بهشت بار ها بر این شهید واجب شده است/هر کس بر این شهید غمگین نباشد از مسلمانی بهره ای نبرده است

بهشت بار ها بر این شهید واجب شده است/هر کس بر این شهید غمگین نباشد از مسلمانی بهره ای نبرده است
زمانی که خبر به امیرالمؤمنین(ع) رسید بسیار محزون شد و بر بالین عمار آمد و سر او را بر زانو نهاد و با حزن و اندوه فراوان اشعاری در بیوفایی دنیا و دوری از دوستان قرائت فرمود. سپس فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون. هر کس بر قتل عمار غمگین نباشد او را از مسلمانی بهره ای نیست. بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است.
[

9صفر آغاز جنگ صفین

, 9صفر آغاز جنگ صفین, 9صفر آغاز جنگ صفین,

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  پایگاه خبری ثامن، پس از آن که امیرالمؤمنین على بن ابى‌ طالب (ع) در جنگ صفین، با اصرار و درخواست بسیارى از فرماندهان و سپاهیان خود، حکمیت را با اکراه پذیرفت و جنگ میان سپاهیان خود و سپاهیان معاویه را به پایان آورد، گروهى از لشکریان آن حضرت به پذیرش حکمیت اعتراض کرده و آن را اقدامى غیرمشروع و اهانت‌ آمیز براى خود به حساب آوردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از  , پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن, پایگاه خبری ثامن,

حضرت على (ع) در پاسخ آنان فرمود: من از آغاز نیرنگ‌ هاى معاویه و عمرو بن عاص را مى‌ دانستم و بالابردن قرآن‌ ها را بر روى نیزه ها، جز فریب چیز دیگرى نمى‌ دیدم. ولى شما فریفته نیرنگ‌ هاى آنان شدید و بر روى من شمشیر کشیده و گفتید: یا على! یا دستور آتش ‌بس و خاتمه جنگ را بده و یا با تو مى‌ جنگیم و تو را همانند عثمان مقتول، به قتل مى‌ آوریم!

,

حال که با اصرار شما حکمیت را پذیرفتیم و به آن رضایت دادیم، نمى‌ توانیم بى‌ جهت برگردیم و نقض عهد کنیم. آیا نشنیده اید که خداوند سبحان در قرآن مجید مى‌ فرماید: «وَاَوْفُوا بِعَهْدِاللّهِ اِذا عاهَدتُمْ وَ لاتَنْقُضُوا الأیمانَ بَعْدَ تَوْکیدِها وَ قَدجَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَیْکُم کَفیلاً، إنّ اللّهَ یَعْلَمُ ما تَفعَلُونَ».

, «وَاَوْفُوا بِعَهْدِاللّهِ اِذا عاهَدتُمْ وَ لاتَنْقُضُوا الأیمانَ بَعْدَ تَوْکیدِها وَ قَدجَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَیْکُم کَفیلاً، إنّ اللّهَ یَعْلَمُ ما تَفعَلُونَ».,

از آن پس، آنان راه خود را از حضرت على (ع) جدا کردند و حضرت على (ع)نیز از آنان تبرى نمود. هنگامى که حضرت على (ع)پس از پایان جنگ صفین، در ربیع الاول سال 37 قمرى به کوفه بازگشت، این دسته از معترضان که به خوارج معروف شدند از ورود به کوفه خوددارى کرده و به "حرورا" در ناحیه کوفه رفتند و در آن جا متمرکز شدند.

,

سایر همفکران آنان و کسانى که از حکومت عدل‌ پرور امام على(ع) ناراضى بودند به آنان پیوستند. همگان منتظر اعلام نتیجه حکمیت ماندند. خوارج در این مدت اقدام به خلاف کارى ‌هاى زیادى نمودند و مرتکب جنایاتى گردیدند. از جمله چند تن از مؤمنان و هواداران حضرت على (ع) مانند عبدالله بن خباب و همسرش و عدى بن حارث را ناجوانمردانه به شهادت رسانیدند.

,

تا این که حَکَمَیْن سپاه عراق و سپاه شام در اجتماع بزرگان دو طرف، اعلام نتیجه کرده و با خیانت ابوموسى اشعرى و نیرنگ‌ هاى عمرو بن عاص، حکمیت به سود معاویة بن ابى ‌سفیان به پایان رسید. این أمر، آتش اختلاف‌ هاى داخلى و آتش افروزى‌ هاى خوارج و منافقان را شعله‌ ورتر کرد.

,

منافقان که ضدیت خود با امام على(ع)ا شدت بخشیده بودند، از حرورا خارج شده و به منطقه اى به نام "نهروان" رفته و در آن جا، همه منافقان و دشمنان آن حضرت را گردآورده و اعلان جنگ نمودند. حضرت على (ع)که همیشه از خونریزى میان مسلمانان گریزان بود، تلاش زیادى به عمل آورد که بار دیگر آتش جنگ شعله‌ ورتر نگردد. به همین جهت برخى از یاران اهل سخن و بیان خود، مانند عبدالله بن عباس و صعصعة بن صوحان را به نزد آنان فرستاد تا با آنان به تفصیل گفتگو کنند. ولى از این راه نیز نتیجه مطلوبى بدست نیامد.

,

منافقان، براى امام على(ع) مزاحمت‌ هاى زیادى به عمل آورده و هر روز مرتکب جنایت دیگرى مى شدند که صحنه را بر آن حضرت، تنگ کرده و آن حضرت را ناچار به مقابله نمودند. آن حضرت اعلام بسیج عمومى کرد و با فراهم‌آورى لشکرى توانمند به سوى نهروان حرکت کرد. امام على (ع)در آغاز، از آنان درخواست کرد که قاتلان عدى بن حارث، عبدالله بن خباب و همسرش را به آن حضرت تحویل داده تا به کیفر جنایات خود برسند. ولى خوارج از تحویل قاتلان و جنایت‌ کاران امتناع کرده و در پاسخ آن حضرت گفتند: همه ما قاتل آنان هستیم! امام على(ع) خود، با آنان چندین بار گفتگو کرد و سر آخر در میدان نهروان، ضمن خطبه اى با آنان اتمام حجت کرد و آنان را از آتش‌ افروزى و خونریزى بى‌ حاصل مسلمانان برحذر نمود.

,

هنگامى که سخنان آن حضرت به پایان آمد، شیون و صداى گریه و ناله تعداد زیادى از منافقان برخاست و از آن حضرت عذرخواهى کرده و توبه نمودند و سپاه نفاق‌ پیشه نهروان را ترک کرده و به آن حضرت پیوستند. حضرت على (ع)به آنان امان داد و آنان را به شهرهاى خود بازگردانید. از تعداد دوازده هزار نفر از منافقان که آماده نبرد بودند حدود هشت هزار نفر پس از سخنان حضرت على علیه‌السلام اظهار ندامت و پشیمانى نمودند و به آن حضرت پیوستند.

,

ولى چهار هزار نفر دیگر بر لجاجت و جهالت خود ادامه داده و آماده نبرد شدند و با شمشیرهاى کشیده به سوى یاران حضرت على (ع) حمله آوردند. امام على (ع) در این نبرد، فرماندهى بخش میمنه سپاه خویش را بر عهده حجر بن عدى کندى، فرماندهى بخش میسره را بر عهده شبث بن ربعى، فرماندهى سواره‌ نظام را بر عهده خالد بن زید انصارى، فرماندهى پیاده‌ نظام را بر عهده ابوقتاده انصارى و فرماندهى رزمندگان اهل مدینه را (که هفتصد یا هشتصد نفر بودند) بر عهده قیس بن سعد انصارى گذاشت و خود فرماندهى باقى رزمندگان را در قلب سپاه بر عهده گرفت.

,

آن حضرت به یاران خود فرمان داد که آغاز حمله نکنند و منتظر هجوم دشمن باشند. ولى سران خوارج که وضعیت را به زیان خود مى‌ دیدند و دو سوم نیروهایشان به امام على(ع)پیوسته و ضربت مهلک روانى بر آنان وارد شده بود، تحمل را از کف داده و دستور حمله را صادر کردند. شعله هاى جنگ بار دیگر در روز نهم ماه صفر المظفر سال 38 هجرى قمرى برافروخته شد و یاران حضرت على علیه‌السلام و دشمنان آن حضرت به نبردى بى‌ امان پرداختند.

,

نیروهاى خوارج، در مقابل سپاهیان حضرت على (ع) پس از ساعتى نبرد تن به تن توان خویش را از دست داده و به شکست قاطع و شکننده اى مبتلا گردیدند. به طورى که تمامى جنگ‌ افروزان خوارج در این صحنه بى‌ امان به هلاکت رسیدند و تنها نُه نفر از آنان از میدان نبرد گریخته و جان سالم به در بردند. همچنین چهارصد نفر از آنان به شدت زخمى شدند. حضرت على (ع) از کشتن آنان منع کرد و آنان را به خانواده و عشیره‌ هاى آنان بازگردانید.

,

برخى از آتش افروزان خوارج که در این نبرد به هلاکت رسیدند، عبارتند از: عبدالله بن وهب راسبى (رهبر خوارج)، حرقوص بن زهیر سعدى (از فرماندهان خوارج)، عبدالله بن شجره سلمى (فرمانده بخش میمنه سپاه خوارج)، زید بن حصین طایى، أخنس طایى (از دلاوران خوارج)، مالک بن وضاح، زید بن عدى (فرزند عدى بن حاتم)، جواد بن بدر، یزید بن عاصم محاربى و چهارتن از برادرانش و حمزة بن سنان اسدى. اما آن نُه نفرى که جان سالم بدر بردند، دو نفر به سرزمین سجستان، دو نفر به سرزمین عمان، دو نفر به یمن، دو نفر به سرزمین جزیره (میان دجله و فرات، در شمال غربى عراق) و یک نفر به تلموزن، گریختند و در همان جاها ساکن گردیدند.

,

اسامى برخى از افرادى که در آغاز، شیوه خارجى‌ گرى پیشه کرده و سپس با نصیحت‌ هاى حضرت على(ع) و یاران آن حضرت، پشیمان شده و سپاه خوارج را ترک کردند، عبارت است از: شبث بن ربعى، معقل بن قیس، مِسعَر بن فدکى و ابن کواء.

,

اما از یاران حضرت على(ع)تنها نُه نفر در این جنگ به شهادت رسیدند که اسامى برخى از آنان عبارت است از: عروة بن أناف، صلت بن قتاده، یزید بن نویره، روبیة بن وبر بجلى، سعد بن خالد، عبدالله بن حماد و فیاض بن خلیل ازدى. حضرت على (ع) پس از پیروزى بر منافقان و شکست قاطع خوارج به تسلیم‌ شدگان امان داد و با ظفرمندى به کوفه برگشت.

,

9صفر سالروز شهادت عمار یاسر و خزیمه در جنگ صفین

, 9صفر سالروز شهادت عمار یاسر و خزیمه در جنگ صفین, 9صفر سالروز شهادت عمار یاسر و خزیمه در جنگ صفین,

روز9 صفر سال 37 هـ عمار یاسر به سن 93 سالگی و خزیمة بن ثابت در جنگ صفین به شهادت رسیدند.

,

موضعگیری عمار یاسر، بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همچون موضعگیری مولایش امیرمؤمنان علی(علیه‎السلام) بود. در مسأله رهبری، با خلفاء مخالفت شدید نمود. وی از پیشگامان تشیع بود و نام او در همه جا در کنار سلمان و ابوذر و مقداد، به عنوان اعضای اصلی هسته مرکزی تشیّع می‌درخشید. او یکى از خواص حضرت امیرالمومنین بود که شبانه و بطور مخفیانه همراه آن حضرت بر پیکر مطهر صدیقه طاهره نماز خوانده و او را به خاک سپردند.

,


پدر عمار جناب یاسر بن عامر است، و او اول مردی در اسلام بود که در مکه به دست مشرکین به شهادت رسید. مادر عمار جناب سمیه بود که بر اذیت کفار مکه صبر فراوان کرد، و اولین زن شهیده در اسلام بود که به دست ابوجهل به شهادت رسید.

,
,


اما عمار را ابوالعادیه و ابوحواء سکسکی شهید کردند. زمانی که خبر به امیرالمؤمنین(ع) رسید بسیار محزون شد و بر بالین عمار آمد و سر او را بر زانو نهاد و با حزن و اندوه فراوان اشعاری در بیوفایی دنیا و دوری از دوستان قرائت فرمود. سپس فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون. هر کس بر قتل عمار غمگین نباشد او را از مسلمانی بهره ای نیست. بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است».

,
, «انا لله و انا الیه راجعون. هر کس بر قتل عمار غمگین نباشد او را از مسلمانی بهره ای نیست. بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است».,

حرم مطهّر عمار یاسر در شهر رقه واقع در شمال سوریه و ۱۹۰ کیلومتری شرق شهر حلب قرار دارد.

,

در منابع اهل سنت هم تاکید بر عمار و شخصیت او فراوان است که در بخشی از آن ابن سعد نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ان عمارا مع الحق و الحق معه، یدور عمار مع الحق اینما دار، و قاتل عمار فی النار؛ همانا عمار با حق است و حق با عمار، حق به هر سو گراید عمار به همان سو خواهد گرایید و قاتل عمار در آتش جهنم خواهد بود.

,

در روزهای که آشوبگران آتش فتنه را شعله ور می کردند شعار أین عمار نشان از ارادت مردم ولایت مدار به مقام معظم رهبری و آمادگی برای پذیرش فرمان ولی امر مسلمین جهان بود.

, أین عمار, أین عمار, أین عمار, أین عمار,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه