اشتباهات مرسی به تبرئه فرعون انجامید؛
دولت بازرگان و مُرسی به دنبال رفورمیسم بودند نه انقلاب / بازرگان هم میگفت "ما باران میخواستیم سیل آمد"
اگر این سیاست مرسی که تقریبا شبیه به سیاست مهندس بازرگان است در آن موقع هم اجرا می شد، آیا این کودتا از طرف همان فرماندهان شورای سلطنت از درون شکل نمی گرفت؟ و موجب عقیم ماندن حرکت امام و ملت نمیشد ؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از زیتون؛دیروز خبر تبرئه فرعون مصر ، حسنی مبارک خبری نبود که غیر قابل پیس بینی باشد چرا که رفتار محمد مرسی در دولت کوتاه مدت اخوانی ها هشدار چنین روزهایی را به اخوانی ها میداد که این رویه پیش روی دولت مرسی و اطرافیانش نشان از تزلزلی سخت را میداد . تا جایی که بسیاری از اخوانی ها بعد از سقوط دولت مرسی به زندان و حبس ابد و اعدام محکوم شدند .
, شبکه اطلاع رسانی دانا, زیتون,,
با این حال در این تحلیل فرصتی پیش آمد تا به یک نکته تاریخی و قیاس رفتاری دو دولت محمد مرسی در مصر و بازرگان در ایران اشاره کنیم که شاید تا به امروز یکی از مباحث مورد توجه بسیاری از افکار عمومی جامعه باشد .
,,
هنگامی که محمد مرسی در مصر به حکومت رسید چند اشتباه راهبردی را مرتکب شد که دقیقا از همان نقطه نیز به دردسر افتاد و موجب از دست دادن حکومت و قدرت شد .
,,
یکی از اشتباهات اساسی دولت مرسی و بازرگان ، هر دو ، نگاه به نوع حرکت مردمی بود . بازرگان و اطرافیانش معتقد به نوعی رفرمیسم یا اصلاحات بودند . بازرگان معتقد به انقلاب نبود و آن را گفتمان قرن نوزدهم میدانست و میگفت که این حرکتهای انقلابی دیگر در گفتمان جهانی قبول سیاسیون نیست و به همین خاطر به انقلاب مردم اشاره میکرد که "ما باران میخواستیم سیل آمد " . این در حالی است که رفتار تیم بازرگان نشان میداد که تا آخرین لحظه انقلاب اینها بدنبال برکناری شاه و تبدیل سلطنت به جمهوریت بودند و نیازی به تغییر لایه اصلی حاکمیت در حد و اندازه انقلاب مردمی نمیدیدند .
,,
حرکتی که دقیقا مخالف خواسته امام و ملت بود . امام تغییر اساسی و زیربنایی سلطنت و تبدیل آن به یک حکومت پویای دینی را آرمان اصلی ملت میدانستند ولی بازرگان حتی ارتباط بسیار نزدیکی با برخی از سران سلطنت همچون فردوست و ... داشت .
,,
هر چند باید اذعان کرد علت این اختلاف نظر بین امام و لیبرالها سطحی نبوده و به مباعث اعتقادی و شناخت اسلام برمیگردد .
,,
چنانچه در رفتار بعد از انقلاب دولت بازرگان در سطحی و دولت اصلاحات در سطحی دیگر گفتمان اصیل استکبارستیزی امام و ملت تا حد بسیار زیادی توسط لیبرالها استحاله شد و شعار مرگ بر آمریکا تبدیل به مطالبه رابطه با آمریکا شد .
,,
در بحث ارتباط با آمریکا در دوران تصدی دولت موقت، برخی از اعضای دولت موقت با آمریکا ارتباط داشتند، آقای امیر انتظام که با کاتم ارتباط داشت . سید جوادی در خاطراتش می نویسند که آقای امیر انتظام بعد از کودتای 28 مرداد از سال 32 با آقای کاتم در سفارت امریکا ارتباط داشته و این ادامه پیدا میکند یا این که آقای سنجابی نوشتند که در آستانه انقلاب بود که جلسه نهضت آزادی با چند امریکایی بود که اینها خیلی «منی» بودند (کلمه منا را دقیقا به کار میبرند) من هم به خاطر همین استعفا دادم. دیدگاهی که دولت موقت نسبت به ارتباط با امریکا داشته دیدگاه مورد نظر امام و ملت نبود؟ در تاریخ 4 آذرماه سال 57 آقای بازرگان به همراه سحابی با مامور سیاسی سفارت امریکا ملاقات میکنید. در این جلسه با مامور سیاسی سفارت امریکا بود که میگوید جنبش اسلامی به طور اساسی متمایل به غرب است(اسناد لانه جاسوسی جلد 23 صفحه 15) این دیدگاه دولت موقت و این ارتباطات با امریکا هیچگاه مورد نظر گفتمان اسلام ناب نبود.
,,
با این حال برخی کارشناسان مسائل سیاسی یک تشابهی را بین این طرح و برنامهای که در دولت مرسی در مصر فعلی پیگیری شد میبینند. اتفاقا دولت مرسی هم یک اقدام اصلاحاتی و رفورمیستی ( ضد حرکت انقلابی ) را دنبال کرد؛ او نیز همان طور مانند بازرگان می گفت ، این که شورای فرماندهی حضور داشته باشند، این در مصر هم اتفاق افتاد یعنی همان فرماندهان نظامی برجای خود ماندند و فقط ریاست بر عهده مرسی بود.
,,
به نظر می رسد اخوانالمسلمین به رغم سابقه 70-80 ساله ، در مدیریت خود واقعبین نبودند .
,,
ذیل این جنبش یا انقلاب و هر عنوانی که می توان به حرکت مصر داد، میبینیم دقیقا همان شورای فرماندهان نظامی علیه مرسی قیام کرده و کودتایی شکل می گیرد و در نهایت مرسی را هم بازداشت می کنند و به زندان می اندازند و باز حسنی مبارک برمیگردد.
,,
سوال اینجاست که اگر این سیاست که تقریبا شبیه به سیاست مهندس بازرگان است در آن موقع هم اجرا می شد، آیا این کودتا از طرف همان فرماندهان شورای سلطنت از درون شکل نمی گرفت؟ و موجب عقیم ماندن حرکت امام و ملت نمیشد ؟
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه