8 صفر وفات جناب سلمان در مدائن/پیشگویی های یار ایرانی پیامبر
هنگامی که بیماری سلمان همچنان شدت یافت زاذان خادم سلمان می گوید:من برای مرگ سلمان نگران بودم وقتی آثار مرگ در او نمودار شد گفتم:چه کسی باید تو را غسل دهد سلمان پاسخ داد:همان کسی که رسول خدا(ص) را غسل داد.گفتم تو در مدائن هستی و او در مدینه به سر می برد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری ثامن، سلمان فارسی یکی از افتخارات تاریخ ایران است او از شخصیت هاى اسلامى بلندآوازه و از صحابه معروف پیامبر اکرم (ص) است. وى با این که ایرانى نژاد بود در میان عرب ها و مسلمانان حجاز که غالباً عرب نژاد بودند به مقامى رفیع و مرتبه اى بلند دست یافتدرباره ی تاریخ وفات سلمان فارسی میان مورخان اختلاف نظر است وفات آن جناب را بعضی در آخر خلافت عمر و بعضی در خلافت عثمان سال35 هجری دانسته اند، ولی سال 35 هجری به عنوان تاریخ وفات سلمان مورد اتفاق اکثر مورخین مشهور و معروف است و می توان نتیجه گرفت که وفات سلمان در زمان خلافت عمر قابل پذیرش نیست.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن,در سال 35 هجرى قمرى در آخر خلافت عثمان و به قولى در اول سال 36 هجرى قمرى، بدرود حیات گفت.وى در مدائن وفات یافت و حضرت على (ع)در عالم معنى و غیب، خود را به مدائن رسانید و او را غسل و کفن کرد و بر جنازه اش نماز خواند و در همان جا دفن نمود. هم اکنون مرقد او زیارتگاه شیفتگان حقیقت و معرفت است.
,هنگامی که بیماری سلمان همچنان شدت یافت زاذان خادم سلمان می گوید:من برای مرگ سلمان نگران بودم وقتی آثار مرگ در او نمودار شد گفتم:چه کسی باید تو را غسل دهد سلمان پاسخ داد:همان کسی که رسول خدا(ص) را غسل داد.گفتم تو در مدائن هستی و او در مدینه به سر می برد.
, هنگامی که بیماری سلمان همچنان شدت یافت زاذان خادم سلمان می گوید:من برای مرگ سلمان نگران بودم وقتی آثار مرگ در او نمودار شد گفتم:چه کسی باید تو را غسل دهد سلمان پاسخ داد:همان کسی که رسول خدا(ص) را غسل داد.گفتم تو در مدائن هستی و او در مدینه به سر می برد.,جابربن عبدالله انصاری می گوید:امیر مومنان (ع) نماز جماعت صبح را برای ما خواند ،سپس روی خود را به طرف ما برگردانید و فرمود:ای مردم ‘ خداوند شما را در مرگ برادر خود سلمان پاداش دهد، آنگاه عمامه رسول خدا(ص) را به سر، پیراهن بلند آن حضرت را روی لباس پوشیده ،شمشیر و عصا همراه برداشت،و بر شتر ((غضباء)) سوار شد و از مدینه بیرون رفت.
,زاذان خادم سلمان می گوید:همانطور که قبلا سلمان به من گفته بود ،وقتی چانه ی سلمان را بستم صدای سقوط چیزی را شنیدم ، پشت در خانه رفتم، دیدم امیرالمومنین علی (ع) است،وارد شد و فرمود ای زاذان سلمان از دنیا رفت؟ گفتم آری مولای من آنگاه امیر المومنین (ع) غسل و کفن سلمان را انجام داد ،نماز بر بدن او خواند و جسد او را به خاک سپرد...(بحارالانوار ج 22صفحه 373)
,مرقد مطهر سلمان فارسی در 30 کیلومتری جنوب شرقی شهر بغداد در شهر مدائن قرار دارد ، این شهر یکی از شهرهای باستانی جهان بوده که در دوره ای پایتخت ایران در دوره ساسانیان و در زمان ولادت رسول گرامی اسلام(ص) بوده است ، مدائن شهری سرسبز و در کنار دجله قرار دارد و مسیر دسترسی آن از جاده اصلی بغداد- کوت می باشد.
,,
زندگی سلمان
, زندگی سلمان,در سال اول هجرى ، هنگامى که پیامبراکرم صلّى اللّه علیه و آلهمیان هر دو نفر از مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادرى برقرار نمود، میان سلمان وابودردا عویمربن زید نیز عقد اخوت بست و در این ماجرا به سلمان فرمود:
, در سال اول هجرى ، هنگامى که پیامبراکرم صلّى اللّه علیه و آلهمیان هر دو نفر از مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادرى برقرار نمود، میان سلمان وابودردا عویمربن زید نیز عقد اخوت بست و در این ماجرا به سلمان فرمود: ,یا سلمان اءنت من اءهل البیت و قد آتاک الله العلم الاوّل و الا خر والکتاب الاوّل و الکتاب الا خر؛ اى سلمان ، تو از اهل بیت ما هستى و خداىسبحان به تو دانش نخستین و واپسین را عنایت کرده است و کتاب اوّل نخستین کتابى کهبر پیامبران الهى نازل شده بود و کتاب آخر قرآن مجید را به تو آموخته است .
, یا سلمان اءنت من اءهل البیت و قد آتاک الله العلم الاوّل و الا خر والکتاب الاوّل و الکتاب الا خر؛ اى سلمان ، تو از اهل بیت ما هستى و خداىسبحان به تو دانش نخستین و واپسین را عنایت کرده است و کتاب اوّل نخستین کتابى کهبر پیامبران الهى نازل شده بود و کتاب آخر قرآن مجید را به تو آموخته است ., یا سلمان اءنت من اءهل البیت و قد آتاک الله العلم الاوّل و الا خر والکتاب الاوّل و الکتاب الا خر,ابوالبحترى روایت کرد: از حضرت على علیهالسّلام درباره شخصیت سلمان فارسى پرسش شد، آن حضرت فرمود: تابع العلم الاوّل و العلم الا خر و لایدرک ما عنده؛ سلمان ،به دست آورنده و پیروى کننده دانش نخست و دانش واپسین یعنى تمامى معارف بود و آنچه در نزد اوست ، بر دیگران پنهان مانده است .
, ابوالبحترى روایت کرد: از حضرت على علیهالسّلام درباره شخصیت سلمان فارسى پرسش شد، آن حضرت فرمود: تابع العلم الاوّل و العلم الا خر و لایدرک ما عنده؛ سلمان ،به دست آورنده و پیروى کننده دانش نخست و دانش واپسین یعنى تمامى معارف بود و آنچه در نزد اوست ، بر دیگران پنهان مانده است ., تابع العلم الاوّل و العلم الا خر و لایدرک ما عنده؛,سلمان فارسى به حذیفة بن یمان که از دوستان وى بود، درباره دانش و معرفت ، چنین سفارش کرد: یا اءخا بنى عبس ، انّ العلم کثیر و العمر قصیر فخذ من العلم ماتحتاج الیه فى اءمر دینک ودع ما سواه فلا تعانه؛ اى برادر طایفه بنى عبس ،بدان که دانش ، بسیار است و عمر انسان کوتاه ، پس به مقدارى که در امر دین ات به آننیاز دارى ، به دست آور و مابقى را رهاکن و خود را در تحصیل آن به خستگى نینداز.
