گذری بر زندگی پیچ و خم یک کارآفرین برتر پارس آبادی؛
از دست رد استانداری بر سینه کارآفرین برتر تا معلولیت مادام العمر بخاطر اشتباه یک پزشک
احمد بارها به استانداری اردبیل مراجعه کرده و از همان در ورودی جواب منفی را شنیده است. می گوید همین که می گفتم به خاطر استخدام آماده ام می گفتند به موضوع استخدام رسیدگی نمی شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آران مغان، واقعیت زندگی «احمد هدایت مغانلو» و «رقیه شفیعی» (همسر احمد) واژه تلخی از بی مهری ها است. صحبت با این افراد ثابت می کند که هر چند دل خیلی از معلولان از وعده های شعارزده و دهان پر کن می سوزد اما هر جا موفقیتی بوده به اراده خود فرد حاصل شده است. و اینکه شعارها فقط در پشت تریبون مودبانه طرح می شوند و به محض ترک میکروفون از یاد می روند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , آران مغان, احمد هدایت مغانلو» و «رقیه شفیعی,داستان ما از ۳۸ سال قبل و در شهرستان پارس آباد آغاز می شود؛ زمانی که احمد به تازگی متولد شده و صحیح و سالم برای واکسیناسیون فلج اطفال نزد پزشک برده می شود. اما اشتباه پزشک در تزریق واکسن نتیجه غیر قابل باوری برای زندگی احمد رقم می زند؛ معلولیت مادام العمر یک انسان که تا سال ۷۹ مجبور به استفاده از ویلچر می شود.
,اینکه چه باید کرد با این کودک و اینکه سرنوشت اش چه می شود و اینکه هر کس او را می بیند شکر خدا را می گوید و شاید نگاه آمیخته به ترحم.
,احمد می گوید همه اینها جرقه هایی بود تا به خودم بیایم و سوالات اساسی زندگی ام را روی دایره بریزم. اصلی ترین سوال، چرا معلول شدم و چرا هر کس من را می بیند شکر خدا را به زبان می آورد؟
,از این صحبتها که بگذریم، احمد بعد از اتمام دبیرستان که هم اکنون نیز ساکن شهرستان پارس آباد است، در دانشگاه بیرجند مشهد پذیرفته می شود. اما تصور کنید معلول حرکتی که از شهرستان پارس آباد به بیرجند برود و بیاید...؟ به ناچار از تحصیل منصرف می شود و به کلاس های آموزش کامپیوتر مراجعه می کند.
, ,
,
, این کارآفرین برتر از سال ۷۰ تا ۷۶ در دوره های مهارت آموزی مرکز کشور، علوم کامپیوتر را فرا می گیرد. خودش می گوید در استان اردبیل امکانات نبود در تهران خانه اجاره کردم اما به حدی در کلاس ها یاد گرفتم که در حد یک لیسانس کامپیوتر می دانستم.
,در همین سال ها است که احمد به پاسخ یکی از سوالات خود می رسد. می گوید: اگر هر فرد سالمی یک معلول را می بیند و شکر خدا را می گوید برای معلول باعث افتخار است. حداقل ما آدم های دیگر را بیدار می کنیم تا به یاد خدا و قدرت او شکر گویند.
,به خصوص وقتی در سال ۷۰ بعد از یک عمل جراحی برای اولین بار ایستادن بر روی دو پای خود را تجربه می کند قدرت خدا برایش اثبات می شود.
,, ,
,
, احمد بعد از اتمام دوره مهارت آموزی به زادگاهش شهر پارس آباد باز می گردد. "اما چه کسی به یک معلول کار می دهد. مهم نیست تا چه حد تخصص داشته باشی. اول به معلولیت ما نگاه می کنند."
,در پی ناکامی پیدا کردن یک شغل با همکاری فنی و حرفه ای و بهزیستی اردبیل مجوز یک آموزشگاه کامپیوتر به احمد صادر می شود تا نه تنها خود که تعداد دیگری را نیز به شغل و استقلال مالی برساند.
,در حال حاضر آموزشگاه این معلول کارآفرین در پارس آباد برای ۲۰ نفر شامل ۱۳ مربی، سه نیروی تمام وقت و مابقی نیروهی پاره وقت شغل ایجاد کرده است. این آموزشگاه در پنج رشته تحصیلی برای هنرجویان مهارت آموزش می دهند.
, در حال حاضر آموزشگاه این معلول کارآفرین در پارس آباد برای ۲۰ نفر شامل ۱۳ مربی، سه نیروی تمام وقت و مابقی نیروهی پاره وقت شغل ایجاد کرده است. این آموزشگاه در پنج رشته تحصیلی برای هنرجویان مهارت آموزش می دهند.,رتبه درجه یک در بین ۲۰۰ آموزشگاه فنی و حرفه ای و مربی نمونه استان افتخارات موسسه هدایت است. بعدها وی در سال ۸۲ وارد دانشگاه می شود و مدرک کارشناسی نرم افزار کامپیوتر را ضمیمه افتخارات خود می کند.
,اما اینجای داستان نقطه عطفی است بر اینکه نگاه من و تو به یک معلول چگونه بوده است. احمد در استخدام اخیر استانداری اردبیل از اداره هواشناسی پارس آباد پذیرفته می شود.
,می گوید نگفته بودند معلول نمی پذیرند و در برگه ثبت نام هم نوشته بودم معلول جسمی حرکتی هستم، اما در اداره من را به دلیل معلولیت نپذیرفتند و نه تنها به قانون سه درصد استخدامی های معلولان در دستگاه های دولتی بلکه به تخصص و توان کاری من توجهی نشد.
,احمد بارها به استانداری اردبیل مراجعه کرده و از همان در ورودی جواب منفی را شنیده است. می گوید همین که می گفتم به خاطر استخدام آماده ام می گفتند به موضوع استخدام رسیدگی نمی شود.
, احمد بارها به استانداری اردبیل مراجعه کرده و از همان در ورودی جواب منفی را شنیده است. می گوید همین که می گفتم به خاطر استخدام آماده ام می گفتند به موضوع استخدام رسیدگی نمی شود., ,
,
, اما هیچ کدام از این بی مهری ها باعث نشد احمد و همسرش در مقابل سختی زندگی زانو بزنند. تا جایی که احمد در جشنواره ملی مهارت ویژه معلولان کشور مقام اول و مدال طلا را کسب می کند و قرار است سال ۲۰۱۶ عازم فرانسه شود.
, تا جایی که احمد در جشنواره ملی مهارت ویژه معلولان کشور مقام اول و مدال طلا را کسب می کند و قرار است سال ۲۰۱۶ عازم فرانسه شود.,این نخبه پارس آبادی معتقد است مسئولان به توان معلولان باور ندارند بویژه مسئولانی که حتی اجازه ملاقاتشان به ما داده نمی شود. آرزوی احمد این است که در فرانسه نام شهرستان پارس آباد و توانایی های فرزندان دیار سبلان را به جهانیان بشناساند و برای این آرزو تمام تلاش خود را به کار بسته است.
,, ,
,
, ازدواجی که خانواده ها راضی نبودند
, ازدواجی که خانواده ها راضی نبودند,تمام تلاش و همت احمد در سال ۸۹ به زندگی همسرش گره می خورد، یعنی سالی که ازدواج می کنند. هر دو معلول جسمی و حرکتی که در همان آغاز پدر رقیه مخالف بوده است.
,علت این مخالفت نیز این بوده که نتوانند بار مسئولیت یک زندگی را به دوش بکشند. اما در نهایت وصلتی که خدا تقدیر کرده تا امروز مایه افتخار این زوج باشد، رقم می خورد.
,رقیه لیسانس حسابداری دارد. خودش می گوید گاهی برای نصب یک پرده مشکل پیدا می کنیم اما همدیگر را داریم و یک فرشته کوچک که اگر توان جسمی لازم را داشتیم آرزویمان بود محدیس خواهر یا برادری داشته باشد.
,پدر محدیس از اخلاقیات دخترک سه ساله خود متحیر است و معتقد است بعد از این همه سختی خدا یک فرشته به ما داده است.
,وقتی از احمد و رقیه آینده را می پرسم؛ فقط می گویند توکل به خدا. چشم رقیه خیس اشک است می خواهد همه سدها را بشکند و هر چه در توان دارد به پای تنها فرزند خود بریزد. بی شک این آرزوها بدون توجه به وعده ها و تنها به دلیل اراده، استقامت، شجاعت و ایمان و باور برای این زوج شدنی است.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه