمان و ساده زیست و با ایمان بود که در دور هم نشینی های خود هیچگاه به شوخی هم که شده پشت سر کسی غیبت نمی کرد.
وی در خصوص نحوه شهادت شهید برین گفت: در شبی سرد و زمستانی در تاریخ 9/ 10/ 1360 منطقه گیلانغرب در حالی که تبادل آتش سنگین میان نیرو های ایرانی و عراقی صورت گرفته بود شهید مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت که به واسطه حجم شدید آتش در طول سه شبانه روز پیکر پاک و مطهرش بر روی زمین افتاده بود و عملاً امکان آوردن پیکر بی جان شهید وجود نداشت.
*نحوه انتقال شهید به خاک ایران
صیدال نجاتی از همرزمان و همسنگران شهید برین در خصوص نحوه انتقال پیکر مطهر شهید برین این چنین نقل کرده است: در آن شب سرد و تاریک زمستانی در حالی که مظفر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حجم سنگین آتش توپخانه دشمن از زمین و آسمان بر ما می بارید تمام هم و غم ما انتقال پیکرمطهر شهید مظفر به پشت جبهه بود که در شب سوم شهادت شهید مظفر من و آقایان سیاوش ضرغامی و منوچهر معماری که همه از دوستان و همشهریان شهید بودم در سنگر خود جمع شدیم و با هم، هم قسم شدیم که باید پیکر شهید مظفر و سایر شهدا را به پشت جبهه منتقل کنیم که عملاً کاری سخت و غیرممکن بود ولی به ناچار در حوالی ساعات 2بامداد در سیاهی محض به صورت سینه خیز به سمت خط رفتیم که در این بین گاهاً با پرتاپ منور شب تیره و تاریک همانند روز روشن می شد و کار ما را خیلی سخت می کرد ولی با هر مشکلی و سختی که بود موفق به انتقال پیکر پاک و نورانی شهید مظفر برین و سایر شهدا به پشت جبهه شده ایم.
بعد از چند روز پیکر پاک و مطهر شهید مظفر برین بر روی دستان مردم شهید پرور و ولایت مدار شهرستان لنده در گلزار شهدای این شهر که مذین به نام این شهید بزرگوار که اولین شهید شهر لنده بود تشیع و تدفین گردید.

عکس تزینی است
*دعای اولین شهید شهرستان لنده در آخرین اعزامش به جبهه
به گفته همسنگران و برخی از اقوام شهید مظفر برین شهید در چندین مرحله دعای و آرزوی شهادت راهمیشه آرزو می کرد و در آخرین اعزامش به جبهه های حق علیه باطل در جمع دوستانش پرده از آخرین آرزویش برداشت و گفت: خدایا به حق جد امام خمینی(ره) این سفر آخرین سفرم باشد و توفیق شهادت را در این عملیات نصیبم بگردان.
همین شهادت ها بود که انقلاب ما را پا بر جا و تضمین کرده است و ملت ما را در برابر ستمگران زمانه و آمریکای جنایتکار محکم و استوار ساخته و اراده راسخ ما را در برابر جهانیان روز به روز محکم و استوارتر کرده است.
« روحشان شاد و یادشان گرامی باد »
تهیه و تنظیم: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش
,

, ,
شهید مظفر برین در سال 1337 در خانواده ای مومن و متمدن و مذهبی در شهرلنده متولد شد و در سنین 5 سالگی مادرش را از دست داد که تنها یادگار مادرش بود که پدرش محمد جعفر به ناچار همسر دوم جهت بزرگ کردن مظفر اختیار کرد که حاصل ازدواج دوم پدرش 3 خواهر بود.
,*شهید با فروش زغال بزرگ کردم
,بنا به گفته یکی همسایگان شهید مظفر برین، محمد جعفر پدر شهید با تهیه و تولید زغال و فروش آنها به مردم توانست مظفر را تا جایی که توانست روی پای خود بایستد بزرگ کرد.
,فقر مادی و داغ بی مادری به مظفر اجازه درس خواند تا چهارم ابتدایی را بیشتر نداد و به ناچار مشغول شغل کشاورزی و کارگری در شهر لنده و بهبهان شد.
,شهید مظفر برین در زندگی سختی ها و مشقت های فراوانی تحمل کرد که با سختی و مشقتی که بود خانه ای در کوچه ای که هم اکنون به نام وی مذین شده است را بنا کرد تا سقفی برای زندگی خویش بنا بگذارد.
,وی بعد از گذشت سالها مشقت و سختی دختری از سلاله پاک سادات به نام زبیده را به انتخاب کرد که نتیجه این ازدواج میمون و مبارک فرزندی به نام مبارک مهدی را نام گذاشت.
,شهید مظفر برین سال 1360 برابر فرمان پیر و مقتدای خود حضرت امام خمینی(ره) به جبهه های جنگ درلباس مقدس سربازی اعزام شد.
,*همرزمان شهید
,صیدال نجاتی از همرزمان شهید برین در باره خصوصیات اعتقادی و اخلاقی شهید گفت: شهید مظفر برین فردی با ایمان و ساده زیست و با ایمان بود که در دور هم نشینی های خود هیچگاه به شوخی هم که شده پشت سر کسی غیبت نمی کرد.
,وی در خصوص نحوه شهادت شهید برین گفت: در شبی سرد و زمستانی در تاریخ 9/ 10/ 1360 منطقه گیلانغرب در حالی که تبادل آتش سنگین میان نیرو های ایرانی و عراقی صورت گرفته بود شهید مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت که به واسطه حجم شدید آتش در طول سه شبانه روز پیکر پاک و مطهرش بر روی زمین افتاده بود و عملاً امکان آوردن پیکر بی جان شهید وجود نداشت.
,*نحوه انتقال شهید به خاک ایران
,صیدال نجاتی از همرزمان و همسنگران شهید برین در خصوص نحوه انتقال پیکر مطهر شهید برین این چنین نقل کرده است: در آن شب سرد و تاریک زمستانی در حالی که مظفر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حجم سنگین آتش توپخانه دشمن از زمین و آسمان بر ما می بارید تمام هم و غم ما انتقال پیکرمطهر شهید مظفر به پشت جبهه بود که در شب سوم شهادت شهید مظفر من و آقایان سیاوش ضرغامی و منوچهر معماری که همه از دوستان و همشهریان شهید بودم در سنگر خود جمع شدیم و با هم، هم قسم شدیم که باید پیکر شهید مظفر و سایر شهدا را به پشت جبهه منتقل کنیم که عملاً کاری سخت و غیرممکن بود ولی به ناچار در حوالی ساعات 2بامداد در سیاهی محض به صورت سینه خیز به سمت خط رفتیم که در این بین گاهاً با پرتاپ منور شب تیره و تاریک همانند روز روشن می شد و کار ما را خیلی سخت می کرد ولی با هر مشکلی و سختی که بود موفق به انتقال پیکر پاک و نورانی شهید مظفر برین و سایر شهدا به پشت جبهه شده ایم.
,بعد از چند روز پیکر پاک و مطهر شهید مظفر برین بر روی دستان مردم شهید پرور و ولایت مدار شهرستان لنده در گلزار شهدای این شهر که مذین به نام این شهید بزرگوار که اولین شهید شهر لنده بود تشیع و تدفین گردید.
,,

, عکس تزینی است
,*دعای اولین شهید شهرستان لنده در آخرین اعزامش به جبهه
,به گفته همسنگران و برخی از اقوام شهید مظفر برین شهید در چندین مرحله دعای و آرزوی شهادت راهمیشه آرزو می کرد و در آخرین اعزامش به جبهه های حق علیه باطل در جمع دوستانش پرده از آخرین آرزویش برداشت و گفت: خدایا به حق جد امام خمینی(ره) این سفر آخرین سفرم باشد و توفیق شهادت را در این عملیات نصیبم بگردان.
,همین شهادت ها بود که انقلاب ما را پا بر جا و تضمین کرده است و ملت ما را در برابر ستمگران زمانه و آمریکای جنایتکار محکم و استوار ساخته و اراده راسخ ما را در برابر جهانیان روز به روز محکم و استوارتر کرده است.
,« روحشان شاد و یادشان گرامی باد »
,تهیه و تنظیم: سید اسماعیل میری
,انتهای پیام/ش
,]
ارسال دیدگاه