نقش افکار عمومی در دولت ها برای رسیدن به اهداف چیست

نقش افکار عمومی در دولت ها برای رسیدن به اهداف چیست
امروزه در کشور های غربی برای جلب افکار عمومی،از بار عاطفی واژه ها استفاده می کنند،این واژه ها در شنونده،عواطف و واکنش های مطلوب یا نامطلوب(نگرش ها)را ایجاد می کند،یکی از زمینه هایی که در آن از بار عاطفی برای فریب کاری و ساختن افکار عمومی استفاده می شود تبلیغات سیاسی است،به عنوان مثال،آمریکا علت دخالت خود در ویتنام را،دفاع از آزادی و دموکراسی می نامید،همچنان که در عصر حاضر،بسیاری از دخالت ها و نفوذ خود در سایر کشور ها را،دفاع از همین مسئله می داند!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل ازسایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو) در عصر حاضر، افکار عمومی بسیار مورد توجه است، زیرا با دست یابی به افکار عمومی و بررسی ابعاد گوناگون آن است که می توان از رخداد هایی که احتمال وقوع آن ها در آینده می رود،آگاهی یافت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو),

در واقع، افکار عمومی محصول ارتباط و این ارتباط امری ضروری و حیاتی برای انسان است.زیرا،تنها به وسیله ارتباط است که انسان می تواند در صدد رفع نیاز های خود بر آید و به زندگی خویش ادامه دهد، انسان تنها در ارتباط است که می آموزد و از ارتباط است که فرهنگ زاده می شود.

تعریف افکار عمومی:

افکار عمومی مجموعه عقاید افراد یک جامعه است(جامعه ای که نسبت به مسائل خود،با آزادی فکر و عاطفه،توجه و تامل می کند)نسبت به موضوعی که افراد درباره آن موضوع،دارای علایق و منافع مشترک اند.در واقع، پس از بحث و انتقاد(نه بدون چون و چرا)درباره مسئله مهمی،به یک توافق جمعی می رسند.

به نظر آلن بیرو:افکار عمومی عبارت است از نگرش و واکنش جمعی و مشهودی که بخش بزرگی از جامعه در برابر رویداد های اجتماعی که اغلب مهم و حیاتی تلقی می شوند، نشان می دهد.

اهمیت افکار عمومی در عصر حاضر:

پدیده افکار عمومی اگر چه مقوله جدیدی است اما به لحاظ تاریخی،همزاد با پیدایش دولت ها،حکومت ها و واکنش های تبلیغاتی آن در عرصه زندگی سیاسی به وجود آمده است(حکومت توجه خاصی بدان مبذول دارد)

توماس هابز می گوید:حکومت را می توان با زور به دست آورد،اما برای حفظ آن باید به افکار عمومی تکیه کرد.

بنابراین،منبعث شدن قدرت از ملت، توجه به اندیشه های مشترک و عموماً پذیرفته شده به وسیله جمع را فراهم می سازد که عدم توجه به آن،باعث بی اعتمادی عمومی که این خود موجب می شود افکار عمومی تمابل شدیدی به شایعه سازی در این خصوص پیدا کند و آن را به صورت غیر رسمی بیان کند،به همین دلیل،مقامات سیاسی همواره بدان عنایت داشته و در اکتر اقدامات،توجه خود را به عکس العمل احتمالی مردم،معطوف می دارند و برای جلب همکاری مردم،بیش از پیش،به نگرش ها،باور ها و تمایلات آنان توجه می کنند.

دلایل توجه به افکار عمومی را می توان به شرح ذیل،گروه بندی کرد:

توسعه دموکراسی:

گسترش و توسعه دموکراسی در جهان و توجه به دخالت افراد در تعیین سرنوشت خود،موجب توجه به عقاید عمومی شده است و به تدریج،تلاش برای نفوذ در افکار عمومی و جلب پشتیبانی آن،اهمیت یافته است.

تسهیلات آموزشی:

پیشرفت تمدن،آموزش را در کلیه سطوح از انحصار طبقات اشرافی خارج ساخته و در اختیار همگان قرار داده است و از این رو، توده های آموزش دیده نفوذ بیش تری را در ساختار اجتماعی، اعمال کرده اند.

گسترش وسایل ارتباط جمعی:

در حقیقت می توان اذعان داشت که در دنیای امروز،افکار عمومی،پیدایش،رشد و توسعه خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است.

پیش برد توسعه سیاست های ملی:

پیش بردسیاست های ملی بدون جلب همکاری قشر های وسیع جامعه،میسر نخواهد بود.

اهمیت سیاست بین الملل:

در صحنه های بین الملی نیز بسیاری از حکومت ها و حتی سازمان های جهانی غیر دولتی، می کوشند تا توجه افکار عمومی جهانی را به خود جلب نمایند.

افکار عمومی چگونه شکل می گیرد:

هنگامی که اعضای جامعه درباره مسئله ای که عمومیت دارد(مسئله مورد نظر علاوه بر اهمیت آن باید تازه،جدید و در رابطه با زمان حال مردم باشد) پاسخی بیابند،در حقیقت افکار عمومی شکل می گیرد،در حالی که پاسخ نمی دانم در مورد مسئله مورد نظر،به شکل گیری افکار عمومی نمی انجامد.

در فرایند شکل گیری افکار عمومی،عوامل گوناگونی دخالت دارند که به بررسی هر یک می پردازیم:

الف) عوامل فرهنگی:

فرهنگ،مجموعه پاسخ های انسان به پرسش ها و نیاز های گوناگون ناشی از ضروریات حیات او در طبیعت و در جامعه است. فرهنگ عناصری را فراهم می آورد که از آن شخصیت فرد ساخته می شود. از این رو، هر نوع مطالعه ژرف فر ایند شکل گیری افکار عمومی،باید جنبه های گوناگون فرهنگ را شامل شود.

عوامل مختلفی که در این فرایند،دخالت دارند:

ایدلولوژی:ایدولولوژی که مجموعه ای از باور ها و ارزش هایی است که منطق کلی جامعه را به وجود می آورد. در واقع خط واسط بین امیال شخصی و مسائل اجتماعی است که این دو را با هم تلفیق و به نگرش های اجتماعی تبدیل می کند و از ترکیب این نگرش ها،افکار عمومی زاده می شود.

امروزه در کشور های غربی برای جلب افکار عمومی،از بار عاطفی واژه ها استفاده می کنند.این واژه ها در شنونده،عواطف و واکنش های مطلوب یا نامطلوب(نگرش ها)را ایجاد می کند.یکی از زمینه هایی که در آن از بار عاطفی برای فریب کاری و ساختن افکار عمومی استفاده می شود تبلیغات سیاسی است.به عنوان مثال،آمریکا علت دخالت خود در ویتنام را،دفاع از آزادی و دموکراسی می نامید! همچنان که در عصر حاضر،بسیاری از دخالت ها و نفوذ خود در سایر کشور ها را،دفاع از همین مسئله می داند!

تفکر قالبی:تعمیم های بی اساس در مورد گروه های از مردم است که اغلب واقعیت ندارد.در واقع،هر فرهنگی برای اعضای خود،تصویری قبلی برای آن چه باید ادراک کند،فراهم می سارد. از این جهت، آنچه انتظارش را داریم،می بینیم نه آنچه باید ببینیم و همین طور،آن چه می شنویم،چیز هایی است که می خواهیم بشنویم نه آن چیزی که در واقع گفته می شود. هر کس همان طور استنباط می کند که سنت ها، باور ها و معیار های جامعه اش،حکم می کند.

ارزش های فرهنگی:پدیده هایی که مورد اعتنای جامعه باشند،ارزش های اجتماعی نام دارند.اگر بخواهیم افکار عمومی گروه خاصی را تحت تاثیر قرار دهیم،نه تنها باید به افکار و عقایدی که به آنها عرضه می کنیم، توجه کنیم،بلکه باید به چگونگی برداشت آن ها از این افکار و عقاید و نحوه عرضه آن ها هم توجه کنیم.معیار های داوری و استنباط این افراد در واقع همان ارزش های فرهنگی آن ها است که نتیجه آن،شکل گیری نگرش های اجتماعی(تمایلات کلی)در افراد است و ادراک، عواطف و افعال آنان را در جهات معین به جریان می اندازند.

ب) عوامل اجتماعی:

در هر جامعه ای که ظرفیت و معنای قانونی مشارکت سیاسی بیش تری وجود داشته باشد،افکار عمومی قوی تر و مشهود تر است و اضافه بر آن،در هر جامعه ای که امکان تحولات اجتماعی در آن بیش تر باشد،تجلی افکار عمومی آشکار تر است.

در واقع،شرایط هر جامعه ای موجب می شود تا آحاد جامعه نسبت به رویداد و حادثه ای خاص،حساسیت پیدا کنند.در حقیقت، هر جامعه ای برای خود افکار عمومی خاصی دارد که در جامعه ای دیگر به شکل دیگر است.

افکار عمومی در چه شرایط اجتماعی شکل می گیرد:

وقتی یک مسئله مهم به یک مسئله روشن تبدیل می شود.

نگرش مردم و میزان اعتماد به رسانه ها، در روند شکل گیری افکار عمومی،یک زمینه اساسی است.

افکار عمومی در مورد مسائلی شکل می گیرد که تجربه بلا فصل مردم باشد.

زمانی که جامعه احساس مؤثر بودن و تعهد سیاسی کند.احساس کند که نقش تعیین کننده ای دارد.

افکار عمومی صرفاً تحت تآثیر تبلیغات شکل نمی گیرد.در واقع،تبلیغات می تواند اعتقادات را محکم یا سست کند.

ج)عوامل شخصی:

معمولاً تصویری که شخص از خود و دیگران دارد،در فکر و عقیده او مؤثر است. بدین علت،یکی از تلاش های اصلی دولت ها، گروه ها و افراد، آن است که به کمک وسایل تبلیغاتی، تصویر زشت و زننده ای از دشمنان خود در ذهن مردم به وجود آورند.به عنوان مثال، در جنگ اول جهانی،دستگاه های تبلیغاتی آمریکا،سربازان آلمانی را به شکل مبالغه آمیزی،شرور،بدکار و وحشتناک کعرفی کردند! این تصویر چنان در ذهن و عقیده مردم جای گرفت که حتی پس از پایان جنگ نیز از خاطره ها پاک نشد و همین امر موجب گردید تا دولت های فاتح در هنگام عقد قرار داد صلح با آلمان،نتوانند جانب انصاف و عدالت را بگیرند و مقتضیات سیاسی را مورد توجه قرار دهند.این امر خود موجب بروز مشکلات دیگر و بالاخره شروع جنگ دوم جهانی شد.

همچنان که در عصر حاضر،با فضا سازی های خود،اسلام هراسی و ایران هراسی را شکل می دهد!رئیس امور خارجه ایران نیز چند روز پیش در جلسه ای به این مسئله اشاره کرد و گفت ما در جریان هسته ای،تلاش کردیم تصویر دیگری از ایران  در ذهن جامعه جهانی،ایجاد کنیم.

د) عوامل روانی:

معمولاً برای ساختن افکار عمومی،از ساز و کار های روانی استفاده می کنند.

توجیه:برای مثال،نازی ها در آلمان این اعتقاد را در مردم تقویت می کردند که مشکلاتشان را کشور های دیگر به وجود آورده اند و بدین طریق،نفرت از بیگانه را دامن می زدند!

فرافکنی:برای مثال،مقامات نازی که شدیداً میل به تهاجم به سایر کشور ها را داشتند،هرگز آن را به طور آشکار بیان نمی کردند، بلکه بر عکس دائماً ادعا می کردند که این کشور های دیگر هستند که قصد حمله به آلمان را دارند!

نمونه دیگر آن،آمریکا است که ایران را تهدیدی برای جامعه جهانی می داند!در حالی که خود،منشآ اصلی تنش ها،درگیری ها و جنگ ها در عرصه جهانی است.

ه) عوامل زیستی- روانی که در شکل گیری افکار عمومی مؤثر است از جمله:

هوش که معمولاً به مثابه عامل سازگاری با محیط در انسان تلقی می شود.

عواطف که مستلزم احساس درد و لذت است(احساس بدون ساخت های عضوی،قابل تجربه نیست)

خلق و خو که حاوی محتوای عاطفی به اضافه شیوه فعالیت ارگانیسم است.

در مباحث بعدی سعی می شود به مسئله تبلیغات و شایعه که بی ارتباط با این مسئله نیست،پرداخته شود.

منابع:

ستوده،هدایت الله(1392) روانشناسی اجتماعی

بیرو، آلن(1376)فرهنگ علوم اجتماعی،ترجمه باقر ساروخانی

باطنی،محمد رضا(1370)درباره زبان

خانیکی، هادی(1377)افکار سنجی

اسدی،علی(1371) افکار عمومی

سجاد جلالی؛کارشناس ارشد مطالعات زنان

انتهای پیام/ش

,

در واقع، افکار عمومی محصول ارتباط و این ارتباط امری ضروری و حیاتی برای انسان است.زیرا،تنها به وسیله ارتباط است که انسان می تواند در صدد رفع نیاز های خود بر آید و به زندگی خویش ادامه دهد، انسان تنها در ارتباط است که می آموزد و از ارتباط است که فرهنگ زاده می شود.

تعریف افکار عمومی:

افکار عمومی مجموعه عقاید افراد یک جامعه است(جامعه ای که نسبت به مسائل خود،با آزادی فکر و عاطفه،توجه و تامل می کند)نسبت به موضوعی که افراد درباره آن موضوع،دارای علایق و منافع مشترک اند.در واقع، پس از بحث و انتقاد(نه بدون چون و چرا)درباره مسئله مهمی،به یک توافق جمعی می رسند.

به نظر آلن بیرو:افکار عمومی عبارت است از نگرش و واکنش جمعی و مشهودی که بخش بزرگی از جامعه در برابر رویداد های اجتماعی که اغلب مهم و حیاتی تلقی می شوند، نشان می دهد.

اهمیت افکار عمومی در عصر حاضر:

پدیده افکار عمومی اگر چه مقوله جدیدی است اما به لحاظ تاریخی،همزاد با پیدایش دولت ها،حکومت ها و واکنش های تبلیغاتی آن در عرصه زندگی سیاسی به وجود آمده است(حکومت توجه خاصی بدان مبذول دارد)

توماس هابز می گوید:حکومت را می توان با زور به دست آورد،اما برای حفظ آن باید به افکار عمومی تکیه کرد.

بنابراین،منبعث شدن قدرت از ملت، توجه به اندیشه های مشترک و عموماً پذیرفته شده به وسیله جمع را فراهم می سازد که عدم توجه به آن،باعث بی اعتمادی عمومی که این خود موجب می شود افکار عمومی تمابل شدیدی به شایعه سازی در این خصوص پیدا کند و آن را به صورت غیر رسمی بیان کند،به همین دلیل،مقامات سیاسی همواره بدان عنایت داشته و در اکتر اقدامات،توجه خود را به عکس العمل احتمالی مردم،معطوف می دارند و برای جلب همکاری مردم،بیش از پیش،به نگرش ها،باور ها و تمایلات آنان توجه می کنند.

دلایل توجه به افکار عمومی را می توان به شرح ذیل،گروه بندی کرد:

توسعه دموکراسی:

گسترش و توسعه دموکراسی در جهان و توجه به دخالت افراد در تعیین سرنوشت خود،موجب توجه به عقاید عمومی شده است و به تدریج،تلاش برای نفوذ در افکار عمومی و جلب پشتیبانی آن،اهمیت یافته است.

تسهیلات آموزشی:

پیشرفت تمدن،آموزش را در کلیه سطوح از انحصار طبقات اشرافی خارج ساخته و در اختیار همگان قرار داده است و از این رو، توده های آموزش دیده نفوذ بیش تری را در ساختار اجتماعی، اعمال کرده اند.

گسترش وسایل ارتباط جمعی:

در حقیقت می توان اذعان داشت که در دنیای امروز،افکار عمومی،پیدایش،رشد و توسعه خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است.

پیش برد توسعه سیاست های ملی:

پیش بردسیاست های ملی بدون جلب همکاری قشر های وسیع جامعه،میسر نخواهد بود.

اهمیت سیاست بین الملل:

در صحنه های بین الملی نیز بسیاری از حکومت ها و حتی سازمان های جهانی غیر دولتی، می کوشند تا توجه افکار عمومی جهانی را به خود جلب نمایند.

افکار عمومی چگونه شکل می گیرد:

هنگامی که اعضای جامعه درباره مسئله ای که عمومیت دارد(مسئله مورد نظر علاوه بر اهمیت آن باید تازه،جدید و در رابطه با زمان حال مردم باشد) پاسخی بیابند،در حقیقت افکار عمومی شکل می گیرد،در حالی که پاسخ نمی دانم در مورد مسئله مورد نظر،به شکل گیری افکار عمومی نمی انجامد.

در فرایند شکل گیری افکار عمومی،عوامل گوناگونی دخالت دارند که به بررسی هر یک می پردازیم:

الف) عوامل فرهنگی:

فرهنگ،مجموعه پاسخ های انسان به پرسش ها و نیاز های گوناگون ناشی از ضروریات حیات او در طبیعت و در جامعه است. فرهنگ عناصری را فراهم می آورد که از آن شخصیت فرد ساخته می شود. از این رو، هر نوع مطالعه ژرف فر ایند شکل گیری افکار عمومی،باید جنبه های گوناگون فرهنگ را شامل شود.

عوامل مختلفی که در این فرایند،دخالت دارند:

ایدلولوژی:ایدولولوژی که مجموعه ای از باور ها و ارزش هایی است که منطق کلی جامعه را به وجود می آورد. در واقع خط واسط بین امیال شخصی و مسائل اجتماعی است که این دو را با هم تلفیق و به نگرش های اجتماعی تبدیل می کند و از ترکیب این نگرش ها،افکار عمومی زاده می شود.

امروزه در کشور های غربی برای جلب افکار عمومی،از بار عاطفی واژه ها استفاده می کنند.این واژه ها در شنونده،عواطف و واکنش های مطلوب یا نامطلوب(نگرش ها)را ایجاد می کند.یکی از زمینه هایی که در آن از بار عاطفی برای فریب کاری و ساختن افکار عمومی استفاده می شود تبلیغات سیاسی است.به عنوان مثال،آمریکا علت دخالت خود در ویتنام را،دفاع از آزادی و دموکراسی می نامید! همچنان که در عصر حاضر،بسیاری از دخالت ها و نفوذ خود در سایر کشور ها را،دفاع از همین مسئله می داند!

تفکر قالبی:تعمیم های بی اساس در مورد گروه های از مردم است که اغلب واقعیت ندارد.در واقع،هر فرهنگی برای اعضای خود،تصویری قبلی برای آن چه باید ادراک کند،فراهم می سارد. از این جهت، آنچه انتظارش را داریم،می بینیم نه آنچه باید ببینیم و همین طور،آن چه می شنویم،چیز هایی است که می خواهیم بشنویم نه آن چیزی که در واقع گفته می شود. هر کس همان طور استنباط می کند که سنت ها، باور ها و معیار های جامعه اش،حکم می کند.

ارزش های فرهنگی:پدیده هایی که مورد اعتنای جامعه باشند،ارزش های اجتماعی نام دارند.اگر بخواهیم افکار عمومی گروه خاصی را تحت تاثیر قرار دهیم،نه تنها باید به افکار و عقایدی که به آنها عرضه می کنیم، توجه کنیم،بلکه باید به چگونگی برداشت آن ها از این افکار و عقاید و نحوه عرضه آن ها هم توجه کنیم.معیار های داوری و استنباط این افراد در واقع همان ارزش های فرهنگی آن ها است که نتیجه آن،شکل گیری نگرش های اجتماعی(تمایلات کلی)در افراد است و ادراک، عواطف و افعال آنان را در جهات معین به جریان می اندازند.

ب) عوامل اجتماعی:

در هر جامعه ای که ظرفیت و معنای قانونی مشارکت سیاسی بیش تری وجود داشته باشد،افکار عمومی قوی تر و مشهود تر است و اضافه بر آن،در هر جامعه ای که امکان تحولات اجتماعی در آن بیش تر باشد،تجلی افکار عمومی آشکار تر است.

در واقع،شرایط هر جامعه ای موجب می شود تا آحاد جامعه نسبت به رویداد و حادثه ای خاص،حساسیت پیدا کنند.در حقیقت، هر جامعه ای برای خود افکار عمومی خاصی دارد که در جامعه ای دیگر به شکل دیگر است.

افکار عمومی در چه شرایط اجتماعی شکل می گیرد:

وقتی یک مسئله مهم به یک مسئله روشن تبدیل می شود.

نگرش مردم و میزان اعتماد به رسانه ها، در روند شکل گیری افکار عمومی،یک زمینه اساسی است.

افکار عمومی در مورد مسائلی شکل می گیرد که تجربه بلا فصل مردم باشد.

زمانی که جامعه احساس مؤثر بودن و تعهد سیاسی کند.احساس کند که نقش تعیین کننده ای دارد.

افکار عمومی صرفاً تحت تآثیر تبلیغات شکل نمی گیرد.در واقع،تبلیغات می تواند اعتقادات را محکم یا سست کند.

ج)عوامل شخصی:

معمولاً تصویری که شخص از خود و دیگران دارد،در فکر و عقیده او مؤثر است. بدین علت،یکی از تلاش های اصلی دولت ها، گروه ها و افراد، آن است که به کمک وسایل تبلیغاتی، تصویر زشت و زننده ای از دشمنان خود در ذهن مردم به وجود آورند.به عنوان مثال، در جنگ اول جهانی،دستگاه های تبلیغاتی آمریکا،سربازان آلمانی را به شکل مبالغه آمیزی،شرور،بدکار و وحشتناک کعرفی کردند! این تصویر چنان در ذهن و عقیده مردم جای گرفت که حتی پس از پایان جنگ نیز از خاطره ها پاک نشد و همین امر موجب گردید تا دولت های فاتح در هنگام عقد قرار داد صلح با آلمان،نتوانند جانب انصاف و عدالت را بگیرند و مقتضیات سیاسی را مورد توجه قرار دهند.این امر خود موجب بروز مشکلات دیگر و بالاخره شروع جنگ دوم جهانی شد.

همچنان که در عصر حاضر،با فضا سازی های خود،اسلام هراسی و ایران هراسی را شکل می دهد!رئیس امور خارجه ایران نیز چند روز پیش در جلسه ای به این مسئله اشاره کرد و گفت ما در جریان هسته ای،تلاش کردیم تصویر دیگری از ایران  در ذهن جامعه جهانی،ایجاد کنیم.

د) عوامل روانی:

معمولاً برای ساختن افکار عمومی،از ساز و کار های روانی استفاده می کنند.

توجیه:برای مثال،نازی ها در آلمان این اعتقاد را در مردم تقویت می کردند که مشکلاتشان را کشور های دیگر به وجود آورده اند و بدین طریق،نفرت از بیگانه را دامن می زدند!

فرافکنی:برای مثال،مقامات نازی که شدیداً میل به تهاجم به سایر کشور ها را داشتند،هرگز آن را به طور آشکار بیان نمی کردند، بلکه بر عکس دائماً ادعا می کردند که این کشور های دیگر هستند که قصد حمله به آلمان را دارند!

نمونه دیگر آن،آمریکا است که ایران را تهدیدی برای جامعه جهانی می داند!در حالی که خود،منشآ اصلی تنش ها،درگیری ها و جنگ ها در عرصه جهانی است.

ه) عوامل زیستی- روانی که در شکل گیری افکار عمومی مؤثر است از جمله:

هوش که معمولاً به مثابه عامل سازگاری با محیط در انسان تلقی می شود.

عواطف که مستلزم احساس درد و لذت است(احساس بدون ساخت های عضوی،قابل تجربه نیست)

خلق و خو که حاوی محتوای عاطفی به اضافه شیوه فعالیت ارگانیسم است.

در مباحث بعدی سعی می شود به مسئله تبلیغات و شایعه که بی ارتباط با این مسئله نیست،پرداخته شود.

منابع:

ستوده،هدایت الله(1392) روانشناسی اجتماعی

بیرو، آلن(1376)فرهنگ علوم اجتماعی،ترجمه باقر ساروخانی

باطنی،محمد رضا(1370)درباره زبان

خانیکی، هادی(1377)افکار سنجی

اسدی،علی(1371) افکار عمومی

سجاد جلالی؛کارشناس ارشد مطالعات زنان

انتهای پیام/ش

,

در واقع، افکار عمومی محصول ارتباط و این ارتباط امری ضروری و حیاتی برای انسان است.زیرا،تنها به وسیله ارتباط است که انسان می تواند در صدد رفع نیاز های خود بر آید و به زندگی خویش ادامه دهد، انسان تنها در ارتباط است که می آموزد و از ارتباط است که فرهنگ زاده می شود.

تعریف افکار عمومی:

افکار عمومی مجموعه عقاید افراد یک جامعه است(جامعه ای که نسبت به مسائل خود،با آزادی فکر و عاطفه،توجه و تامل می کند)نسبت به موضوعی که افراد درباره آن موضوع،دارای علایق و منافع مشترک اند.در واقع، پس از بحث و انتقاد(نه بدون چون و چرا)درباره مسئله مهمی،به یک توافق جمعی می رسند.

به نظر آلن بیرو:افکار عمومی عبارت است از نگرش و واکنش جمعی و مشهودی که بخش بزرگی از جامعه در برابر رویداد های اجتماعی که اغلب مهم و حیاتی تلقی می شوند، نشان می دهد.

اهمیت افکار عمومی در عصر حاضر:

پدیده افکار عمومی اگر چه مقوله جدیدی است اما به لحاظ تاریخی،همزاد با پیدایش دولت ها،حکومت ها و واکنش های تبلیغاتی آن در عرصه زندگی سیاسی به وجود آمده است(حکومت توجه خاصی بدان مبذول دارد)

توماس هابز می گوید:حکومت را می توان با زور به دست آورد،اما برای حفظ آن باید به افکار عمومی تکیه کرد.

بنابراین،منبعث شدن قدرت از ملت، توجه به اندیشه های مشترک و عموماً پذیرفته شده به وسیله جمع را فراهم می سازد که عدم توجه به آن،باعث بی اعتمادی عمومی که این خود موجب می شود افکار عمومی تمابل شدیدی به شایعه سازی در این خصوص پیدا کند و آن را به صورت غیر رسمی بیان کند،به همین دلیل،مقامات سیاسی همواره بدان عنایت داشته و در اکتر اقدامات،توجه خود را به عکس العمل احتمالی مردم،معطوف می دارند و برای جلب همکاری مردم،بیش از پیش،به نگرش ها،باور ها و تمایلات آنان توجه می کنند.

دلایل توجه به افکار عمومی را می توان به شرح ذیل،گروه بندی کرد:

توسعه دموکراسی:

گسترش و توسعه دموکراسی در جهان و توجه به دخالت افراد در تعیین سرنوشت خود،موجب توجه به عقاید عمومی شده است و به تدریج،تلاش برای نفوذ در افکار عمومی و جلب پشتیبانی آن،اهمیت یافته است.

تسهیلات آموزشی:

پیشرفت تمدن،آموزش را در کلیه سطوح از انحصار طبقات اشرافی خارج ساخته و در اختیار همگان قرار داده است و از این رو، توده های آموزش دیده نفوذ بیش تری را در ساختار اجتماعی، اعمال کرده اند.

گسترش وسایل ارتباط جمعی:

در حقیقت می توان اذعان داشت که در دنیای امروز،افکار عمومی،پیدایش،رشد و توسعه خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است.

پیش برد توسعه سیاست های ملی:

پیش بردسیاست های ملی بدون جلب همکاری قشر های وسیع جامعه،میسر نخواهد بود.

اهمیت سیاست بین الملل:

در صحنه های بین الملی نیز بسیاری از حکومت ها و حتی سازمان های جهانی غیر دولتی، می کوشند تا توجه افکار عمومی جهانی را به خود جلب نمایند.

افکار عمومی چگونه شکل می گیرد:

هنگامی که اعضای جامعه درباره مسئله ای که عمومیت دارد(مسئله مورد نظر علاوه بر اهمیت آن باید تازه،جدید و در رابطه با زمان حال مردم باشد) پاسخی بیابند،در حقیقت افکار عمومی شکل می گیرد،در حالی که پاسخ نمی دانم در مورد مسئله مورد نظر،به شکل گیری افکار عمومی نمی انجامد.

در فرایند شکل گیری افکار عمومی،عوامل گوناگونی دخالت دارند که به بررسی هر یک می پردازیم:

الف) عوامل فرهنگی:

فرهنگ،مجموعه پاسخ های انسان به پرسش ها و نیاز های گوناگون ناشی از ضروریات حیات او در طبیعت و در جامعه است. فرهنگ عناصری را فراهم می آورد که از آن شخصیت فرد ساخته می شود. از این رو، هر نوع مطالعه ژرف فر ایند شکل گیری افکار عمومی،باید جنبه های گوناگون فرهنگ را شامل شود.

عوامل مختلفی که در این فرایند،دخالت دارند:

ایدلولوژی:ایدولولوژی که مجموعه ای از باور ها و ارزش هایی است که منطق کلی جامعه را به وجود می آورد. در واقع خط واسط بین امیال شخصی و مسائل اجتماعی است که این دو را با هم تلفیق و به نگرش های اجتماعی تبدیل می کند و از ترکیب این نگرش ها،افکار عمومی زاده می شود.

امروزه در کشور های غربی برای جلب افکار عمومی،از بار عاطفی واژه ها استفاده می کنند.این واژه ها در شنونده،عواطف و واکنش های مطلوب یا نامطلوب(نگرش ها)را ایجاد می کند.یکی از زمینه هایی که در آن از بار عاطفی برای فریب کاری و ساختن افکار عمومی استفاده می شود تبلیغات سیاسی است.به عنوان مثال،آمریکا علت دخالت خود در ویتنام را،دفاع از آزادی و دموکراسی می نامید! همچنان که در عصر حاضر،بسیاری از دخالت ها و نفوذ خود در سایر کشور ها را،دفاع از همین مسئله می داند!

تفکر قالبی:تعمیم های بی اساس در مورد گروه های از مردم است که اغلب واقعیت ندارد.در واقع،هر فرهنگی برای اعضای خود،تصویری قبلی برای آن چه باید ادراک کند،فراهم می سارد. از این جهت، آنچه انتظارش را داریم،می بینیم نه آنچه باید ببینیم و همین طور،آن چه می شنویم،چیز هایی است که می خواهیم بشنویم نه آن چیزی که در واقع گفته می شود. هر کس همان طور استنباط می کند که سنت ها، باور ها و معیار های جامعه اش،حکم می کند.

ارزش های فرهنگی:پدیده هایی که مورد اعتنای جامعه باشند،ارزش های اجتماعی نام دارند.اگر بخواهیم افکار عمومی گروه خاصی را تحت تاثیر قرار دهیم،نه تنها باید به افکار و عقایدی که به آنها عرضه می کنیم، توجه کنیم،بلکه باید به چگونگی برداشت آن ها از این افکار و عقاید و نحوه عرضه آن ها هم توجه کنیم.معیار های داوری و استنباط این افراد در واقع همان ارزش های فرهنگی آن ها است که نتیجه آن،شکل گیری نگرش های اجتماعی(تمایلات کلی)در افراد است و ادراک، عواطف و افعال آنان را در جهات معین به جریان می اندازند.

ب) عوامل اجتماعی:

در هر جامعه ای که ظرفیت و معنای قانونی مشارکت سیاسی بیش تری وجود داشته باشد،افکار عمومی قوی تر و مشهود تر است و اضافه بر آن،در هر جامعه ای که امکان تحولات اجتماعی در آن بیش تر باشد،تجلی افکار عمومی آشکار تر است.

در واقع،شرایط هر جامعه ای موجب می شود تا آحاد جامعه نسبت به رویداد و حادثه ای خاص،حساسیت پیدا کنند.در حقیقت، هر جامعه ای برای خود افکار عمومی خاصی دارد که در جامعه ای دیگر به شکل دیگر است.

افکار عمومی در چه شرایط اجتماعی شکل می گیرد:

وقتی یک مسئله مهم به یک مسئله روشن تبدیل می شود.

نگرش مردم و میزان اعتماد به رسانه ها، در روند شکل گیری افکار عمومی،یک زمینه اساسی است.

افکار عمومی در مورد مسائلی شکل می گیرد که تجربه بلا فصل مردم باشد.

زمانی که جامعه احساس مؤثر بودن و تعهد سیاسی کند.احساس کند که نقش تعیین کننده ای دارد.

افکار عمومی صرفاً تحت تآثیر تبلیغات شکل نمی گیرد.در واقع،تبلیغات می تواند اعتقادات را محکم یا سست کند.

ج)عوامل شخصی:

معمولاً تصویری که شخص از خود و دیگران دارد،در فکر و عقیده او مؤثر است. بدین علت،یکی از تلاش های اصلی دولت ها، گروه ها و افراد، آن است که به کمک وسایل تبلیغاتی، تصویر زشت و زننده ای از دشمنان خود در ذهن مردم به وجود آورند.به عنوان مثال، در جنگ اول جهانی،دستگاه های تبلیغاتی آمریکا،سربازان آلمانی را به شکل مبالغه آمیزی،شرور،بدکار و وحشتناک کعرفی کردند! این تصویر چنان در ذهن و عقیده مردم جای گرفت که حتی پس از پایان جنگ نیز از خاطره ها پاک نشد و همین امر موجب گردید تا دولت های فاتح در هنگام عقد قرار داد صلح با آلمان،نتوانند جانب انصاف و عدالت را بگیرند و مقتضیات سیاسی را مورد توجه قرار دهند.این امر خود موجب بروز مشکلات دیگر و بالاخره شروع جنگ دوم جهانی شد.

همچنان که در عصر حاضر،با فضا سازی های خود،اسلام هراسی و ایران هراسی را شکل می دهد!رئیس امور خارجه ایران نیز چند روز پیش در جلسه ای به این مسئله اشاره کرد و گفت ما در جریان هسته ای،تلاش کردیم تصویر دیگری از ایران  در ذهن جامعه جهانی،ایجاد کنیم.

د) عوامل روانی:

معمولاً برای ساختن افکار عمومی،از ساز و کار های روانی استفاده می کنند.

توجیه:برای مثال،نازی ها در آلمان این اعتقاد را در مردم تقویت می کردند که مشکلاتشان را کشور های دیگر به وجود آورده اند و بدین طریق،نفرت از بیگانه را دامن می زدند!

فرافکنی:برای مثال،مقامات نازی که شدیداً میل به تهاجم به سایر کشور ها را داشتند،هرگز آن را به طور آشکار بیان نمی کردند، بلکه بر عکس دائماً ادعا می کردند که این کشور های دیگر هستند که قصد حمله به آلمان را دارند!

نمونه دیگر آن،آمریکا است که ایران را تهدیدی برای جامعه جهانی می داند!در حالی که خود،منشآ اصلی تنش ها،درگیری ها و جنگ ها در عرصه جهانی است.

ه) عوامل زیستی- روانی که در شکل گیری افکار عمومی مؤثر است از جمله:

هوش که معمولاً به مثابه عامل سازگاری با محیط در انسان تلقی می شود.

عواطف که مستلزم احساس درد و لذت است(احساس بدون ساخت های عضوی،قابل تجربه نیست)

خلق و خو که حاوی محتوای عاطفی به اضافه شیوه فعالیت ارگانیسم است.

در مباحث بعدی سعی می شود به مسئله تبلیغات و شایعه که بی ارتباط با این مسئله نیست،پرداخته شود.

منابع:

ستوده،هدایت الله(1392) روانشناسی اجتماعی

بیرو، آلن(1376)فرهنگ علوم اجتماعی،ترجمه باقر ساروخانی

باطنی،محمد رضا(1370)درباره زبان

خانیکی، هادی(1377)افکار سنجی

اسدی،علی(1371) افکار عمومی

سجاد جلالی؛کارشناس ارشد مطالعات زنان

انتهای پیام/ش

,

در واقع، افکار عمومی محصول ارتباط و این ارتباط امری ضروری و حیاتی برای انسان است.زیرا،تنها به وسیله ارتباط است که انسان می تواند در صدد رفع نیاز های خود بر آید و به زندگی خویش ادامه دهد، انسان تنها در ارتباط است که می آموزد و از ارتباط است که فرهنگ زاده می شود.

تعریف افکار عمومی:

افکار عمومی مجموعه عقاید افراد یک جامعه است(جامعه ای که نسبت به مسائل خود،با آزادی فکر و عاطفه،توجه و تامل می کند)نسبت به موضوعی که افراد درباره آن موضوع،دارای علایق و منافع مشترک اند.در واقع، پس از بحث و انتقاد(نه بدون چون و چرا)درباره مسئله مهمی،به یک توافق جمعی می رسند.

به نظر آلن بیرو:افکار عمومی عبارت است از نگرش و واکنش جمعی و مشهودی که بخش بزرگی از جامعه در برابر رویداد های اجتماعی که اغلب مهم و حیاتی تلقی می شوند، نشان می دهد.

اهمیت افکار عمومی در عصر حاضر:

پدیده افکار عمومی اگر چه مقوله جدیدی است اما به لحاظ تاریخی،همزاد با پیدایش دولت ها،حکومت ها و واکنش های تبلیغاتی آن در عرصه زندگی سیاسی به وجود آمده است(حکومت توجه خاصی بدان مبذول دارد)

توماس هابز می گوید:حکومت را می توان با زور به دست آورد،اما برای حفظ آن باید به افکار عمومی تکیه کرد.

بنابراین،منبعث شدن قدرت از ملت، توجه به اندیشه های مشترک و عموماً پذیرفته شده به وسیله جمع را فراهم می سازد که عدم توجه به آن،باعث بی اعتمادی عمومی که این خود موجب می شود افکار عمومی تمابل شدیدی به شایعه سازی در این خصوص پیدا کند و آن را به صورت غیر رسمی بیان کند،به همین دلیل،مقامات سیاسی همواره بدان عنایت داشته و در اکتر اقدامات،توجه خود را به عکس العمل احتمالی مردم،معطوف می دارند و برای جلب همکاری مردم،بیش از پیش،به نگرش ها،باور ها و تمایلات آنان توجه می کنند.

دلایل توجه به افکار عمومی را می توان به شرح ذیل،گروه بندی کرد:

توسعه دموکراسی:

گسترش و توسعه دموکراسی در جهان و توجه به دخالت افراد در تعیین سرنوشت خود،موجب توجه به عقاید عمومی شده است و به تدریج،تلاش برای نفوذ در افکار عمومی و جلب پشتیبانی آن،اهمیت یافته است.

تسهیلات آموزشی:

پیشرفت تمدن،آموزش را در کلیه سطوح از انحصار طبقات اشرافی خارج ساخته و در اختیار همگان قرار داده است و از این رو، توده های آموزش دیده نفوذ بیش تری را در ساختار اجتماعی، اعمال کرده اند.

گسترش وسایل ارتباط جمعی:

در حقیقت می توان اذعان داشت که در دنیای امروز،افکار عمومی،پیدایش،رشد و توسعه خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است.

پیش برد توسعه سیاست های ملی:

پیش بردسیاست های ملی بدون جلب همکاری قشر های وسیع جامعه،میسر نخواهد بود.

اهمیت سیاست بین الملل:

در صحنه های بین الملی نیز بسیاری از حکومت ها و حتی سازمان های جهانی غیر دولتی، می کوشند تا توجه افکار عمومی جهانی را به خود جلب نمایند.

افکار عمومی چگونه شکل می گیرد:

هنگامی که اعضای جامعه درباره مسئله ای که عمومیت دارد(مسئله مورد نظر علاوه بر اهمیت آن باید تازه،جدید و در رابطه با زمان حال مردم باشد) پاسخی بیابند،در حقیقت افکار عمومی شکل می گیرد،در حالی که پاسخ نمی دانم در مورد مسئله مورد نظر،به شکل گیری افکار عمومی نمی انجامد.

در فرایند شکل گیری افکار عمومی،عوامل گوناگونی دخالت دارند که به بررسی هر یک می پردازیم:

الف) عوامل فرهنگی:

فرهنگ،مجموعه پاسخ های انسان به پرسش ها و نیاز های گوناگون ناشی از ضروریات حیات او در طبیعت و در جامعه است. فرهنگ عناصری را فراهم می آورد که از آن شخصیت فرد ساخته می شود. از این رو، هر نوع مطالعه ژرف فر ایند شکل گیری افکار عمومی،باید جنبه های گوناگون فرهنگ را شامل شود.

عوامل مختلفی که در این فرایند،دخالت دارند:

ایدلولوژی:ایدولولوژی که مجموعه ای از باور ها و ارزش هایی است که منطق کلی جامعه را به وجود می آورد. در واقع خط واسط بین امیال شخصی و مسائل اجتماعی است که این دو را با هم تلفیق و به نگرش های اجتماعی تبدیل می کند و از ترکیب این نگرش ها،افکار عمومی زاده می شود.

امروزه در کشور های غربی برای جلب افکار عمومی،از بار عاطفی واژه ها استفاده می کنند.این واژه ها در شنونده،عواطف و واکنش های مطلوب یا نامطلوب(نگرش ها)را ایجاد می کند.یکی از زمینه هایی که در آن از بار عاطفی برای فریب کاری و ساختن افکار عمومی استفاده می شود تبلیغات سیاسی است.به عنوان مثال،آمریکا علت دخالت خود در ویتنام را،دفاع از آزادی و دموکراسی می نامید! همچنان که در عصر حاضر،بسیاری از دخالت ها و نفوذ خود در سایر کشور ها را،دفاع از همین مسئله می داند!

تفکر قالبی:تعمیم های بی اساس در مورد گروه های از مردم است که اغلب واقعیت ندارد.در واقع،هر فرهنگی برای اعضای خود،تصویری قبلی برای آن چه باید ادراک کند،فراهم می سارد. از این جهت، آنچه انتظارش را داریم،می بینیم نه آنچه باید ببینیم و همین طور،آن چه می شنویم،چیز هایی است که می خواهیم بشنویم نه آن چیزی که در واقع گفته می شود. هر کس همان طور استنباط می کند که سنت ها، باور ها و معیار های جامعه اش،حکم می کند.

ارزش های فرهنگی:پدیده هایی که مورد اعتنای جامعه باشند،ارزش های اجتماعی نام دارند.اگر بخواهیم افکار عمومی گروه خاصی را تحت تاثیر قرار دهیم،نه تنها باید به افکار و عقایدی که به آنها عرضه می کنیم، توجه کنیم،بلکه باید به چگونگی برداشت آن ها از این افکار و عقاید و نحوه عرضه آن ها هم توجه کنیم.معیار های داوری و استنباط این افراد در واقع همان ارزش های فرهنگی آن ها است که نتیجه آن،شکل گیری نگرش های اجتماعی(تمایلات کلی)در افراد است و ادراک، عواطف و افعال آنان را در جهات معین به جریان می اندازند.

ب) عوامل اجتماعی:

در هر جامعه ای که ظرفیت و معنای قانونی مشارکت سیاسی بیش تری وجود داشته باشد،افکار عمومی قوی تر و مشهود تر است و اضافه بر آن،در هر جامعه ای که امکان تحولات اجتماعی در آن بیش تر باشد،تجلی افکار عمومی آشکار تر است.

در واقع،شرایط هر جامعه ای موجب می شود تا آحاد جامعه نسبت به رویداد و حادثه ای خاص،حساسیت پیدا کنند.در حقیقت، هر جامعه ای برای خود افکار عمومی خاصی دارد که در جامعه ای دیگر به شکل دیگر است.

افکار عمومی در چه شرایط اجتماعی شکل می گیرد:

وقتی یک مسئله مهم به یک مسئله روشن تبدیل می شود.

نگرش مردم و میزان اعتماد به رسانه ها، در روند شکل گیری افکار عمومی،یک زمینه اساسی است.

افکار عمومی در مورد مسائلی شکل می گیرد که تجربه بلا فصل مردم باشد.

زمانی که جامعه احساس مؤثر بودن و تعهد سیاسی کند.احساس کند که نقش تعیین کننده ای دارد.

افکار عمومی صرفاً تحت تآثیر تبلیغات شکل نمی گیرد.در واقع،تبلیغات می تواند اعتقادات را محکم یا سست کند.

ج)عوامل شخصی:

معمولاً تصویری که شخص از خود و دیگران دارد،در فکر و عقیده او مؤثر است. بدین علت،یکی از تلاش های اصلی دولت ها، گروه ها و افراد، آن است که به کمک وسایل تبلیغاتی، تصویر زشت و زننده ای از دشمنان خود در ذهن مردم به وجود آورند.به عنوان مثال، در جنگ اول جهانی،دستگاه های تبلیغاتی آمریکا،سربازان آلمانی را به شکل مبالغه آمیزی،شرور،بدکار و وحشتناک کعرفی کردند! این تصویر چنان در ذهن و عقیده مردم جای گرفت که حتی پس از پایان جنگ نیز از خاطره ها پاک نشد و همین امر موجب گردید تا دولت های فاتح در هنگام عقد قرار داد صلح با آلمان،نتوانند جانب انصاف و عدالت را بگیرند و مقتضیات سیاسی را مورد توجه قرار دهند.این امر خود موجب بروز مشکلات دیگر و بالاخره شروع جنگ دوم جهانی شد.

همچنان که در عصر حاضر،با فضا سازی های خود،اسلام هراسی و ایران هراسی را شکل می دهد!رئیس امور خارجه ایران نیز چند روز پیش در جلسه ای به این مسئله اشاره کرد و گفت ما در جریان هسته ای،تلاش کردیم تصویر دیگری از ایران  در ذهن جامعه جهانی،ایجاد کنیم.

د) عوامل روانی:

معمولاً برای ساختن افکار عمومی،از ساز و کار های روانی استفاده می کنند.

توجیه:برای مثال،نازی ها در آلمان این اعتقاد را در مردم تقویت می کردند که مشکلاتشان را کشور های دیگر به وجود آورده اند و بدین طریق،نفرت از بیگانه را دامن می زدند!

فرافکنی:برای مثال،مقامات نازی که شدیداً میل به تهاجم به سایر کشور ها را داشتند،هرگز آن را به طور آشکار بیان نمی کردند، بلکه بر عکس دائماً ادعا می کردند که این کشور های دیگر هستند که قصد حمله به آلمان را دارند!

نمونه دیگر آن،آمریکا است که ایران را تهدیدی برای جامعه جهانی می داند!در حالی که خود،منشآ اصلی تنش ها،درگیری ها و جنگ ها در عرصه جهانی است.

ه) عوامل زیستی- روانی که در شکل گیری افکار عمومی مؤثر است از جمله:

هوش که معمولاً به مثابه عامل سازگاری با محیط در انسان تلقی می شود.

عواطف که مستلزم احساس درد و لذت است(احساس بدون ساخت های عضوی،قابل تجربه نیست)

خلق و خو که حاوی محتوای عاطفی به اضافه شیوه فعالیت ارگانیسم است.

در مباحث بعدی سعی می شود به مسئله تبلیغات و شایعه که بی ارتباط با این مسئله نیست،پرداخته شود.

منابع:

ستوده،هدایت الله(1392) روانشناسی اجتماعی

بیرو، آلن(1376)فرهنگ علوم اجتماعی،ترجمه باقر ساروخانی

باطنی،محمد رضا(1370)درباره زبان

خانیکی، هادی(1377)افکار سنجی

اسدی،علی(1371) افکار عمومی

سجاد جلالی؛کارشناس ارشد مطالعات زنان

انتهای پیام/ش

,

در واقع، افکار عمومی محصول ارتباط و این ارتباط امری ضروری و حیاتی برای انسان است.زیرا،تنها به وسیله ارتباط است که انسان می تواند در صدد رفع نیاز های خود بر آید و به زندگی خویش ادامه دهد، انسان تنها در ارتباط است که می آموزد و از ارتباط است که فرهنگ زاده می شود.

, .,

تعریف افکار عمومی:

,

افکار عمومی مجموعه عقاید افراد یک جامعه است(جامعه ای که نسبت به مسائل خود،با آزادی فکر و عاطفه،توجه و تامل می کند)نسبت به موضوعی که افراد درباره آن موضوع،دارای علایق و منافع مشترک اند.در واقع، پس از بحث و انتقاد(نه بدون چون و چرا)درباره مسئله مهمی،به یک توافق جمعی می رسند.

,

به نظر آلن بیرو:افکار عمومی عبارت است از نگرش و واکنش جمعی و مشهودی که بخش بزرگی از جامعه در برابر رویداد های اجتماعی که اغلب مهم و حیاتی تلقی می شوند، نشان می دهد.

, .,

اهمیت افکار عمومی در عصر حاضر:

,

پدیده افکار عمومی اگر چه مقوله جدیدی است اما به لحاظ تاریخی،همزاد با پیدایش دولت ها،حکومت ها و واکنش های تبلیغاتی آن در عرصه زندگی سیاسی به وجود آمده است(حکومت توجه خاصی بدان مبذول دارد)

,

توماس هابز می گوید:حکومت را می توان با زور به دست آورد،اما برای حفظ آن باید به افکار عمومی تکیه کرد.

,

بنابراین،منبعث شدن قدرت از ملت، توجه به اندیشه های مشترک و عموماً پذیرفته شده به وسیله جمع را فراهم می سازد که عدم توجه به آن،باعث بی اعتمادی عمومی که این خود موجب می شود افکار عمومی تمابل شدیدی به شایعه سازی در این خصوص پیدا کند و آن را به صورت غیر رسمی بیان کند،به همین دلیل،مقامات سیاسی همواره بدان عنایت داشته و در اکتر اقدامات،توجه خود را به عکس العمل احتمالی مردم،معطوف می دارند و برای جلب همکاری مردم،بیش از پیش،به نگرش ها،باور ها و تمایلات آنان توجه می کنند.

, .,

دلایل توجه به افکار عمومی را می توان به شرح ذیل،گروه بندی کرد:

,

توسعه دموکراسی:

,

گسترش و توسعه دموکراسی در جهان و توجه به دخالت افراد در تعیین سرنوشت خود،موجب توجه به عقاید عمومی شده است و به تدریج،تلاش برای نفوذ در افکار عمومی و جلب پشتیبانی آن،اهمیت یافته است.

,

تسهیلات آموزشی:

,

پیشرفت تمدن،آموزش را در کلیه سطوح از انحصار طبقات اشرافی خارج ساخته و در اختیار همگان قرار داده است و از این رو، توده های آموزش دیده نفوذ بیش تری را در ساختار اجتماعی، اعمال کرده اند.

,

گسترش وسایل ارتباط جمعی:

,

در حقیقت می توان اذعان داشت که در دنیای امروز،افکار عمومی،پیدایش،رشد و توسعه خود را مدیون وسایل ارتباط جمعی است.

,

پیش برد توسعه سیاست های ملی:

,

پیش بردسیاست های ملی بدون جلب همکاری قشر های وسیع جامعه،میسر نخواهد بود.

,

اهمیت سیاست بین الملل:

,

در صحنه های بین الملی نیز بسیاری از حکومت ها و حتی سازمان های جهانی غیر دولتی، می کوشند تا توجه افکار عمومی جهانی را به خود جلب نمایند.

,

افکار عمومی چگونه شکل می گیرد:

,

هنگامی که اعضای جامعه درباره مسئله ای که عمومیت دارد(مسئله مورد نظر علاوه بر اهمیت آن باید تازه،جدید و در رابطه با زمان حال مردم باشد) پاسخی بیابند،در حقیقت افکار عمومی شکل می گیرد،در حالی که پاسخ نمی دانم در مورد مسئله مورد نظر،به شکل گیری افکار عمومی نمی انجامد.

,

در فرایند شکل گیری افکار عمومی،عوامل گوناگونی دخالت دارند که به بررسی هر یک می پردازیم:

,

الف) عوامل فرهنگی:

,

فرهنگ،مجموعه پاسخ های انسان به پرسش ها و نیاز های گوناگون ناشی از ضروریات حیات او در طبیعت و در جامعه است. فرهنگ عناصری را فراهم می آورد که از آن شخصیت فرد ساخته می شود. از این رو، هر نوع مطالعه ژرف فر ایند شکل گیری افکار عمومی،باید جنبه های گوناگون فرهنگ را شامل شود.

,

عوامل مختلفی که در این فرایند،دخالت دارند:

,

ایدلولوژی:ایدولولوژی که مجموعه ای از باور ها و ارزش هایی است که منطق کلی جامعه را به وجود می آورد. در واقع خط واسط بین امیال شخصی و مسائل اجتماعی است که این دو را با هم تلفیق و به نگرش های اجتماعی تبدیل می کند و از ترکیب این نگرش ها،افکار عمومی زاده می شود.

, .,

امروزه در کشور های غربی برای جلب افکار عمومی،از بار عاطفی واژه ها استفاده می کنند.این واژه ها در شنونده،عواطف و واکنش های مطلوب یا نامطلوب(نگرش ها)را ایجاد می کند.یکی از زمینه هایی که در آن از بار عاطفی برای فریب کاری و ساختن افکار عمومی استفاده می شود تبلیغات سیاسی است.به عنوان مثال،آمریکا علت دخالت خود در ویتنام را،دفاع از آزادی و دموکراسی می نامید! همچنان که در عصر حاضر،بسیاری از دخالت ها و نفوذ خود در سایر کشور ها را،دفاع از همین مسئله می داند!

,

تفکر قالبی:تعمیم های بی اساس در مورد گروه های از مردم است که اغلب واقعیت ندارد.در واقع،هر فرهنگی برای اعضای خود،تصویری قبلی برای آن چه باید ادراک کند،فراهم می سارد. از این جهت، آنچه انتظارش را داریم،می بینیم نه آنچه باید ببینیم و همین طور،آن چه می شنویم،چیز هایی است که می خواهیم بشنویم نه آن چیزی که در واقع گفته می شود. هر کس همان طور استنباط می کند که سنت ها، باور ها و معیار های جامعه اش،حکم می کند.

,

ارزش های فرهنگی:پدیده هایی که مورد اعتنای جامعه باشند،ارزش های اجتماعی نام دارند.اگر بخواهیم افکار عمومی گروه خاصی را تحت تاثیر قرار دهیم،نه تنها باید به افکار و عقایدی که به آنها عرضه می کنیم، توجه کنیم،بلکه باید به چگونگی برداشت آن ها از این افکار و عقاید و نحوه عرضه آن ها هم توجه کنیم.معیار های داوری و استنباط این افراد در واقع همان ارزش های فرهنگی آن ها است که نتیجه آن،شکل گیری نگرش های اجتماعی(تمایلات کلی)در افراد است و ادراک، عواطف و افعال آنان را در جهات معین به جریان می اندازند.

,

ب) عوامل اجتماعی:

,

در هر جامعه ای که ظرفیت و معنای قانونی مشارکت سیاسی بیش تری وجود داشته باشد،افکار عمومی قوی تر و مشهود تر است و اضافه بر آن،در هر جامعه ای که امکان تحولات اجتماعی در آن بیش تر باشد،تجلی افکار عمومی آشکار تر است.

, .,

در واقع،شرایط هر جامعه ای موجب می شود تا آحاد جامعه نسبت به رویداد و حادثه ای خاص،حساسیت پیدا کنند.در حقیقت، هر جامعه ای برای خود افکار عمومی خاصی دارد که در جامعه ای دیگر به شکل دیگر است.

,

افکار عمومی در چه شرایط اجتماعی شکل می گیرد:

,

وقتی یک مسئله مهم به یک مسئله روشن تبدیل می شود.

,

نگرش مردم و میزان اعتماد به رسانه ها، در روند شکل گیری افکار عمومی،یک زمینه اساسی است.

,

افکار عمومی در مورد مسائلی شکل می گیرد که تجربه بلا فصل مردم باشد.

,

زمانی که جامعه احساس مؤثر بودن و تعهد سیاسی کند.احساس کند که نقش تعیین کننده ای دارد.

,

افکار عمومی صرفاً تحت تآثیر تبلیغات شکل نمی گیرد.در واقع،تبلیغات می تواند اعتقادات را محکم یا سست کند.

,

ج)عوامل شخصی:

,

معمولاً تصویری که شخص از خود و دیگران دارد،در فکر و عقیده او مؤثر است. بدین علت،یکی از تلاش های اصلی دولت ها، گروه ها و افراد، آن است که به کمک وسایل تبلیغاتی، تصویر زشت و زننده ای از دشمنان خود در ذهن مردم به وجود آورند.به عنوان مثال، در جنگ اول جهانی،دستگاه های تبلیغاتی آمریکا،سربازان آلمانی را به شکل مبالغه آمیزی،شرور،بدکار و وحشتناک کعرفی کردند! این تصویر چنان در ذهن و عقیده مردم جای گرفت که حتی پس از پایان جنگ نیز از خاطره ها پاک نشد و همین امر موجب گردید تا دولت های فاتح در هنگام عقد قرار داد صلح با آلمان،نتوانند جانب انصاف و عدالت را بگیرند و مقتضیات سیاسی را مورد توجه قرار دهند.این امر خود موجب بروز مشکلات دیگر و بالاخره شروع جنگ دوم جهانی شد.

, .,

همچنان که در عصر حاضر،با فضا سازی های خود،اسلام هراسی و ایران هراسی را شکل می دهد!رئیس امور خارجه ایران نیز چند روز پیش در جلسه ای به این مسئله اشاره کرد و گفت ما در جریان هسته ای،تلاش کردیم تصویر دیگری از ایران  در ذهن جامعه جهانی،ایجاد کنیم.

,

د) عوامل روانی:

,

معمولاً برای ساختن افکار عمومی،از ساز و کار های روانی استفاده می کنند.

,

توجیه:برای مثال،نازی ها در آلمان این اعتقاد را در مردم تقویت می کردند که مشکلاتشان را کشور های دیگر به وجود آورده اند و بدین طریق،نفرت از بیگانه را دامن می زدند!

,

فرافکنی:برای مثال،مقامات نازی که شدیداً میل به تهاجم به سایر کشور ها را داشتند،هرگز آن را به طور آشکار بیان نمی کردند، بلکه بر عکس دائماً ادعا می کردند که این کشور های دیگر هستند که قصد حمله به آلمان را دارند!

,

نمونه دیگر آن،آمریکا است که ایران را تهدیدی برای جامعه جهانی می داند!در حالی که خود،منشآ اصلی تنش ها،درگیری ها و جنگ ها در عرصه جهانی است.

, .,

ه) عوامل زیستی- روانی که در شکل گیری افکار عمومی مؤثر است از جمله:

,

هوش که معمولاً به مثابه عامل سازگاری با محیط در انسان تلقی می شود.

,

عواطف که مستلزم احساس درد و لذت است(احساس بدون ساخت های عضوی،قابل تجربه نیست)

,

خلق و خو که حاوی محتوای عاطفی به اضافه شیوه فعالیت ارگانیسم است.

,

در مباحث بعدی سعی می شود به مسئله تبلیغات و شایعه که بی ارتباط با این مسئله نیست،پرداخته شود.

,

منابع:

,

ستوده،هدایت الله(1392) روانشناسی اجتماعی

,

بیرو، آلن(1376)فرهنگ علوم اجتماعی،ترجمه باقر ساروخانی

,

باطنی،محمد رضا(1370)درباره زبان

,

خانیکی، هادی(1377)افکار سنجی

,

اسدی،علی(1371) افکار عمومی

,
سجاد جلالی؛کارشناس ارشد مطالعات زنان
,
سجاد جلالی؛کارشناس ارشد مطالعات زنان
,

انتهای پیام/ش

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه