ناگفته های دفاع مقدس
شهیدی که طبع بلندی داشت و در قناعت بی همتا بود
شهید ذوالفقار رمضانی اگر چه در خانواده ای محروم از نظر اقتصادی زندگی می کرد، اما طبع بلندی داشت و در قناعت بی همتا بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به گزارش خبرنگار خاورستان، در ادامه معرفی شهدای استان خراسان جنوبی، این بار خاورستان شهیدی از توابع شهرستان زیرکوه را معرفی می کند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, خاورستان,ذوالفقار رمضانی خشک، فرزند رضا ، درسوم خرداد ماه سال 1340 در روستای بن خونیک از توابع قاینات متولد شد. وی دوران کودکی را در آغوش گرم خانواده سپری کرد، و در 6 سالگی به مدرسه راه یافت و دوران ابتدایی را در روستای محل سکونتش به اتمام رسانید.
,شهید به علت نبودن مدرسه و امکانات، برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان به روستای مجاور خود ( روستای خشک) رفت. او از هوش و استعداد فراوانی برخوردار بود و علاوه بر این که در درس و مدرسه کوشا بود، در اوقات فراغت و تعطیلات تابستانی در کارهای کشاورزی و دامداری به کمک والدین می رفت.
,بی همتا در قناعت، خوش برخورد، مهربان، متواضع و بردبار بود و در فداکاری و گذشت نظیر نداشت
,انس و علاقه ذوالفقار به قرآن بسیار بود و همیشه بعد از نماز با صوت دلنشین قرآن را تلاوت می نمود. اگر چه در خانواده ای محروم از نظر اقتصادی زندگی می کرد، اما طبع بلندی داشت و بی همتا در قناعت، خوش برخورد، مهربان، متواضع و بردبار بود و در فداکاری و گذشت نظیر نداشت.
,در خصوص معرفت و ارادت به ائمه اطهار(ع) بی همتا بود و در مشکلات متوسل به این خاندان پاک می گردید. به دلیل فقر مالی و کمبود فرهنگی جامعه از تحصیلات بازماند و مجبور به کار کردن شد. ذوالفقار برای کسب درآمد به تهران رفت و به مدت دو سال در یک مغازه نانوایی مشغول به کار شد تا ضمن گذراندن زندگی، کمکی هم به اقتصاد خانواده کرده باشد.
,در زمان اوج انقلاب جزو اولین کسانی بود که پرچم اسلام را در دست گرفت
,ذوالفقار در زمان اوج انقلاب، جزو اولین کسانی بود که پرچم اسلام را در دست گرفت و فعالیت های شبانه روزی خود را در قالب پخش و نشر اعلامیه ها و شرکت در تظاهرات و راه پیمایی آغاز کرد. او با شعار نوشتن بر روی دیوارها مخالفت خود را با دستگاه حکومت ستم شاهی ابلاغ می کرد.
,پس از پیروزی انقلاب برای خدمت به اسلام؛ دوران سربازی را در سپاه گذراند. با شروع جنگ و تجاوز رژیم بعث عراق به کشورمان، معتقد بود که کشورش در معرض خطر است و برای حفظ ناموس و حیثیت وطن و پیروی از فرامین رهبری به جبهه های حق علیه باطل شتافت.
,ذوالفقار رمضانی به مدت 2 سال حضورش در جبهه، درعملیات سومار و ایلام غرب شجاعانه جنگید. او در جبهه به عنوان معاون فرمانده گردان در لشکر 5 نصر خدمت می کرد.
,شهید در جبهه دوبار از ناحیه دست و پا مجروح شد، که پس ازبهبودی دوباره به جبهه برگشت. در سال 1361 در سپاه قائن در حوزه های مرکزی از قبیل زیره کوه و زهان، معاون فرمانده ناحیه قائنات و مسئول دفتر قضایی در سپاه بود.
,شهید، پیروی از حضرت امام( ره) را سرلوحه زندگی خود می دانست
,ذوالفقار رمضانی در سال 1362 با خانم فاطمه غریبی ازدواج کرد و مدت زندگی مشترک آن ها سه سال بود که حاصل ازدواج آن ها دو فرزند به نام های زهرا و ذوالفقار است.
,به نقل از همسر شهید؛ زندگی ساده ای داشتیم، چراکه ذوالفقار به ساده زیستن معتقد بود و با اینکه از لحاظ مادی با مشکلات زیادی روبه رو بودیم اما هیچگاه در زندگی باتندی با من رفتار نکرد و همیشه مهربان و گشاده رو بود.
,در دهم دی ماه سال 1365 در منطقه شلمچه به شهادت رسید
,ذوالفقار رمضانی در دهم دی ماه سال 1365 در منطقه شلمچه به شهادت رسید ولی به علت ناامنی منطقه امکان این که جنازه را به عقب منتقل کنند نبود و پیکر این عزیز زیر خاکریز ناپدید شد. به لطف خداوند آن محدوده بازرسی و پیکر شهید ذوالفقار رمضانی پس از 50 روز پیدا شد. پس از شهادت ایشان فرزند دومش به دنیا آمد و نامش را ذوالفقار گذاشتند.
,قسمتی از وصیت نامه شهید ذوالفقار رمضانی
,پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که مرا حلال و قصورات مرا ببخشید . مبادا در فراق من گریه کنید که موجب خشنودی دشمن را فراهم آورده اید. از شما می خواهم از امام و ولایت فقیه پیروی کنید و راه و آیین اسلام را فراموش نکنید. بدانید که ما راه سهلی را در پیش گرفتیم و راه سخت و دشوار برای شما مانده است. به یاد خدا باشید که قلب ها با یاد خدا آرامش می گیرد.
,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه