مداح اهل بیت عصمت و طهارت:
ازکسانی که برای من شایعه درست کردندنخواهم گذشت/نباید جوانان را از هیئت ها دفع کنیم
محسن رستگاری از شایعات ایجاد شده علیه خودش تا وضعیت جامعه مذهبی و حضور در جبهه می گوید.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا؛ باعرض سلام و ممنون از اینکه وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید در ابتدا بفرمایید در چه سالی و در کجا متولد شده اید؟
بسم الله الرحمن الرحیم من در سال42 ودر میدان قطب تبریز متولد شده ام.
مداحی را از کجا شروع کرده اید؟
الان در هیئت مکتب النبی تبریز فردی به نام حاج ابراهیم هستند که همراه ایشان درسال 54 در هیئت قیاس شروع به فعالیت کردم و در سال 55 هم در مدرسه سالار در کوی فدک دسته عزاداری شاه حسین گویان راه اندازی کردم که در همین موضوع مدیر وقت مدرسه آقای قنبری یک سیلی به من زد و 12 روز هم اجازه حضور در مدرسه را به من نداد و گفته بود که پدرش باید بیاید و پدر من هم روحانی بود و باتوجه به شرایط آن زمان ، مأموران دولتی رابطه خوبی با روحانیت نداشتند وپدرم به مدرسه نرفت ولی مادرم با دایی من به مدرسه رفتند و او از دایی من پرسید که پدرش کجاست؟دایی هم در جواب گفتند که پدرش روحانیست و در قم حضور دارد که مدیر مدرسه گفتند پس محسن در این مدرسه فیضیه درست کرده است برای ما و من نمی گذارم درس بخواند.
چه شخصیت هایی در پیشرفت شما تاثیرگذار بودند و شما از آنها الگو گرفته اید؟
من از دو نفر خیلی استفاده کرده ام یکی پدر من بود که خیلی برایم زحمت کشیدند و در انتخاب شعر هم از آقایان حاج حیدر شامی و یکی هم مرحوم فخرالذاکرین جناب آقای حاج مصطفی هاشمی( نقاش ) و همین طور مداح اهل بیت حاج مجید امینی که من همیشه از رهنمودهای ایشان خیلی استفاده کرده ام و از بقیه بزرگان هم در جای خودش استفاده کرده ام.
در کنار این ها همان طور که گفتم نمی توان از نقش پدرم گذشت که با توجه به مشهوریتی که داشت خیلی از علما به خانه ما می آمدند و من هم در این حوزه علاقه مند به مسائل مذهبی می شدم، یکی از آنها آیت الله بنی فضل بودند که هر چندوقت یک بار به خانه ما می آمدند و با پدر بنده رابطه خوبی داشتند و من هم ازراهنمایی های آنان استفاده می کردم.
می رسیم به اوایل دهه60، آیا شما در جنگ هم حضور داشتید؟
بگذارید از اول انقلاب بگویم ، چون پدر من حجره ای در بازار داشتند و معمولا هرروز در مسجد جامع تظاهرات برگزار می شد من به بهانه مغازه پدرم به مسجد جامع می رفتم و در آن جا با مردم حضور داشتم و این ها گذشت تا اینکه جنگ شد و میانگین سنی هیئت ها هم همزمان کم شد و جوانان هم در هیئت هاحضور پیدا کردند، در ایام جنگ هم در سال 60به سوسنگرد اعزام شدم و در پایگاه المهدی سوسنگرد حضور پیدا کردم و این را هم بگویم که با پارتی های زیادی توانستم حضور پیداکنم چون من 17 سالم بود و اجازه نمی دادند اما به هرحال اعزام شدم و در5عملیات شرکت کردم، مانند ولفجر4 و بعثت و طریق القدس و بعد از آنها در سال63چون شنیدم مادرم سرطان گرفته است برگشتم و دیگر به جبهه نرفتم و از جنگ محروم شدیم . در سال65 هیئت مداحان تبریز را با آقای مجیدی و حاج علی اکبر کسب کار و آقای عبدالله نظمی ایجاد کردیم و مرحوم حاج اسماعیل وثاقی هم حضور پیدا می کردند. تا میرسیم به سال74 و من یک سال به مازندران رفتم و در آن جا ساکن شدم و اگر خانواده اجازه می دادند در آنجا می ماندیم چون از لحاظ مالی به نفع بنده بود .
چه شد که به فکر ایجاد هیئت تشنگان کوثر افتادید؟
در آن دهه من در یکی از بزرگترین هیئات محلی تبریز مداحی می کردم و دسته خیابانی آن را هم برگزار می کردم و جوانان جذب هیئت می شدند اما بعد از 3-2 هفته به دلیل اینکه مسئولان هیئت برخورد خوبی با جوانان نداشتند و به لباس یا موهای آنان گیر می دادند آن ها دیگر به هیئت نمی آمدند و من هم ناراحت می شدم تا اینکه 2روز مانده به میلاد حضرت زهرا(س) در یک جمعی پیشنهاد ایجاد یک هیئت را با50 نفر مطرح کردیم و نام آن را تشنگان کوثر تبریز گذاشتیم و از آن هفته به بعد هیئت تشنگان کوثر تبریز جز یکی از پرجمعیت ترین هیئات تبریز شد و از آن جا بود که شایعاتی پشت سر ما درست کردند، به طوری که گاهی اوقات برخی از دوستان ما گریه می کردند که پشت سر ما فلان شایعه را مطرح می کنند. من هم به خاطر اینکه متهم به شهرت طلبی نشوم اجازه حضور هیچ فیلمبرداری را به هیئت نمی دادم تا نگویند که رستگاری میخواهد شهرت طلبی کند. حتی یک سال در نوار کاست ها هم اجازه ندادم عکس خودم را بگذارند.
در کنار این ها، من هم همیشه خطوط قرمز نوحه خوانی را رعایت کرده ام و هیچ کسی نمی تواند بگوید که فلان نوحه رستگاری اشتباه است. اما در عین حال با لحنی هم خوانده ام که جوان پسند باشد و جوان بعد از اینکه جذب نوحه شد به فکر محتوای شعر بیفتد و در او اثرگذار باشد.
به هرحال شما به اوج رسیدید و همزمان به حاشیه هم رفتید، درباره برخی سخنانی که پشت سر شما زده می شد نظرشما چیست؟
ببینید به طور میانگین هر هفته5-6 نفر به من مراجعه می کردند که آقای رستگاری من قرار است به مکه بروم خواهش می کنم من را حلال کن چون به شما تهمت زده ام. حتی من یک برادر دارم که خیلی فرد آرامی است طوری که ما حتی صدای او را به سختی می شنویم، در هیئت هم که می آید در گوشه ای می نشیند تا کسی او را نبیند اما من یک بار شنیدم که او را به کلانتری برده اند و خیلی تعجب کردم ؛ بعد فهمیدم 5محرم بود که سوار بر تاکسی می شود و راننده نوحه ی من را باز کرده و یکی از مسافران می گوید که ببند صدای فلان فلان شده را؛ او الان در بند فلان زندان است و راننده می گوید آقا دیشب در هیئت مداحی می کرد و جالب است که او در جواب می گوید بله هنگام هیئت او را از زندان آزاد می کنند و بعد از هیئت دوباره به زندان بر می گردد و برادر من هنگام پیاده شدن به او می گوید که من از تو نخواهم گذشت و او دوباره فحش می دهد که این عمل منجر به درگیری می شود. اما جالب است بدانید که وقتی من به کلانتری رفتم تا برادرم را ببینم ، آن شخص اصلا مرا نشناخت. ببینید عده ای سازمان یافته شایعاتی علیه من طراحی میکنند که من آن ها را حلال نخواهم کرد و انشاالله خداوند جواب آن هارا خواهد داد.
در شهر ما چندسالی بود که دسته های عزاداری به شکل سنتی بود و شما آنها را متحول کردید، این امر از کجا نشئت می گرفت ؟
ببینید شاید سیدالشهدا ما را وسیله ای کردند تا تحولی در دسته های عزاداری خیابانی ایجاد کنیم و حتی من هم فکر می کنم که نیروی غیبی من را به این سمت سوق داده است. آدم از مأخذ و صدمه دیدن آن می ترسد و من برای این تحول در مداحی با چند نفر از اساتید مشورت کردم و تشویق بزرگواران عرصه مداحی در این زمینه همراه من بود. آهنگ باید لطمه ای به مأخذ نزند و من هم خیلی مواظب این امر بودم.
چرا سبک آهنگی خود را در چندسال گذشته کاهش داده اید؟
ببینید من همه ساله 3-4 سبک جدید در مداحی خوانده ام و الان چون مداحان دیگر هم می خوانند آهنگ های ما زیاد به چشم نمی آید در حالی که قبلا آهنگ های مداحان دیگر کمتر بود.
درد آورترین قضیه برای شما در این عرصه چه بوده است؟
همه چیز در هیئت ها خلاصه شده است به اینکه چگونه مردم را به گریه بیندازی و در این عرصه دست به هرکاری زدند، من میترسم گریه کردن ها آن قدر لوث شود که اصل گریه بر اهل بیت زیر سوال برود.
سخن شما به مداحان نسل جدید چیست؟
اگر برخی نکاتی را که پیشکسوتان گوشزد می کنند ، آنان هم رعایت کنند به نظر من برای آنان خوب است. اما باید فردی که صاحب صلاحیت است نکات را بگوید.
قدرت انتخاب شعر شما زبانزد است، این امر ذاتی است یا اینکه مدیون کسی هستید؟
من مسلما مدیون اساتید این عرصه هستم و اساتید من خیلی به من کمک کردند و من هم معنای کلمه ای را اگر ندانم آن را نمی خوانم.
ارسال دیدگاه