نقدی متفاوت بر فیلم "کلاس هنر پیشگی"
زندگی خصوصی آقا و خانم داوود نژاد!!!
چگونگی ورود این فیلم به جشنواره فیلم انقلابی فجر به کنار، اما نکته اینجاست که از این به بعد گالری های عروسی و فیلم برداری از مجالس افراد تبدیل به موسسات فیلم سازی شوند و توقع داشته باشند که هیت محترم داوران تمامی جوایز بین المللی و سیمرغ ها را به آنها بدهند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، خلاصه فیلم(داستان ندارد): دوستی های کم، دعوای مختلف و اختلافات یک خانواده در غالب تمرینی برای بازیگری در یک بازه زمانی، مسئله عشق و ارث و اعتیاد و.. همه و همه در این جو خانوادگی مطرح می شود.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،, پایگاه خبری تحلیلی قم فردا،,این فیلم به ما هیچ ربطی ندارد! نمیدانم شاید برای بعضی روشن فکران زندگی خصوصی این فیلم ساز مهم باشد و بتوانند به ایشان امتیاز بدهند و جایزه ای به خاطرتحمل 90 دقیقه سر و صدای خانوادگی به ایشان بدهند، اما کاش برای حل مشکل خانوادگی راهی بهتر انتخاب میشد.!!
,در بعضی شبکه های اجتماعی چون فیس بوک و پلاس دیده ایم که بعضی خصوصی ترین مسایل زندگیشان را جلوی نگاه مردم قرار میدهند، هر چند که درک نمیکنم به چه هدفی، اما باور نمیکردم که کسانی باشند که هزینه ای فراوان را خرج کنند تا این مسایل را در مدیوم گران قیمتی به نام سینما قرار دهند.
,جناب داوود نژاد عزیز و محترم دلایل خودشان را دارند و نظرشان محترم چون زندگی خودشان است و خود میدانند. اما تعجب این است که هیات انتخاب جشنواره فجر هم از اعضای خانواده این مرد بزرگ است؟ واگر نیست به چه دلیل فیلم خصوصی و خانوادگی افراد جواز پیدا میکند که این چنین بی مهابا بر پرده ای این چنین عریض و طویل در جلو چشم هزاران نامحرم قرار گیرد!.
,عاشق شدن جوانان دو خانواده حرکات بسیار دور از ساختار فیلمی و دعوای دو نامحرم در حد کتک کاری و بسیاری از دعواهای کسل کننده و روزمره خانوادگی، بطور قطع و یقین مسئله بسیاری از خانواده ها نیست و بیننده جز اینکه در آخر بگوید :« خوب به ما چه» چیز دیگری را به دنبال نخواهد داشت .
,حال چه میشود که فیلم سازی فکر میکند به موضوعی نو با ساختاری نو دست یافته حتما از درک و فهم بنده بالاتر است. به هرحال به کارنامه فیلم های بد امسال باید فیلمی اضافه کرد که به هیچ وجه تجدید نشده بلکه حتما رد شده است!
, !,چگونگی ورود این فیلم به جشنواره فیلم انقلابی فجر به کنار، اما نکته جاست که از این به بعد گالری های عروسی و فیلم برداری از مجالس افراد تبدیل به موسسات فیلم سازی شوند و توقع داشته باشند که هیت محترم داوران تمامی جوایز بین المللی و سیمرغ ها را به آنها بدهند و اگر ندهند حتما درک درستی از فیلم به معنای جدید ندارند! و نگرانی بیشتر اینکه بعضی محترمان سینما از باب احترام به کهنه کار سینما به فیلم کاملا خانوادگی وی جایزه می دهند.
, .,وقتی از ساختار و داستان و پرداخت درام، در این فیلمها صحبت میکنی حتما بعضی به شما خواهند گفت زمان اینگونه داستان پردازیها کلاسیک که شما مد نظر دارید، گذشته و شما هنوز اندر خم آن کوچه اید.
,وقتی از محتوا و پیام فیلم میخواهی بدانی لبخند بعضی را می بینی که شما را به جرم ماندن در دوره ای پیش محکوم میکنند و استدلالی به رنگ پست مدرن دارند که هر گونه برداشت کنی، همان درست است و لزومی ندارد که فیلم ساز تعهدی به دادن محتوایی خاص داشته باشد.
,آنگاه که از زیبایی شناسی در فیلم بخواهی بدانی بعضی به سرعت بخشی از هنرهای امروزی را به رخ خواهند کشید که هیچ کدام از تعاریف زیبایی را ندارند اما در زمره آثار هنری هستند.
,اما آیا این شیر بی یال و دم و .. نباید حداقل های یک فیلم را داشته باشد؟ از داشتن آغاز و پایان که بگذریم و به حرکات تند و بی اصول دوربین هم برچسب ساختار جدید بزنیم، لزوم فیلم نامه برای فیلم که قابل انکار نیست.آیا این خانواده محترم برای این چند صحنه حرکات به شدت زننده، از روی چند صفحه کاغذ تمرین کرده بودند؟
,با تقدیر از این فیلمها کار سینما به جایی خواهد رسید که همان پادشاه لخت از جلو چشمان مردم عبور کرد و همه از جمله خود پادشاه از ترس اینکه نادان نخواندش، ادای لباس زیبا را درآورد. باید عرض شود که باور بفرمایید لباسی به تن این شاه سینما نیست اگرچه برچسب نفهمیدن فیلم را به ما بزنید!
,معمولا در نقد فیلم ساختار، داستان، نوع تصاویر صدا و کارگردانی مورد بررسی قرار میگیرد اما از جناب داوود نژاد هنرمند و پیش کسوت سینما باید پرسید آیا برای هر یک از این عناصر از قبل نقشه ای داشته اید تا بر سر این نقشه ها بحث شود؟
, ؟,تصاویر لرزان و خسته کننده فیلم حکایت از آن دارد که دیگر کادر و کادر بندی در سینما در حال رخت بر بستن است، درست است که دوربین لغزان در دست، در بعضی صحنه ها به سینما راه پیدا کرده ،اما نباید منکر شد که اگر تمام فیلم دروبین را به دوش بگیریم و به دنبال بازیگران بدویم حتما چشم ها و به دنبال آن اعصاب بیننده طاقت نخواهد آورد و چشمانش را به روی فیلم خواهد بست.
, ،,90 دقیقه دعوا آن هم از جنس خانوادگی و با حرکاتی که شاید فقط آن را در کوچه پس کوچه های حاشیه شهر آن هم دربین بچه ها، می توان دید به هیچ وجه انگیزه ای برای تاب آوردن در جلو پرده سینما ندارد .
,کمی دقت در موسیقی و انتخاب یک ریتم ملایم تر برای فیلم یا حداقل برای قسمتهایی از این فیلم شاید می توانست با تسامح انسان را وادار کند تا در این قحط فیلم نام فیلم را بر آن تحمل کند اما دریغ از لحظهای آرامش .
,به هر حال در این وانفسای سینما و هزینه های زیاد برای فیلم دیدن ،نباید توقع داشت که کسانی بیایند و پولی پرداخت کنند تا مستند دعوای خانوادگی جناب کارگردان محترم را ببیند و یا اینکه توقع داشت مردم در این گرفتاریهای خودشان وعلیرغم وجود مشکلات خودشان، ببینده دعوای خانوادگی دیگری باشند ، برای این دعوا راه حلی پیدا کنند.
,انتهای پیام/
,,
]
ارسال دیدگاه