, سلمان فارسى به حذیفة بن یمان که از دوستان وى بود، درباره دانش و معرفت ، چنین سفارش کرد: یا اءخا بنى عبس ، انّ العلم کثیر و العمر قصیر فخذ من العلم ماتحتاج الیه فى اءمر دینک ودع ما سواه فلا تعانه؛ اى برادر طایفه بنى عبس ،بدان که دانش ، بسیار است و عمر انسان کوتاه ، پس به مقدارى که در امر دین ات به آننیاز دارى ، به دست آور و مابقى را رهاکن و خود را در تحصیل آن به خستگى نینداز.,روزى پیامبر خدا (ص) ه این آیه را تلاوت کرد: وَ اِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَوماغَیرَکُم ثُمَّ لایَکونُوا اَمثالَکُم ؛
, روزى پیامبر خدا (ص) ه این آیه را تلاوت کرد: وَ اِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَوماغَیرَکُم ثُمَّ لایَکونُوا اَمثالَکُم ؛, : وَ اِن تَتَوَلَّوا یَستَبدِل قَوماغَیرَکُم ثُمَّ لایَکونُوا اَمثالَکُم ؛,اگر شما عربها روى از اسلام برتابید، خداوند مردمى را جانشین شما گرداند که از شما نیستند وچون شما رفتار نخواهند کرد!
, اگر شما عربها روى از اسلام برتابید، خداوند مردمى را جانشین شما گرداند که از شما نیستند وچون شما رفتار نخواهند کرد!,اصحاب آن حضرت پرسیدند: اى رسول خدا (ص) ، آن مردم کیانند که جانشین عرب ها مى گردند؟ پیامبر (ص) دست بر دوش سلمان نهاد و فرمود: این مرد و قوم اویند.
, اصحاب آن حضرت پرسیدند: اى رسول خدا (ص) ، آن مردم کیانند که جانشین عرب ها مى گردند؟ پیامبر (ص) دست بر دوش سلمان نهاد و فرمود: این مرد و قوم اویند.,سپس افزود: به خدایى که جانم در دست اوست ، اگر ایمان را به ثریا آویزند، سرانجام مردمى از فارس آن رادریابند.
, سپس افزود: به خدایى که جانم در دست اوست ، اگر ایمان را به ثریا آویزند، سرانجام مردمى از فارس آن رادریابند.,,
سلمان مدتى با ابو دراء در یک خانه زندگى میکرد، ابو درداء روزها روزه میگرفت و شب ها شب زنده دارى مینمود، سلمان به این طرز عبادت افراطى او اعتراض میکرد.
,,
روزى سلمان اصرار کرد او را از روزه منصرف سازد، البته روزه او مستحبی بود، ابودرداء با لحن عتاب آمیزى گفت: آیا تو من را از بجا آوردن روزه و نماز در پیشگاه پروردگارم باز میدارى؟
,,
سلمان جواب داد: بى شک چشمان تو حقى بر تو دارند، زن و فرزندان تو نیز حقى بر گردن تو دارند، روزه بگیر ولى گاهى هم آن را فطار کن، نماز بخوان به مقدار احتیاج نیز به خواب و استراحت بپرداز.
,,
این جریان به گوش پیامبر رسید، فرمود: سینه سلمان پر از علم است. پیامبر مکرر، هوش سرشار، و علم او را میستود، همچنان که خوى و دین وى را نیز مورد ستایش قرار میداد. روز خندق، انصار میگفتند: سلمان از ماست. مهاجران میگفتند: نه، سلمان از ماست، پیامبر آنان را صدا زد و فرمود: سلمان از ما اهلبیت است! راستى او به این شرافت سزاوار بود.
,,
على بن ابیطالب او را لقب لقمان حکیم داده بود. بعد از مرگش از على درباره او سؤال کردند فرمود: او مردى بود از ما و دوستدار ما اهل بیت، شما چگونه میتوانید مردى مثل لقمان حکیم پیدا کنید؟ او مراتب علم را دارا بود و کتب پیامبران گذشته را خوانده بود، راستى او دریاى علم و دانش بود.
,,
سلمان نزد عموم یاران پیامبر موقعیت بسیار ممتاز و احترام فوق العاده اى داشت، مثلا در دوران خلافت عمر ه عزم زیارت به مدینه آمد، عمر رفتارى کرد که هرگز چنین کارى از او سابقه نداشت، عمر اطرافیان خود را جمع کرد و گفت: زودتر آماده شوید به استقبال سلمان برویم و سپس به اتفاق یاران خود در کنار مدینه به استقبال سلمان شتافت!
,,
سلمان از روزى که اسلام اختیار کرد و ایمان آورد، شخصیتى به تمام معنى آزاده، مجاهد و عابد به شمار میرفت. او مقدارى از عمر خود را در دوران خلافت ابوبکر مقدارى در دوران عمر و از آن پس در زمان عثمان سپرى کرد و در ایام خلافت عثمان چشم از این جهان فرو بست و به جهان ابدى گشود.
,سلمان فارسی با استناد به سخنان و نصوصی که از حضرت پیامبر دیده و شنیده بود، بر این اعتقاد بود که علی بن ابیطالب(ع) جانشین راستین و بر حق رسول اکرم(ص) است. بنابراین همواره از حکومت وقت انتقاد میکرد؛ اما با این وصف، حکومت مداین را پذیرفت؛ زیرا در این مسئولیت خطیر، رضای پروردگار و صلاح بندگان خدا را میدید. البته سلمان بیاذن امیر مؤمنان(ع) این مقام را نپذیرفت. هدف خلفا این بود که ولایتمدارانی چون سلمان را با اعطای این مناصب، خاموش کنند و مترصد آن بودند که وی مرتکب خطایی شود تا آن را دستاویر حذفش قرار دهند؛ اما سلمان از این آزمون سربلند بیرون آمد.
,چون سلمان به حوالی مداین رسید، مردم به استقبالش شتافتند و خواستند که او را در کاخ سفید مسکن دهند؛ اما او نپذیرفت و گفت: من در میان مردم و در محل رفت و آمد آنان (در بازار شهر) ساکن میشوم تا در دسترش همه باشم و هرگاه کسی شکایتی یا مشکلی دارد، بتواند به آسانی مرا ببیند. سلمان تنها از حاصل دسترنج خویش استفاده میکرد و پیش از اینکه به فرمانداری مداین منصوب شود، از لیف خرما سبد میبافت و از این راه زندگی میگذراند. زمانی هم که به امارت رسید، در بازار شهر دکانی اجاره کرد تا از نزدیک شاهد مشکلات مردم باشد و گره از از مشکلاتشان بگشاید.
,او تمام فقیران، کارگران و اهل حرفهها و فنون را فراخواند و گفت: شما را برای امر مهمی فراخواندهام؛ بدانید که اسلام تکاثر و جمعآوری افراطی اموال را منع کرده است. ای صنعتگران! شما را دعوت کردم که بگویم من از شما حمایت میکنم و درب دکانم بر روی شما گشوده است. از اهل هر حرفه و فنی میخواهم که نمایندهای برای خود برگزیند تا هر گاه مسئلهای یا مظلمهای پیش آمد، به بزرگ آن حرفه مراجعه کند. خداوند دوست دارد که انسان از محصول تلاش خود بهره برد، ولی من تمام دریافتی خود از بیت المال را که پنجهزار درهم است، به محرومان و بینوایان میدهم و خود سبد میبافم و از ثمره کارم بهرهبرداری میکنم. صدای مردم از هر جانب بلند شد که این روشی شگفت است! ای امیر! اینها را تاکنون نشنیده بودیم. سلمان گفت: این اسلام راستین است.
,,
پیش گویى رویدادها
, پیش , پیش , گویى رویدادها, گویى رویدادها,وى در روزگارانى پیش از واقعه کربلا، این رویداد عظیم عالم اسلام را پیش بینى و پیش گویى کرده بود واصحاب رسول خدا(ص)را به یارى خاندان آن حضرت در حوادث ورویدادها تشویق مى نمود.
, وى در روزگارانى پیش از واقعه کربلا، این رویداد عظیم عالم اسلام را پیش بینى و پیش گویى کرده بود واصحاب رسول خدا(ص)را به یارى خاندان آن حضرت در حوادث ورویدادها تشویق مى نمود.,زهیربن قین که یکى از یاران فداکار امام حسین(ع)و از فرماندهان ارشد حسینى در واقعه کربلا است ،روایت کرد: من در نبردمسلمانان با رومیان شرکت داشته و در تصرف شهر بلنجر از بلاد رومیان حضور داشتم . در آن نبرد تعدادى ازصحابه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نیز حضور داشتند. پس از فتح این شهر شنیدم که سلمان فارسى مى گفت : آیا به فتحى که خدا نصیبتان کرد، خوش حال و خشنودید؟ در حالیکه شما، آن هنگامى که جوانان آل محمد صلّى اللّه علیه و آله را یافته و به آنان مىپیوندید، به خاطر کشته شدن با آنان بیشترین خوش حالى و خشنودى را خواهید داشت .
, زهیربن قین که یکى از یاران فداکار امام حسین(ع)و از فرماندهان ارشد حسینى در واقعه کربلا است ،روایت کرد: من در نبردمسلمانان با رومیان شرکت داشته و در تصرف شهر بلنجر از بلاد رومیان حضور داشتم . در آن نبرد تعدادى ازصحابه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله نیز حضور داشتند. پس از فتح این شهر شنیدم که سلمان فارسى مى گفت : آیا به فتحى که خدا نصیبتان کرد، خوش حال و خشنودید؟ در حالیکه شما، آن هنگامى که جوانان آل محمد صلّى اللّه علیه و آله را یافته و به آنان مىپیوندید، به خاطر کشته شدن با آنان بیشترین خوش حالى و خشنودى را خواهید داشت .,به همین جهت بود، هنگامى که زهیربن قین درمیان راه مکه و کوفه با امام حسین (ع)و هدف هاى او آشنا گردید، سر از پانمى شناخت و پیوسته در رکابش حضور داشت و با دشمنانش مبارزه اى بى امان نمود و دراین راه جام شهادت نوشید.
, به همین جهت بود، هنگامى که زهیربن قین درمیان راه مکه و کوفه با امام حسین (ع)و هدف هاى او آشنا گردید، سر از پانمى شناخت و پیوسته در رکابش حضور داشت و با دشمنانش مبارزه اى بى امان نمود و دراین راه جام شهادت نوشید.,هم چنین سلمان فارسى از بسیارى از رویدادهایى که درعصر امویان و عباسیان به وقوع پیوست ، از قبل پیش گویى کرد و در این موارد کتبتاریخ و سیره بیان گردیده است.
, هم چنین سلمان فارسى از بسیارى از رویدادهایى که درعصر امویان و عباسیان به وقوع پیوست ، از قبل پیش گویى کرد و در این موارد کتبتاریخ و سیره بیان گردیده است.,,
مدت عمر سلمان
, مدت عمر سلمان ,عمر سلمان را بعضی بالای 500سال ذکر کرده اند بطوری که حضرت عیسی (ع) را درک کرده باشد بعضی 350 سال گفته اند و مورخان زیادی مدت حیات سلمان را 250 سال معتبر تر دانسته اند.
,به هر حال سلمان فارسی که حدود بیست سال بر مدائن فرمانروایی کرده و مردم آن سرزمین را با معارف اهل بیت آشنا نموده و پرورش داده بود به سال 35 هجری به آغوش خاک همان سرزمین آرمید.
,در مدت عمر سلمان فارسی و سن ایشان اختلاف زیادی میان مورخان و راویان وجود دارد تا آنجا که سن ایشان را از 80 سال تا 500 سال ذکر کرده اند که در ادامه این جواب اقوال را ذکر خواهیم کرد:
شیخ عبدالله سبیتی، می گوید: برای من ثابت شده: سلمان بیش از هشتادسال زندگی نکرده است.( سلمان الفارسی، ص 136)
برخی قائلند سلمان در هنگام وفات حدود 83 سال داشته است .(دائره المعرف تشیع ج 9 ص 262) اینان قائلند وی حدود سالهای 570 میلادی به دنیا آمده و در سال 653 میلادی مقارن با 33 قمری و طبق نقلی در سال 35 قمری و در ایام حکومت عثمان(قرطبی، الاستیعاب، ج2، ص 197) در شهر مدائن دیده از جهان فروبسته است.
شیخ طوسی، سلمان را از معمرینی دانسته، که حضرت عیسی (ع) را درک نموده)الغیبه، ص 79) و در این صورت، سلمان 500 سال عمر کرده است. )نفس الرحمن، ص 649).
در روایتی که از پیامبر (ص) وارد شده، سلمان دارای 450سال عمر، معرفی شده است(نفس الرحمن، ص 650)
سید مرتضی، و شیخ طریحی می نویسند: از آثار و اخبار استفاده می شود، که سلمان 350 سال زندگی کرده است(نفس الرحمن، ص 650، مجمع البحرین، ص 309).
سید جعفر مرتضی عاملی سن ایشان را بین دویست پنجاه سال تا سیصد و پنجاه سال ذکر کرده است.( سلمان فارسی، ص 13)
اما مورخان زیادی، مدت حیات سلمان را 250 سال دانسته اند، چنانکه محدث نوری در نفس الرحمن، ص 650، ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب ج 2، ص 195، ابن اثیر جزری، در اسد الغابة، ج 2، ص 322،حلبی در السیرة الحلبیة، ج 1، ص 195، ابن جوزی در صفوة الصفوه، ج 1، ص 555، سید نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین، ج 1، ص 208، ابن حجر عسقلانی در الاصابة، ج 2، ص 62، علامه امینی در الغدیر، ج 7، ص 282، علامه بحرالعلوم در الدرجات الرفیعة، ص 220؛ نظریه 250 سال را، معتبرتر و قابل قبول تر شمرده اند.
در مدت عمر سلمان فارسی و سن ایشان اختلاف زیادی میان مورخان و راویان وجود دارد تا آنجا که سن ایشان را از 80 سال تا 500 سال ذکر کرده اند که در ادامه این جواب اقوال را ذکر خواهیم کرد:
,
شیخ عبدالله سبیتی، می گوید: برای من ثابت شده: سلمان بیش از هشتادسال زندگی نکرده است.( سلمان الفارسی، ص 136)
,
برخی قائلند سلمان در هنگام وفات حدود 83 سال داشته است .(دائره المعرف تشیع ج 9 ص 262) اینان قائلند وی حدود سالهای 570 میلادی به دنیا آمده و در سال 653 میلادی مقارن با 33 قمری و طبق نقلی در سال 35 قمری و در ایام حکومت عثمان(قرطبی، الاستیعاب، ج2، ص 197) در شهر مدائن دیده از جهان فروبسته است.
,
شیخ طوسی، سلمان را از معمرینی دانسته، که حضرت عیسی (ع) را درک نموده)الغیبه، ص 79) و در این صورت، سلمان 500 سال عمر کرده است. )نفس الرحمن، ص 649).
,
در روایتی که از پیامبر (ص) وارد شده، سلمان دارای 450سال عمر، معرفی شده است(نفس الرحمن، ص 650)
, در روایتی که از پیامبر (ص) وارد شده، سلمان دارای 450سال عمر، معرفی شده است(نفس الرحمن، ص 650),
سید مرتضی، و شیخ طریحی می نویسند: از آثار و اخبار استفاده می شود، که سلمان 350 سال زندگی کرده است(نفس الرحمن، ص 650، مجمع البحرین، ص 309).
سید جعفر مرتضی عاملی سن ایشان را بین دویست پنجاه سال تا سیصد و پنجاه سال ذکر کرده است.( سلمان فارسی، ص 13)
,
,
اما مورخان زیادی، مدت حیات سلمان را 250 سال دانسته اند، چنانکه محدث نوری در نفس الرحمن، ص 650، ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب ج 2، ص 195، ابن اثیر جزری، در اسد الغابة، ج 2، ص 322،حلبی در السیرة الحلبیة، ج 1، ص 195، ابن جوزی در صفوة الصفوه، ج 1، ص 555، سید نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین، ج 1، ص 208، ابن حجر عسقلانی در الاصابة، ج 2، ص 62، علامه امینی در الغدیر، ج 7، ص 282، علامه بحرالعلوم در الدرجات الرفیعة، ص 220؛ نظریه 250 سال را، معتبرتر و قابل قبول تر شمرده اند.
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه